[ad_1]
در نقد فیلم Speak No Evil به اثری هنرمندانه میپردازم که تعریفی زیبا از سایکوپاتی در قاموسِ جامعه و سیاست ارائه میدهد. دنبال جونی بمانید.
همیشه با خود به این نکته فکرام که سیاستمداران و رهبرانِ دیکتاتور از اذیت دادنِ دیگران خوشی میبرند یا صرفا این اذیت را برای نزدبردِ اهدافشان و در سیستمِ قدرت انجام میدهند. شواهد علامت میدهد نوعی از سِحر و نشئگیِ ناشی از کوچک و زجر دادن به دیگران در جاریِ آنها متبلور میشود. فیلم مهمانان در پوسته اولیه خود شاید به هیچ کدام از این نکات نشانه نمیکند اما هرچه اون را پوست بکنید به نازککاری مولفان دلیل پی خواهید برد. در ادامه به تمام نکات فیلم خواهم پرداخت.
نقد فیلم Speak No Evil
سادیسمی اعلاء از جنسِ هنر
فهرست مطالبی که در نوشتار نقد فیلم Speak No Evil خواهید خواند:

بد سخن نزن یا مهمانان (به دانمارکی) فیلمی دانمارکی در ژانر ترسناک روانشناختی از سال ۲۰۲۲ به کارگردانی کریستین تافدروپ است. قصـه فیلم بر روی یک خانواده دانمارکی تمرکز دارد که برای تعطیلات آخر هفته به خانه روستایی یک خانواده هلندی دعوت میشوند. میزبانان به زودی شروع به آزمایش محدودیتهای مهمانان خود میکنند و شرایط تشدید میشود. این فیلم در ژانویه ۲۰۲۲ در سی و هشتمین جشنواره فیلم ساندنس نمایش داده شد و در دانمارک در ۱۷ مارس ۲۰۲۲ به شکل سینمایی اکران شد.
ساختار دراماتیک فیلم

درام در سینما معلول تودهی عظیمی از عوامل است. یکی از اونها موسیقی است. شروع یک دلیل که خود را ترسناک و جاریشناختی معرفی میکند میبایستی از همان ابتدا شما را درگیر کند که در اینجا و این فیلم به واسطه موسیقی این اتفاق میافتد. موسیقیِ بیاندازه نگرانیآور و جذابِ این فیلم تعلیق را میآفریند و تعلیق قسمتِ لاینفکِ درام و اینگونه فیلمهاست.
دوربین در ابتدای امر متزلزل است و ما پی. او. وی. ماشین را میبینیم. البته در تعریف پی. او. وی. اختصاص به شخصیت دارد اما از نظر بنده اشیاء هم میتوانند پی. او. وی. داشته باشند و البته شخصیت. کما اینکه در این فیلم ماشین نقشِ مهمی در نزدبردِ روندِ دراماتیک و نگرانی و خوفِ فیلم داشت. پی. او وی. ماشین علامت از دنیاِ متزلزلِ فیلم است و در خدمت تعلیق.
Speak No Evil

آخرین فیلمِ دانمارکیای که دیده بودم از جناب مس میکلسن (یک دور دیگر) بود، فیلمی به غایت آرتیستیک و حساب شده. اون فیلم در راستای زندگی بود و تمی کمدی داشت. الآن نیز با فیلمی دیگر از دانمارک سو هستم اما اینبار شدیدا اذیت دهنده، تراژیک و نمادین.
ریتم فیلم به واسطه تعویض به جای سکانسها و سریع طی شدنِ دورهِ معرفی خانواده و کاراکترها، بالاست. تمپو نیز از ابتدا در حد اعلائی با ریتم به رقص درآمده و بالانسی سیستماتیک را با اون به نمایش میگذارد. واجب به ذکر است تعلیقِ هیچکاکی از ابتدای این فیلم به شکل مدرن در حالِ اجراست (به بهترین شکل).
درونمایه و پوستهی زیرین

اولین اتفاق و دیالوگِ نامتعارف فیلم زمانی چهره میدهد که این دو خانواده همدیگر را در خیابانهای اون شهر در ایتالیا (اگر غلط نکنم توسکانی باشد) میبینند. اولین المانِ نامتعارف اون پسربچه است. اولین دیالوگ نامتعارف نیز از مرد غریبه سر میزند:”رفتی خرگوشو پیدا کردی؟ فراوان شجاعی”. دقت کنید! این اولین کوچک است. این دیالوگ شروعِ سلطه است. شروع برتری روانیِ سلطهگر بر خوراکی. شروعِ استعمار. شروعِ استثمار و زورگویی. شروعِ بیصدا. شروعِ سیاست و آخرِ انسانیت.
قدم بعدی چه بود؟ تعارف گوشت و مجبور کردنِ زنِ گیاهحقیر به خوردنِ گوشتِ گراز. دوباره هم قربانی تمکین میکند. نه گفتن را بلد نیست. این در ظاهر یک توهین به لایفاستایلِ اون زن بود. به عقیده و دیدگاهش به زندگی و حیوانات و دنیا. اما در باطن قدم بعدیِ دیکتاتور در جهتِ سلطه روانی بر اون خانوادهی احمق بود. اجازه بدهید که آنها را احمق خطاب کنم. اونها مشتی هستند نمونهی خرواری که پیشاروی زورگو بیصدا میکنند… (این سه نقطه خودسانسوری من است).
Speak No Evil

قدم بعدی: اجبار کردن خانوادهی الآن دیگر بَرده شده به اینکه دخترشان را نزد مردی که نمیشناسند رها کنند. اونها را در عمل انجام شده قرار میدهند اما کدام احمقی دختر بچه خود را در خانهای بینِ ناکجاآباد به مردی که برای اولین بار دیده میسپارد و به رستوران میرود؟ احمقی که منفعل است. بَرده شده و چشم به فرمانِ دیکتاتور است. دیکتاتور بیشرمی را تا جایی نزد میبَرد که به راحتی اذعان به دروغگو بودن خود میکند اما بَردهها بازهم منفعل هستند.
قدم بعدی جسارت است. چطور هنگامی با همسرت هماغوشی میکنی و کسی میآید و خندیدنِ شیطنتآمیز میزند تو میتوانی به کارت ادامه دهی؟ (در صورتی که فانتزی خاصی نداشته باشید) این اجازه دادن به ورودِ دیکتاتور به حریمِ شخصی است (مشابهِ این اتفاق در حمام برای زن میافتد و او نیز بیصدا میکند، عکسِ پایین). این اجازه هم با انفعالِ پدرِ احمق صادر میشود.
Speak No Evil

قدم بعدی عادی جلوه دادنِ همه چیز است. کاری که همه سیاستمدارها بلد هستند. هر اتفاقِ بدی بیوفتد جوری سخنرانی میکنند و خندیدن میزنند که… خانوادهی احمق ما اما دوباره هم سر خم میکنند و آرام به جایی نزدیک میشوند که سرشان برای لیسیدنِ پوتینِ زورگو در ارتفاعِ مناسبی باشد.
قدمِ بعدی پیدا کردن سوراخِ شخصیتِ منفعلِ پدر است. در ماشین هنگامی با زورگو درد و قلب میکند. به موقعیت و فوکوسِ دوربین دقت کنید! سوژه کسی نیست که درد و قلب میکند سوژه مردِ زورگویی است که درد و قلب را میشنود. خندیدنِ رضایتش را میبینید؟ این خندیدن برایتان دوست نیست؟ منکه روی شکل اکثر مزدوران این خندیدنِ ارگاسماتیک را دیدهام.
Speak No Evil

در پایان نیز زبانِ شاهد بریده میشود. شاهدِ قبلی که پیشتر زبانش بریده شده کشته میشود و این زن و شوهر احمق نیز سنگسار میشوند. شاه دیالوگ و شاه کلیدِ این فیلم آخرین دیالوگش است هنگامی مردِ احمق از دیکتاتورِ مهربان میپرسد “برای چی با ما اینکارارو کردی؟” دیکتاتور مهربان نیز در اوج صداقت پاسخ میدهد :”چون خودت بهم اجازه دادی”. دقت کنید این (تقریبا) از معدود سخنهای راستی بود که این شخص در کل فیلم به زبان آورد.
Speak No Evil

این آدم و حوای احمقِ فیلم حتی یکبار هم اقدام به نگهداری از خود نمیکنند در صورتی که سلطهگر سلاحی ندارد. او صرفا از جهتِ روانی غلبه پیدا کرده و با ساختن رعب و وحشت نفر مقابل را مستاصل و چشم قربانگو کرده است. اساسا به نظر من این فیلم مانیفستی است در جهتِ ایستادن علیه ظلم و استبداد و به نظر به خوبی از پسِ ادعای خود برآمده است. در ادامه نقد فیلم بد سخن نزن به بازیگری فیلم میپردازیم.
بازیگری

بازی در این فیلم تکنیکال است. به نظر هیچیک از بازیگران به اون شکل درونِ بازیِ حسی نشدهاند. بازیگرها فیلمنامه را فهمیدهاند و در جهت نزدبردِ درام و نمادگرایی قدم برمیدارند. فانی گیمزهای (دو دلیلِ یکسان هستند این دو فیلم) آقای هانکه یا مادرِ آقای آرنوفسکی را برای بیاورید. جنسِ بازیها تقریبا مشابه است چون با استعاره و نماد سر و کار داریم.
Speak No Evil

شخصیتها هم طبیعتا به واسطه تغییری که در سفید و سیاه شدن و درد کشیدن داشتند وابسته قوس شدند. اما این قوس به خوبی و آرام آرام شکل گرفت. انفعال به یکباره در کاراکتر ظاهر نشد و یا خشونت و وحشیگر در اون دیگری که توی علاقه بزند. همه چیز آرام و به جا بود. به همانند هر سیستمِ توتالیترِ مهربانی که آرام روی نامهربانش را علامتِ بَردههایش میدهد. در انتهای نقد Speak No Evil و تحلیل Speak No Evil به قصـه Speak No Evil خواهیم پرداخت.
قصـه Speak No Evil

بیورن و لوئیز از دانمارک به دنبال دخترشان اگنس در تعطیلات در توسکانی به سر میبرند. اونها در طول اقامت به سرعت با پاتریک و کارین یک زوج هلندی و پسرشان دوست میشوند. ماهها سپس بیورن و لوئیز از خانواده هلندی دعوتی دریافت میکنند تا با اونها در خانهشان در این سرزمین ملاقات کنند. سپس دانمارکیها تصمیم میگیرند با پاتریک و کارین تعطیلات کوتاهی داشته باشند. میزبانان خود را ماجراجو و آزاده معرفی میکنند و بساط عیاشی آماده میشود.
با این حال زمانی که اتفاقاتِ شگفت آور زیادتر و زیادتر چهره میدهد این رابطه وابستهِ تغییری غیرمنتظره میشود. هلندیها شروع به اذیتِ روانیِ مهمانانِ دانمارکی خود میکنند. بیورن و لوئیز نیز وابستهِ تعارف میشوند و آنجا را ترک نمیکنند. اونها ایمن نیستند که آیا پاتریک و کارین فقط شگفت آور و نا آشنا هستند یا چیز بدتری را پنهان میکنند. شرایط در نهایت تشدید یافته و مشخص میشود که میزبانان اونطور که تصور میکردند نیستند و…
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار نقد فیلم Speak No Evil سپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونی عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
[ad_2]