[ad_1]
اجیر کردن سارق برای وام 120 میلیونی
اواخر تیر امسال مرد میانسالی هراسان با پلیس تماس گرفت و گفت: دنبال مادر و همسر و سه فرزندم در خانه نشسته بودیم که یکباره متوجه شدیم کسی در حال دوباره کردن در ورودی خانه با کلید است. قبل از اینکه به سو در بروم، یکباره در دوباره شد و سه مرد نقابدار درون خانه شدند. آنها با تهدید چاقو و سلاحی که به دست داشتند، دست و پای من و افراد خانوادهام را بستند و اموال با ارزشی که درون خانه بود را با خود بردند. مادر پیرم با دیدن این منظره درجا سکته کرد و ما سپس از رفتن سارقان به سختی دستهایمان را دوباره کردیم و مادرم را به بیمارستان انتقال دادیم.
رد پای یک زن در سرقت
با شکایت مرد میانسال، تحقیقات برای شناسایی سه سارق نقابدار شروع شد. در نخستین قدم، کارآگاهان به جستجو دوربینهای مداربسته خانه شاکی رفتند و با بازبینی دوربینها مشخص شد که سه مرد نقابدار از یک خودروی پژو پیاده شده و راننده در ماشین چشم به راه مانده و سپس از اجرای نقشه سرقت مجدد سوار بر همان ماشین از محل فرار کردند.
از آنجا که شماره پلاک ماشین مخدوش شده و سارقان نیز با کلید درون خانه شده بودند، این احتمال مطرح شد که سرقت از سوی فردی دوست شکل گرفته است. با این فرضیه تحقیقات از شاکی از سر گرفته شد که وی گفت: زنی به نام بلقیس، مدتی است که به نام خدمتکار در خانه ما کار میکند. او دو روز در هفته به خانهمان میآمد اما این هفته نیامد و بدون اطلاع یکباره ناپدید شد و هرچه با تلفن همراهش تماس گرفتیم، خاموش بود.
با این احتمال که خدمتکار خانه در این سرقت نقش داشته باشد، به دستور بازپرس دادسرای مخصوص سرقت، بلقیس شناسایی و بازداشت شد. زن کم سن ابتدا منکر سرقت بود، اما هنگامی با مدارک و مستندات پلیس روباهرو شد، به سرقت اعتراف کرد: سالهاست که از شوهرم جدا شدهام و بچهام نیز با من زندگی میکند. برای رد کردن زندگی مجبور بودم کار کنم.
او گفت: مدتی در مغازه توتون و تنباکوفروشی مردی به نام هاشم مشغول به کار شدم. اما سپس از مدتی از آنجا خارج آمدم و در جستوجوی کار بودم که با آگهی استخدام خدمتکار خانه روباهرو شدم. هنگامی به خانه این مرد آمدم، من را استخدام کردند و قرار شد دو روز در هفته به آنجا بروم و نظافت کنم.
او ادامه داد: سپس از مدتی متوجه شدم مرد صاحبخانه در کار آماده کردن وام است. حتی برای من هم یک وام گرفت. از آنجا که با هاشم، صاحبکار قبلیام در ارتباط بودم هنگامی متوجه شدم او نیاز به وام دارد به این مرد – شاکی – معرفیاش کردم. هاشم هم مدارک، ضمانت کننده و ودیعهای که برای دریافت وام ۱۲۰ میلیون تومانی نیاز بود را به این مرد داد اما او هنگامی وام را گرفت، اون را برای خودش برداشت. هاشم من را مقصر این اتفاق میفهمید و میگفت تو این مرد کلاهبردار را به من معرفی کردی و حالا باید وام را خودت بدهی اما من توانایی پرداخت چنین وامی را نداشتم. او مرا تهدید کرد که اگر کلید خانه شاکی را به او ندهم، به بچهام صدمه میرساند. به ناچار خواسته او را که در اختیار قرار دادن کلید خانه بود، قبول کردم.
با اطلاعاتی که بلقیس در اختیار مأموران قرار داد، هاشم بازداشت شد اما او در تحقیقات گفت: من با سختی توانستم برای وام، ضمانت کننده و ودیعه آماده کنم. از طرفی فراوان زیاد به این پول نیاز داشتم. کاری که این مرد با من کرد، صحیح نبود. به همین خاطر دشمنی او را به قلب گرفتم.
او ادامه داد: برای تلافی، به یکی از مشتریهای مغازهام به نام پدرام که میفهمیدم کار خلاف میکند، گفتم از خانه این مرد سرقت کند. قرار بر این شد که ۱۲۰ میلیون تومان از اموال سرقتی را به من بدهد و مابقی را برای خودش بردارد. من از ماجرای گروگانگیری خانواده و سکته مادرش بیخبر بودم.
اطلاعاتی که مالک مغازه تنباکوفروشی در اختیار مأموران قرار داد، آنها را به پدرام رساند. پدرام که راننده پژو در تاریخ سرقت بوده، گفت: منظور هاشم خوب بود. او کلید را در اختیارم قرار داد و با سه نفر از دوستانم نقشه سرقت را طراحی کردیم. من آنها را سوار خودروام کردم و به محل سرقت رفتیم و سپس از اجرای نقشه هم دوستانم را به مخفیگاهشان رساندم. قرار بر این شد که سپس از سرقت، اموال را تقسیم کنیم اما زمانی که به جستجو آنها رفتم تا سهم خودم را بگیرم، متوجه شدم که ۲ میلیارد تومان از خانه سرقت و فرار کردهاند و سر من کلاه گذاشتهاند. من نه تنها از این سرقت سهمی نبردم، بلکه ۱۲۰ میلیون تومان هم باید به هاشم میدادم.
به دنبال اعترافات متهمان پرونده، به دستور بازپرس شعبه پنجم دادسرای مخصوص سرقت، متهمان در اختیار کارآگاهان اداره آگاهی قرار داده شدند و تحقیقات برای دستگیری ۳ دزد دیگر ادامه دارد.
گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: hamshahrionline.ir
[ad_2]