[ad_1]

گزیده ای از سرشناس ترین جملات کتاب شازده کوچک از زیباترین قطعه های این کتاب دوست داشتنی در مورد زندگی، عشق و دوستی
روباه | پادشاه | مار | گل قرمز | جملات شازده کوچک درباره عشق
شازده کوچک و روباره
روباه گفت: لطفا مرا اهلی کن!
شازده کوچک پاسخ داد: فراوان دوست دارم ولی وقت ندارم!
ن باید دوست پیدا کنم و فراوان چیزهای دیگه هست که باید ازشون سر در بیارم!
روباه گفت: آدم فقط از چیزهایی سر در میاره که اهلیشون کرده باشه.
آدم ها دیگه برای فهمیدن هیچی وقت ندارن!
******
اگه دوست میخوای، خب منو اهلی کن!
شازده کوچک گفت: چطوری باید اهلیت کنم؟
روباه گفت: اولش با یه فاصله کمی از من میشینی، مثلا اونجا روی چمن.
من از گوشه چشم به تو دید می کنم و تو هیچی نمیگی.
کلمات منشاء سوء تفاهمن! اما تو هر روز، یه کم نزدیکتر به من میشینی
******
شازده کوچک سوال کرد: کی شرایط خوب تر میشه؟
روباه گفت: از زمانی که بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره
******
روباه آهی کشید و گفت: هیچ چیز کامل نیست. زندگی من فراوان یکنواخته.
من دنبال جوجه ها می دوم، آدما دنبال من!
همه جوجه ها همانند هم هستن؛ همه آدما هم همینطور!
******
من حوصلم سر رفته. اما اگه تو منو اهلی کنی، روزهام پر از روشنایی خورشید میشه.
اون وقت دیگه صدای قدم هایی رو می شنوم که با بقیه اختلاف داره
******
شازده کوچک و پادشاه
پادشاه زمانی شازده کوچک رو دید گفت: خوب این هم رعیت!
و شازده کوچک از خود سوال کرد: این که من را تا الآن ندیده است، چطور می تواند من را بشناسد!
این را نمی فهمید که دنیا برای پادشاهان چقدر ساده است! برای اون ها، همه رعیت هستند!
******
پادشاه به شازده کوچک گفت: خمیازه کشیدن در وجود پادشاه دور از ادب است. این کار را برایت قدغن می کنم!
******
پادشاه گفت: پس امر می کنم خمیازه بکشی، سال هاست خمیازه کشیدن کسی را ندیده ام.
برایم تازگی دارد. این یک دستور است. یالا دوباره خمیازه بکش!
شازده کوچک که معذب شده بود گفت: آخه اینجوری من دست و پامو گم می کنم… دیگه نمی تونم!
پادشاه پاسخ داد: اوهوم… خوب، پس من امر می کنم که گاهی خمیازه بکشی و گاهی نه!
******

شازده کوچک و مار
آخر سر شازده کوچک گفت: پس آدم ها کجایند؟ آدم تو کویر حس تنهایی می کند؟
مار گفت: نزد آدم ها هم حس تنهایی به تو دست می دهد
******
شازده کوچک و گل قرمز
گل قرمز گفت: البته که من تو را دوست دارم.
تقصیر من است که تو تا الان این را نمی دانستی.
که هیچ اهمیتی هم ندارد. تو هم همانند من احمق بودی.
کوشش کن خوشحال باشی
******
زمان زمانی که برای گل سرخت صرف کردی اونو فراوان مهم کرده.
مردم این واقعیت رو یاد بردن کردن اما تو نباید یاد بردن کنی.
تو تا همیشه مسئول چیزی که رامش کردی هستی. تو مسئول گل سرخت هستی
******
جملات سرشناس و ناب
شازده کوچک سوال کرد: به من توصیه می کنی کجا رو ببینم؟
جغرافیدان پاسخ داد: سیاره زمین. نام و آوازه خوبی دارد!
******
هیچ چیز از بین نمیره تا زمانی که درسی رو که باید، بهمون بده
******
همه آدم بزرگا یه روزی بچه بودن ولی فقط تعداد کمی از اونا، اینو یادشونه!
******
چیزی که زیادتر از همه مهمه، خوشی های ساده ایه که به وفور دور و بر ماست و همه می تونیم ازشون خوشی ببریم.
خوشبختی، توی وسایل و اشیائی که دور خودمون جمع می کنیم نیست؛
برای یافتن خوشبختی، فقط کافیه چشمامونو دوباره کنیم.
******
جملات شازده کوچک درباره عشق
عشق واقعی زمانی شروع میشه که در ازای اون به دنبال چیزی نباشی
******
تا زمانی که توی قلب منی، مهم نیست که خودت پیشم وجود نداری
******
یک روز، من چهل و چهار بار افول خورشید را دید کردم……میدانی…زمانی یک نفر فراوان ناراحت است، افول را دوست دارد
[ad_2]