درماندگی “نسرین مقانلو” سر مزار پسرش اشک همه را درآورد/ عکس

[ad_1]

تصویری درمانده و پر درد از نسرین مقانلو سر مزار پسرش اشک کاربران را درآورد.

به شرح وقت سحر، تصویری از نسرین مقانلو بازیگر مطرح و سرشناس ایرانی که این روزها سپس فوت پسرش حال و روز خوبی ندارد با حالتی درمانده سر مزار پسرش منتشر شد.

درماندگی

 

نسرین مقانلو، هنرپیشه و بازیگر سینما و تلویزیون سرزمین، در ۱ تیر ۱۳۴۷ در تهران متولد شد.

مرحوم پدرش تهرانی و فعال در عرصه موسیقی بود و مادرش شهناز مشهور از بختیاری های هفت لنگ و بازیگر تئاتر بود.

فرزند اول خانواده است و یک خواهر و یک برادر دارد.

خواهرش در آمریکا زندگی می کند و برادرش استاد سطح بالای تکواندو است.

نسرین مقانلو به تازگی به سوگ فرزندش ارشیا نشسته، وی به دلیل سکته مغزی فوت کرده است.

[ad_2]

جملات کوتاه درماندگی + عکس نوشته پشیمانی و درماندگی از دنیا

[ad_1]

در این پست می توانید متن های کوتاه درباره پشیمانی و عکس نوشته پشیمان بودن و جملات کوتاه درماندگی و عکس نوشته پشیمانی و درماندگی از دنیا و عکس نوشته افسوس خوردن و عکس نوشته پشیمانی از خیانت و عکس استوری افسوس دنیا خوردن را مشاهده کنید.

جملات کوتاه درماندگی

ماه شهریور که می شود

آدم ناخودآگاه یاد پاییز هزار رنگ می اُفتد

یاد بچگی و استرس شروع دوباره ی سال تحصیلی

ماه شهریور برای من شروع پاییز است …

پاییز را همیشه به خودم تشبیه می کردم

می دانی راستش پاییز هم برای خودش بهاری بود

که در صبر معشوقش این چنین زرد و بی رمق شد …

جملات کوتاه درماندگی

کاش دردی که مرا هست طبیبان را بود
تا بدانی که چه درمانده دراین درمانند…

جملات کوتاه درماندگی

در راه باد بمان
تا بوی مهربانیت
تسخیر کند این شهرِ پر از بیهودگی را….

جملات کوتاه درماندگی

با هر که به غیر از غم‌تو‌فاصله دارم
با من بنشین با تو‌دلی یک دله دارم
سر می رود از دست همه صبر ی من
یعنی که برای تو فقط صبر دارم

عکس نوشته افسوس خوردن

غم که نوشتن ندارد!
نفوذ می کند در استخوان هایت ،جاسوس میشود در قلبت و یواش یواش از چشم هایت میریزد خارج

جملات کوتاه درماندگی

دید کودکان را دوست دارم چون با صداقت است
هيچ دروغـــي درآن راه ندارد
مانندنگاه کودکی که به کودک هم
سن وسالش می نگرد
ولی وجــــدان مادران خوابیده
چه راحت اورا از این دید دور میکنند
کمک به ديگـــران اولويت آخر

جملات کوتاه درماندگی

به ارزش فراوان داشتن مردی که زمانی اشتباه میکنه

مث یه مرد با صدای کلفت میگه:

عیــال شرمنده، حق با تو بود…

بفرستید برای هرچی مرد واقعیه

عکس نوشته پشیمانی

خیال بودن در بغل زنی دیگر

هنوز هم عذاب آورترین خیال من است

بیا و آغوشت را از من افسوس مکن

که عمری را باید با افسوس داشتنت سر کنم …

جملات کوتاه درماندگی

و از صمیم قلب متاسفم برای همه کسانی
که از خوف آتش جهنم است ، که به هم‌ جنس خود کمک می کنند….

***

به همه ی عشق بورز، به تعداد كمي اطمینان كن و به هيچ كس بدي نكن.««ويليام شكسپير»»

عکس نوشته جملات کوتاه درماندگی

گاه تنها میشوم تنهاتر از همه٬

گوشه ای مینشینم و افسوس ها را مطالعه میکنم٬

نمیدانم کدام خواهش ها را نشنیدم٬

و به کدام تنهایی خندیدم که تنهاترینم..

جملات کوتاه درماندگی

آگاه باشید که خدا در هیچ جا، همچون آنجا پرستش نمی شود که آدمی برای
نیکی کردن به برادران و زیارتشان قدم بر می دارد.

جملات کوتاه درماندگی

عشق هميشگي است، اين ما هستيم كه ناپايداريم. عشق متعهد است و مردم عهد شكن، عشق هميشه قابل اطمینان است، اما مردم نيستند.««لئوبوسكاليا»»

[ad_2]

“خانم بازیگر” حس درماندگی و تنهایی کرد/ عکس

[ad_1]

شیوا طاهری با انتشار تصویری از خود در کویر با دلنوشته ای گلایه آمیز را منتشر کرد.

به شرح وقت سحر، شیوا طاهری بازیگر مطرح و سرشناس ایرانی در اینستاگرامش تصویری زیبا را از خود در کویر با دلنوشته ای ناراحت منتشر شد.

taheri vaghtesobh

شیوا طاهری نوشت:

هیچ روزی در زندگی ام

تا این اندازه حس درماندگی و تنهایی نکردم

که امروز یقه ام را چسبیده ، ول هم نمیکند

حسی توام با سرخوردگی و پوچی

حسی که باید دیگر با «آنها»کنار بیایم و مرا مجبور می کند که صبر نداشته باشم

من مشکلی با تنهایی ندارم

من از فراوان وقت های قبل این راه را تنها شروع کردم

مشکل من ، سهمیست که «آنها »به نا حق از تنهایی من برداشته اند

هیچوقت ، هیچ کجا ، نیستند .

و من فقط ننگِ بودنشان را به دوش میکشم .

من از «آنها »فقط نامی را با خود دارم

«آنها »اهل کتاب نیستند ، اهل خواندنِ هیچ چیز نیستند

«آنها» شکم هایی دارند که فراوان پُر میشود

دندان هایی دارند که فراوان میدَرَند

دست هایی که فراوان میکَنند

و مغز هایی که پُر است ، از خالیدگی

خالیدگی ، گمانم یک لغت جدید است ، زاییده شده از «آنها» !

و این گونه میشود که «آنها» هیچ گاه صدای من را نمیشنوند ، !

و «آنها »هیچوقت نخواهند فهمید.

همچین چیز چرک و کثافتی یقه گیرِ من است

چیزی مانند این که بخواهی

دست بندازی دو سوِ یقه ی لباست

و با تمام قدرت ، از عمیق ترین نقطه ی دیافراگم ، با صدایی به پهنای اتوبانی در تگزاس آمریکا بگویی :
از

زندگی

من

گم

شید

خارج،،،،

#شیواطاهری✍️

[ad_2]