[ad_1]

سرنوشت زندگی و آینده من چیست؟
اگرچه سرنوشت در زندگی ما نقش دارد، اما نگرش ها، باورها و اعمال خودمان زیادتر از سرنوشت نقش دارد. در اینجا، می خواهم فرمول خلق سرنوشت را به شما علامت دهم. من برای اینکه بتوانید سرنوشت تان را خودتان با دستان خودتان بسازید، یک فرمول ریاضی دارم:
سرنوشت = انس ها + تمرکز + هدف
به همین سادگی؟ بله! فقط کافیست اون را امتحان کنید تا کاملا درکش کنید!
شما می توانید خودتان زندگی تان را خلق کنید
هر کسی می تواند این فرمول را درک کند و در هر چیزی به کار ببرد. صحیح همانند E=mc2، انرژی را نمی توان لمس و مشاهده کرد اما با این حال، آنچه انرژی را تشکیل می دهد، می تواند دیده یا دستکاری شود.
به جای اینکه چشم به راه زوج شدن ستاره ها و تطابق افلاک باشید تا سرانجام زندگی تان را به شما علامت دهد، می توانید شروع به ساختن سرنوشت خود کنید!
رالف والدو امرسون می گوید: «تنها چیزی که به اون تبدیل می شوید، همان چیزی است که تصمیم دارید به اون تبدیل شوید!»
ما در سه سالگی به خودآگاهی می رسیم. این خودآگاهی به ما این توانایی را می دهد که اعمال خود را با پیامدها مرتبط کنیم. این بدان معناست که ما با اعمال و بی عملی های خود خلقت زندگی خود را به دست گرفته ایم.
حتی اگر ندانید که زندگی شما با تمام اقداماتی که تاکنون انجام داده اید شکل گرفته است، دوباره هم نتایج آشکار است!
اگر در حال آماده وظیفه کامل زندگی خود را به وظیفه بگیرید، موفقیت یا شکست شما ترکیبی از تمام کارهایی بوده که تا به حال انجام داده اید.
اگر هنوز هم کوشش می کنید انکار کنید یا به دنبال مقصر برای شرایط زندگی خود هستید، پس هنوز مهیا این نیستید که سرنوشت تان را خودتان خلق کنید!
می دانم که پذیرش وظیفه کامل زندگی، وظیفه سنگینی است، اما این تنها راه رسیدن به قدرت است. کسانی که وظیفه را به دیگران واگذار می کنند، قدرت تغییر زندگی خود را نیز از دست می دهند.
اگر می خواهید جزو اون 1% افرادی باشید که در هر زمینه ای برنده هستند، باید ابتدا شروع به بازسازی زندگی خود از راه پذیرش کامل وظیفه کنید. نود درصد شکست ها از افرادی ناشی می شود که انس به دلیل تراشی دارند.
سرنوشت شما هدف شماست
هیچ چیز همانند یافتن هدف در زندگی نیست. زندگی یعنی هدف خود را بر پایه آنچه برای خودتان، خاندان تان و دنیا می خواهید، بسازید.
کسانی که به شما می گویند هدف تان را پیدا کنید، همان کسانی هستند که برای سودمند نبودن و بی خاصیت بودن در زندگی دلیل می آورند! اگر به شما بگویم که هدف از زندگی، زندگی کردن است چه؟
در حال آماده، هدف «زندگی کردن» برای شما از «چگونه زندگی کردن» فراتر است. اما همه چیز به توانایی شما در تجسم دنیای خوب تر بستگی دارد؛ و شما این قدرت تجسم را دارید.
اگر قدرت تجسم نداشتید، چگونه سرنوشت خود را می ساختید؟ همه ما از قدرت تجسم برخورداریم اما از اون به راه ویژه و هدفمند استفاده نکرده ایم.
هر روز سحر، نزد از آنکه درون آشپزخانه شوید، به این فکر می کنید که چه بخورید. همان ذهن، می تواند آنچه می خواهید در یک ساعت آینده انجام دهید را تجسم کند. پس همین قدرت را می توان برای کاری که می خواهید در 5 یا 10 سال آینده انجام دهید، به کار گرفت.
سرنوشت شما، در مورد ساختن نوعی هدف است؛ چیزی بیش از آنچه که حالا می دانید! در مورد خلق آینده ای است که در اون، با چیزی که حالا هستید، تفاوت دارید. اما شما بر پایه خواسته های خود و رفتارهایتان شروع به ساختن اون آینده خواهید کرد.
«تخیل نحوه یادگیری است. مهارتی است که معمولا با افزایش سن در کودکان از بین می رود. اما برنده ترین افراد در دنیا، خیال پردازترین افراد هستند. تنها راه برای نزد بینی آینده، این است که آنچه را که می خواهید تجسم کنید و سپس به طور فعال به اون آینده متعهد شوید – بن هاردی»
تمرکز همه چیز است: افراد عظیم روی فرآیند تمرکز می کنند. دیگران بر رویاها تمرکز می کنند
برای شما آسان است که درگیر یک نظریه از نزد مقدر شده باشید؛ زیرا این امر به شما امکان می دهد از زیر کار در بروید! در واقع شما می خواهید بدون انجام روند مسافرت، به مقصد برسید.
اکثر افرادی که به دنبال سرنوشت خود هستند، همیشه آینده ای را می خواهند که در اون همه چیز سعادتمندانه باشد و کار و تلاش (اگر ابدا کار و تلاشی وجود داشته باشد)، باید برایشان خوشی قسمت باشد.
کسانی که بدون اینکه مهیا تلاش کردن باشند بر روی اهداف تمرکز می کنند، همینطور هستند.
«فرآیند» اصلی ترین چیز است. در ظاهر ممکن است به نظر برسد که هیچ اتفاقی نمی افتد، اما اگر مهیا باشید که به این روند متعهد شوید، کم کم یخ های سرنوشت شما آب می شوند!
سرنوشت چیزی نیست که اون را مجسم کنید و سپس همانند یک جادو، متجلی شود. سرنوشت شما از راه اعمال، نگرش ها و عاداتی که هر روز روی اون ها کار می کنید، شکل می گیرد. این تمرکز ذهن و کانون توجه است که فردی را که می خواهید به اون تبدیل شوید، می سازد.
قصـه های زندگی ما، به دور از روایت هایی پابرجا و از نزد تعیین شده، و تحت بازنگری دائمی هستند. رشته های باریک علیت دوباره بافته و تفسیر می شوند؛ زیرا ما کوشش می کنیم برای خود و دیگران توضیح دهیم که چگونه به افرادی تبدیل شده ایم که هستیم. رفتار شما با نوع آینده ای که می خواهید بسازید مطابقت دارد.
تکامل روزانه: رفتارهای کلاس جهانی
حالا به قسمت جادویی، یعنی قسمت خلاقانه می رسید. زندگی همانند هنر است و شما بوم (هدف) و قلم موی رنگ آمیزی (تمرکز) خود را دارید تا تصاویری را خلق کنید که می خواهید.
سرنوشت شما و خلقت اون، روز به روز با کوشش ها و عاداتی که ساختن می کنید تکامل می یابد. این کار، یک کار روزانه، مقاوم کوشانه و مستلزم تلاش است که دید شما را نسبت به خودتان محکم می کند.
اینکه شما قدرت ساختن زندگی خود را دارید، چقدر می تواند به جادو مانند باشد؟ هنگامی که بتوانید به این اعتقاد دست پیدا کنید، می توانید هر کاری را که برای ساختن بهترین نسخه از خودتان واجب است، انجام دهید.
«ما به اندازه سطح انتظارات خود بالا نمی رویم، بلکه به اندازه تمرینات مان سقوط می کنیم.»
متوجه شدم! این برایتان فراوان مقاوم است! شما باید همه این کارها را انجام دهید؟ البته که بله! در سنجیدن با اینکه بخواهید ناامیدانه صبر سرنوشت خود را بکشید، این کار فراوان کم استرس تر و ایمن تر است!
شما باید کار را انجام دهید. هیچ کس نمی تواند برای شما کاری انجام دهد. یک روش سیستماتیک وجود دارد که اگر مغز را با روشی که واقعا می خواهید تحت تاثیر قرار دهید، آنچه می خواهید باشید را ثبت می کند.
فلیت ماول در مقاله ای بیان می کند که اگر بفهمیم مغز چگونه کار می کند، خواهیم فهمید که چگونه می توانیم سرنوشت خود را به دست بگیریم.
مغز شما همانند یک بانک داده، همه چیز را ذخیره می کند. برخی از این چیزها ما را مشغول می کنند، برخی ما را یواش می کنند، برخی ما را خسته می کنند و برخی دیگر ما را شکنجه می دهند.
افکار و رفتارهای همیشگی ما، یک نقشه راه در مغز ساختن می کنند؛ سیستمی از بزرگراه ها و راه های فرعی که به طور مکرر از اون ها عبور می شود و حکم مسیرهای فرسوده فیزیولوژیکی را دارند. عبارت سرشناس «من این بین گیر کردم» گویای همین مسیرهاست.
من قبلا آنجا بودم
من به وقت ده سال، هیچ وقت نمی فهمیدم که می خواهم با زندگی ام چه کنم! من به زندگی با خوشی گرایی بدن دادم. برای افراد خارج، من فردی برنده بودم، اما عمیقا از درون می فهمیدم که می خواهم معنادارتر زندگی کنم و خودم را زیادتر وقف زندگی کنم.
سال ها از کتاب ها گرفته تا سمینارها، به دنبال پاسخ هایی خارج از خودم بودم. اما زمانی که متوجه شدم پاسخ هایی که در خارج به دنبال شان بودم، در عادات و روال روزانه ام هستند، زندگی معنای بیشتری گرفت.
از آنجا به سپس، من توانستم عواقب تصمیمات و انتخاب هایم را تصور کنم. من متوجه شدم که کاملا مسئول زندگی ام هستم و هیچ کس نمی تواند مرا آنگونه که خودم را دوست دارم، دوستم داشته باشد. انگار حجابی از روی صورتم برداشته شد.
هنگامی انس های روزانه ام را تغییر دادم و عاداتی را جایگزین کردم که از عقل، ثروت و سلامتی پشتیبانی می کردند، تبدیل به یک فرد جدید شدم. یواش تر بودم چون وضوح بیشتری داشتم و حداقل می توانسم تاثیر افکارم را بر رفتارهایم بسنجم. پِی بردم و پذیرفتم که:
«موفقیت، به دلیل تجمع تصادفی ستارگان در تاریخ تولد ما نیست، بلکه برای جرقه های ناشی از فرزکاری مقاوم هر روز است – کنت هیلدبراند»
نتیجه گیری
سرنوشت شما چیزی است که خودتان اون را می سازید. هیچ موجودی جز انسان قدرت تجسم آینده را از راه تخیل ندارد. شما این قدرت را دارید و با تجربیات قبل آغشته شده اید. مهم تر از اون، شما همیشه می توانید در ثانیه وجود داشته باشید و با کشف زیادتر در مورد خود، راه خود را هدایت کرده و تغییر دهید.
همه این توانایی ها به شما قدرت ساختن هر چیزی که می خواهید را می دهند. انسان ها به همین نظم همه چیزهای موجود را خلق کردند؛ از کامپیوتر ها گرفته، تا تلفن های همراهتان!
شما می توانید زندگی خود را دفعات و دفعات از جدید بسازید. شما می توانید سرنوشت خود را بسازید. من شک ندارم که می توانید این کار را به تنهایی انجام دهید.
جذاب این است که هنگامی شروع به ساختن سرنوشت خود کنید، هیچ وقت نمی توانید بفهمید تا کجا می توانید نزد بروید!
منبع: medium.com

[ad_2]















