متن درباره ظلم با محتوای زیبا و فلسفی

[ad_1]

همانطور که می دانید همیشه آدم های ظالمی هستند که به مظلوم تر ها ظلم می کنند و اون ها را مورد اذیت قرار می دهند که در مورد ظلم متن و اشعار زیبایی گفته شده است بنابراین، اگر شما نیز از اون دسته افرادی هستید که تمایل به مطالعه متن درباره ظلم دارید خوب تر است تا آخر مطلب دنبال ما باشید.

متن ناب کوتاه و طولانی در مورد ظلم

مجموعه ای از متن درباره ظلم

اکثر افراد به دنبال اشعار و متن های زیبا در مورد موضوعات مختلف هستند و تمایل زیادی به مطالعه این دسته از مطالب دارند که یکی از موضوعات جذاب ظلم می باشد که در مورد ظلم شاعران اشعار زیبایی سروده اند و همچنین متن های ناب با مفاهیم دلنشینی نیز وجود دارد به همین خاطر، در ادامه مطلب گلچینی از متن درباره ظلم را در اختیار شما عزیزان قرار خواهیم داد.

اشعار و متن در مورد ظلم

متن زیبا در مورد ظلم با مفاهیم ناب

اون‌گاه که سرافرازی کسی را له می‌کنی، اون‌گاه که کاخ آرزوهای کسی را تخریب

می‌کنی، اون‌گاه که شمع امید کسی را خاموش می‌کنی، اون‌گاه که بنده‌ای

را نادیده می‌انگاری، اون‌گاه که حتی گوشت را می‌بندی تا صدای عقل

شدن غرورش را نشنوی، اون‌گاه که خدا را می‌بینی و بنده خدا را نادیده

میگیری، می‌خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان بلند می‌کنی تا

برای خوشبختی خودت دعا کنی؟

بسوی کدام جهت نماز می‌گزاری که دیگران نگزارده‌اند؟

طریقت بجز خدمت خلق نیست

به تسبیح و سجاده و دلق نیست

*****

دست های کوچکش

به زور به شیشه‌های ماشین شاسی بلند حاجی می‌رسد

خواهش می کند : آقا… آقا “دعا ” می‌خری؟

و حاجی بی‌اعتنا تسبیح دانه درشتش را می‌گرداند

و برای فرج آقا “دعا ” می‌کند!!!!!

*****

اگه کسی رو که بدتون میاد ازش صبر کنیدT فقط در حق خودتون ظلم کردین!

*****

انسانی که با بیصدا دمخور نشود
نمی‌تواند که با عشقِ من حرفی بزند
کسی که با چشمش “باد” را نبیند
چگونه می‌تواند کوچم را درک کند؟!
کسی که به صدایِ سنگ گوش نسپارد
نمی‌تواند صدایم را بشنود..
کسی که در ظلمت نزیسته
چگونه به تنهاییِ من اعتقاد می‌آورد؟!!

*****

و غم مخور،
که چون ظلمتِ فراقِ اون روشنی
بلند شد،
روشنایی نیز بلند شد:
ظلمتِ کوتاه، روشنیِ کوتاه؛ ظلمتِ بلند، روشنیِ بلند…

“خورشید تبریزی”

*****

می‌شود دندان ظلم ازکندگشتن تیزتر
اره بی‌دانه چون‌گردد ببرد سنگ را

بیدل دهلوی

*****

ظلمت شب را
شانه‌‌ی دلدار می‌‌باید
که نیست …!

*****

ماه من
امشب بتابان روشنایی خود برجان من
کز تمام ظلمت و تاریکی شب
خسته ام …

“هما کشتگر”

*****

گلچینی از متن درباره ظلم

متن ناب کوتاه و طولانی در مورد ظلم

خدایا
در این دنیاے غم زده ما را
مَجراے عشق خود بگردان
ومَجراے روشنایی و روح خود
تا روشنایی تو را بر زندگے
کسانےکه اسیرظلمت
افسردگے و ناامیدےاند، بتابانیم

*****

ظلم یعنی دست گرمی پرفریب

وعده هایی بی پایه و بس شگفت آور

ظلم یعنی مزه لب های عسل

آتش اندازد به جانم همانند سیب

ظلم یعنی عهدهای سرسری

عشق بازی در سرزمین دیگری

سیرتی از جنس شیطان پلید

صورتی ناز و زیبا و گلپری

*****

دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است

برداشتن این گل گناه است و نچیدن مشکل است

هر چه جز معشوق باشد پرده بیگانگی است

بوی یوسف را ز پیراهن شنیدن مشکل است

*****

اگه خواستی تکیه بدی
نه به چهره ها اطمینان کن
نه به زبون ها
به دوتا چیز اما میشه تکیه کرد
یکی مرام و مردونگی
دومی اعتقاد و خداباوری
بامرام؛ نمک میشناسه
و باایمان ظلم نمیکنه….

*****

اگه خواستی تکیه بدی
نه به چهره ها اطمینان کن
نه به زبون ها
به دو تا چیز اما میشه تکیه کرد؛
یکی مرام و مردونگی
دومی انسانیت
اولی نمک میشناسه
دومی هیچ وقت ظلم نمیکنه!

*****

ولی بیایم نگاهمون عمیق باشه
حتی کوچیک و محدود
عمیق باشه..
اصن عمیق هم نباشه
ولی توهم عمیق بودن و زیبایی و خفن بودن دید رو نداشته باشیم..!
بدونیم همینیم
همینمونم به صدتا چرتوپرت و چیزای قلمبه سلمبه و باورای الکی و تعصب روشون میارزه
در حق خودمون که نباید ظلم کنیم..

*****

مجموعه ای از متن درباره ظلم

شعر و متن در مورد ظلم با مفاهیم دلپذیر

مکن بد که بینی به پایان بد
ز بد گردد اندر دنیا نام بد

نگیرد ترا دست جز خوبی
گر از مرد عالم سخن بشنوی

هر اون‌کس که فکر‌ای بد کند
به پایان بد با بدن خود کند

وگر بد کنی جز بدی ندروی
شبی در دنیا شادمان نغنوی

دنیا را نباید سپردن به بد
که بر بدکنش بی خیال بد رسد

شعر از فردوسی

*****

ظلم از هرکه هست خوب بدست
وآنکه او ظالم است خوب بدست

سنائی

*****

هر کجا عدالت روی بنموده ست

نعمت اندر دنیا بیفزوده ست

هر کجا ظلم رخت افکنده ست

مملکت را ز اساس برکنده ست

سنایی

*****

اگردلی را به ناله آری ز برق آهش امان نداری

بلا درافتد به هرچه داری که چوب خداوند صدا ندارد

چو آه مظلوم کند کمانه سرای ظالم شود علامت

چو برق بگریز از این میانه که تیر آهش خطا ندارد

مهدی سهیلی

*****

ای زبردست زیر دست اذیت

گرم تاکی بماند این بازار

به چه کار آیدت دنیا داری

مردنت به که مردم آزاری

*****

عقل چه بود آب ده اشجار را
ظلم چه بود، آب دادن تیغ را

موضعی چهره شه نهی ویرانی است
موضع شه اسب هم نادانی است

*****

اگردلی را به ناله آری ز برق آهش امان نداری

بلا درافتد به هرچه داری که چوب خداوند صدا ندارد

چو آه مظلوم کند کمانه سرای ظالم شود علامت

چو برق بگریز از این میانه که تیر آهش خطا ندارد

“مهدی سهیلی”

*****

برخی وقتا فراوان دلت میگیره
از کارایی که در حقت میکنن
ولی این شعر صائب تبریزی واقعیت اتفاق رو بیان میکنه:

دلیل‌ ظلم ناممکن است به ظالم نرسد
ناله نزد از هدف از پشت تیر و کمان می‌خیزد..

*****

متن در مورد ظلم

در شکل تمایل با کلیک بر روی متن زیبا می توانید جملات ناب در مورد موضوعات مختلف را مشاهده کنید.

 

منبع : آرگا

[ad_2]