[ad_1]
دانلود ۳ فیلم استوری کوتاه و سوزناک تسلیت شهادت حضرت رقیه ۱۴۰۱ با نوحه جدید
۳ فیلم استوری نوحه کوتاه و سوزناک و ناراحت تسلیت شهادت حضرت رقیه ۱۴۰۱ وضعیت واتساپ و اینستاگرام برای شهادت حضرت رقیه ۵ مسافرت ۱۴۰۱ ، شامل چند فیلم کوتاه و نوحه جانسوز شهادت حضرت رقیه از اینستاگرام با داستان تسلیت شهادت حضرت رقیه در ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ برای وضعیت واتساپ و استوری اینستاگرام دنبال با فیلم مداحی کوتاه شهادت حضرت رقیه با نوحه سوزناک و ناراحت در مورد تسلیت شهادت حضرت رقیه در ۵ صفر ۱۴۰۱ با فیلم و ویدئوی جدید دانلود کنید:

امروز ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ سالروز شهادت حضرت رقیه درود خدا علیه تسلیت باد به همین مناسبت فیلم زیبا و سوزناک مخصوص تسلیت شهادت حضرت رقیه |فیلم مداحی غم انگیز برای شهادت حضرت رقیه در ۵ صفر|مداحی ۵ ماه صفر_تسلیت شهادت حضرت رقیه با نوحه و مداحی جانسوز برای وضعیت واتساپ و استوری اینستاگرام, فیلم روضه شهادت حضرت رقیه|فیلم کوتاه حضرت رقیه|فیلم حضرت رقیه برای استوری|نوحه شهادت حضرت رقیه برای وضعیت واتساپ, فیلم جدید حضرت رقیه برای استوری ، صفر ۱۴۰۱
فیلم مداحی و نوحه شهادت حضرت رقیه برای وضعیت واتساپ
فیلم هایی با داستان شهادت حضرت رقیه در ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ برای استوری و وضعیت واتساپ در ۵ صفر ۱۴۰۱، شامل چند فیلم کوتاه و گلچین شده از اینستاگرام می باشد که فقط با داستان تسلیت شهادت حضرت رقیه ارسال شده است و در این قسمت از مجله سخن جدید و در ماه صفر سال ۱۴۰۱ مناسب برای استوری و وضعیت واتساپ اماده کرده ایم:
دانلود ویدئو
دانلود ویدئو
دانلود ویدئو
متن نوحه
لالایی حضرت زینب س برای حضرت رقیه س
بابا برای بردن تو با سر آمده
گریه نکن رقیه غم تو سر آمده
حُسن ختام نام شهیدان کربلا
نام زنانه تو یکی دختر آمده …
زینب سر حسین به دامان گرفته بود
سر را دو دست کوچک بی جان گرفته بود
پاییز بود و باد غم انگیز می وزید
غذا یزید نام غریبان گرفته بود …
****
سه ساله دخترت افتاده از نفس، بابا!
دگر مرا ببر از كنج این قفس، بابا!
به جز تو كآمدهای، امشبی به دیدارم
نزد سری به یتیم تو، هیچ كس، بابا!
******
غم گرفته سر تا پامو ببین بابا
امشبو تا سحر رو پاهام بشین بابا
تا بگن نزدِ دشمن کم نیاوردن
تو بگی آفرین بابا
غذا خیبر بود و عمه فاتحِ خیبر
عمه حیدر بود و من هم مالک اشتر
عمه رهبر بود عمه حیدر بود
عمه مادر بود ای جانم عمه
عمه دریا بود ای جانم عمه
عمه تنها بود ای جانم عمه
نمیدونی کی دلتنگت شدم بابا
با چه حالی از بازار اومدم بابا
از همون بازار اومدیم به ویرونه
من صدات میزدم بابا
بین بازار غذا و اون همه داد
عمه کاری کرد که همه شدیم آزاد
هر کجا رفتیم جلو دشمن عمه ایستاد
عمه سر و صدا کرد ای جانم عمه
غذا و رسوا کرد ای جانم عمه
گم شدم اما ای جانم عمه
منو پیدا کرد ای جانم عمه
هنگامی از غم قلبم شعله ور می شد
اول از حالم عمه با خبر می شد
*****
اون که که در این مزار بزرگوار آرمیده است
ام البکاء رقیه ی درد کشیده است
چشم تو را چقدر بر این در گذاشتند
گفتی پدر مقابل تو سر گذاشتند
کاشکی همین نوع که شاعر گفته بود،صحیح بود!
گفتی پدر مقابل تو سر گذاشتند
کاشکی می گذاشتند،دیگه نگم،نگم چه جوری سر رو رها کرد،
تنها به این بسنده نکردند شامیان
پا را از این که بود فراتر گذاشتند
بگم چیکار کردند
یعنی حساب کوچکی جسم تو را
یه بچه کوچیک رو مجسم کنید،یه بچه سه ساله مگه قد و بالاش چقده؟
قربون دستا کوچولوت برم،فراوان بی حیا بودن،فراوان سنگدل بودن.
یعنی حساب کوچکی جسم تو را
با تازیانه های مکرر گذاشتند
یه جای تندرست تو این بدن نمونده بود،وای……
****
ای یاس پرپر حسین، یا رقیه
ای یاس پرپر حسین، یا رقیه
آیینۀ زهرا رقیه جان
تفسیر اَعطینا رقیه جان
مأوایت بهشت، ای حوری سرشت
روشنایی چشم مولا رقیه جان
ای یاس پرپر حسین
تو هستی کوثر حسین
با اشک خود در ویرانه، کرده ای ایستادن
چشمت روشن آغوشت شد، مأمن امام
ای یاس پرپر حسین، یا رقیه
ای یاس پرپر حسین، یا رقیه
اشکت شد نذر مقدم پدر
دست لرزانت مرهم پدر
مویت شد سپید، رویت شد آبی تاریک
پرپر شد دلت از غم پدر
کی بی تاب از صبوری است؟
دلخون از درد دوری است
آمد بابا چشمت را بر غم ها ببند
یواش یواش در بغل مادرت بخند
ای یاس پرپر حسین، یا رقیه
ای یاس پرپر حسین، یا رقیه
کوثر بابا، یا رقیه
زینت دوش سقا رقیه
کشتۀ داغ بابا رقیه
جانم اُمّ اَبیها رقیه
اشک چشمانش خطبۀ غَرّا بود
چادرش همانند چادر زهرا بود
از صبر بابایش سوخت
جان عالم بر غم هایش سوخت
کوثر بابا، یا رقیه
تا پدر سر گذارد به پایش
محشری کرده با گریه هایش
گشته «عَجّل وفاتی» دعایش
دلش ناراحت از غم دنیا بود
همۀ دردش دوری بابا بود
سر را در آغوشش تا فشرد
بر دامان زهرا جان سپرد
جانم اُمّ اَبیها رقیه
کوثر بابا، یا رقیه
[ad_2]