قاتل روانی دوستش را با ۲۰ ضربه چاقو کشت!

[ad_1]

نگهداری به پرونده پسر جوانی که برای اختلاف با دوستش او را با ۲۰ ضربه چاقو به کشتن رسانده بود، برای اختلال روانی به سپس از معالجه وی موکول شد.

به شرح وقت سحر به تعریف از صدآنلاین، مرداد سال 1400 کارمندان یکی از فروشگاه های زنجیره ای در شرق تهران با پلیس تماس گرفته و از درگیری مرگبار دو کم سن مقابل فروشگاه خبر دادند.

در ادامه مأموران به محل درگیری رفته و مشخص شد که دو کم سن به نام های سعید و نیما با هم دعوا کرده اند اما سعید 30 ساله با ضربه های متعدد چاقو به کشتن رسیده بود و عامل جنایت نیز که در درون فروشگاه بود دستگیر شد.

پس از اون با دستور قضایی جسد سعید به پزشکی قانونی منتقل شد و مأموران تحقیقات میدانی را با سوال از کارمندان فروشگاه زنجیره ای که شاهد درگیری بودند، پی گرفتند.

خونریزی شدید مقتول

یکی از آنها به پلیس گفت: جلوی در فروشگاه بودم که مقتول در حالی که چاقو خورده بود و خونریزی می کرد خودش را به درون فروشگاه رها کرد و من و همکارانم تصمیم داشتیم با اورژانس تماس بگیریم اما ضارب با چاقویی در دست درون فروشگاه شد و با چاقو چند ضربه دیگر به پسر کم سن زد تا اینکه او جان باخت.

نیما 28 ساله سپس از بازداشت و انتقال به اداره آگاهی در توضیح اتفاق به مأموران گفت: من و سعید سال های زیادی بود که با هم رفاقت داشتیم.

روز حادثه سر موضوعی باهم گفت و گو کردیم و سعید به یکباره فحش ناموسی داد و من کنترلم را از دست دادم و با چاقو چند ضربه به او زدم تا بمیرد. می فهمیدم که اگر زنده بماند حتماً من را می کشد.

با اظهارات متهم، بازپرس دستور داد تا متهم برای معاینات روانی به پزشکی قانونی فرستاده شود و کارشناسان این سازمان پس از معاینه در گزارشی اعلام کردند: متهم بیماری روانی دارد اما بیماری اش دلیلی برای تبرئه او در وظیفه کیفری جرمی که مرتکب شده نیست.

مهاجرت مادر به آلمان

بدین ردیف متهم دوباره بازجویی شد و درباره وضعیتش گفت: زمانی که 11 ساله بودم پدر و مادرم از هم جدا شدند. مادرم به آلمان مهاجرت کرد و من را هم با خودش برد.

تا اینکه چند سال سپس به اتهام سرقت از سوی پلیس آلمان دستگیر شدم اما آنقدر تحت فشار قرار گرفتم که یکی از مأموران را مورد ضرب و شتم قرار دادم و به زندان افتادم.

در دوران بازداشت تحت نظر و معالجه یک روانشناس بودم و آنقدر روی ذهنم نشان گذاشته بود که فکر می کردم اگر به کسی صدمه زدم باید او را بکشم چون اگر زنده بماند من را اذیت می کند. البته سپس از آزادی دیپورتم کردند و به ایران آمدم.

با آخر تحقیقات، شرح پلیس، اظهارات شاهدان و نظریه پزشکی قانونی، برای متهم کیفرخواست صادر و پرونده او به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد و اولیای دم مقتول هم با ثبت شکایتی خواهان حکم قصاص شدند.

اما متهم که اختلال ذهنی و روانی او در زندان وخیم تر شده بود چند روز نزد از برگزاری جلسه دادگاه برای معالجه به بیمارستان منتقل شد و پزشکان با معاینه اوعنوان کردند، متهم به لحاظ بیماری و مشکلات روانی شرایط وجود در دادگاه را ندارد و باید تحت معالجه قرار گیرد.

با اعلام این شرح قضات دستور دادند جلسه محاکمه متهم این پرونده به سپس از معالجه او موکول شود.

[ad_2]