دزدی‌ های سریالی شبکه پنهان زنان سارق

[ad_1]

دزدی‌ های سریالی شبکه مخفی زنان سارق

شرح «شهروند» از پرونده ۳ زن تبهکار که طلافروشی‌های پایتخت را هدف دزدی قرار می‌دادند

پرونده ۳ زن تبهکار که طلافروشی‌های پایتخت را هدف دزدی قرار می‌دادند

دعوای زنان سارق، راز دزدی‌های سریالی آنها از طلافروشی‌های پایتخت را آشکار کرد. این زنان، دزد طلافروشی‌ها بودند که به راه کش‌روی، از مغازه‌ها سرقت می‌کردند. زمانی یکی از آنها در این سرقت‌ها وابسته خوف و اضطراب شد، اعضای تیم او را از گروه خارج کردند. همین مسأله دلیل روشن‌شدن آتش دشمنی در قلب این زن سارق شد. او درنهایت، با یک تماس تلفنی، راز سرقت‌های همدستان سابقش را آشکار کرد و مخفیگاه یکی از آنها را نزد پلیس لو داد.

ماجرای سرقت‌های مخفیانه این زنان، با شکایت یک مرد طلافروش نزد‌روی پلیس پایتخت قرار گرفت. 18 شهریور سال قبل بود، مردی به پلیس مراجعه کرد و از سرقت از طلافروشی خود خبر داد.

سرقت به دلیل خرید هدیه تولد

این مرد درباره جزئیات اتفاق گفت: «دو زن به مغازه طلافروشی من آمدند. آنها گفتند که تصمیم خرید یک هدیه تولد را دارند. برای همین طلاهای مختلف را علامت‌شان دادم. آنها مرتب طلاهای مختلف را می‌دیدند و با هم مشاوره می‌کردند. مدتی در مغازه من ماندند. تااینکه درنهایت گفتند، به چند مغازه دیگر هم سر بزنند و مجدد برمی‌گردند. آنها رفتند و من جدید متوجه شدم که یک زنجیر طلای 50 میلیون تومانی را سرقت کرده‌اند. آنها جوری این سرقت را انجام دادند که من ابدا متوجه نشدم. در صورتی که من همیشه حواسم هست.»

با اعلام این شکایت، داستان در دستور کار ماموران پلیس قرار گرفت و تحقیقات در این خصوص شروع شد. ماموران پلیس به بررسی دوربین‌های مداربسته پرداختند. تصاویر دوربین‌ها علامت می‌داد که دو زن با هم به مغازه طلافروشی رفتند و یک مرد نیز خارج از مغازه کشیک می‌داده است. تحقیقات برای دستگیری این گروه از سارقان ادامه داشت، تااینکه چندماه سپس، یعنی 15 اسفند سال قبل شرح یک سرقت دیگر نیز به پلیس مخابره شد. این سرقت نیز به همان راه و شگرد بود. با این تفاوت که این بار یک زن دیگر نیز به سارقان اضافه شده بود. در این سرقت سه زن با هم به مغازه طلافروشی رفته و پس از دیدن طلاهای مختلف، یک گردنبند 35 میلیون تومانی را دزدیدند و دنبال همان مرد متواری شدند.

اعتراف به سرقت

در تصاویر دوربین‌های مداربسته، چهره دو نفر از زنان سارق شناسایی و مشخص شد که آنها سابقه‌دار هستند. مخفیگاه این دو زن بدست آمد ولی ماموران زمانی به محل زندگی آنها رفتند، متوجه شدند که هر دو متواری هستند. در حالیکه تلاش‌ها برای دستگیری این دو زن ادامه داشت، یک تماس تلفنی به ماموران پلیس، راز این سرقت‌های سریالی را آشکار کرد.

یک زن کم سن بود که با پلیس تماس گرفت. او گفت که زنی از یکی از مغازه‌های طلافروشی تهران سرقت و الآن در آمل خانه‌ای اجاره کرده و زندگی می‌کند. این زن آدرس زن سارق را به پلیس داد. این در حالی بود که ماموران پلیس زمانی گفته‌های این زن را بررسی کردند، متوجه شدند که این سرقت، همان سرقت از طلافروشی روز 18 شهریورماه است. بنابراین ماموران به آمل رفتند و این زن را دستگیر کردند.

زن سارق که از دستگیری خود فراوان زیاد شوکه شده بود، در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد. او نه تنها به این دو سرقت از طلافروشی‌ها اعتراف بلکه به چند سرقت دیگر نیز اقرار کرد و مشخص شد که اعضای این تیم دزدی‌های زیادی را در پایتخت انجام داده‌اند.

حذف زن سارق از گروه

این زن در بازجویی‌ها به پلیس گفت: «ما چند زمانی بود که به همین راه سرقت می‌کردیم. با همدستم در زندان با هم نزدیک شدیم. از قبل او را می‌شناختم. ولی زمانی دستگیر شدیم، هم‌سلولی بودیم. برای همین صمیمیت ما زیادتر شد. آزاد که شدیم شروع به سرقت کردیم. به غیر از این دو سرقت، چند دزدی دیگر هم به راه کش‌روی از طلافروشی‌ها انجام دادیم. من با همدستم و شوهرش به سرقت می‌رفتیم. تااینکه همدستم یکی از بستگانش را معرفی کرد و قرار شد او هم به گروه ما اضافه شود. شوهر همدستم هم اموال دزدی را می‌فروخت و بین ما تقسیم می‌کرد.

اون زن جدید‌درون اما فراوان مضطرب بود. همیشه عقب می‌ایستاد. فراوان کار نمی‌کرد. همیشه استرس داشت و می‌ترسید. برای همین چون اون زن فراوان تیز نبود و مرتب اضطراب داشت و می‌ترسید، من گفتم برای چی او باید با ما و سهمش هم اندازه ما باشد. به همین سبب از آنها خواستم این زن را کنار بگذاریم. ما کمی هم با هم جروبحث کردیم. همین شد که اون زن را کنار گذاشتیم و سرقت‌ها را ادامه دادیم.»

راز دزدی‌های سریالی

این زن سارق در ادامه صحبت‌هایش گفت: «ما به سرقت‌هایمان ادامه دادیم و یک زمان هم اون را کنار گذاشتیم. پول‌ها را جمع کردیم و من به آمل آمدم. یک خانه اجاره کردم. اون زن و شوهر هم در تهران زندگی می‌کنند. چون پول به اندازه کافی بدست آورده بودیم، برای همین نیاز نبود که به دزدی‌ها ادامه دهیم. می‌خواستیم مدتی استراحت کنیم تا آب‌ها از آسیاب بیفتد. ولی من ناباورانه دستگیر شدم. برای همین فکر می‌کنم که همان زن ما را لو داده است. چون او را از گروه کنار زدیم، از من دشمنی به قلب گرفته و مرا نزد پلیس لو داده است وگرنه امکان نداشت که ما دستگیر شویم. اون زن واقعا داشت ما را به خطر می‌رها کرد. برای همین او را کنار گذاشتیم.»

با اعترافات این زن به دستور مرتضی رسولی، شعبه هشتم بازپرسی دادسرای سرقت تلاش و تحقیقات در خصوص این پرونده از سوی ماموران پلیس پایتخت ادامه یافت.

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: روزنامه شهروند

[ad_2]