[ad_1]
قصـه کشتن امیرحسین خادمی از ماجراهای دلخراشی است که در کشورمان اتفاق افتاده است، در این مطلب از صفحه اقتصاد به موضوعات امیرحسین خادمی که بود؟ و درباره ماجرای تعرض جنسی امیرحسین خادمی و فوت وی چه بود؟ خواهیم پرداخت. با ما دنبال باشید.
امیرحسین خادمی که بود؟
امیرحسین خادمی متولد دهه ۸۰ در زرین دشت که در هفته ای که گذشت مورد عمل شنیع تجاوز قرار گرفته و پس از شکایت از عاملین تجاوز که سه نفر بودند، به کشتن رسیده است.
در تاریخ یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ جسد نوجوانی ۱۶ ساله به نام امیرحسین خادمی در زریندشت که مورد تعرض جنسی قرار گرفته و بابت اون شکایت کرده بود، یکشنبه در بیابانهای دور و بر حاجیآباد زریندشت در استان فارس پیدا شده است.
ماجرای تجاوز و کشتن امیرحسین خادمی
امیرحسین خادمی نوجوان ۱۶ ساله اهل زریندشت بود که پس از تعرض جنسی و پس از شکایت از سه نفر تجاوز کننده روز یکشنیه ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ به کشتن رسید.
رئیس کل دادگستری استان فارس با بیان اینکه پرونده کم سن زرین دشتی به شکل مخصوص و خارج از نوبت نگهداری میشود، تاکید کرد: اشد تنبیه قانونی در صبر متهمان خواهد بود.
رئیس کل دادگستری استان فارس با بیان اینکه پرونده کم سن زرین دشتی به شکل مخصوص و خارج از نوبت نگهداری میشود، تاکید کرد: اشد تنبیه قانونی در صبر متهمان خواهد بود.
در پی اعلام خبر فوت مشکوک کم سن زرین دشتی، رئیس کل دادگستری استان فارس با بیان اینکه پرونده تحت نظارت مخصوص قضایی قرار دارد گفت: پرونده متهمان این حادثه به شکل مخصوص و خارج از نوبت نگهداری میشود.
پیگیری پرونده تجاوز و کشتن به نوجوان زرین دشتی
حجت الاسلام والمسلمین سید کاظم موسوی عصر پنجشنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۱ با تأکید بر اینکه اشد تنبیه قانونی در صبر متهمان خواهد بود اعلام کرد نگهداری به پرونده مذکور در صلاحیت محاکم کیفری یک استان است که کارها اولیه جهت انجام تشریفات قضایی و ارسال پرونده به مرجع عالی قضایی استان انجام شده است.
رئیس کل دادگستری استان فارس با بیان اینکه کارها قضایی اولیه از جمله شناسایی هر سه متهم، بازداشت و تفهیم اتهام آنان در حوزه قضایی زرین دشت انجام شده است، بیان داشت: ادعای مطرح شده توسط خانواده متوفی در خصوص آدم ربایی و کشتن نیز با تشکیل پرونده قضایی در دستور کار نگهداری رتبه قضایی قرار دارد.

تجمع اعتراضی مردم
همشهری آنلاین نوشت: تصاویری از تجمع مردم در انتقاد به تعـرض هولناک و مرگ کم سن زرین دشتی در استان فارس در شبکههای اجتماعی منتشر شده که بازتاب پهناورای داشته است.
رئیس دادگستری زرین دشت گفته است: متهمین تعرض به کم سن زرین دشتی پس از دستگیری در بازداشت به سر میبرند و تحقیقات تکمیلی در این خصوص ادامه دارد.
نزد از ظهر امروز شماری از مردم شهرستان زرین دشت با تجمع در مقابل ساختمان دادگستری این شهرستان خواهان برخورد قاطع دستگاه تقدیر با مسببان این حادثه شدند.
در جریان این تجمع مسئولان دادگستری شهرستان با وجود در بین مردم ضمن شنیدن مطالبات آنها به آنها قول پیگیری سریع این مسأله را دادند.
رئیس کل دادگستری استان فارس با بیان اینکه کارها قضایی اولیه از جمله شناسایی هر سه متهم، بازداشت و تفهیم اتهام آنان در حوزه قضایی زرین دشت انجام شده است، بیان داشت: ادعای مطرح شده توسط خانواده متوفی در خصوص آدم ربایی و کشتن نیز با تشکیل پرونده قضایی در دستور کار نگهداری رتبه قضایی قرار دارد.
علی سیدآبادی(نویسنده) در صفحه اینستاگرامی خود نوشت:
امیرحسین خادمی و مهسا امینی به فاصلهی چند روز و به دو راهی کاملا متفاوت جان شیرینشان را از دست دادهاند و مرگشان نه تنها خانواده که شهر و کشوری را داغدار کرده است. این چند روز همه دربارهی مهسا امینی نوشتهاند و تقریبا ماجرایش روشن است، اما دربارهی امیرحسین خادمی کمتر نوشته شده است، شاید به این سبب که کشتن او را ناشی از بیماری کسی یا کسانی میدانند و به نظرشان مداخلهی نهادهای رسمی در اون منتفی است.

امیرحسین مظلوم بود و در مرگ هم مظلوم است، نه فقط از این رو که ما کمتر دربارهاش نوشتهایم، بلکه از این رو که در اونچه نیز دربارهاش نوشته شده به درستی معرفی نشده است. او شخصیتی ستودنی است که در سن نوجوانی به جای درس و مدرسه ناچار از کار کردن در چنان مکان ناامنی شده است تا هزینهی معالجه مادر بیمارش را تامین کند و هنگامی هم اون اتفاق شوم برایش افتاده است، ساکت ننشسته است و به اون ظلم بدن در نداده است و صحیح در همینجاست که مرگ مظلومانهی او به مرگ مظلومانهی مهسا امینی پیوند میخورد. او دقیقا سپس از اینکه ماجرای تجاوز را برملا کرده است و شکایت یا تصمیم شکایت طرح شده است، مجدد وابسته ظلم بزرگی شده است. برای چی این چهرهی مقتدر که زنان را در زندگی روزمره چنین تحت فشار قرار میدهد و به تأییدیه همان فیلم هر روز جمع بزرگی را با کوچک و کشتن روحشان به اون سالنهای وعظ بینتیجه میکشاند، در قلب اون متجاوزان جانی خوف نمیاندازد؟ برای چی دزدان و متجاوزان نمیترسند؟
برای چی امیرحسین نوجوان ناچار است برای هزینه معالجه مادرش کار کند؟ برای چی مکان کار چنین ناامن است و متجاوزان و جانیان این اندازه حس امنیت میکنند؟ برای چی امیرحسین باید چنین تنها و مظلوم به چنگ ظلم و مرگ و سبعیت و بیوجدانی بیافتد؟
[ad_2]