دزدی های سریالی شبکه پنهان زنان سارق

[ad_1]

دزدی های سریالی شبکه مخفی زنان سارق

شرح «شهروند» از پرونده ۳ زن تبهکار که طلافروشی‌های پایتخت را هدف دزدی قرار می‌دادند

پرونده ۳ زن تبهکار که طلافروشی‌های پایتخت را هدف دزدی قرار می‌دادند

دعوای زنان سارق، راز دزدی‌های سریالی آنها از طلافروشی‌های پایتخت را آشکار کرد. این زنان، دزد طلافروشی‌ها بودند که به راه کش‌روی، از مغازه‌ها سرقت می‌کردند. زمانی یکی از آنها در این سرقت‌ها وابسته خوف و اضطراب شد، اعضای تیم او را از گروه خارج کردند. همین مسأله دلیل روشن‌شدن آتش دشمنی در قلب این زن سارق شد. او درنهایت، با یک تماس تلفنی، راز سرقت‌های همدستان سابقش را آشکار کرد و مخفیگاه یکی از آنها را نزد پلیس لو داد.

ماجرای سرقت‌های مخفیانه این زنان، با شکایت یک مرد طلافروش نزد‌روی پلیس پایتخت قرار گرفت. 18 شهریور سال قبل بود، مردی به پلیس مراجعه کرد و از سرقت از طلافروشی خود خبر داد.

سرقت به دلیل خرید هدیه تولد

این مرد درباره جزئیات اتفاق گفت: «دو زن به مغازه طلافروشی من آمدند. آنها گفتند که تصمیم خرید یک هدیه تولد را دارند. برای همین طلاهای مختلف را علامت‌شان دادم. آنها مرتب طلاهای مختلف را می‌دیدند و با هم مشاوره می‌کردند. مدتی در مغازه من ماندند. تااینکه درنهایت گفتند، به چند مغازه دیگر هم سر بزنند و دوباره برمی‌گردند. آنها رفتند و من جدید متوجه شدم که یک زنجیر طلای 50 میلیون تومانی را سرقت کرده‌اند. آنها جوری این سرقت را انجام دادند که من ابدا متوجه نشدم. در صورتی که من همیشه حواسم هست.»

با اعلام این شکایت، داستان در دستور کار ماموران پلیس قرار گرفت و تحقیقات در این خصوص شروع شد. ماموران پلیس به بررسی دوربین‌های مداربسته پرداختند. تصاویر دوربین‌ها علامت می‌داد که دو زن با هم به مغازه طلافروشی رفتند و یک مرد نیز خارج از مغازه کشیک می‌داده است. تحقیقات برای دستگیری این گروه از سارقان ادامه داشت، تااینکه چندماه سپس، یعنی 15 اسفند سال قبل شرح یک سرقت دیگر نیز به پلیس مخابره شد. این سرقت نیز به همان راه و شگرد بود. با این تفاوت که این بار یک زن دیگر نیز به سارقان اضافه شده بود. در این سرقت سه زن با هم به مغازه طلافروشی رفته و پس از دیدن طلاهای مختلف، یک گردنبند 35 میلیون تومانی را دزدیدند و دنبال همان مرد متواری شدند.
اعتراف به سرقت

در تصاویر دوربین‌های مداربسته، چهره دو نفر از زنان سارق شناسایی و مشخص شد که آنها سابقه‌دار هستند. مخفیگاه این دو زن بدست آمد ولی ماموران زمانی به محل زندگی آنها رفتند، متوجه شدند که هر دو متواری هستند. در حالیکه تلاش‌ها برای دستگیری این دو زن ادامه داشت، یک تماس تلفنی به ماموران پلیس، راز این سرقت‌های سریالی را آشکار کرد.

یک زن کم سن بود که با پلیس تماس گرفت. او گفت که زنی از یکی از مغازه‌های طلافروشی تهران سرقت و حالا در آمل خانه‌ای اجاره کرده و زندگی می‌کند. این زن آدرس زن سارق را به پلیس داد. این در حالی بود که ماموران پلیس زمانی گفته‌های این زن را بررسی کردند، متوجه شدند که این سرقت، همان سرقت از طلافروشی روز 18 شهریورماه است. بنابراین ماموران به آمل رفتند و این زن را دستگیر کردند.

زن سارق که از دستگیری خود فراوان زیاد شوکه شده بود، در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد. او نه تنها به این دو سرقت از طلافروشی‌ها اعتراف بلکه به چند سرقت دیگر نیز اقرار کرد و مشخص شد که اعضای این تیم دزدی‌های زیادی را در پایتخت انجام داده‌اند.

حذف زن سارق از گروه

این زن در بازجویی‌ها به پلیس گفت: «ما چند زمانی بود که به همین راه سرقت می‌کردیم. با همدستم در زندان با هم نزدیک شدیم. از قبل او را می‌شناختم. ولی زمانی دستگیر شدیم، هم‌سلولی بودیم. برای همین صمیمیت ما زیادتر شد. آزاد که شدیم شروع به سرقت کردیم. به غیر از این دو سرقت، چند دزدی دیگر هم به راه کش‌روی از طلافروشی‌ها انجام دادیم. من با همدستم و شوهرش به سرقت می‌رفتیم. تااینکه همدستم یکی از بستگانش را معرفی کرد و قرار شد او هم به گروه ما اضافه شود. شوهر همدستم هم اموال دزدی را می‌فروخت و بین ما تقسیم می‌کرد.

اون زن جدید‌درون اما فراوان مضطرب بود. همیشه عقب می‌ایستاد. فراوان کار نمی‌کرد. همیشه استرس داشت و می‌ترسید. برای همین چون اون زن فراوان تیز نبود و مرتب اضطراب داشت و می‌ترسید، من گفتم برای چی او باید با ما و سهمش هم اندازه ما باشد. به همین دلیل از آنها خواستم این زن را کنار بگذاریم. ما کمی هم با هم جروبحث کردیم. همین شد که اون زن را کنار گذاشتیم و سرقت‌ها را ادامه دادیم.»

راز دزدی‌های سریالی

این زن سارق در ادامه صحبت‌هایش گفت: «ما به سرقت‌هایمان ادامه دادیم و یک زمان هم اون را کنار گذاشتیم. پول‌ها را جمع کردیم و من به آمل آمدم. یک خانه اجاره کردم. اون زن و شوهر هم در تهران زندگی می‌کنند. چون پول به اندازه کافی بدست آورده بودیم، برای همین نیاز نبود که به دزدی‌ها ادامه دهیم. می‌خواستیم مدتی استراحت کنیم تا آب‌ها از آسیاب بیفتد. ولی من ناباورانه دستگیر شدم. برای همین فکر می‌کنم که همان زن ما را لو داده است. چون او را از گروه کنار زدیم، از من دشمنی به قلب گرفته و مرا نزد پلیس لو داده است وگرنه امکان نداشت که ما دستگیر شویم. اون زن واقعا داشت ما را به خطر می‌رها کرد. برای همین او را کنار گذاشتیم.»

با اعترافات این زن به دستور مرتضی رسولی، شعبه هشتم بازپرسی دادسرای سرقت تلاش و تحقیقات در خصوص این پرونده از سوی ماموران پلیس پایتخت ادامه یافت.

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: روزنامه همشهری

[ad_2]

دزدی‌ های سریالی شبکه پنهان زنان سارق

[ad_1]

دزدی‌ های سریالی شبکه مخفی زنان سارق

شرح «شهروند» از پرونده ۳ زن تبهکار که طلافروشی‌های پایتخت را هدف دزدی قرار می‌دادند

پرونده ۳ زن تبهکار که طلافروشی‌های پایتخت را هدف دزدی قرار می‌دادند

دعوای زنان سارق، راز دزدی‌های سریالی آنها از طلافروشی‌های پایتخت را آشکار کرد. این زنان، دزد طلافروشی‌ها بودند که به راه کش‌روی، از مغازه‌ها سرقت می‌کردند. زمانی یکی از آنها در این سرقت‌ها وابسته خوف و اضطراب شد، اعضای تیم او را از گروه خارج کردند. همین مسأله دلیل روشن‌شدن آتش دشمنی در قلب این زن سارق شد. او درنهایت، با یک تماس تلفنی، راز سرقت‌های همدستان سابقش را آشکار کرد و مخفیگاه یکی از آنها را نزد پلیس لو داد.

ماجرای سرقت‌های مخفیانه این زنان، با شکایت یک مرد طلافروش نزد‌روی پلیس پایتخت قرار گرفت. 18 شهریور سال قبل بود، مردی به پلیس مراجعه کرد و از سرقت از طلافروشی خود خبر داد.

سرقت به دلیل خرید هدیه تولد

این مرد درباره جزئیات اتفاق گفت: «دو زن به مغازه طلافروشی من آمدند. آنها گفتند که تصمیم خرید یک هدیه تولد را دارند. برای همین طلاهای مختلف را علامت‌شان دادم. آنها مرتب طلاهای مختلف را می‌دیدند و با هم مشاوره می‌کردند. مدتی در مغازه من ماندند. تااینکه درنهایت گفتند، به چند مغازه دیگر هم سر بزنند و مجدد برمی‌گردند. آنها رفتند و من جدید متوجه شدم که یک زنجیر طلای 50 میلیون تومانی را سرقت کرده‌اند. آنها جوری این سرقت را انجام دادند که من ابدا متوجه نشدم. در صورتی که من همیشه حواسم هست.»

با اعلام این شکایت، داستان در دستور کار ماموران پلیس قرار گرفت و تحقیقات در این خصوص شروع شد. ماموران پلیس به بررسی دوربین‌های مداربسته پرداختند. تصاویر دوربین‌ها علامت می‌داد که دو زن با هم به مغازه طلافروشی رفتند و یک مرد نیز خارج از مغازه کشیک می‌داده است. تحقیقات برای دستگیری این گروه از سارقان ادامه داشت، تااینکه چندماه سپس، یعنی 15 اسفند سال قبل شرح یک سرقت دیگر نیز به پلیس مخابره شد. این سرقت نیز به همان راه و شگرد بود. با این تفاوت که این بار یک زن دیگر نیز به سارقان اضافه شده بود. در این سرقت سه زن با هم به مغازه طلافروشی رفته و پس از دیدن طلاهای مختلف، یک گردنبند 35 میلیون تومانی را دزدیدند و دنبال همان مرد متواری شدند.

اعتراف به سرقت

در تصاویر دوربین‌های مداربسته، چهره دو نفر از زنان سارق شناسایی و مشخص شد که آنها سابقه‌دار هستند. مخفیگاه این دو زن بدست آمد ولی ماموران زمانی به محل زندگی آنها رفتند، متوجه شدند که هر دو متواری هستند. در حالیکه تلاش‌ها برای دستگیری این دو زن ادامه داشت، یک تماس تلفنی به ماموران پلیس، راز این سرقت‌های سریالی را آشکار کرد.

یک زن کم سن بود که با پلیس تماس گرفت. او گفت که زنی از یکی از مغازه‌های طلافروشی تهران سرقت و الآن در آمل خانه‌ای اجاره کرده و زندگی می‌کند. این زن آدرس زن سارق را به پلیس داد. این در حالی بود که ماموران پلیس زمانی گفته‌های این زن را بررسی کردند، متوجه شدند که این سرقت، همان سرقت از طلافروشی روز 18 شهریورماه است. بنابراین ماموران به آمل رفتند و این زن را دستگیر کردند.

زن سارق که از دستگیری خود فراوان زیاد شوکه شده بود، در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد. او نه تنها به این دو سرقت از طلافروشی‌ها اعتراف بلکه به چند سرقت دیگر نیز اقرار کرد و مشخص شد که اعضای این تیم دزدی‌های زیادی را در پایتخت انجام داده‌اند.

حذف زن سارق از گروه

این زن در بازجویی‌ها به پلیس گفت: «ما چند زمانی بود که به همین راه سرقت می‌کردیم. با همدستم در زندان با هم نزدیک شدیم. از قبل او را می‌شناختم. ولی زمانی دستگیر شدیم، هم‌سلولی بودیم. برای همین صمیمیت ما زیادتر شد. آزاد که شدیم شروع به سرقت کردیم. به غیر از این دو سرقت، چند دزدی دیگر هم به راه کش‌روی از طلافروشی‌ها انجام دادیم. من با همدستم و شوهرش به سرقت می‌رفتیم. تااینکه همدستم یکی از بستگانش را معرفی کرد و قرار شد او هم به گروه ما اضافه شود. شوهر همدستم هم اموال دزدی را می‌فروخت و بین ما تقسیم می‌کرد.

اون زن جدید‌درون اما فراوان مضطرب بود. همیشه عقب می‌ایستاد. فراوان کار نمی‌کرد. همیشه استرس داشت و می‌ترسید. برای همین چون اون زن فراوان تیز نبود و مرتب اضطراب داشت و می‌ترسید، من گفتم برای چی او باید با ما و سهمش هم اندازه ما باشد. به همین سبب از آنها خواستم این زن را کنار بگذاریم. ما کمی هم با هم جروبحث کردیم. همین شد که اون زن را کنار گذاشتیم و سرقت‌ها را ادامه دادیم.»

راز دزدی‌های سریالی

این زن سارق در ادامه صحبت‌هایش گفت: «ما به سرقت‌هایمان ادامه دادیم و یک زمان هم اون را کنار گذاشتیم. پول‌ها را جمع کردیم و من به آمل آمدم. یک خانه اجاره کردم. اون زن و شوهر هم در تهران زندگی می‌کنند. چون پول به اندازه کافی بدست آورده بودیم، برای همین نیاز نبود که به دزدی‌ها ادامه دهیم. می‌خواستیم مدتی استراحت کنیم تا آب‌ها از آسیاب بیفتد. ولی من ناباورانه دستگیر شدم. برای همین فکر می‌کنم که همان زن ما را لو داده است. چون او را از گروه کنار زدیم، از من دشمنی به قلب گرفته و مرا نزد پلیس لو داده است وگرنه امکان نداشت که ما دستگیر شویم. اون زن واقعا داشت ما را به خطر می‌رها کرد. برای همین او را کنار گذاشتیم.»

با اعترافات این زن به دستور مرتضی رسولی، شعبه هشتم بازپرسی دادسرای سرقت تلاش و تحقیقات در خصوص این پرونده از سوی ماموران پلیس پایتخت ادامه یافت.

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: روزنامه شهروند

[ad_2]

ترسناک ترین دزدی 60 ثانیه ای در پایتخت

[ad_1]

ترسناک ترین دزدی 60 ثانیه ای در پایتخت

یک دقیقه تاریخ واجب بود تا بتواند سناریوی یکی از ترسناک‌ترین سرقت‌های پایتخت را اجرا کند.

شگردم را از فیلم‌های خارجی الگو گرفتم!

یک دقیقه تاریخ واجب بود تا بتواند سناریوی یکی از ترسناک‌ترین سرقت‌های پایتخت را اجرا کند. دو هفته تمام با همدستش تمرین‌کرد تا توانست در عرض ۶۰ ثانیه از موتور پیاده شود، گردن خوراکی‌اش را از پشت بگیرد، او را تا خط فرضی بین دو کشور خفه‌شدن نزد ببرد و درنهایت کیف و وسایلش را سرقت کند. فیلم یکی از سرقت‌های خشنش، در فضای غیر واقعی دست‌به‌دست چرخید. زمانی که گردن یک خانم پزشک دندانپزشک را گرفت، او بیهوش روی زمین افتاد و این دزد زبر دست هم کیفش را سرقت کرد. انتشار فیلم این زورگیری خشن در فضای‌ غیر واقعی مردم را تحت تاثیر قرار داده و دلیل ناراحتی شهروندان شده بود. الآن این سارق زبر دست به دنبال همدستش دستگیر شده و در گفت‌وگو با «شهروند» ماجرای دزدی‌هایش را روایت می‌کند. سارقی که عاشق ورزش و دونده فراوان خوبی است.

چند وقت نزد بود که با وقوع یک سرقت خشن از زنی کم سن در شمال تهران داستان نگهداری به این پرونده در دستور کار تیمی زبده از کارآگاهان اداره پنجم قرار گرفت. فیلم این زورگیری پس از انتشار در فضای غیر واقعی موجب ناراحتی شهروندان شده بود. در تحقیقات ابتدایی کارآگاهان مشخص شد زن جوانی هنگامی که تصمیم داشت به خانه خود برود، از سوی دو زورگیر موتورسوار با ضرب‌وشتم هدف سرقت خشن قرار می‌گیرد.

شناسایی دزدان زبر دست در غرب تهران

به‌خاطر حساسیت داستان کارآگاهان بلافاصله درون عمل شدند و با تحقیقات میدانی و تجزیه‌وتحلیل‌های اطلاعاتی هویت متهمان را که سابقه‌دار بودند، شناسایی کردند‌. کارآگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی در قدم بعدی با استفاده‌گیری از روش‌های نوین کشف جرم و تحقیقات شبانه‌روزی مخفیگاه متهمان را در غرب تهران شناسایی کردند. همین امر کافی بود تا کارآگاهان با هماهنگی‌های واجب با مرجع قضائی راهی مخفیگاه متهمان شوند و آنها را در یک فعالیت‌ ضربتی دستگیر کنند.

متهمان پس از انتقال به اداره پنجم پلیس آگاهی هدف تحقیقات قرار گرفتند. آنها در بررسی‌های ابتدایی به چندین سرقت با راه و شگرد ضرب‌وشتم شدید مالباختگان در شمال و غرب تهران اعتراف کردند.

سرهنگ علی ولیپور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی پایتخت با بیان اینکه خط قرمز پلیس آگاهی، امنیت شهروندان است، درباره این پرونده گفت: «متهمان با صدور قرار قانونی از سوی مرجع قضائی به جهت کشف جرایم احتمالی دیگر و شناسایی سایر شکات در اختیار کارآگاهان اداره پنجم پلیس آگاهی قرار گرفتند و تحقیقات ادامه دارد.»

روایت دزد ورزشکار

این مجرم زبر دست سحر دیروز در مقابل علیرضا بهشتی، بازپرس دادسرای مخصوص سرقت قرار گرفت. او که چندین بار دستگیر شده و به زندان رفته است، برای سابقه‌دار بودنش، تصمیم گرفت راه و شگردش را تغییر بدهد. برای همین این نقشه هولناک را کشید تا مردم را تا خط فرضی بین دو کشور خفه‌شدن ببرد و پس از اون دست به سرقت بزند:

چند سال داری؟

30 سال.

بار چندم است که دستگیر می‌شوی؟

دقیق نمی‌دانم، ولی چندین بار دستگیر شده‌ام. همیشه به جرم سرقت و کیف‌قاپی دستگیر می‌شدم. معمولا جرمم سرقت لوازم ماشین و ضبط ماشین بود.

چی شد که تصمیم گرفتی سرقت کنی؟

مدتی بود که مشکلات مالی داشتم. سپس از اون تصمیم گرفتم سرقت کنم. افتادم در دنیای تبهکاران. هنگامی چندین بار دستگیر شدم و درنهایت دو سال نزد آزاد شده، تصمیم گرفتم که کار خلاف را کنار بگذارم. شغل آرایشگری را انتخاب کردم. ماهی سه چهار میلیون حقوق داشتم، ولی کم بود. کفاف زندگی‌ام را نمی‌داد. برای همین مجدد رفتم در کار سرقت.

برای چی این شگرد را انتخاب کردی؟

آغاز مجدد ضبط ماشین سرقت می‌کردم، ولی با فروشش پول خوبی گیرم نمی‌آمد. از طرفی ریسکش هم بالا بود. چون باید شب‌ها به سرقت می‌رفتم و پلیس هم که مرتب گشت می‌زد. اون حقوق با اون ریسک بالا، ارزشش را نداشت. به همین دلیل تصمیم گرفتم شگردم را عوض و راه دیگری برای سرقت پیدا کنم. همینطور که در اینستا داشتم می‌چرخیدم یک فیلم خارجی دیدم. او داشت خوراکی‌اش را خفه می‌کرد تا سرقت کند. من همان تاریخ تصمیم گرفتم با همین شگرد دست به دزدی بزنم. سه چهار ماهی درگیر بودم. فکرش همانند خوره به جانم افتاده بود. برای همین داستان را با همدستم که بچه محل‌مان بود، مطرح کردم. او هم قبول کرد. حدودا دو یا سه هفته با همدستم تمرین کردم تا به کسی آسیبی نرسانم. او را از پشت می‌گرفتم تا در این کار زبر دست شوم و بتوانم سریع فرار کنم. درنهایت استاد این کار شدم و سرقت‌هایمان را شروع کردیم.

وقت سرقت‌ها با خودت سلاح هم می‌بردی؟

می‌ترسیدم با چاقو سرقت کنم. چون ممکن بود یکدفعه کسی را بکشم. چون من  کسی را می‌شناختم که ناخواسته در یکی از سرقت‌هایش قاتل شده بود. برای همین اگر سلاح با خودم می‌بردم، ریسکش فراوان بالا بود. من این شگرد را انتخاب کردم تا از سلاح استفاده نکنم و به کسی صدمه نرسانم.

تو مردم را تا خط فرضی بین دو کشور خفه‌شدن می‌بردی و این کار صدمه رساندن محسوب می‌شود.

ولی جان‌شان را نمی‌گرفتم. طوری این کار را انجام می‌دادم که نتوانند از خودشان نگهداری کنند و من هم کیف‌شان را سرقت کنم. اتفاقا یک بار یکی از خوراکی‌هایم بیهوش شد. حالش بد شد و روی زمین افتاد. از ترسم همان دور و بر ماندم. قایم شدم و او را زیر نظر گرفتم تا اینکه به هوش آمد و از جایش بلند شد. من هم خیالم راحت شد و فرار کردم. من فقط می‌خواستم ساختن رعب و وحشت کنم. الگویم را هم از فیلم‌های خارجی برداشتم.

در سرقت‌ها دقیقا چه کار می‌کردید؟

با همدستم به شمال تهران می‌رفتیم. همدستم موتور داشت. او روی موتور می‌ماند و من برای همه سرقت‌ها می‌رفتم. معمولا از خانم‌ها سرقت می‌کردیم. تا از موتور پیاده شوم، دست راستم را دور گردن خوراکی‌ام حلقه کنم و کیف را بدزدم، 60 ثانیه طول می‌کشید.

درون کیف‌ها معمولا چه چیزهایی بود؟

اکثرا پول نقد نداشتند. کارت‌های عابربانک‌شان هم که رمز نداشت. ولی معمولا گوشی داشتند. زیادتر هم آیفون بود. آنها را می‌بردیم کنار پاساژهای گوشی‌فروشی می‌فروختیم.

برای چی معمولا در سرقت‌ها کلاه سفید داشتی؟

من در برخی از سرقت‌ها کلاه سفید داشتم، چون ورزشکار بودم. دونده خوبی هستم. سال87 در تیم فوتبال دسته دو تهران بازی می‌کردم. هافبک سو راست بودم. الان هم یک وقت‌هایی به پارک می‌روم می‌دوم. کوهنوردی و فوتبال هم می‌روم. در کل در ورزش برنده نشدم و در کار خلاف افتادم و سر از دنیای تبهکاران درآوردم. اما همچنان عاشق ورزشم. برای همین کلاه سفید سرم می‌گذارم.

در رابطه با فیلم پخش‌شده در فضای غیر واقعی چه می‌گویی؟

فکر نمی‌کردم که فیلمم پخش شده باشد. اون روز ساعت 9 سحر از یک خانم سرقت کردم. اما چند وقت نزد یکی از دوستانم به من فیلم را علامت داد و گفت این تویی. گفتم نه مانند به منه. از همان تاریخ ترسیدم و سرقت‌ها را متوقف کردم.

چطور شد که دستگیر شدی؟

چند روز نزد برای سرقت ضبط ماشین بازداشت شدم. چون سابقه‌دار بودم مرا فراوان زود دستگیر کردند. سپس مشخص شد که من همان سارقی هستم که به راه خفه‌کردن دست به دزدی می‌زنم. شاکی‌ها هم مرا شناسایی کردند. با اینکه در سرقت‌ها ماسک داشتم، دوباره هم مرا شناختند. چون من برای ورزشکار بودنم، چهره و اندامم متفاوت است.

با همدستت چطور دوست شدی؟

او 18 ساله و هم‌محلی من است. برای سرقت‌ها نیاز به یک موتور داشتم. برای همین به او گفتم بیا و مرا همراهی کن. از هر سرقت هم پول خوبی گیرت می‌آید. واجب هم نیست که خودت کاری کنی. فقط با موتور بیا. او هم قبول کرد.

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: isna.ir

[ad_2]