[ad_1]
صفحه اقتصاد– در اقتصاد سرزمین ما، بازارهای مختلف مالی از قبیل بورس، طلا و سکه، مسکن، ماشین، ارز، بازار پولی (بانک) و اوراق بدهی، وجود دارد و در حوزه جهانی نیز، بازارهای مختلفی از جمله فارکس، بورس های بین المللی و ارزهای دیجیتال وجود دارد که دایره معامله گران آنها فراوان زیاد فراوان شده و رقابت های به طور جدی و با سودها و زیان های کلان و نگاه دقیق کننده و بدون حمایت دولت ها در حال انجام است.
در گفتگوی اختصاصی «صفحه اقتصاد» با مصطفی جعفری – تحلیلگر بازارهای مالی- وضعیت بازارهای داخلی و جهانی در سال های اخیر و نوع معامله گری متفاوت افراد شغل ای و شرکت های حقوقی از یک سو و افراد آماتور از سو دیگر، بررسی شده است.
*****
*در سال های اخیر، تورم در حد بالایی هست و نرخ تورم از حالت تک رقمی و در حد 9 درصد سال های 1395 و 1396، طبق اعلام مرکز آماری ایران به بالای 40 درصد فعلی رسیده است. از سو دیگر، تحریم ها علیه سرزمین ما اجرایی شده و آینده چندان قابل نزد بینی نیست.
در سال های قبل، بازارهای مختلفی در درون سرزمین مورد توجه قرار گرفت و افراد مختلف درون این بازارها شدند. برخی افراد در این بازارها جراحت کردند و برخی بازارها هنوز رواج دارد. جنابعالی به نام مالک نظر در حوزه بازارهای مالی، در حال آماده، وضع بازارهای مختلف داخلی و جهانی را چگونه می بینید؟
-در ارتباط با بازارهای مالی داخلی و خارجی باید بگویم که در حوزه بازار داخلی، بورس تقریباً ثبات خودش را از دست داده و از هنگامی که دولت در بورس مداخله کرد، شفاف و قابل اطمینان نیست. به همین دلیل، افراد زیادی برای سود گرفتن، به بازارهای خارجی مراجعه و مهاجرت کردند.
با ثبات ترین بازار در بازارهای مالی خارجی، دقیقاً بازار فارکس است چون از همه بازارها کهنه تر بوده و بیش تر قابل اطمینان است. در بازار فارکس، پول ها یا ارزهای مختلف کشورها رد و بدل شده و معامله می شود. بازار فارکس، همانند بازار ارزهای دیجیتال نیست که نوسانات قیمتی زیادی داشته باشد. به همین دلیل، می توانیم برای سود گرفتن، بیش تر بر بازار فارکس حساب کنیم.

*در بازار داخلی، اندوخته های خُرد یا سرگردان در هر دوره به سو یک بازار می رود. یک بار اندوخته های سرگردان به سو بازار ماشین می رود و یک بار هم به سو بازار ارز و همین طور بازار طلا و سکه یا بازار مسکن.
اندوخته هایی که به سو این بازارها رفته اند، چه سرنوشتی پیدا کرده اند و احیاناً اندوخته گذاران خُرد و معامله گران چه وضعی دارند و آیا از ورود به این بازارها رضایت دارند؟
-بازارهای داخلی شامل طلا و سکه، مسکن، ماشین و بورس است. البته ماشین، به یک کالای اندوخته ای تبدیل شده ولی ماشین، یک کالای مصرفی بوده و نباید برای اندوخته گذاری انتخاب شود.
فردی که می خواهد در بازار داخلی کار کند، باید دوره های تناوب بازارها یا سیکل های بازار و شامل روندهای صعودی و نزولی را بداند. یک فرد معامله گر که می خواهد در بازارهای مالی، معامله کند و کسب سود کند، باید بداند چه بازاری رواج دارد و بعداً چه زمانی، پول خودش را از بازار خارج کند و به بازار دیگر ببرد. اگر فردی، این نوع مسائل را در مورد بازارهای مالی بداند، می تواند سود کسب کند.
*افراد آماتو، معمولاً تجربه ای در بازارهای مالی ندارند و در سو مقابل، شرکت های اندوخته گذاری یا فعالان بازارهای مالی قرار دارند که تجربه زیادی داشته و شغل ای هستند و آماتور نیستند.
این دو نوع معامله گر، دو دنیای متفاوت دارند و افراد و شرکت های شغل ای، از وجود افراد آماتور سود می برند. جنابعالی تفاوت بین آمارتورها و شغل ای ها را در چه مواردی می دانید و چه نکاتی را به نام نکات متمایز کننده، مینیمطرح کنید؟
-من به افراد آماتور منظور می کنم که قبل از هر کاری، آموزش بازارهای مختلف را ببینند. سپس از این که این افراد، آموزش دیدند برای شروع کار و به غیر از این که خودشان می توانند به طور مستقیم درون بازارهای مالی شوند، می توانند پول خودشان را به صندوق های اندوخته گذاری بدهند تا آنها سبد گردانی کنند.
هر فرد به نسبتی که اندوخته دارد، می تواند سهام این نوع صندوق ها را بخرد. افراد آماتور می تواند به این شکل، ریسک خودشان را پایین بیاورند و اندوخته خودشان را مدیریت کنند.
از سو دیگر، شرکت های اندوخته گذاری یا آدم های شغل ای، مسلم است که سال ها در بازارهای مالی وجود داشته اند و خودشان دوره های تناوب بازارها را می دانند. فرض کنید افراد معامله گر، اول باید پول خودشان را به بورس ببرند و هنگامی قیمت سهام افزایش پیدا می کند، باید پول خودشان را به بازار ماشین ببرند.
همچنین بازار ملک و بازار طلا وجود دارد ولی ردیف خاصی برای اندوخته گذاری وجود ندارد اما افراد شغل ای می دانند چه کار کنند. در حالی که افراد آماتور، باید اول آموزش ببینند و با صندوق های اندوخته گذاری کار کنند تا متوجه دوره های تناوب بازارها شوند و بدانند که پول خودشان را از چه بازاری به بازار دیگر ببرند.
*جدا از کوشش شرکت ها و صندوق های اندوخته گذاری، آیا افراد شغل ای در بازارهای مختلف از جمله بورس و ارزهای دیجیتال، به نحو مطلوب سود می کنند یا این که احیاناً وابسته جراحت هم شده اند؟
-در همین بازار نزولی که در بازار بورس وجود دارد، افراد زیادی در حال کسب سود هستند.
*یعنی در همین شرایطی که افراد زیادی نسبت به وضعیت بورس انتقاد و انتقاد می کنند برخی افراد هستند که نوسان گیری کرده و کسب حقوق دارند؟
-بله؛ همین طور است. تعداد زیادی از افراد شغل ای بازار، در رسانه هایی که دارند سودهای خودشان را علامت می دهند.

*آیا تعداد سود کنندگان فراوان بوده و سخن هایی که برخی افراد در مورد سودهای فراوان خودشان می زنند قابل استناد است؟
-سرانجام ما از راه رسانه هایی که این افراد دارند، تجربیات و معاملات آنها را پیگیری می کنیم. این افراد، خودشان می گویند چه زمانی خرید کرده اند و در کجا فروخته و سود کرده اند.
*افراد آماتور که شغل ای نیستند و آموزش خاصی ندیده اند، چه ویژگی هایی دارند و از نظر جاری شناسی بازار، اِشکالات این افراد در تاریخ معامله کردن چه چیزهایی است که احتمالاً وابسته جراحت زیادی هم می شوند؟
-مشخصه افراد آماتور این است که در جای صحیح، درون بازار نمی شوند. اساساً بازار، نوسانات زیادی دارد و افراد آماتور، گاهی زمان سود کرده و گاهی زمان هم جراحت می کنند. موقعی که افراد آماتور، جراحت می کنند ناامید می شوند و هنگامی ضررشان بیش تر می شود، می خواهند اقدام به فروش کنند و از بازار خارج شوند.
هنگامی افراد آماتور، اقدام به فروش می کنند و از بازار خارج می شوند، ممکن است بازار تغییر روند بدهد و این نوع افراد، بعداً می گویند ای کاش نمی فروختیم و از بازار خارج نمی شدیم. یک منحنی تحت عنوان «منحنی خوف و حرص» وجود دارد که حالت های مختلف افراد را رد تاریخ معامله کردن تبیین می کند.
در مجموع، آدم آماتور در جای صحیح، معامله نمی کنند و برای معاملات خودش هدف ندارند که در کجا و چقدر سود بگیرند، یا اگر سود گرفتند چه زمانی از بازار خارج شوند. از طرفی، افراد آماتور مدیریت اندوخته را رعایت نمی کنند. اگر افراد آماتور، مدیریت اندوخته را رعایت کنند و حتی علم ترید را هم نداشته باشند یعنی شانسی معامله کنند و فقط حد سود و حد جراحت را رعایت کنند، می توانند سود کسب کنند.
افراد آماتور، نمی دانند حد جراحت را در چه قیمتی بگذارند و نمی دانند چقدر معامله در جراحت برود، از بازار خارج شوند. گفت و گو جاری شناسی نیز با ارزش و مهم بودن دارد و متاسفانه افراد آماتور، در مورد خودشان هم شناخت ندارند. افراد آماتور، نمی دانند چقدر جراحت را می توانند صبر کنند و هنگامی در جراحت هستند آستانه صبرشان چقدر است.
*مدیریت اندوخته یک توانایی بوده و در چارچوب مدیریت اندوخته، گفت و گو این است که مال و ثروت موجود حداقل کمتر نشود. در این زمینه، آیا آموزش هایی که در سرزمین ارائه می شود چشمگیر و قابل استناد هستند یا این که صرفاً برخی نکات مطرح می شوند و به معنای واقعی کاربردی نیستند؟
-آموزش های مختلفی در حوزه مدیریت اندوخته ارائه می شود ولی برخی آموزش ها که ارائه می شوند و من دیده ام، فراوان خوب هستند. به همین دلیل، به این نوع آموزش ها می شود برای مدیریت اندوخته استناد کرد. حتی برای مدرسان این حوزه، جدول هایی با لطیف افزار اِکسل تهیه کرده اند و می گویند با چقدر اندوخته، باید چقدر معامله انجام داد.
*شرایط فعلی اقتصاد سرزمین ما، شرایط عادی و نُرمال نیست و یک وضعیت متلاطم وجود دارد. افراد مختلف هم تلاش می کنند ارزش ثروت و پول خودشان را نگه داری کنند. در همین وضعیت موجود، همان اطلاعاتی که در جامعه ما انتشار پیدا می کند معمولاً ترجمه ای است.
آیا افراد آماتور، می توانند در معاملات خودشان با استفاده از این نوع اطلاعات برنده شوند و آیا اساساً اگر افراد آماتور، اندوخته های خودشان را به صندوق های اندوخته گذاری بدهند در وضعیت فعلی، استراتژی بهتری برای نگه داری اندوخته اولیه و اصلی هست یا نه؟

-این داستان بستگی به فرد اندوخته گذار دارد و بستگی به این دارد که فرد اندوخته گذار می خواهد چقدر اندوخته درون بازار می کند. در بازارهای مالی خارجی، حتی با 100 دلار هم می شود معامله انجام داد و اگر فردی بتواند با 100 دلار کار کند، سودش بیش از اون چیزی است که این 100 دلار را به یک صندوق اندوخته گذاری تحویل بدهد.
البته سود صندوق های اندوخته گذاری، در حد نرخ سود بانکی است و سودی که این صندوق های اندوخته گذاری به سهامداران خودشان پرداخت می کنند چشمگیر نیست. بنابراین، اگر شخص اندوخته گذار بتواند معامله کند، سود بیش تری می تواند کسب کند.
*صندوق های اندوخته گذاری انواع مختلفی دارند و یک نوع آنها فقط اندوخته گذاری با حقوق پابرجا است. این نوع صندوق ها در حد نرخ سو بانکی، سود به سهامداران خودشان می دهند. آیا بقیه صندوق های اندوخته گذاری که نرخ ثابتی را اعلام نمی کنند با نیروهای متخصصی که دارند سود بیش تر از نرخ سود بانکی به اندوخته گذاران خودشان پرداخت کنند؟
-برخی صندوق های اندوخته گذاری، صندوق سهامی هستند و برخی هم صندوق های با حقوق پابرجا هستند. از طرفی، برخی صندوق های اندوخته گذاری نیز، به شکل مختلط هستند. البته یک سایت اینترنتی وجود دارد که وضعیت صندوق های اندوخته گذاری مختلف را در ایران بررسی می کند.
کسانی که می خواهند در این زمینه اطلاعات کسب کنند، می توانند از این راه اقدام کنند تا بدانند هر صندوق اندوخته گذاری، چقدر سود می دهد یا چه صندوق هایی اعتبار بیش تری دارند. به هر حال، این نوع اطلاعات وجود دارد و هر فردی، باید بررسی کند که کدام صندوق اندوخته گذاری خوب تر است و در همان جا اندوخته گذاری کند.
*یکی از توصیه هایی که در حوزه مدیریت اندوخته مطرح می شود این است که برخی تحلیلگران بازارهای مالی می گویند حداقل یک پنجم یا 20 درصد کل ثروت ها، باید ثروت های نقد شونده باشد و این ثروت ها بتوانند در شکل نیاز به سرعت تبدیل به پول شوند. آیا این نوع توصیه ها برای مدیریت اندوخته و نگه داری ثروت خوب بوده و این درصدها برای خرید ثروت های نقد شونده، درصدهای قابل اعتمادی است؟
-معمولاً گفته می شود که در هر معامله نباید بیش از 10 درصد کل اندوخته خودمان را درون کنیم تا بتوانیم نوسانات قیمتی بازار را صبر کنیم. از طرفی، اگر در اون معامله جراحت کردیم، باید اندوخته دیگری در دست ما باشد، تا بتوانیم در قیمت بهتری اندوخته گذاری کنیم و جراحت اندوخته گذاری قبلی را جبران کنیم.
ما نباید همه اندوخته خودمان را درون یک بازار ویژه کنیم و باید در بازارهای مختلف اندوخته گذاری کنیم. در مورد مقدار اندوخته ای هم که می خواهیم درون یک بازار کنیم، باید بگویم که بایستی به شکل پله به پله خرید کنیم. اصولاً در قیمت های مختلف باید اقدام به خرید کنیم و نه این که همه اندوخته درون شده به یک بازار را صرف خرید در یک قیمت مشخص کنیم. در مجموع، همه چیز به میزان ریسک پذیری اندوخته گذار دارد.
*در مورد ثروت نقد شونده، برخی تحلیلگران می گویند باید طوری اندوخته گذاری کرد که 20 درصد یا یک پنجم اندوخته، صرف خرید ثروت نقد شونده شود ولی این ثروت باید ظرف حداکثر 2 ماه و بدون تخفیف به فروش برود.
آیا شما این نوع تقسیم بندی ها را قبول دارید و صحیح است که 20 درصد از اندوخته صرف خرید ثروت نقد شوند شود و 80 درصد دیگر اندوخته صرف خرید ثروت های غیر نقد شونده شود؟
-این نوع تقسیم بندی ها در مورد مقدار ثروت های نقد شونده، حالت سلیقه ای دارد و مدیریت اندوخته باید بر حسب ریسک پذیری افراد انجام شود. اندوخته گذار باید پول نقد داشته باشد تا در زمان های مناسب، اقدام به اندوخته گذاری کند.
هر چقدر پول نقد یک اندوخته گذار بیش تر باشد یا ثروت او زودتر نقد شود، به نفع او تمام خواهد شد. برای مثال، می شود 80 درصد اندوخته را صرف خرید ثروت نقد شونده کرد و 20 درصد اندوخته صرف خرید ثروت بلند وقت همانند مسکن کرد.
*در مجموع و بر حسب اطلاعاتی که جنابعالی دارید یا این نوع افراد را می شناسید، در سال های اخیر افراد آماتور و شغل ای در بازارهای مختلف چطور عمل کرده اند؟
-با توجه به اطلاعاتی که از افراد مختلف دریافت کرده ام، می توانم بگویم هم برخی افراد شغل ای در سال های اخیر جراحت کردند و هم آماتورها. البته اکثراً در این بازارها جراحت کردند.
*کسانی که در بازارهای مختلف سود کرده اند آیا با استفاده و با اتکاء به آموزش ها و توانایی برنده به کسب سوده شده اند یا این که به طور شانسی و تصادفی سود کرده اند؟
-اکثر اندوخته گذاران خُرد که می شناسم و درون بازار بورس و بازار ارزهای دیجیتال شده بودند، جراحت کردند و البته بدون آموزش هم، درون بازار شده بودند. در بازار ارزهای دیجیتال، همان وضعیت بازار بورس به وجود آمد و برخی افراد، بدون آموزش درون بازار شده و جراحت کردند.
ورود در بازار طلا و سکه هم ریسک دارد و برخی افراد که درون این بازار شدند جراحت کردند. برای چی که گاهی زمان، بازار طلا و سکه حباب قیمتی دارد و نباید درون اون شد. برخی افراد، از این موضوعات اطلاع ندارند و در نتیجه جراحت می کنند.
بازار ماشین به این شکل است که افراد مختلف، در قرعه کشی شرکت می کنند و اگر برنده شوند از مابه التفاوت قیمت درب کارخانه و قیمت بازار آزاد ماشین استفاده می کنند. برخی اطرافیان را دیده ام که نام نویسی کرده اند و هنگامی برنده شوند ماشین خودشان را در بازار آزاد می فروشند. بازار مسکن هم، یک بازار طولانی وقت بوده و باید حوصله کنند تا به سود برسند.
[ad_2]