دعوت به پلتفرم‌های جایگزین؛ فراخوان به سو هیچ

[ad_1]

اینستاگرام به همان سرنوشت تلگرام وابسته شد و کسب‌وکارها به همان مقصدی راهنمایی می‌شوند که کاربران تلگرام چهار سال قبل به اون هدایت شده بودند و به نظر می‌رسد بنا است این راه تکراری دوباره پیموده شود.

به شرح وقت سحر به تعریف از زومیت، «ما تلاش خود را خواهیم کرد که کسب‌وکارها صدمه نبینند؛ از این رو ظرفیت‌های واجب را در پلتفرم‌ها و سکوهای داخلی آماده می‌کنیم تا مردم برای برقراری ارتباطات خود به مشکل برخورد نکنند.» این جملات دوست اگر کلمه به کلمه تکرار ایده‌ای نباشد که تلگرام را فیلتر کرد، دنباله همان رویکردی است که چهار سال نزد این پیام‌رسان را بسته و از دسترس خارج کرد.

تفکری که با ادعای حمایت از پلتفرم‌های داخلی کاربران را به نمونه‌های وطنی پیام‌رسان‌ها فراخواند تا طبق آنچه سبب فیلترینگ تلگرام عنوان شده بود، سد از انتشار محتوای ضد امنیتی، خلاف اخلاق و ترویج‌کننده کارها و رفتارهای تروریستی شود. رویکردی که دست‌کم در حوزه پیام‌رسان‌ها امتحان خود را پس داده و نتایجش مشخص شده است.

کارنامه چهارساله این آزمون علامت می‌دهد فیلتر شدن تلگرام نه‌تنها کمکی به رشد و پیشرفت پیام‌رسان‌های داخلی نکرده است، بلکه این پیام‌رسان هم‌چنان محبوب باقی مانده و درجه خود در جدول پرکاربرترین مسنجرها برای کاربران ایرانی را نگه داری کرده است. با استناد به یافته‌های زومیت درباره تعداد کاربران پیام‌رسان‌های ایرانی، که با سوال از خود پیام‌رسان‌ها به دست آمد و در اردیبهشت ۱۴۰۱ منتشر شد، مجموع تعداد کاربران فعال در پنج پیام‌رسان سروش‌پلاس، آی‌گپ، ایتا، بله و گپ حدود ۱۷ میلیون کاربر (ثبت‌نام شده و نه‌فعال) است.

علاوه بر این، نتایج آخرین نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا)، که در خرداد ۱۴۰۱ منتشر شد، حاکی از اون است که روبیکا ۵.۷ درصد، ایتا ۴.۶ درصد، سروش ۳.۶ درصد، بله با ۲.۲ درصد و آی‌گپ ۱.۸ درصد کاربر دارند. نکته جذاب در خصوص این آمار و ارقام این است که مجموع این درصدها تنها کمی بیش از نصف درصد کل کاربران ایرانی تلگرام است که در شرح ایسپا به اون نشانه شده است.

پیامرسان‌ اجتماعی

در این شرح، واتساپ با ۷۱.۱ درصد کاربر، به‌عنوان پرکاربرترین پیام‌رسان در میان کاربران ایرانی معرفی شده و دومین پیام‌رسان پراستفاده نزد اون‌ها هم تلگرام با ۳۱.۶ درصد کاربر بوده است. این در حالی است که مجموع درصد کاربران پنج پیام‌رسان محبوب بومی حدود ۱۷ درصد برآورد شده است. (ازآنجاکه برخی از کاربران از بیش از یک پیام‌رسان استفاده می‌کنند مجموع درصد کل از صد زیادتر شده است.)

جدیدترین شرح میدل‌ایست مانیتور نیز علامت می‌دهد با وجود فیلتر بودن تلگرام در ایران هنوز ۴۵ میلیون کاربر در درون سرزمین از این پیام‌رسان استفاده می‌کنند.

مطالعه این ارقام مشخص می‌کند سیاست ضرورتا منجر به کاهش میزان استفاده از یک پلتفرم نخواهد شد و فقط دسترسی کاربر را مقاوم و میزان استفاده از VPNها را افزایش می‌دهد. البته نتیجه محتوم دیگری هم نتیجه می‌شود و اون تبدیل شدن گوشی‌ها و دستگاه‌های کاربران ایرانی به منبع بدافزارها و کثیفی‌های سایبری است که از همین استفاده بیش‌ازحد از VPNها و فیلترشکن‌ها ناشی می‌شود.

پلتفرم جایگزینی که نیست

البته در خصوص پلتفرم جایگزین اینستاگرام وضعیت متفاوت است؛ چراکه پیام‌رسان‌ها سال‌ها است که راه‌اندازی شده‌اند و زیرساخت‌هایی برای اون‌ها وجود دارد اما یک شبکه اجتماعی داخلی با مختصات اینستاگرام در ایران وجود ندارد. حتی وزیر ارتباطات در تمام روزهای سپس از فیلتر شدن اینستاگرام، در پاسخ به سوال چگونگی وضعیت این شبکه اجتماعی در روزهای آینده و به بیان جمله «ظرفیت‌های داخلی موجود است» بسنده می‌کند.

در واقع هیچ یک از مسئولان ذی‌ربط حتی از یک پلتفرم جایگزین که ظرفیت‌های اون موجود است و امکانات اون هم در دست نیرومند شدن است، نام نمی‌برند. بدین‌ردیف، دعوت به وجود در پلتفرم‌های ایرانی جایگزین اینستاگرام توسط وزیر را می‌توان دعوت به مکانی نامعلوم تعبیر کرد.

در این میان، برخی گمانه‌زنی‌ها درباره جایگزین شدن روبیکا به گوش می‌رسد. عده‌ای تصور می‌کنند سوپراپلیکیشن روبیکا با برخورداری از امکان مشاهده فیلم و فیلم‌ و قابلیت پخش موزیک به‌شکل رایگان، پرداخت‌ الکترونیک، پیام‌رسانی و غیره می‌تواند پلتفرمی مشابه اینستاگرام باشد. هرچند این داستان صرفاً در حد یک خیال و خیال است، اما حتی با فرض سلامت اون سوال مهم‌تری مطرح می‌شود: آیا کاربر از ایده وجود در این پلتفرم داخلی استقبال می‌کند؟

با رجوع به یک تجربه از قبل احتمال پاسخ منفی دادن به این سوال قوت می‌گیرد: ۲۵ مرداد سال قبل ماجرای اکانت‌های جعلی در روبیکا و روبینو (یکی از سرویس‌های روبیکا) خبرساز شد. اتفاق این بود که در این پلتفرم‌های بومی برای چهره‌های معروف و همچنین برای بسیاری از افراد و کاربران عادی اینستاگرام حساب کاربری جعلی ساخته شده بود. در واقع، بسیاری از افراد با جست‌وجوی نام خود در این پلتفرم‌ها متوجه می‌شدند، بدون این که خودشان اطلاع داشته باشند یا اکانتی ساخته باشند، در این پلتفرم‌ها حساب کاربری با تیک آبی برایشان ساخته شده است.

در چنین شرایطی آیا می‌توان امیدوار بود که کاربران به این پلتفرم‌ها اطمینان کنند و در اون آماده شوند؟ آیا این پلتفرم‌های داخلی می‌توانند به چنان محبوبیتی دست پیدا کنند که جایگزین اینستاگرام باشند؟ این محبوبیت به‌مخصوص برای کسب‌وکارهای عقل غیر واقعی که نزد از این در اینستاگرام فعال بوده‌اند، حیاتی است؛ چراکه وجود و نفس کشیدن این کسب‌وکارها کاملاً وابسته به فضایی است که تجمع کاربران در اون وجود داشته باشد.

کارشناسان و فعالان صنف کسب‌وکارهای غیر واقعی هم به عدم وجود یک پلتفرم جایگزین برای اینستاگرام نشانه می‌کنند و بیش از همه بر این نکته تأکید دارند که تعداد فراوان کاربران ایرانی اینستاگرام مزیتی است که این شبکه اجتماعی را از هر پلتفرم دیگری برای کسب‌وکارها متمایز و جذاب‌تر می‌کند. با در نظر داشتن این ویژگی، برای این سوال که «چه پلتفرم دیگری این خصوصیت مهم اینستاگرام را دارا است؟» صرفاً یک پاسخ وجود دارد: هیچ پلتفرمی.

در همین شرایط عدم وجود پلتفرم جایگزین از یک سو و اصرار به ساختن اون از سوی دیگر، صدمه دیگری نیز متوجه حوزه علمی و اقتصاد سرزمین می‌شود. معمولاً در چنین وضعیتی طرح‌ها و ایده‌های مختلفی برای ساختن یک یا چند پلتفرم جایگزین مطرح می‌شود که برخی از اون‌ها مورد توجه قرار گرفته، برای ساختن اون بودجه اختصاص داده شده و تاریخ زیادی صرف می‌شود. اما تعدادی از این ایده‌ها حتی به مرحله اجرا و پیاده‌سازی نمی‌رسند و برخی دیگر پس از عملیاتی شدن، به سبب ناکارآمد بودن شکست خورده و به کوشش خود آخر می‌دهند.

یکی از نمونه‌های معروف این طرح‌ها، پیام‌رسان بیسفون بود که به‌عنوان یکی از برنده‌ترین پلتفرم‌ها معرفی می‌شد ابتدای سال ۹۷ و پس فیلتر شدن تلگرام، با هدف نیرومند، وام ۵ میلیارد تومانی از وزارت ارتباطات دریافت کرد اما در تاریخ ۱۵ اسفند ۹۹ فعالیتش برای همیشه متوقف شد.

در نمونه‌ای دیگر، لنزور به‌عنوان شبکه اجتماعی عکس‌اساس ایرانی، که نمونه داخلی اینستاگرام معرفی شده بود، پس از هشت سال به کوشش خود آخر داد و دلیل این داستان را عدم پشتیبانی حقوقی از این پلتفرم‌ها و معین نبودن خط‌ ها قرمز‏ فرهنگی اعلام کرد.

بدین‌ردیف، مشخص نیست چه سرنوشتی در صبر کسب‌وکارهای خردی است که تنها محل امرار معاششان اینستاگرام است و تعدادشان ۴۰۰ هزار مورد اعلام شده است. هرچند گفته می‌شود برخی از کسب‌وکارهای آنلاین که روی پلتفرم‌های دیگر، همانند وب‌سایت، نیز کوشش دارند وضعیت بهتری دارند، اما پاسخی به این سؤال داده نمی‌شود که درصد قابل توجهی از منبع حقوق همین کسب‌وکارها که از اینستاگرام به دست می‌آید، چه می‌شود؟

در شرایطی که ضروری است چنین دغدغه‌هایی مورد توجه قرار بگیرد و راهکاری نزد پای کسب‌وکارها گذاشته شود، تنها اقدام شکل‌گرفته تا این ثانیه توصیه به عدم اندوخته‌گذاری روی پلتفرم‌های خارجی و تشویق افراد به انتقال کسب‌وکارشان به پلتفرم‌های بومی است.

فیلتر به دلیل حمایت؛ یک استراتژی غلط

آمار و ارقام کاربران پیام‌رسان‌های داخلی، که نزد‌تر ذکر شد، تنها ادله موجود برای علامت دادن عدم تحقق هدف توسعه پیام‌رسان‌های بومی و از اون مهم‌تر، اثربخشی مسئله فیلترینگ نیست. گفت‌وگوی زومیت با مدیرعامل‌های تعدادی از پیام‌رسان‌های بومی نیز علامت داد اقدام به فیلترینگ تلگرام نه‌تنها کمکی به توسعه نمونه‌های بومی نکرده، بلکه اون‌ها را در تقابلی نامتوازن با تلگرام قرار داده و سد از رشدشان شد. مهدی انجیدنی، مدیرعامل پیام‌رسان گپ، در همین خصوص گفته بود:

فیلترینگ تلگرام و گفت و گو و جدل‌هایی که سپس از اون مطرح شد، یک اتفاق صدمه‌زا برای پیام‌رسان‌های داخلی بود. مسئولان به جای این که به‌درستی این داستان را در سرزمین مطرح کنند و توضیح دهند که فیلترینگ اساساً یک تصمیم سیاسی بوده، طوری این داستان را مطرح کردند که انگار با هدف حمایت از پیام‌رسان‌های ایرانی فیلترینگ را اعمال کرده‌اند.

در کنار این داستان، مسئله بی‌اعتمادی به پلتفرم‌های بومی نیز چالش دیگری است که همیشه سد راه رشد اون‌ها شده و اون‌ها را با مشکل کمبود کاربر مواجه کرده است. میثم عسگری، مدیرعامل پیام‌رسان آی‌گپ، در گفت‌وگو با زومیت این داستان را هم نتیجه استراتژی غلطِ «فیلتر پلتفرم خارجی با هدف پیشرفت پلتفرم داخلی» دانسته و اعلام کرده بود:

فیلتر شدن تلگرام زیادتر از اون که به نفع پیام‌رسان‌های داخلی شود، به ضررشان شد و به اون‌ها صدمه زد. به‌طور کلی، محدودسازی برای تلگرام فضا را برای ما مقاوم‌تر کرد، چون بی‌اعتمادی زیادتر شد، بسیاری اتهام‌ها به پیام‌رسان‌ها زده شد که ناامن هستند یا تهمت‌های دیگر.

همین دو نکته جزء مسائلی است که می‌تواند در داستان ساختن پلتفرم‌های بومی برای کسب‌وکارها نیز چالش‌زا باشد. بسیاری از کارشناسان پس از مطرح شدن ایده مهاجرت کسب‌وکارها از اینستاگرام به پلتفرم‌های ایرانی، به نقد از زوایای گوناگون به نقد این استراتژی و دیدگاه حاکمیت پرداخته و شکست چنین رویکردهایی را نزد‌بینی کرده و در توضیح دلیل این نزد‌بینی خود به همین داستان نشانه کردند که کاربر به دلایل مختلفی به پلتفرم‌های داخلی اطمینان نمی‌کند و همین مسئله دلیل عدم استقبال از این فضاهای جدید می‌شود.

دلیل عدم اطمینان به پلتفرم‌های داخلی

بررسی دلیل عدم استقبال کاربران ایرانی از پلتفرم‌های داخلی علامت می‌دهد افراد، با عینک بدبینی یا با دید واقع‌بینانه، نسبت به نگه داری حریم خصوصی خود در پلتفرم‌های داخلی تردید دارند. از یک سو، برخی شایعات درباره این پلتفرم‌های آنلاین به این عدم اطمینان منجر شده و از سوی دیگر، برخی اتفاقات، همانند ساخته شدن حساب‌های جعلی از افراد در برخی از پلتفرم‌های بومی به تردید و عدم اعتمادشان دامن زده است.

البته در شکل‌گیری این بی‌اعتمادی ضعف فنی هم نقش پررنگی ایفا کرده است. تجربه بسیاری از کاربران ایرانی از وجود در پیام‌رسان‌ها، شبکه‌های اجتماعی و سایر پلتفرم‌های بومی تجربه چندان موفقی نبوده و اون‌ها را با چالش‌هایی همانند کندی سرعت، ضعف در پردازش و… مواجه کرده که در مجموع تجربه کاربری ناخوشایندی را برایشان رقم زده است.

دو نمونه از آخرین نواقص فنی موجود در این پلتفرم‌ها اتفاقا به همین روزهایی مربوط می‌شود که درنتیجه فیلترینگ و عدم دسترسی به پلتفرم‌های خارجی، برخی از کاربران به استفاده از نمونه‌های وطنی روی آورده‌اند. یکی از کاربران زومیت در کامنتی برای ما از کندی سرعت پیام‌رسان سروش‌پلاس برای آپلود عکس خبر داده است:

سال ۹۸ همچین اتفاقی برای ما افتاد برادرم اونور دنیا دنبال یه سری مدارکش مام اینور دستمون به هیچی طناب نبود. این برنامه‌های … امثال سروش هم یه عکس باهاش نمیشه فرستاد … زیرساختم. ندارن بدبختی. ۲ میلیون بریزن تو برنامه‌های ایرانی همشون از کار میفتن.

بسیاری از نظرات کارشناسانه هم به همین ضعف‌ها نشانه دارند. هرچند ممکن است پلتفرم‌های بومی تا حدی پاسخ‌گوی افزایش تعداد کاربران خود باشند اما افزایش چشمگیر و به‌اصطلاح حمله ناگهانی کاربر برایشان امکان‌پذیر نیست. این داستان صرفاً هم به پلتفرم‌های ایرانی مربوط نیست. پلتفرم‌های مطرح و پرکاربری همانند اینستاگرام و تلگرام نیز در چنین مواردی سابقه صدمه‌پذیری داشته‌اند.

هفته قبل پیام‌رسان ایتا به همین وضعیت وابسته شده و اعلام کرد که به سبب ارسال نشدن پیامک حاوی کد برای کاربران جدید، این سرویس قادر به پذیرفتن کاربر جدید نیست.

این اتفاقات در حالی در پیام‌رسان‌های ایرانی چهره می‌دهد که صبر می‌رود پس از گذشت سال‌ها از راه‌اندازی این پلتفرم‌ها مشکلی در خصوص ابتدایی‌ترین کارکردهایشان وجود نداشته باشد. نکته مهم دیگر این است که با وجود چنین ضعف‌هایی در پلتفرم‌های بومی، چطور می‌توان از یک آلترناتیو برای شبکه اجتماعی اینستاگرام صحبت کرد و کسب‌وکارها را به استفاده از پیام‌رسان‌ها برای ارتباط با مشتریان خود تشویق کرد؟

برای داشتن یک پلتفرم داخلی که بتواند جایگزین مناسبی برای اینستاگرام باشد نزد‌شرط‌های مهمی واجب است. مقدمات بسیاری از آماده آوردن زیرساخت‌ها، رفع نواقص فنی تا راهکارهای تشویقی برای کسب‌وکارها و کاربران با هدف جاذبه اون‌ها به این پلتفرم‌ها باید در نظر گرفته شود. در غیر این شکل احتمالاً همین مسیری طی خواهد شد که پیام‌رسان‌های داخلی تا امروز طی کرده و به مقصدی منتهی خواهد شد که این مسنجرها به اون رسیده‌اند.

[ad_2]