سربازی اجباری گریبان بی تی اس را گرفت؛ درخواست BTS آرمی ها: معاف کنید!

[ad_1]

به شرح سرویس منهای فوتبال خبرگزاری دیلی فوتبال؛ کیم سوک جین با نام هنری «جین» اولین عضو گروه موسیقی بی تی اس (BTS) است که به زودی باید به سربازی اجباری برود.

با اعلام مدیر برنامه های بی تی اس اعضای این گروه موسیقی کی پاپ به نظم و با رسیدن به سن قانونی، به سربازی اجباری خواهند رفت.

جین ۲۹ ساله بزرگترین عضو گروه موسیقی بی تی اس است که در ماه دسامبر ۳۰ ساله خواهد شد و با توجه به اینکه تاکنون از تمامی وقفه های قاونی برای تعویق دوره خدمت سربازی خود استفاده کرده به زودی باید به خدمت برود و حدود ۲ سال از این گروه جدا خواهد ماند.

سایر اعضای BTS نیز به نظم و با رسیدن به سن مورد نظر به خدمت سربازی اعزام خواهند شد.

در سرزمین کره جنوبی همه مردان ۱۸ تا ۲۸ سال باید به زمان ۱۸ تا ۲۱ ماه به خدمت سربازی اجباری بروند؛ در این بین قهرمانان المپیک و رقابت های آسیایی و همچنین موسیقیدانان کلاسیک که برنده به کسب جوایز خاصی شوند از خدمت سربازی معاف خواهند شد و برخی از قانون گذاران خواهان شامل شدن این قانون برای گروه بی تی اس نیز شده اند.

گروه موسیقی بی تی اس در سال ۲۰۱۳ اولین آلبوم خود را منتشر کرد که به سرعت به شهرت جهانی حیرت انگیزی دست یافت و سال قبل به نام اولین گروه موسیقی آسیایی توانست جایزه گرمی آرتیست سال را کسب کند.

دولت کره جنوبی با توجه به شهرت جهانی این گروه موسیقی، آنها را به نام سفیر کسب میزبانی اکسپو جهانی سال ۲۰۳۰ برای این سرزمین انتخاب و معرفی کرده است.

بر این پایه BTS آرمی ها با ساختن کارزار اینترنتی خواهان معاف شدن اعضای گروه موسیقی بی تی اس از سربازی اجباری شدند تا از دوری حتی موقت اعضای گروه پیشگیری کنند.

دولت کره جنوبی هنوز واکنشی به درخواست ها برای معافیت اعضای گروه BTS نداشته است.

سربازی اجباری گریبان بی تی اس را گرفت؛ درخواست BTS آرمی ها: معاف کنید!

سربازی اعضای گروه بی تی اس

اینستاگرام دیلی فوتبال

 



[ad_2]

تماشای آنلاین سریال بی همگان قطعه ۱۴

[ad_1]

سریال بی همگان قطعه ۱۴ را در ادامه به شکل آنلاین دید کنید.

“بی‌همگان” عنوان سریالی خانوادگی و اجتماعی است که تهیه کنندگی اون را مهران مهام بر وظیفه دارد و در دوره پاییز از شبکه سه سیما روی آنتن می‌رود. با توجه به اعلام روابط عمومی شبکه سه سیما، از مهر ماه سال 1401 و پس از آخر سریال بی علامت، پخش مجموعه بی همگان شروع خواهد شد.

تماشای آنلاین سریال بی همگان قطعه ۱۴

لینک تماشای آنلاین قطعه 14 سریال بی همگان

اگر اطلاعات و یا تصاویری در این صفحه به اشتباه درج شده در قطعه دیدگاه (پایین صفحه) اعلام کنید تا اصلاح و یا حذف شود

….

[ad_2]

تماشای آنلاین سریال بی همگان قطعه ۱۴

[ad_1]

سریال بی همگان قطعه ۱۴ را در ادامه به شکل آنلاین دید کنید.

“بی‌همگان” عنوان سریالی خانوادگی و اجتماعی است که تهیه کنندگی اون را مهران مهام بر وظیفه دارد و در دوره پاییز از شبکه سه سیما روی آنتن می‌رود. با توجه به اعلام روابط عمومی شبکه سه سیما، از مهر ماه سال 1401 و پس از آخر سریال بی علامت، پخش مجموعه بی همگان شروع خواهد شد.

تماشای آنلاین سریال بی همگان قطعه ۱۴

لینک تماشای آنلاین قطعه 14 سریال بی همگان

[ad_2]

اصابت گلوله به مرد بی‌ گناه در یک ساندویچی

[ad_1]

اصابت گلوله به مرد بی‌ گناه در یک ساندویچی

مرد کم سن که برای خرید ساندویچ به مغازه فست فودی رفته بود در مارلیک هدف شلیک یکی از اوباش های بنام در قرار گرفت

کشتن مرد کم سن درپی درگیری چند اوباش مقابل یک ساندویچی در مارلیک

نگهداری به این پرونده از هفته قبل درپی درگیری چند اوباش مقابل یک ساندویچی در مارلیک شروع شد.

مرد جوانی که برای خرید ساندویچ  به مغازه فست فودی رفته بود بدنبال درگیری خونین که بین 2 اوباش که از قبل باهم اختلاف داشتند هدف شلیک گلوله یکی از آنها قرار گرفت.

عامل تیراندازی که مالک ساندویچی بود پس از تیراندازی  فراوان زود پا به فرار گذاشت و مرد کم سن علی رغم تلاش تیم پزشکی در دم جان باخت.

تیمی از کارآگاهان جنایی به دستور بازپرس کشیک کشتن شناسایی و دستگیری متهم متواری را در دستور کاری خود قرار دادند.

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: rokna.net

[ad_2]

کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال بی همگان

[ad_1]

در این مطلب از صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال بی همگان از نظرتان می گذرد. سریال بی همگان هر شب حدود ساعت 8 و نیم تا یک ربع به 9 از شبکه سه پخش می شود و تکرار اون نیز در ساعت های 1:30 صبح زود، 10 سحر و 14:30 روز سپس روانه آنتن می شود.

قسمت پانزدهم سریال بی همگان

امیرعلی از زندان با مادرش تماس گرفته و با او سخن می زنه و تلاش می کنه تا آرومش کنه، سپس از صحبت با مادرش هم به الناز زنگ میزنه تا حال او را بپرسد، الناز بهش میگه پدرم با ازدواجمون موافقت کرده اما از سو دیگه فهمیده که خلیل برای دوستات قطعه‌ ها و میبرده و با پلیس جستجو دوستاتم رفته

قسمت چهاردهم سریال بی همگان

خانواده امیرعلی با وکیل صحبت می کنند که او میگه باید بذاریم تا حکم بیاد ولی آقا قاسم اصرار داره بره خونه آقای کرامت تا ازش رضایت بگیره که وکیلش میگه فعلا وقت اش نیست و ممکنه بدتر بشه…

قسمت سیزدهم سریال بی همگان

مریم و پدر اسلان در حال راه رفتن هستند که آقا کرامت بی جون روی صندلی می نشیند و مریم میگه بهتره شما یکم استراحت کنید ، منم برم دفتر اسلان که او میگه منم باهات میام

قسمت دوازدهم سریال بی همگان

همه در خانه پدری امیرعلی چشم به راه اون ها هستند، سپس از سر رسیدنشون، مادر و پدر امیرعلی شروع به ملامت هر دو اون ها می کنند که الناز با گفتن ببخشید می خواد از خونه بره خارج که پدرش میگه کجا و به سمتش میره

قسمت یازدهم سریال بی همگان

ابراهیم و خلیل به کارگاه رفیقای امیرعلی رفته اند تا درباره کار با او سخن بزنند… ابراهیم با دوستای امیرعلی کلی حال می کنه و اون هارا تشویق می کند

قسمت دهم سریال بی همگان

خانواده امیرعلی از اون جا خارج آمده اند، مهشید و الناز به دنبال مهرداد می دوند و از او درباره سخن هایش به امیرعلی سوال میپرسند که مهرداد لام تا کام سخن نمی زنه و میگه می تونی از خودش بپرسی

قسمت نهم سریال بی همگان

مادر امیرعلی در آشپزخانه مشغول خورد کردن سبزی است و امیرعلی هم آماده شده تا به سرکار برود و قبلش از مامانش خواهش میکنه که امروز به خانه الناز اینا زنگ بزنه و یک وقت برای خاستگاری بگذارند….

قسمت هشتم سریال بی همگان

آدم های ارشیا چشم به راه اومدن امیرعلی هستند تا او را گوش مالی بدهند، از تقدیر امیرعلی هم وقت رفتن با الناز سخن می زنه و بی حواس سوار همون ماشینی که آدم های ارشیا توش هستند، می شود و سپس از تموم شدن متوجه میشه اشتباه کرده و آقایی که عقب نشسته،چاقو زیر گلوش می ذاره و میگه اگر تکون بخوری شاهرگتو می زنم

قسمت هفتم سریال بی همگان

ارشیا با همان کارگری که جاسوسش توی خط تولید است سخن می زند و دوربین نصب می کند تا کامل همه را زیر نظر بگیرد.

مهرداد از راه می رسه و به او می گه دلیل این که این همه کارگر ها را زیر نظر دارد چیست و ماجرای قرارش با گوهران تو باشگاه تنیس را به رویش می آورد و میگه … 

قسمت ششم سریال بی همگان

امیرعلی در کارخونه مشغول عکس برداری از قطعه‌ ها دستگاه ها می باشد و یک به یک همه اون ها را چک می کند، یکی از کارگران کارخونه او را از دور و یواشکی دید می کند که از طرفی دیگر یک کارگر دیگه به سراغش می رود و ازش می خواد که چند ثانیه به جایی برود

قسمت پنجم سریال بی همگان

پدر اسلان در حال رفتن به خانه است که نوه اش را مشغول دعوا با دوستش می بیند و او را با خودش به خانه می برد

قسمت چهارم سریال بی همگان

الناز در خانه پای لپ تاپ نشسته و سرزمین های مناسب برای مهاجرت را دید می کند که مانی پیشش میره و به خاطر پاسخ ندادنگوشیش سر به سرش می ذاره که مهشید مادرش به خانه میره و به مانی میگه بره پایین کمک مادرش

قسمت سوم سریال بی همگان

طلبکار امیرعلی به در خانه اون ها رفته است و در نبود امیرعلی با پدرش قاسم صحبت می کند و قضیه سفته های پیمان و امضایامیرعلی را تعریف می کند که هر دو پدر و مادر امیرعلی شوکه می شوند و او میگه که زمانی دیدم امیرعلی توجهی نکرد، به خاطر عملمادرم و خرج دوا و درمون، مجبور شدم نزد شما هم بیام

قسمت دوم سریال بی همگان

امیرعلی به دیدن دایی اش رفته است و با هم گپ می زنند، داییش فوت پیمان را تسلیت میگه و امیرعلی هم بابت این که براش سندگذاشته سپاسگزاری می کند و درباره کار با هم سخن می زنند

قسمت اول سریال بی همگان

امیرعلی و پیمان ماشینی خط فرضی بین دو کشور را رد کرده اند و به سو ایروان می روند، الناز با فلان تماس گرفته و با او سخن می زند که فلان میگه ما باهم هیچ ربطی نداریم و باید فراموشم کنی که الناز با گریه تلفن را قطع می کند

[ad_2]

کوتاه قصـه قطعه پانزدهم سریال بی همگان

[ad_1]

در این مطلب کوتاه قصـه قطعه پانزدهم سریال بی همگان از نظرتان می گذرد، سریال بی همگان هر شب حدود ساعت 8 و نیم تا یک ربع به 9 از شبکه سه پخش می شود و تکرار اون نیز در ساعت های 1:30 صبح زود، 10 سحر و 14:30 روز سپس روانه آنتن می شود.

در کوتاه قصـه قطعه پانزدهم سریال بی همگان می خوانید که: 

امیرعلی از زندان با مادرش تماس گرفته و با او سخن می زنه و تلاش می کنه تا آرومش کنه، سپس از صحبت با مادرش هم به الناز زنگ میزنه تا حال او را بپرسد، الناز بهش میگه پدرم با ازدواجمون موافقت کرده اما از سو دیگه فهمیده که خلیل برای دوستات قطعه‌ ها و میبرده و با پلیس جستجو دوستاتم رفته

مهرداد به دنبال پویان برای کارگر ها در کارخونه سخنرانی می کنه و بهشون میگه که چه اتفاقی افتاده و ازشون می خواد مدتی باهاشراه بیان تا همه چیز صحیح بشه، کارگر ها جستجو مهندس خسروی رو ازش می گیرن که پویان تو سخن های مهرداد می پره و میگه برایایشون مشکل خانوادگی نزد اومده، ایشالا به زودی بر می گردن و با هم به درون دفتر مدیریت می روند

پویان به او میگه که ارشیا از همه اتفاق ها خبر داره، برادرم هنگامی فهمید چه اتفاقی افتاده فراوان ناراحت شدن، به خاطر همین به هرقیمتی که شده باید برش گردونید و می رود

جلسه دادگاه امیرعلی شروع شده است، وکیلش یک دفاعیه مهیا کرده است و سپس از خوندنش، قاضی امیرعلی را بلند می کند تا آخریننگهداری خودش را انجام دهدامیرعلی هم رو به قاضی و پدر اسلان میگه من برای پیشگیری از درگیری هولش دادم و نکشتمش

سپس از تموم شدن دادگاه، امیرعلی با پدر و مادرش سخن می زند که با آمدن آقا کرامت پدرش به سمتش میره تا باهاش سخن بزنه کهامیرعلی از زمان استفاده می کنه و جستجو الناز را از فاطمه می گیره که او میگه خبر ندارم و مامور همراهش او را می برد

مهرداد، ارشیا را به کارخونه برگردانده و باهاش سخن می زند که ارشیا برای این که خودش و تو تیم مهرداد نشون بده میگه که امیرعلیدخل اسلان و آورده و الان هم به عنوان قاتل تو زندانه، تا الان شریک جرمتون بودم، از الآن به سپس می خوام شریک سودتون باشم کهمهرداد در اتاقش را دوباره می کند تا او را خارج کند و زباله زمان طلب خطابش می کنه که ارشیا در گوشش میگه اگر خودتو تو آینهببینی دیگه با دیدن آدمایی همانند خودت بهشون نمیگی زباله زمان طلب و می رودمهرداد هم با عصبانیت در را پشت سرش می کوبدو حسابی داغ کرده

مانی به سو مادرش رفته و بهش میگه من ابدا نمی تونم نسبت به آینده خواهرم بی تفاوت باشم، بابا رو راضی کن، ماشین و بده به منیه وقت برم کشیک خونشون و بدم که مادرش می فهمه مانی به فکر دور دور با دوستاشه که همون ثانیه هم مهرداد از راه می رسه و اوسپس از درود دادن می رود

سر غذا، مهرداد جستجو امیرعلی را از الناز می گیرد که الناز فراوان آروم برخورد می کند ولی پدرش با پیگیری های مداوم او را در تنگناقرار میده که بهش زنگ بزنه ولی الناز در بیصدا با چشم های ترسیده نگاهش می کنه که پدرش میگه نمی تونی زنگ بزنی چون تو زندانه،مهشید شوکه شده نگاهش می کنه و می پرسه برای چی که الناز بدو تو اتاقش می رود و گریه می کند، کمی سپس هم پدرش به اتاقش میره و روبه روش میشینه

مهرداد بدون ملامت به دخترش میگه که هیچ وقت برای خودت همسفر بد برای مقصدت انتخاب نکن تا خوشی راه و از دست ندی که النازمیگه فراوان سخته، ولی پدرش ادامه میده که باید با ترست رو به روشی من زیادتر از هر کسی که ادعا می کنه عاشقتم و دوست دارم واسههمین بهت میگم دور بزن و از این راه اشتباه برگرد و همه تلاشش اینه که الناز و آروم کنه

قبل از خارج رفتن به دخترش میگه که ارشیا رو خارج کردم چون دلیل شده بود قلب دخترم بشکنه، اما الان بهت نیاز دارم، برگرد کارخونهو می رود، الناز هم تو تنهایی خودش گریه می کند

قاسم سر کارش برگشته است و مشغول نوشتن یک شعر روی سنگ قبر است که آقا کرامت به همان جا می رود تا یک سنگ قبر برایپسرش بگیرد که با هم رو در رو می شوند و آقا کرامت بی هیچ حرفی می رود

الناز در کارخونه به کمک یکی از کارگر ها دستگاه هایی که خراب شده را پیگیری می کند و به او قول میده که با پدرش صحبت کنه تاابراهیم و خلیل سرکارشون برگردند

صحیح همان ثانیه گوشی الناز زنگ می خوره و فاطمه به او میگه که حکم امیرعلی اومده

[ad_2]

کوتاه قصـه قطعه چهاردهم سریال بی همگان

[ad_1]

در این مطلب کوتاه قصـه قطعه چهاردهم سریال بی همگان از نظرتان می گذرد، سریال بی همگان هر شب حدود ساعت 8 و نیم تا یک ربع به 9 از شبکه سه پخش می شود و تکرار اون نیز در ساعت های 1:30 صبح زود، 10 سحر و 14:30 روز سپس روانه آنتن می شود.

در کوتاه قصـه قطعه چهاردهم سریال بی همگان می خوانید که: 

خانواده امیرعلی با وکیل صحبت می کنند که او میگه باید بذاریم تا حکم بیاد ولی آقا قاسم اصرار داره بره خونه آقای کرامت تا ازشرضایت بگیره که وکیلشون میگه ممکنه بدتر بشه باید بذاریم سرد بشن

الناز هم بدون این که اون ها متوجه بشن از دادگاه خارج آمده و می رود، مستقیم نزد سارا و آیدین میره

الناز اتفاقی که نزد آمده را برای اون ها تعریف می کند، هر دو شوکه می شوند و حالشون خوب نیست، الناز میگه ابدا نمی دونم برای چیاین اتفاق افتاده و حسابی گیجم

سارا و آیدین از این که او می خواد برای امیرعلی حوصله کنه شوکه تر می شوند و میگن نباید به خاطر اون حوصله کنه و باید پای خودش وبکشه عقب و دست پدرشو ببوسه و بگه غلط کردم، آیدین هم میگه از این جا برید تا راحت تر فراموشش کنید ولی الناز از جاش بلند میشهو میگه من برای ساختن اومدم نه یاد بردن کردن و می رود

الناز به خونه برگشته است که مهشید میگه بابات زودتر اومده خونه تا باهات سخن بزنه، رفته دوش بگیره زمانی اومد خودش همه چی و بهتمیگه

مهرداد از حمام خارج آمده و به الناز میگه من هر کاری کردم که تو فکر این پسره رو از سرت خارج کنی، اما از حالا به سپس همه چیزدست خودته، مشکلی ندارم که باهاش ازدواج کنی ولی اگر دو روز اتفاقی افتاد همه چیز پای خودتهفقط بهش بگو برگرده سرکارش، بهخاطر خودت می خوام جلوی روم باشه و میره

سپس از رفتن مهرداد، مهشید به الناز تبریک میگه که الناز با چشم های گریون به اتاقش میره

روز سپس خلیل به کارخونه رفته است که حراست جلوشو می گیره و میگه از پاسبانی گفتن باید همه چیز و بگردیم و او را بع اتاق پاسبانیمی برند که قطعه ها را درون کوله اش می بینند و بهش انگ دزدی می زنند و یکی از همکاراش سریعا به ارشیا زنگ می زنه و از اتفاقیکه افتاده با خبرش می کنند

مهرداد در اتاقش مشغول دیدن عکس های مهرداد است که ارشیا با لیوان قهوه منشی به اتاقش میره و میگه دزد کارخونه رو گرفتیم، خلیلبود، با چند تا قطعه وقت رفتن پیداش کردیم ولی حدسم این که همه چیز زیر سر داماد آیندتونه که مهرداد عصبی میشه و میگه تو فکرکردی چیکاره ای که درباره داماد من و خانواده من سخن می زنیارشیا هم که بهش برخورده میگه من ته غریبه شما برای چی یکیو آوردی کهممکنه برات مشکل ساز باشه؟؟ سپس هم با گفتن استعفا می دهم می رود

از داد و بیداد های مهرداد منشیش به اتاقش میره که میگه زنگ بزن ۱۱۰ و شرح سرقت بده

ارشیا به سرعت از کارخونه خارج می شود و به نگهبان اون جا میگه من غلط بکنم دیگه پامو این جا بذارم و می رود

مهربانی هم تو اتاق پاسبانی با خلیل سخن می زند و به او میگه که تو اینا رو می دزیدی تا بفروشیشون ولی خلیل قبول نمی کنه و به اتاقمهندس میره

مهندس هم سخن های مهربانی و بار خلیل می کنه تا او را تحریک کند که سخن بزنه و بگه که قطعه ها رو به کی میداده تا صحیح کنه

امیرعلی به دنبال پلیس ها به شرکت اسلان رفته تا ثانیه وقوع جرم و توضیح بده، امیرعلی ثانیه به ثانیه رو به خاطر میاره و همه چیز راتعریف می کنه، میگه در آخر زمانی افتاده بود جفتمون با عصبانیت داشتیم هم دیگه رو دید می کردیم ولی زیادتر نموندم تا عصبانیتموکنترل کنم

پلیس ها امیرعلی را از اون جا خارج می آورند که ارشیا هم دم در ایستاده و با دیدن اون ها جا می خورد

پلیس ها خلیل را به دنبال مهرداد به در خانه دوست امیرعلی برده و مهرداد به پلیس ها میگه که من از همشون شاکیم و سپس از دست طنابزدن بهشون، اون ها را هم می برند

چند نفر به دنبال شاپور رفته اند و جستجو جنس ها را از او می گیرند، شاپور اولش هیچی نمیگه ولی با دیدن چاقوی زیر گلوش میگه ووقت رفتن همون آدما بهش میگن گوشی اسلان پر از شماره مشتریه و هر چی زودتر پیداش کن تا نصف شب نیومدیم بالا سرت و میروند

آقا کرامت بر سر خاک پسرش رفته و شروع به صحبت کردن با او می کند و بهش میگه با کار هایی که کردی حالا که دستت از دنیاکوتاهه هیچ دعای خیری پشت سرت نیست و خودش را مسبب کار های پسرش می داند و نمیدونه با بچه های کوچکش چیکار کنه و دلواپسعظیم شدن اون هاست

مالک خونه فوآد و علی به کلانتری رفته تا کاری برای اون ها بکنه و نحوه کار اون ها را توضیح می دهد که پلیس اون جا میگه این چهسودی براتون داره که او میگه اگر اندوخته گذار پیدا کنیم می تونیم به تولید فراوان فکر کنیم، آقا خلیل هم ازشون حمایت می کنه ولی مهردادپای حرفشه و با تمسخر اون ها را رابین هود خطاب می کند و میگه من فقط می خوام یه چیز بدونم، سرکرده شون کیه که فوآد اسمامیرعلی را می آورد و مامور مربوطه هم با شماره امیرعلی تماس می گیره تا او را به کلانتری احضار کنه که فاطمه تلفن را بر می دارد ومی گوید او زندان است

مامور اون جا هم سپس از قطع کردن تلفن به دوستای امیرعلی و مهرداد میگه او زندان است که همه و علی الخصوص مهرداد شوکه میشوند

[ad_2]

کوتاه قصـه قطعه سیزدهم سریال بی همگان

[ad_1]

در این مطلب کوتاه قصـه قطعه سیزدهم سریال بی همگان از نظرتان می گذرد، سریال بی همگان هر شب حدود ساعت 8 و نیم تا یک ربع به 9 از شبکه سه پخش می شود و تکرار اون نیز در ساعت های 1:30 صبح زود، 10 سحر و 14:30 روز سپس روانه آنتن می شود.

در کوتاه قصـه قطعه سیزدهم سریال بی همگان می خوانید که: 

مریم و پدر اسلان در حال راه رفتن هستند که آقا کرامت بی جون روی صندلی می نشیند و مریم میگه بهتره سما یکم استراحت کنید، منمبرم دفتر اسلان که او میگه منم باهات میام

عموش مخالفت می کنه که مریم گمون می کنه به خاطر بی اعتمادیه که عموش میگه این طور نیست و منم نمی دونم چه آدمایی به اون جارفت و آمد دارند که مریم قبول می کنه

مریم به او میگه که نمی خوام بچه هام بفمن اسلان به کشتن رسیده و بهتره بگیم با موتور تصادف کرده، ابدا دلم نمی خواد درگیر انتقامشن و با هم به مسیرشون ادامه میدن

فاطمه کنار مادرش نشسته و نگرانه حالشه که الناز بهش زنگ می زنه ولی پاسخ نمیده و میگه چیزی ندارم که بهش بگم

الناز دلواپس به مهشید میگه نه خودش نه خواهرش پاسخ نمیدن، بابد برم خونشون تا ازش یه خبری بگیرم، مهشید هر چی تلاش می کنهجلوشو بگیره برنده نمیشه و الناز از خونه خارج می زنه

مریم و پدر شوهرش با هم به شرکت اسلان رفته اند، شاپور اون جا است و بهشون تسلیت میگهآقا کرامت ازش می پرسه این جا چیکارمی کنی که او میگه دارم وسایل و زوج و نوع کنم تا دیگه اجاره این جا رو ندیم

مریم بهش میگه اسلان این جا مواد جاساز می کرده که شاپور و پدر شوهرش حاشا می کنند ولی مریم در چند تا از پودر ها رو دوباره میکنه و مواد جاساز شده را بهشون نشون میده

الناز به در خونه امیرعلی رفته و با فهمیدن اتفاق می فهمه که چه اتفاقی افتاده و بهم میریزه، او می خواد کاری انجام بده که آقا قاسممیگه اگر می خوای کاری بکنی از زندگی پسرم برو خارج و فراموشش کنالناز جا خورد نگاهش می کنه و همسرش میگه الان وقت اینحرفا نیست که او میگه اتفاقا همین الان وقتشه و میره

مادر امیرعلی هم رو به الناز میگه حرفاشو به قلب نگیر و قول میده هر اتفاقی که افتاد بهش خبر بده

امیرعلی در زندان نشسته است که یکی میره کنارش و می خواد آرومش کنه ولی امیرعلی تنها نگاهش می کنه و او میگه من ناصرم، تاجایی که می تونی این جا به کسی اطمینان نکن و می رود

آقا کرامت و مریم مهیا شدند تا فوت پدرشون را به بچه ها بگویند، شاپور هم بنر تسلیت روی دیوار نصب می کند و همه در خانه برایمراسم عزاداری مهیا شده اند و مریم کمی پول به پدر شوهرش میده و میگه این و گذاشته بودم کنار برای روز مبادا که او قبول نمیکنه و میگه خودم کمی پس انداز دارم، شاپور هم از راه میرسه و میگه کارارو کردم که اون ها ازش سپاسگزاری می کنند

مریم دلواپس میثم است و میگه دیر کرده که عموش میگه واجب نیست خودم میرم دنبالش و مریم مجدد به شاپور تاکید می کنه همه پول اسلانرا به خیریه بده که او میگه پاکش می کنم و میدم به خودتون ولی مریم قبول نمی کنه و میگه کاری که خواستم و انجام بدید

مراسم خاکسپاری اسلان برگذار شده است، خانواده امیرعلی هم به اون جا رفته اند و به آقا کرامت تسلیت میگن که او ازشون رو بر میگرداند و به سو عروسش میره تا با هم بروند

الناز تنهایی به کلانتری رفته که رضا را اون جا می بیند و سپس از حال پرسی جستجو امیرعلی و وکیلش را می گیرد و سپس از اون به سومادر امیرعلی میره و صحبتش که تموم میشه به سو وکیلش میره و میگه منم می خوام امیرعلی ببینم که او میگه اگر شد بهتون خبر میدم.

همون ثانیه امیرعلی از راه می رسه و همه به سمتش میرن، کمی سپس جلسه دادگاه شروع می شود و آقا کرامت میگه از خون پسرم نمیگذرم

سپس از تموم شدن دادگاه رضا می خواد با آقا کرامت سخن بزنه که شاپور جلوشو می گیرهمامور امیرعلی در حال بردن او است که النازجلو میره تا باهاش سخن بزنه، امیرعلی بهش میگه من آدم مناسب زندگی تو نیستم و بدون توجه به اصرار های الناز ادامه میده که بره پیزندگیشو می رود….

[ad_2]

دانلود آهنگ بمیرم برات خونه بی قراری ؛ دانلود آهنگ با کیفیت عالی [+متن]

[ad_1]

دانلود آهنگ بمیرم برات خونه بیقراری گرشا رضایی ؛ ابمیرم برات خونه بی قراری بمیرم که این روزا آروم نداری دانلود آهنگ با کیفیت 320 و 128 به دنبال متن.

آهنگ جدید بمیرم برات گرشا رضایی با لینک مستقیم به دنبال متن آهنگ. در ادامه با خبر آهنگ آهنگ بمیرم برات خونه بیقراری گرشا رضایی دنبال جونی بمانید.

دانلود آهنگ بمیرم برات خونه بیقراری گرشا رضایی

  • آهنگ جدید گرشا رضایی
دانلود آهنگ بمیرم برات خونه بیقراری گرشا رضایی
آهنگ جدید بمیرم برات گرشا رضایی, آهنگ بمیرم برات خونه بیقراری گرشا رضایی

متن آهنگ بمیرم برات گرشا رضایی

|──── ♫♩♪♩♫ ────|

بمیرم برات خونه بی قراری
بمیرم که این روزا آروم نداری
بمیرم برات مادرم سرزمینم
چقدر این شبا گریه هاتو ببینم

|──── ♫♩♪♩♫ ────|

در ادامه میتوانید به دانلود آهنگ گرشا رضایی بمیرم برات خونه بیقراری از جونی بپردازید.


دانلود آهنگ با کیفیت 320

دانلود آهنگ با کیفیت 128


زیادتر بخوانید:

[ad_2]

بازیگر نقش سارینا در سریال بی گناه کیست بیوگرافی و عکس های جنجالی

[ad_1]

بازیگر نقش سارینا در سریال بی گناه کیست بیوگرافی و عکس های جنجالی

باران احمدی بازیگر نقش سارینا در سریال بی گناه کیست؟ بیوگرافی و تصاویر و اینستاگرام و آشنایی با بیوگرافی باران احمدی بازیگر نقش سارینا در سریال بی گناه دنبال سن و مصاحبه باران احمدی دختر مهران احمدی بازیگر نقش سارینا در سریال بی گناه با عکس های جدید جنجالی بدون گریم را در این صفحه از مجله سخن جدید مشاهده نمایید.

بازیگر نقش سارینا در سریال بی گناه کیست؟

باران احمدی از بازیگران کم سن و نوظهور فیلم و سریال های ایرانی است که با بازی در تئاتر درون حیطه بازیگری شد. او دختر مهران احمدی بازیگر و کارگردان ایرانی است که برای اولین بار با ایفای نقش در سریال بی گناه در نقش سارینا به مخاطبان معرفی شد. باران احمدی به واسطه پدرش مهران احمدی درون بازیگری شد.

بازیگر نقش سارینا در سریال بی گناه کیست بیوگرافی و عکس های جنجالی

سریال بی گناه به کارگردانی مهران احمدی با وجود چهره های معروف سینما و تلویزیون و بازیگران کم سن به زودی از شبکه نمایش خانگی توزیع خواهد شد. سریال بی گناه توسط مهران احمدی کارگردانی شده و مجموعه ای عاشقانه، اجتماعی درباره زندگی و عاشقانه های کم سن های دهه شصتی است.

باران احمدی در سریال بی گناه نقش سارینا دختر پروین و عطا را بازی می کند.

بیوگرافی بازیگر نقش سارینا در سریال بی گناه

او متولد دهه هشتاد در تهران بازیگر سینما و تلویزیون اهل ایران است. وی در حال آماده در حال تحصیل است و در جدیدترین کار هنری خود در یکی از کارهای پدرش بخ ناغم بیگناه ایفای نقش کرده است تا اولین تجربه خود را در هنرپیشگی ثبت کند

سریال بی گناه اولین سریال به کارگردانی مهران احمدی در شبکه نمایش خانگی است که فیلمبرداری اون در آغاز سال ۱۴۰۰ در شهر تهران شروع شد و گروه، سپس از اتمام مراحل ضبط در تاریخ حال، مشغول فیلمبرداری سکانس‌ های باقیمانده در تاریخ قبل شدند. بخشی از فیلم نامه سریال بی گناه، روایت داستانی در دهه ۶۰ است.

بیوگرافی بازیگر نقش سارینا در سریال بی گناه

سوابق هنری

باران احمدی بازیگری را از تئاتر شروع کرد و پس از بازی در چند نمایش، بطور شغل ای در اولین هنری برنده خود در کنار پدرش در سریال بی گناه خوش درخشید او علامت داد دارای توانایی بازیگری است و می تواند با قدرت در این راه قدم بردارد.

اسم واقعی نقش سارینا در سریال بی گناه

سریال بی گناه به کارگردانی مهران احمدی و به تهیه‌کنندگی مصطفی کیایی در سال ۱۴۰۰ ساخته شده است. این سریال محصول سرزمین ایران و در ژانر خانوادگی و درام می‌ باشد. یگانه رادبخش بازیگر نقش ابریشم قلی خان در بی گناه است که جوانی این کاراکتر را وی بازی کرده و بزرگسالی اش را آرتیست باتجربه مهرانه مهین ترابی بر وظیفه داشته است.

محسن کیایی، ویشکا آسایش، شبنم مقدمی، مهران احمدی، ماهور الوند، نسرین نصرتی، حسین پورکریمی، هدیه بازوند، نوید لایقی، منوچهر زنده‌ قلب، دنیا مدنی، مبینا طبایی، مهران وثوقی، با هنرمندی: مسعود رایگان و مهرانه مهین‌ترابی و با وجود: رویا تیموریان و آتیلا پسیانی، به هنرمندی پرداخته‌ اند. هم چنین باران احمدی، احسان معجونی و یگانه رادبخش نیز به نام چهره‌ های جدید بازیگری در سریال بی گناه معرفی می‌ شوند.

تاریخ پخش سریال بی گناه از شبکه نمایش خانگی از روز یکشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۱ می باشد و شما بیننده گرامی می توانید هر هفته یکشنبه ها چشم به راه پخش قطعه جدیدی از این سریال باشید. این کار به شکل اختصاصی در اپلیکیشن و سایت فیلیمو قرار گرفته است و هر هفته راس ساعت ۸ سحر یکشنبه روی این پلتفرم قابل نمایش خواهد بود.

بازیگر نقش سارینا در سریال بی گناه

مهران احمدی درباره دخترش باران و خانواده اش گفته: دختر من از تتلو خوشش می آید و در ماشین آهنگ هایش را گوش می دهد و من هم می شنوم. من در یک دید عاشق شدم و به نظرم آدم محصول تاریخ خودش است و بنابر شرایط تاریخ خودش تصمیم میگیرد و خداراشکر من از زندگی ام فراوان راضی ام.

تلاش میکنم حتما خودم را به تاریخ پخش سریال برسانم و در کنار خانوادهام می نشینم و کار را میبینم ، چون باید نقاط ضعف کارم را ببینم و از چند نفر دوستی که هم از متخصصان سینما هستند و هم از آدمهای عادی به حساب میآیند ، نظرخواهی میکنم؛ مادرم هم یکی از مشاوران من است و ایشان نکات فراوان ظریفی را به من میگویند که میبینم واقعا صحیح است. باران و پدرش در این فیلم همانند واقعیت نقش پدر و دختری را بازی می کنند که علاوه بر این رابطه با یکدیگر دوست هستند. سارینای داستان بی گناه دختر تصویربردار با شیطنت و ادبیات ویژه خود است که با بازی روانش بسیاری از مخاطبان این سریال را جاذبه خود نموده است.

[ad_2]