سخن های شگفت آور برادر مهسا امینی [+عکس و آدرس اینستاگرام اشکان امینی]

[ad_1]

به تازگی صحبت های برادر مهسا امینی در فضای غیر واقعی کاربران سوشال را درگیر خود کرده. با ما بمانید تا به جنبه های مختلف این داستان بپردازیم.

افشاگری هولناک برادر مهسا امینی، فیلم دردناک خاکسپاری جسم مهسا امینی، ضجه‌های دلخراش مادر مهسا امینی بر سر جنازه دخترش همه و همه دلیل شده بسیاری از انسان‌ها را متاثر کند.

بسیاری از اخبار این روزهای دنیای تکنولوژی پر شده است از حملات وحشیانه‌ی انسان‌ها به هم و سیاه کردن روزگار یکدیگر؛ اما خبر کیووردفرعی مسئله‌ی جدید‌ای را برای ما بازگو می‌کند که پرداختن به اون جذاب توجه است.

مهسا امینی دختر 22 ساله ای بود که توسط گشت ارشاد بازداشت و پس از انتقال به وزرا با حال نامسائد راهی بیمارسان شد، این روز ها همه دلواپس حال این دخترک هستند و حتی دیدن لباس او نزد از بازداشت نیز برایشان شائبه برانگیز بوده است.

اظهارات جدید دایی مهسا امینی ؛‌ او کاملا تندرست بود و هیچ بیماری قبلی نداشت!

افشاگری: گفت و گو با دایی و مادربزرگ مهسا امینی ساعتی قبل از مرگ او

صحبت های برادر مهسا امینی [+عکس]

مهساامینی 1 4

صحبت های بد برادر مهسا امینی راجع به اتفاقاتی که بر سر مهسا امینی آمد! | چه بلایی سر این دختر آمد؟

آدرس صفحه اینستاگرام اشکان امینی برادر مهسا امینی:

ashkanamini__

خانواده مهسا امینی:

از کسی نمی‌ترسیم؛ شکایت می‌کنیم

مهسا بیماری قلبی نداشت. دلیل حادثه همانند روز روشن است. زمانی با این ارعاب و وحشت دختر مردم را می‌گیرند و می‌چپانند در ماشین مشخص است چه می‌شود؟ این چه احقاق حقی است؟

ماموران به برادرش «کیارش» که در محل آماده بوده گفتند که مهسا را برای یک ساعت کلاس توجیهی و آموزشی به پلیس امنیت اخلاقی در خیابان وزرا می‌برند. دو ساعت سپس، کیارش از پشت درهای بسته پلیس امنیت اخلاقی متوجه می‌شود که خواهرش به کما رفته و با ماشین آمبولانس از ساختمان وزرا خارج شده است.

پزشکان بیمارستان کسری، تشخیص سکته قلبی و مغزی داده‌اند. تا ساعت ۲۰:۳۰ روز سه‌شنبه، قلب مهسا همچنان می‌بی قرار اما مغزش دیگر هشیار نبود. پزشکان خانواده پزشک اهل سقز را پاسخ کرده‌اند. جو بیمارستان امنیتی است و خانواده امینی پشت در اتاق نگهداری‌های مخصوص دست‌به دعا ننشسته‌اند.

پدر مهسا امینی بیماری دخترش را دروغ خواند؛ افزایش مجروحان اعتراضات سقز به ۳۳ نفر رسید.

در بیمارستان کسری چه قبل؟

خبر فوری: صحبت های جنجالی برادر مهسا امینی [29 شهریور]
عکس مهسا و خواهرش

به بیمارستان کسری رفتم. از حراست بیمارستان، نشانی قسمت نگهداری‌های مخصوص را گرفتم. آسانسور و پله‌ها را علامت داد. داشتم می‌رفتم که بلافاصله سوال کرد «کدام مریض؟» گفتم امینی. سوال کرد «نام مریض امینی است؟» رو به همکارش کرد و گفت: «برای اون دختره است».

همکارش نزدیک آمد و گفت که خانم امینی ممنوع‌الملاقات است. خواستم که برادر یا پدر یا مادرش را ببینم. آشکار اجازه نداشتند. کمی ایستادم. مردی با موهای با عجله و چشم‌های بی‌خواب پایین آمد. نزدیکش شدم. دایی مهسا بود.

از حال خواهرزاده‌اش گفت: «مغزش که از کار افتاده بود. قلبش هم حالا دیگر نیمه‌فعال شده و کلیه‌هایش هم دیگر کار نمی‌کنند. دکترها گفتند فقط دعا کنید.» از جزییات اتفاق که پرسیدم پسردایی‌اش گفت ما به شما اطمینان داریم. دایی مهسا حرفش را قطع کرد و گفت: «من به شما اطمینان نداشتم هم همه سخن‌ها را می‌زدم. ترسی از کسی نداریم. اینجا ما طلبکاریم.»

فرماندهی انتظامی تهران در نخستین واکنش به این اتفاق گفته مهسا امینی به طورناگهانی وابسته عارضه قلبی شده و بلافاصله به بیمارستان انتقال یافته است. این سخنان اما با اظهارات «کیارش امینی»‌، برادر مهسا در تضاد است. کیارش گفته: «پشت در ساختمان پلیس امنیت اخلاقی ایستاده بودم. یکباره صدای جیغ و داد بلند شد. همه در ساختمان را می‌کوبیدیم. از در بالا رفتیم. اما در را دوباره نکردند. پنج دقیقه سپس یک آمبولانس از ساختمان خارج شد.

هر دختری که خارج می‌آمد می‌گفت که یک نفر را کشتند. عکس مهسا را به دخترها علامت می‌دادم. از میان اون‌ها یک نفر گفت که مهسا در بغل خودش این‌ مساله برایش نزد آمد».

ناهار و غذا می‌دهند؛ دلواپس نباشید!

دایی مهسا، آنچه را دیروز در بیمارستان قبل بود برایم شرح داد: «دیروز فرمانده پلیس به دنبال چند همکارش آمدند ملاقات ما. هر چه پرسیدیم چه شده؟ قول دادند که تصاویر دوربین‌های مداربسته را به زودی به ما علامت می‌دهند. من بهشان گفتم که هرکاری هم بکنند بی‌استفاده است.

می‌خواهند شکل مساله را پاک کنند.» پرسیدم برای چه آمده بودند؟ گفت: «آمدند گفتند دلواپس نباشید؛ سپرده‌ایم ناهار و غذا به شما بدهند. مشخص نیست چه کسی این بلا را سر مهسا آورده؛ بهش گفتم این مشکل حل شدنی نیست. امروز نوبت دختر ما بود، فردا نوبت دختری دیگر است. فقط شکل مساله را پاک می‌کنید.»

همین‌ها را می‌گفت که چند زن و یک پسر پایین آمدند. به کردی سخن می‌زدند. توی چشم‌هاشان قرمزِ اشک بود و زیر چشم‌ها آبی تاریکِ بی‌خوابی و اضطراب. انگار هنوز اعتقاد نکرده‌اند. مهسا قرار بود به خانه برگردد. حالا توی بیمارستان به زور دستگاه نفس می‌کشد. تا ثانیه تنظیم این شرح، جزییات بیشتری از حادثه ساختمان وزرا منتشر نشده است.

بازنشر محتوای شبکه های اجتماعی تنها به منظور آگاهی رسانی منتشر شده و نظرات بیان شده در اون الزاما بازتاب دیدگاه رسانه جونی نیست. شما همراهان گرامی می‌توانید نظر خود را درباره این خبر که ربازدید هم می‌باشد در قسمت دیدگاه‌های انتهای این نوشتار در اختیار همه بگذارید.

زیادتر بخوانید:

اما سوال اساسی این است که برادر مهسا امینی چند سال دارد, برادر مهسا امینی کیست و… و…

لطفا نظر خود را در رابطه با صحبت های برادر مهسا امینی در قسمت دیدگاه ها برای ما کامنت کنید.

[ad_2]