20 جملات خوشگل و فلسفی از کتاب ضیافت دلیل‌ افلاطون

[ad_1]

جملات زیبا و فلسفی از کتاب ضیافت اثر افلاطون
جملات خوشگل و فلسفی از کتاب ضیافت دلیل‌ افلاطون

کوتاه ای از زیباترین جملات ناب و فلسفی کتاب ضیافت در مورد عشق که نوشته افلاطون دانشمند سرشناس یونانی می باشد.

***

عشق در وجود هر انسانی متولد می شود. او نیمه های دیگر وجود مان را فرا می خواند؛ تلاش می کند از دو نفر، یک نفر بسازد و زخم های وجود انسان را بهبود بخشد

******

این شر نادانی است که کسی که نه خوب است و نه خردمند، با این وجود از خود راضی است! او هیچ تمایلی ندارد، زیرا خواستنی را حس نمی کند

******

اگر از زنان صبر می رود همان کارهایی را انجام دهند که مردان انجام می دهند، باید همان کارهایی را به اون ها آموزش دهیم که به مردان آموزش می دهیم

******

و ردیف صحیح رفتن، یا هدایت شدن توسط دیگری به سوی عشق، باید از زیبایی های زمین شروع شود

******

هارمونی یک سمفونی است، و سمفونی یک توافق است. اما توافقی میان مخالفان که اگر موافق نباشند، نمی توانند آنجا باشند. تو هیچ وقت نمی توانی مخالفان را به هارمونی دعوت کنی

******

روح خلاق، به جای خلقت فرزند، مفاهیمی از عقل و خوبی را می آفریند

******

سقراط نشست و گفت: «چقدر عالی بود آگاتون، اگر هنگامی یکدیگر را لمس می کردیم، عقل از فرد کامل تر می توانست به دیگری منتقل شود؛ صحیح همانند آب، که می تواند از فنجانی پر، به فنجانی خالی تر جریان یابد

******

پندها و سخنان افلاطون در کتاب ضیافت
پندها و سخنان افلاطون در کتاب ضیافت

به کودک یاد ندهید که با زور و سختی بیاموزد. در عوض، اون ها را از راه آنچه برای ذهن شان مشغول کننده است هدایت کنید، تا بتوانید با دقت بیشتری نبوغ او را کشف کنید

******

  برتر، هدیه نیست، بلکه مهارتی است که نیاز به تمرین دارد. ما با «  برتر» به درستی عمل نمی رسیم؛ بلکه با «درستی» عمل به   برتر می رسیم

******

موسیقی، یک قانون اخلاقی است. موسیقی روح را به دست کائنات می سپارد، به ذهن بال می دهد، به تخیل پرواز، و به زندگی و همه چیز، جذابیت و خوشی می بخشد

******

هر قلب، آهنگی می خواند اما ناقص… تا زمانی که قلب دیگری پیدا شود و نیمه دیگر اون را صدای آهسته کند. اون ها که در طلب خواندن اند، همیشه آهنگی خواهند یافت. با لمس عاشق، همه شعر می شوند

******

ای کاش راهی وجود داشت تا یک شهر یا ارتشی از عاشقان و پسران عاشق ساختن می شد. اون ها بهترین سیستم ممکن برای جامعه هستند؛ برای چی که از هر چیز شرم آوری دوری می جویند و در هر چیز، به دنبال افتخارند

******

عشق، صرفا نامی است برای میل به کل، و جستجوی اون

******

هنگامی یک شخص با نیمه دیگر خود ملاقات می کند، جهت گیری او هر چه که باشد، چه کم سن باشد، چه نباشد، اتفاق عالی ای چهره می دهد: اون دو با عشق، با شادی و با حس وابستگی به یکدیگر برخورد می کنند و نمی خواهند حتی برای یک ثانیه از یکدیگر دور بمانند

******

هنگامی که آدمی به زیبایی می نگرد، اون هم به تنها راه ای که می توان زیبایی را دید، اون موقع است که می تواند خوبی واقعی، و نه عکس خوبی را متولد کند. عشق خدا، وابسته به هر کسی است که خوبی واقعی داشته، و اون را تغذیه می کند و اگر انسانی بتواند همیشگی شود، بی تردید انسان با خوبی است

******

عشق مبتذل بدنی، که بال و پرش را با پژمردن شکوفه های جوانی از دست می دهد، فراوان ننگین است. عشق و علاقه به قدرت و ثروت نیز چنین است. اما عشق به ذهنی نجیب و بزرگوار، عشقی پایدار است

******

سه طبقه مختلف از انسان ها وجود دارد: عاشقان عقل، عاشقان ارزش فراوان داشتن، و عاشقن منفعت

[ad_2]