[ad_1]
قالی ترکمن که آوازهای قدیمی دارد و یکی از قطبهای قالیبافی ایران به شمار میرود حالا با قاچاق فرشهای افغانستانی به ایران اون هم از مرزهای خراسان رضوی و جنوبی و حتی سیستانوبلوچستان که راهش را به بازارهای ایران از جمله مشهد، تهران، قم، شیراز، مرقد، بندرترکمن و … پیدا کرده، مورد تهدید جدی قرار گرفته است.
به شرح صفحه اقتصاد، روزنامه جام جم با این مقدمه نوشت: «زیادتر کسانی که این فرشها را میفروشند هیچگاه نشانهای به اینکه فرشها ایرانی نبوده و از مرغوبیت کافی برخوردار نیستند، به میان نمیآوردند؛ چراکه سود بالای اون وسوسهبرانگیز است. اگر اون قسمت از بازار را که فروشندگان عادی هستند، کنار بگذاریم برخی از افرادی که اینگونه فرشها را میفروشند دارای سوهای حقوقی هستند همانند بازرس و رئیس اتحادیه و … . برای پیگیری اینکه برای چی فرش افغانستانی را میفروشند و با این کار بستر را برای ورود زیادتر فرشهای افغانستانی و کاهش تولید داخلی را رقم میزنند پاسخشان تهدید است یا تطمیع! برخی هم عنوان میکنند که برای جوری جنس و به دلیل توصیه مشتری، این فرشهای قاچاق را میآورند که به شکل عجیبی ابایی از گفتن این داستان هم ندارند.
یکی از مسئولان معامله و فروش فرش درباره این تخلف و قانونشکنی میگوید: «فرشهایی که ما در فروشگاهمان داریم وابسته به ترکمنان افغانستان یا ازبکان افغانستان است. ما این فرشها را برای جوری جنسمان میآوریم.»
او در پاسخ به این سؤال که برای چی او به عنوان یک رتبه مسئول به قاچاق فرش دامن میزند، چنین پاسخ میدهد: «ما هم همانند بقیه فرش افغانستانی میفروشیم. اگر جلوی قاچاق را بگیرند و دیگر فرشی از افغانستان نیاید، خب ما هم فرش افغانستانی نمیفروشیم.»
آزاد همانند سودجویان
البته در این میان باید به کمکاری و شاید بیاطلاعی برخی دستگاههای متولی همچون سازمان تعزیرات و ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز نشانه کرده که زمان را در اختیار عدهای سودجو قرار داده تا با قاچاق و فروش فرشهای بیکیفیت افغانستانی به تولید مردمی که دغدغه اصلی رهبر انقلاب است، ضربه بزنند.
رهبر معظم انقلاب در پیام نوروزی و در حمایت از تولید درون چنین گفته بودند: «در اقتصاد هم مسأله عمده عبارت است از تولید مردمی که اجمالا عرض کردیم و من در این سه – چهار سال اخیر در شعار سال مسأله تولید را تکرار کردم و البته دولتها و مسئولان به قدر توان خودشان، به قدر اراده خودشان، با توجه به شرایط بینالمللی کارهایی انجام دادند؛ اون کمی که توانستند کارهایی انجام دادهاند، تلاشهایی کردهاند ولیکن به نظر من امروز مسأله اصلی ما، مسأله اصلی مسئولان اجرایی سرزمین و کسانی که به نحوی در این مسائل، در اداره سرزمین دخالت دارند، عبارت است از اقتصاد.»
روزهای بد فرش ترکمن
فرش ترکمن در آستانه فراموشی و نابودی قرار گرفته است؛ چراکه قاچاق فرشهای افغانباف، تولید را با اختلال شدیدی روباهرو کرده است. تولیدکنندگان فرش دستباف ترکمن، همانهایی که آبا و اجدادشان در استان خراسان شمالی و گلستان طی قرون قبل دستبافهای یموت و قطعه و دیرناقگل و بازوبندی و آیناگل و ماریگل را میبافتند حالا وضعیتشان به گونهای شده که دیگر آماده به تولید نیستند یا واردکنندگان فرش قاچاق از افغانستان عرصه را بر آنها باریک کردهاند.
یکی از تولیدکنندگان فرش ترکمن که نمیخواهد نامی از او در این شرح برده شود، درباره این داستان میگوید: «ما هر چه در چنته داشتیم به کار گرفتیم تا صدایمان را به عالیترین رتبه دولتی برسانیم. زمانی آقای رئیسی به استان ما مسافرت کرد مشکلاتمان را به گوش ایشان رساندیم و نامه هم دادیم. سپس از مدتی سازمان صمت استان که خود را از داستان ورود فرش قاچاقاق اطلاع داشت برای بررسی درون عمل شد ولی نتیجه هیچ!»
او در ادامه میافزاید: «مافیای قاچاق فرش از افغانستان انگار سمبه پرزوری دارد و تلاشهای تولیدکنندگان عقل برای سرپاماندن بینتیجه است.»
فرش ایرانی روزهای خوبی را سپری نمیکند و قاچاق فرش افغانستان و حمله خزنده این فرشها در بازارهای داخلی، تولید فرش مناطق مختلف ایران را به شماره انداخته است.»
[ad_2]