جملات ناراحت زندان عشق + عکس نوشته آزادی و آزادی

[ad_1]

در این پست می توانید متن های ناراحت درباره زندانی و عکس استوری آزادی از طناب و عکس نوشته آزادی و جملات ناراحت زندان عشق و عکس نوشته آزادی و آزادی و عکس نوشته رها شدن از زندان و عکس استوری زندانی را مشاهده کنید.

جملات غمگین زندان عشق

برای آزادی

واجب نیست

زمین و آسمان را بخرید،

تنها خودتان را نفروشید.

***

هوا بس سرد و بی روح است

نفس چون مرگ و ناراحتی است

بین سحرِ آزادی

دِلَم

گِریان و مجروح است

همان زندانِ مفتوح است….

جملات غمگین زندان عشق

می خواهم بروم ، نمانم اینجا …
اینجا صفا نیست ، وفا نیست
نفس در تنگنای سینه زندانی ست
بوی مروت ، بوی خدا نیست
اینجا بال و پر پرنده زندانی ست

جملات غمگین زندان عشق

در کدامین طناب و زندانی،

تو میدانی زندانی؟

با آزادی می توان از دام و طناب خود گسست.

همچو لاله دم به دم رازها هستی را دوباره کرد،

زینهمه ناراحتی و بیم و درد و غم آزاد بود…

عکس نوشته آزادی از زندان

قفس سینه که جای قلب نیست
دردِ قلب ، از به زندان ماندنِ اوست

حادیسام درویشی…

جملات غمگین زندان عشق

بغض هایمان را از بس بازداشت کرده ایم
تبدیل به زندانبان های استاد برای بغض ها شده ایم من خود یک زندانبان پر از زندانی هایی هستم که مهیا پر شدنن.

***

نمی دانی

چه رنجی می کشم

در گوشه تنهایی،

مگر روزی بخوانی

خط به خط دیوار زندان را

جملات غمگین زندان عشق

خسته ام ،ازاین زندان که نامش زندگیست/پس زیبایی های دنیا دست کیست…

عکس نوشته زندانی

حکمِ عاشقی دیوانه همچون همانند من

تا ابد زندانیِ بغلِ یاریست همانند تو…

جملات غمگین زندان عشق

پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد
مظلومیت خاصی دارد
دوباره گذاشتن در قفسش توهینی است به او
در قفس را ببند
تا زندان دلیل زمینگیر شدنش باشد،
نه پر و بال ریخته اش……

جملات غمگین زندان عشق

گاه گاهی قفسی می سازم
با رنگ ، می فروشم به شما
تا به صدا شقایق که در اون زندانی است
قلب تنهایی تان جدید شود.
چه خیالی، چه خیالی، …
می دانم
پرده ام بی جان است.
خوب می دانم ،
استخر کوچک نقاشی من بی ماهی است……

عکس نوشته ناراحت زندان عشق

باید که بر دیوار زندان

سر بکوبم،

آه مرا گر بشنوَد

در می گشاید

جملات غمگین زندان عشق

سال ها سپس
قهرمان فیلم کسی نیست
که شهر را از دست
هیولای غول جسم نجات دهد
به تنهایی از شگفت آور ترین زندان ها فرار کند …
و یا یک تنه ارتشی را حریف باشد .
.
سال ها سپس ..
قهرمان داستان کسی است
که جرات کند و بین ” آدم ها ”
عاشق شود ….

جملات غمگین زندان عشق

کاشکی محکوم
اغوشت شوم
شاید که تو
باورت گردد
که من زندانی
چشم توام …….

[ad_2]