به دلیل روز جهانی ریشه کنی فقر

[ad_1]

امروز 25 مهر ماه 1401 روز جهانی ریشه کنی فقر است. دنیای بدون فقر؛ آرمان و آرزویی که بسیاری از انسان‌ها در طول تاریخ و همین امروز در سر پروراندند و با گذشت هزاران سال، هنوز این آرزوی دیرینه‌ بشریت پژوهشگر نشده و گاهی حتی دست‌ نیافتنی به نظر می‌رسد. باید دید برای چی این رویای قدیمی هنوز به سرانجام نرسیده است؟ شاید اگر موانعی که بر سر این راه وجود دارد را هر چه زیادتر بشناسیم در مبارزه با فقر، دستاوردهای بیشتری نتیجه گردد.

روز جهانی ریشه کنی فقر به نام حرکتی نمادین هر ساله در 17 اکتبر مقارن با 25 مهرماه در سراسر دنیا برگزار می شود. سابقه این اتفاق به سال 1987 یعنی زمانی دوباره می گردد که یکصد هزار نفر در حمایت از قربانیان فقر ،گرسنگی و خشونت و خوف در پاریس پایتخت فرانسه دست به تجمع انتقاد آمیز زدند. هدف از این انتقاد که در ابتدا تنها رساندن صدای قربانیان فقر به دولت ها و شهروندان عادی بود به نحوی گسترش یافت که سازمان ملل چند سال سپس در سال 1992 این روز را “روز جهانی فقرزدایی” نامگذاری کرد.

اولین تجمع اعتراض به فقر در 17 اکتبر 1987
اولین تجمع انتقاد به فقر در 17 اکتبر 1987

در تاریخ، نام ژوزف رسینسکی با روز جهانی فقرزدایی پیوندخورده است. تلاش های این فعال اجتماعی به نام بنیانگذار حرکت ATD FOURTH WORLD  راه را چنان هموار کرد که تنها پنج سال پس از مرگ وی یعنی در سال 1992، شورای عمومی سازمان ملل این روز را روز جهانی مبارزه با فقر نام نهاد. نوشته ای که بر سنگ یادبود رسینسکی حک شده به شعار کسانی تبدیل شده است که در سراسر دنیا با فقر مبارزه می کنند:

هرکجا زنان و مردانی محکوم به زندگی در فقر شدید باشند، به معنای نقض حقوق بشر است.

روز جهانی ریشه کنی فقر ضرورت، الزام و فوریت آخر بخشیدن به فقر را مورد تاکید هرچه زیادتر قرار می دهد. در واقعیت با بزرگداشت این روز، توجه به این معضل که به چیز تازه ای فراگیر و جهانی بدل شده است با ارزش و مهم بودن مخصوص ای می یابد. حال باید دید فقر به چه معناست.

فقر همیشه به نام معضل جوامع بشری و در طیف پهناور در سطح جهانی مورد توجه محققان، کارشناسان و سازمان های ذی ربط بوده است. گرچه در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، فقر از شدت و خط سیر متفاوتی برخوردار است اما باید اذعان کرد فقر به نام چیز تازه ای اجتناب ناپذیر در همه جوامع بشری چه توسعه یافته چه در حال توسعه معروف است.

داستان فقر و فقر زدایی یک مسئله جهانی است. اما فقر چیز تازه ساده ای نیست که بتوان اون را از یک یا چند دیدگاه تعریف کرد. به سبب ماهیت چندبعدی فقر، تعریف دقیق اون کار سختی است به بیانی ساده می توان گفت ناتوانی در تامین حداقل نیازها در زمینه خوراک، مسکن، پوشاک و تحصیل ریشه در فقر دارد و این وضعیت می تواند با عدم دسترسی به زمان های برابر شغلی و اعمال تبعیض های اجتماعی نیز وخیم تر شود.

باید گفت فقر از تعاریف مختلفی برخوردار و از زوایای متعددی قابل بررسی است که به فراخور تحولات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی این تعاریف دستخوش تغییر قرار می گیرد. به گفته نظریه پردازان و مالک نظران علم اقتصاد، فقر به نام فقدان منابع برای دسترسی به مواد غذایی، مشارکت در کوشش ها و هم چنین محرومیت از قابلیت های اساسی تلقی می شود که بر حسب تاریخ و مکان می تواند متغیر باشد. از این منظر فقر امری کاملا نسبی محسوب می شود.

بانک توسعه آسیا فقر را محرومیت از ثروت ها و زمان هایی معرفی می کند که هر فرد استحقاق برخورداری از اون ها را دارد اما در حال آماده از اون ها محروم است. طبق این تعریف فقر طیف وسیعی از محرومیت ها و کمبودها را در بر می گیرد.

روز جهانی ریشه کنی فقر
روز جهانی ریشه کنی فقر

آبراهام مازلو به نام یک روانشناس انسان گرا، برای نخستین بار نظریه پادشاهی مراتب نیازها را مطرح کرد. براساس این نظریه، انسان‌ دارای پادشاهی مراتبی از نیازهاست که به شکل یک هرم نمایش داده شده است. در سطح پایین این هرم نیازهای بنیادی و ابتدایی جای گرفته‌اند و هر چه به سو بالای هرم نزد می رویم نیازها پیچیده‌ تر می‌شوند. از دیدگاه مازلو پادشاهی مراتب نیازهای انسان ۵ سطح دارد که شامل نیازهای فیزیولوژیکی و جسمانی، نیازهای امنیتی، نیازهای اجتماعی و وابستگی پذیری، نیازهای احترام و عزت نفس و در نهایت خودشکوفایی است.

نیازهای فیزیولوژیکی، امنیتی، اجتماعی و احترامی به نام نیازهای کمبود یا نیازهای کمی معروف اند، به این معنی که این نیازها به سبب محرومیت به وجود می‌آیند. برآورده کردن این نیازهای سطح پايین‌تر به منظور اجتناب از عواطف یا پیامدهای ناخوشایند از با ارزش و مهم بودن خاصی برخوردارند.

فقر به مخصوص فقر شدید امکان برآورده ساختن نیازهای سطح اول و پایه را از افراد درگیر اون می گیرد به نحوی که امکان ادامه عمر بدون برطرف شدن اون نیازها امری ناممکن می شود. عدم برخورداری از رژیم غذایی تندرست، سرپناه مناسب، برخوردار نبودن از شغلی درآمدزا، برخوردار نبودن از هویت اجتماعی و گروهی در نهایت به حس حقارت و درماندگی منتهی می گردد.

قربانیان خاموش فقر

فقر زندگی افراد به مخصوص کودکان و نوجوانان را در دو سپس جسمی و روحی به مخاطره می اندازد. با ارزش و مهم بودن این داستان تا جایی است که سازمان های جهانی از جمله سازمان ملل را بر اون داشت تا با تشکیل سازمان های با اعتبار برای کمک به کودکان نیازمند و خانواده های شان از این معضل در سطح جهانی پیشگیری کرده و با اون به مواجهه پردازند.بر پایه آمار جهانی افرادی که جان خود را به سبب فقر و گرسنگی از دست می دهند بیش از کسانی است که تاکنون در درگیری های نظامی جان باخته اند.زندگی افراد فقیر هرروز با فقدان مواد غذایی، سرپناه، و عدم دسترسی به خدمات ضروری تهدید و به چالشی جدی کشیده می شود. از یک سو این افراد در شرایطی ناامن زندگی می کنند و ناگزیرند درد ها و مرارت ها، بی عزتی ها و بی حرمتی ها، محرومیت ها و تبعیض های اجتماعی را تاب آورده و دم نزنند.از سوی دیگر،این قربانیان خاموش به طور ناعادلانه ای از بسط دهندگان جرم و خشونت در جامعه تلقی شده و تهدیدی علیه نظم و ثبات اجتماعی محسوب می شوند.

دوستی پایدار تنها زمانی تجلی می یابد که جوامع بشری بتوانند احترام و حقوق اساسی شهروندان را ضمانت نموده، مورد حمایت قرار داده و اون را محترم شمارند.

تحول اجتماعی واجب برای دوستی و راحتی در جامعه نیز،تنها از راه مشارکت فعالانه و مساوی افراد اون جامعه فراهم‌ می شود.اما فقر به نام متغیری مستقل این معادلات را برهم می زند.حال پرسشی که در اینجا مطرح است این است که در مقابل چنین تبعیض آشکار و فراگیر علیه افرادی که از فقر درد می برند چگونه می توان جامعه ای در راحتی و تساوی ساخت؟

حال یافتن و اجرای راهکارها و راهبردهای موثر و کارآمد که با اتخاذ اون ها بتوان در زمینه ریشه کنی فقر گامی اساسی برداشت امری واجب الاجراست.بر هیچ کس پوشیده نیست که به سبب گستردگی ابعاد فقر، دولت و سیاست های اجرایی اون به تنهایی پاسخگوی رفع این معضل اجتماعی نخواهد بود و چنانچه مشارکت نهادهای مردمی شکل نگیرد ،قدم موثری در رفع و ریشه کنی این معضل برداشته نخواهد شد و ما هم چنان شاهد محرومیت ها و درد های قشر صدمه پذیر و صدمه دیده جامعه خواهیم بود.

[ad_2]