اغتشاشگران با شعارهایشان چه چیزی را علامت گرفته اند؟

[ad_1]

اغتشاشگران با شعارها برای تحلیل ترکیب و مدل و آرایش اغتشاشات این چند روز اخیر حاکمیت را علامت گرفته اند.
به شرح صفحه اقتصاد، البته علامت‌های دیگری نیز موید است؛ همانند دیدن رهبران و منظره‌‌گردانان تجمعات یا بررسی سبک کارها آنها همانند آتش زدن روسری یا پرچم یا حمله به ماشین پلیس و امثالهم ولی یک راه دیگر تحلیل گفتمان این تجمعات است که بهترین نماد اون، شعارهاست.
حجم شعارها و کثرت آنها روی چه موضوعاتی است؟ فهم این معنا برای تشخیص بسیاری از مناسبات و نسبت و تناسبات بین این اتفاق و دیگر امور می‌تواند سودمند و مؤثر باشد.
بیایید شعارها را ببینیم و مطالعه کنیم. پیشاپیش از اینکه این شعارها تعریف می‌شود عذرخواهیم. شاید تدبیر‌ای نباشد زیرا صرف بیان اینکه عده‌ای شعارهای ساختارشکنانه دادند برای تحلیل دقیق معنای این اتفاق کافی نیست. باید کمی با دقت زیادتر به منظره‌ دید کرد:
«می‌جنگیم، می‌میریم ایرانو پس می‌گیریم»؛ معنای شعار روشن است؛ آمده‌ایم برای خشونت و جنگ خیابانی. هدفمان گرفتن ایران است از چه‌ کسی؟ احتمالا از حاکمیت. شعار روی مهربانی به ایران شکل گرفته و علامت می‌دهد کسانی این شعار را می‌دهند که ساختار نظام حاکمیت را کلا قبول ندارند و قائل به کنار زدن اون با جنگ هستند برای آنکه ایران در دست‌شان و تحت حاکمیت‌شان باشد.
«توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه»؛ این شعار نیز نشانه به استفاده از زور برای اخراج قشر روحانیت دارد. معنای این شعار نیز جدا کردن نهاد روحانیت از ارکان تأثیرگذاری اجتماعی و حاکمیتی است.
«مرگ بر دیکتاتور»؛ این شعار علامت می‌دهد که این مردم حکومت را دیکتاتوری می‌دانند و با اون به مواجهه برخاسته‌اند.
«زن، زندگی، آزادی»؛ این شعار به سرعت شعارهای قبلی نیست. عناصر مورد توجه شعار ارزش‌های زنانه است. اموری که یک دختر یا زن می‌پسندد و دوست دارد. این نکته مهمی است که این‌بار هویتی زنانه برای انقلاب مورد توجه قرار می‌گیرد. این در سبک کارها متعدد در ژانر واحد نیز دیده می‌شد. در تجمعات قبلی براندازان نیز وجود داشت که زنان در آنجا میدان‌دار اصلی بودند. یک دلیل مهم در این نکته اون است که هویت زنانه اساسا برای ساختن ایستادن و حرکت و تحول مناسب است اما مهم‌تر از اون اهمیتی است که جامعه ایرانی به نحو فراوان جدی‌تر از دیگر نقاط دنیا به این مقوله می‌دهد. قوت و کرامت زن در ایران فراوان بالاست؛ موفقیت‌های او نیز چشمگیر بوده است و همین‌ها دلیل می‌شود که اگر بتوان او را به حرکت راضی کرد عملا جامعه را منفعل نسبت به او قرار خواهد داد بیش از دیگر جوامع باید دقت کرد که حس ظلم بر زنان مؤثرتر و جانگدازتر از ظلم بر مردان است.
از همین جهت است شعار «می‌کشم می‌کشم هر آنکه خواهرم کشت»؛ البته باید درباره این شعار این نکته را اضافه کنیم که با ارزش و مهم بودن گفت و گو مرگ مهسا امینی نیز چه اندازه به این حرکت کمک کرده است.
شعارهای علیه رهبر انقلاب هم علامت می‌دهد که مسئله این مردم رساندن ماجرای کشتن دختر به حاکمیت و رأس حاکمیت است. اساسا معنای اصلی و جدی این حرکت نه انتقاد به شکل و راه گشت‌ارشاد و نه اصل وجود اون و نه حتی آزادی حجاب و امثالهم است معنای اصلی و جدی این حرکت حذف و شکست کل نظام حاکمیت است.
«مرگ بر استبداد، حجاب و گشت‌ارشاد» نیز همین نکته را نشانه می‌کند. همه این پادشاهی به یک نکته برمی‌گردد و اون شکست تصمیم حاکمیتی. البته این مقوله از ابتدا هم در بیانات رهبران فکری این جریان در خارج از سرزمین روشن بود؛ کسانی که توصیه به تحریم جدی‌تر ایران می‌کردند همان‌ها مقابل حجاب و گشت‌ارشاد بودند. اساسا یک راه برای فهم اینکه چه‌کسی راهبری این جریان را می‌کند بررسی همین معنا و گفتمان است.

«آبان ماه خونه، رهبری سرنگونه» یا «1500نفر کشته آبان ما»؛ اینها علامت می‌دهد این جریان اتصال به همان هویت تجمعات آبان دارد. تحلیل تجمعات آبان مهم است از این جهت. یعنی اگر اون اتفاق را نیز یک جنگ و حمله دشمن توسط عناصر خود بدانیم که بر بستر نارضایتی مردم از یک اتفاق سوار شد، این‌بار هم همان جریان بین است. هویت این جریان را می‌توان با هویت اتفاق آبان نیز شناخت.

از شعارهای دیگر شعار علیه فرزند رهبر انقلاب بود؛ این شعار از چند جهت مهم است. اولا همانند شعارهای دیگر علامت می‌دهد چه اندازه با دغدغه عموم مردم فاصله دارد. ثانیا علامت می‌دهد نسبت این جریان با فتنه سبز و میرحسین چگونه است. رابطه پیام میرحسین با این جریان و توجه به آینده حاکمیت دینی در ایران همگی از این جهت مهم خواهند بود.
«این آخرین پیامه، هدف خود نظامه»؛ اگر این شعار هم نبود از مجموع شعارهای قبلی، تبار این جریان و مقصد اون مشخص می‌شد. لکن این شعار به روشنی این نکته را تبیین می‌کند. هدف نه دخترکی به نام مهساست نه مقوله حجاب یا بی‌حجابی و نه گفت و گو گشت‌ارشاد است و نه هیچ امری از این قبیل؛ هدف کاملا روشن است به قول خود فراوانی «اینها همش دلیل‌ست، اصل نظام علامت‌ست».

خوب همین مقدار شعارها می‌تواند مختصات کسانی که در کف خیابان هستند را مشخص کند. باید توجه کرد که این نقطه اون سر تیز نیزه‌ای است که مابقی نقدها و نارضایتی‌ها و تحلیل‌های بدون توجهات کلان و راهبردی، همگی در حکم چوبه اون نیزه خواهد بود.

از سوی دیگر می‌توان معنای این تجمعات را با کلمات تحریم‌کنندگان و فشارآورندگان خارجی و بیگانه سنجیدن کرد و از قبل اون رابطه هویتی این جریان با دشمن را متوجه شد.
همین‌طور می‌توان نسبت این جریان را با نارضایتی عمومی ناشی از احتمال ظلم به دختر نا آشنا که براساس روایت خاصی هم البته در فضای رسانه شکل گرفته، مشاهده کرد. نارضایتی‌ای که خود بر بستر فشارهای اقتصادی و معیشتی مرتبط با ناکارآمدی بدنه مدیریتی سرزمین در دهه90 تشدید هم می‌شود. همه این نارضایتی به هر صورتی که باشد بستری می‌سازد و قدرتی ساختن می‌کند تا این جریان که جلودارهای او همین مردم هستند، به هدفش برسد.

از یک جهت البته باید خرسند بود. چراکه فاصله مردم ایستادن‌کننده با بدنه عمومی مردم فراوان فراوان شده است به‌گونه‌ای که دیگر نمی‌توانند خود را در پوششی از نفاق پنهان کنند. مسئله کاملا روشن است. در همان ساعت اول آخرین سخن خود را می‌زنند. اتفاقی که در فتنه‌های قبل سپس از چندین ماه چهره داد، اینجا در همان نقطه شروع واقع می‌شود. سوزاندن پرچم و توهین به قرآن و مقدسات و کتک زدن نظامی و حزب‌اللهی و سوزاندن اموال و امثالهم در همان نقطه شروع شکل می‌گیرد. دقت کنیم که جریان فتنه عملا به یک تمحیص و غربالگری روشن وابسته شده است. این‌بار اگر بناست روشنگری اتفاق بیفتد از این جهت نیست که این جریان معرفی شود بلکه از این جهت است که زمینه‌های رشد این جریان را از بین ببریم. ریشه‌های نارضایتی‌های عمومی متعدد و مختلف است اما همه آنها می‌توانند در جدا کردن مسیرشان از این جریان هماهنگ باشند.
راه‌حل این اتفاق، تبیین است تا این جریان در رأس پیکان است تحت مدیریت غرب از بدنه اجتماعی جدا شده و نابود شود و هر اقدام اجتماعی معنای صحیح خود و متناسب با خواست عمومی مردم پیدا کرده و از تحت تصمیم خارج از سرزمین نیز خارج بیاید.

منبع: خبرآنلاین

[ad_2]