متن و جملات شهادت حر بن یزید ریاحی در شب چهارم محرم + عکس نوشته

[ad_1]

متن و جملات شهادت حر بن یزید ریاحی در شب چهارم محرم + عکس نوشته و استوری

حر بن یزید ریاحی : شب چهارم عزاداری ماه محرم را به نام به یکی از شهیدان کربلا، یعنی حر بن یزید ریاحی نام‌گذاری کرده‌اند.حضرت حر و سپاه اش برای گرفتن راه و دستگیری امام حسین «ع» مامور شده بودند اما حضرت حر زمانی امام حسین را دید با او بیعت کرد و خالصانه برای امام حسین در منظره‌ کربلا جنگید و به شهادت رسید. به همین مناسبت متن درباره حر بن ریاحی و عکس نوشته و پیام ها و نوحه تسلیت شهادت حر بن ریاحی در اختیار شما قرارداده ایم. دنبال ما باشید.

متن درباره حر بن یزید ریاحی

متن تسلیت شهادت حر بن یزید ریاحی شب چهارم محرم به دنبال عکس نوشته

مـن غرق در گناهم اي مهربانی الهی

بر حر روسیاهت کن از کرم نگاهی

ازمن خطا و لغزش

حسین جان حسین جان

از تـو عطا و بخشش

حسین جان حسین جان

آقای مـن حسین جان

حسین جان حسین جان

***

حر بن یزید ریاحی چه کسی است

***

مانند سایه به دنبال شاه می آمد

ز شهر کوفه دمادم سپاه می آمد

حسین معنی آزادی است، این حر بود

که در محاصره ی اشک و آه می آمد

***

شهادت حر بن یزید ریاحی چه موقع است

***

قلب قلب مکن ای حر ریاحی

اگر در قلب خود غرق گناهی

اگر مانده به روی تو سیاهی

برو سوی حسین شاه الهی

حضرت حر چگونه پذیرفته شد

***

التوبه مرا ببخش حر گنهکارت هستم

التوبه مرا ببخش قلب زینبت شکستم

قلب بسته بر یاس توام حسین

مـن محو حس توام حسین

اگرچه مـن بدم ولی دگر

عاشق عباس توام حسین

***

 حر بن یزید ریاحی چه کسی است

متن نوحه حربن ریاحی

مرقد و قلب خسته ام مـن

قلب بـه لطفت بسته ام مـن

گر چـه بر درگهت روسیاهم

جان زهرا نما یک نگاهم

مـن گنهکارم حسین جان

بر تـو بیمارم حسین جان

اگرچه راه تـو را مـن ببستم

تا ابد از تـو شرمنده هستم

***

عکس نوشته شهادت حر بن یزید ریاحی

***

اي حسین جان کن حلالم

خاک پای تـو پور بتولم

توبه کردم مرا کن قبولم

یا حسین در شور و شینم

خاک پای زیبنینم

مـن فدای تـو و غم هایت

آمدم تا کنم جان فدایت

***

عکس کاریکاتوری از یار امام حسین حر بن یزید

***

پناهت قلبِ آگاهِ حسین است

برو ، کعبه قدمگاهِ حسین است

رو کن تو به درگاه الهی ، اگر در نظر تو است

قلب قلب مکن ای حر ریاحی ، حسین چشم به راه تو است

***

شعر درباره حر

***

دوید حر و کنار بریر قد بست

به اقتدای امام بهشت نیت کرد

نماز چون که به آخر رسید حر برخواست

وداع کرد و به سو سپاه رجعت کرد

***

چرا حر بن یزید به امام حسین برگشت

***

نصیبش شد عجب شوکت و جاهی

بگو سروری از حر و وفایش

دخیل بسته حسین را به عبایش

خجالت زده افتاده به پایش

***

روضه حضرت حر

دنبال ما باشید

[ad_2]

دانلود 2 فیلم کوتاه شهادت حر بن ریاحی 1401 استوری واتساپ و اینستاگرام (جدید)

[ad_1]

۲ فیلم حر بن ریاحی برای وضعیت واتساپ – فیلم حر بن یزید ریاحی برای استوری- فیلم روضه سوزناک حضرت حر در شب چهارم ماه محرم. امروز «سوزناک ترین فیلم های نوحه حر بن یزید ریاحی و توبه حر در برابر امام حسین ع» در شب چهارم ماه محرم ۱۴۰۱ و [کلیپ تسلیت شهادت حر بن ریاحی برای استوری و وضعیت واتساپ] را برای شما مهیا کردیم. امیدواریم مورد پسند واقع گردد

کلیپ های زیبای شهادت حر بن ریاحی برای وضعیت واتساپ , دانلود نوحه حر بن ریاحی برای استوری

فیلم هایی با داستان شهادت حضرت حر بن یزید ریاحی برای استوری و وضعیت واتساپ در محرم ۱۴۰۱، شامل چند فیلم کوتاه و گلچین شده از اینستاگرام می باشد که فقط با داستان توبه حر بن ریاحی و شهادت وی ارسال شده است و در این قسمت از مجله سخن جدید و در محرم سال ۱۴۰۱ مناسب برای استوری و وضعیت واتساپ اماده کرده ایم:

دانلود فیلم نوحه حر بن ریاحی برای استوری

دانلود ویدئو

دانلود ویدئو

شب چهارم ماه محرم

شب چهارم عزاداری محرم اختصاص به یکی از شهیدان سربلند کربلا یعنی حر بن یزید ریاحی دارد. البته این شب را به فرزندان حضرت زینب نیز منسوب کرده اند. حر الگوی توبه و واقعیت جویی است. او در شروع برخورد با امام حسین (علیه السلام) چنین درجه وارسته ای نداشت و به گفتة خودش مأمور بود و معذور! اما ادب و تواضع حر در مقابل سالار شهیدان، سبب آزادی او شد. حر با ژرف بینی، حق را بر باطل ترجیح داد و پیشانی پشیمانی بر سجده گاه توبه فرود آورد. حر، جذاب ترین الگوی توبه برای خطاکاران است.

****

شب قبل صدایت میزدم ای حُر! کجایی؟
تو حُر مایی، حُر مایی،حُر مایی

ای خدا! میشه آقا به من و تو هم بگه: شما مال من هستید…

تو بین دشمن بودی و من با تو بودم
هر ثانیه از تو قلب ربودم، قلب ربودم

حُر! آندم که گفتم مادرت گرید برایت

نفرین کرد به ظاهر،” ثَکَلَتْکَ اُمُّکَ”مادرت به عزات بشینه و گریه کنه، دیدن حُر سرش رو رها کرد پایین،عرق شرم پیشانیش رو گرفت….ببین نفرین حُر، چه کرد به ظاهر با قلبِ حُر

حُر! آندم که گفتم مادرت گرید برایت
نفرین نکردم،بلکه می کردم دعایت

آنجا که گفت:چشم مادر بر تو گرید
می خواستم زهرای اطهر بر تو گرید

یه جایی امام دست گذاشت که حُر به هم بریزِ، حُر اون ماهیت خودش رو نشون بده،وجود زیبا خودش رو ، رو کنه،تا گفت: مادرت به عزات بشینه،سرش رو رها کرد پایین،گفت:آقا! اگه هر کی غیر از شما اسم مادرمو آورده بود،زنده نمی موند، اما من چه کنم؟شما فرزندِ فاطمه اید،اسم مادرت زهراست…

حُر،حُر شد برای ادبش،اگه دنبال سرانجام به خیری هستی،راهش همینه،احترام کرد به نام بی بیِ دو عالم..

دانی که چون شد،دامن مارا گرفتی؟
تو احترامِ نامِ زهرا را گرفتیمی

خواستم در این گلستان یاس باشی
می خواستم همسنگرِ عباس باشی

می خواستم زخم سرت را خود ببندم
بر زخم های پیکرت چون گُل بخندم

زهرا همان شروع، هستت را گرفته با چا
درِ خاکیش دستت را گرفته

حُر دشمنِ به ظاهر،الان مقابل امام ایستاده، تا اسمِ مادرش رو آورد،احترام کرد،گفت:مادرت زهراست،من جرأت ندارم سخن بزنم….

حُر برگشت، چه برگشتنی، گفت: آقا! من اولین نفری بودم که راه رو بستم، میخوام اولین نفری باشم که جونم رو برات فدا می کنم، لَه لَه میزد برا شهادت، رفت میدان، خودش رفت، نوشتن: پسرش هم رفت، غلامش هم رفت، حق رو اَدا کرد، زمانی افتاد رو زمین، حُر یه ثانیه به خودش نهیب زد..گفت: حُر! چشم به راه حسین نباش، حبیب باید چشم به راه حسین باشه، زهیر باید چشم به راه حسین باشه، تو همین که بهت اجازه داد جونت رو فدا کنی برات بسه،چشم به راه نباش، نوشتن تفاوت حُر شکافته شده بود،خون رو چشماش رو گرفته بود، یه مرتبه دید یه دست مهربون سرش رو از رو خاک برداشت، خون رو از چشماش پاک کرد، چشمش رو دوباره کرد دید آقاش حسینِ…کیا آرزو دارن وقت جون دادن آقاشون رو ببینن؟

به همه آرزوش رسید، ابداً جون دادن با حسین، ابداً درد یادش میره، زخم یادش میره، همتون اهل روضه اید، آقا ثانیه ای از کنار حُر بلند نشد، تا حُر جون داد، سپس حُر رو گذاشت، فراوان از شهدای کربلا رو همین کارو کرد، نوشتن به دو سبب می اومد بالا سر اصحاب و یارانش، سبب اول این بود: عشقی که بین ارباب و بین اون اصحاب وجود داشت، حضرت می دونست اینا آرزوشونه اینا حسین رو ببینن، میشناخت یارانش رو، دلش نمی اومد کسی چشم به راه بشه،سبب دوم فراوان مقاومِ گفتنش، میشناخت دشمن رو، خباثتِ دشمن رو خبر داشت، میدونست دشمن برا قهرمان بازی، دشمن برا تضعیف روحیه، زنده زنده سرها رو از بدن جدا میکنه، لذا خودش رو میرسوند، سر یاراش رو بغل می گرفت، کسی جلو نیاد، میذاشت راحت جون بدن،چشماش رو می بست، نذاشت کسی رو زنده زنده سر ببرن…

اما امان از اون ثانیه ای که خودش افتاد رو خاک، هنوز داشت نفس می کشید، “و الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَی صَدْرِه” حسین……دستت رو بیار بالا،”بالحسین….” شب حُر و شبِ اصحابِ، الان وقت توبه است، توبه ی ما با حسین پذیرفتنی است، “بالحسین الهی العفو….”

[ad_2]