sarnevasht ghatelan karbala 7 2

سرانجام غارتگران و قاتلان کربلا ؛ قصـه هایی که احتمالا نشنیده اید

[ad_1]

سرانجام غارتگران و قاتلان کربلا ؛ قصـه هایی که احتمالا نشنیده اید

سرانجام غارتگران کربلا : در اتفاق کربلا و در روز عاشورا سال ۶۱ هجری، اشقیا علاوه بر به شهادت رساندن حضرت امام حسین علیه السلام و یارانش، اموال و لباس ها و لوازم با ارزش آنها را نیز به غارت بردند. یزیدیان حتی به عمامه و لباس و انگشتر سیدالشهدا و اموال خیمه ها و گوشواره های دختران نیز مهربانی نکردند و به یغما بردند. در ادامه مروری داریم به سرانجام غارتگران کربلا و قاتلان امام حسین (ع) و یاران باوفایش پس از اتفاق کربلا و روز عاشورا در قطعه عکس و متن از این نوشتار در مجله سخن جدید میخوانید:

عاقبت غارتگران و قاتلان کربلا

قاتلان و غارتگران کربلا پش از به شهادت رساندن امام حسین (ع) و یاران باوفايش وابسته مقاوم‌ترین بلا‌ها شدند و تعدادی از آنان وابسته بیماری‌های رعب انگیز شدند و به هلاکت رسیدند و عده‌ای نیز توسط مختار به سختی تنبیه شدند و به سزای اعمال خود رسیدند. سرانجام دزد عمامه و انگشتر و لباس ها و کلاه خود امام حسین علیه السلام و قاتل حضرت عباس ع را که چهره منفور در تاریخ هستند را در زیر نشانه کردیم.

سرنوشت غارتگران و قاتلان کربلا

سرانجام عبدالله بن ابی حصین از غارتگران کربلا 

عاقبت غارتگران و قاتلان کربلا ؛ داستان هایی که احتمالا نشنیده اید

عبدالله بن ابی حصین، در اتفاق کربلا از لشکریان عمر بن سعد و در گروه عمرو بن حجاج بود که آب را بر روی امام حسین (ع) و یارانش بستند. روز هفتم محرم، عبیدالله بن فراوان در نامه‌ای از عمر بن سعد خواست که میان آب و امام حسین (ع) دوری اندازد. هنگامی که این نامه به دست عمر بن سعد رسید، به عمرو بن حجاج دستور داد تا با سربازان خود، سد دسترسی امام حسین (ع) و یارانش به شریعه فرات شوند. به تعریف منابع، عبدالله بن ابی حصین ازدی بجلی به امام حسین (ع) گفت: «به خدا سوگند که جرعه‌ای از این آب نخواهی نوشید» که امام حسین (ع) در پاسخ این اقدام او را اینگونه نفرین کردند: «خداوندا! او را تشنه بمیران و هیچ وقت نیامرز». به شرح حمید بن مسلم ازدی، عبدالله بن ابی حصین پس از اتفاق کربلا مریض شد و هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه از دنیا رفت.

سرانجام بجدل بن سلیم کلبی غارتگر انگشتر امام حسین ع از غارتگران کربلا

 

 

بجدل از سپاهیان عمر بن سعد در اتفاق عاشورا است که پس از شهادت امام حسین (ع)، به انگشتر امام (ع) حرص می‌کند و برای سرقت اون، انگشت مبارک حضرت را قطع کرد. بجدل بن سلیم در ایستادن مختار دستگیر شد، و به دستور مختار ابتدا انگشتان و سپس دو پای او را قطع کردند و آنقدر در خون خود غلت خورد تا اینکه جان داد.

سرانجام اخنس بن مرثد سارق عمامه حضرت

عاقبت غارتگران کربلا

اخنس پس از شهادت امام حسین (علیه‌السّلام) به دنبال گروهی دیگر از سپاهیان کوفه دست به غارت اموال سیدالشهداء (علیه‌السّلام) و اهل بیتش آلودند. اخنس کسی بود که عمامه‌ی حضرت (علیه‌السّلام) را به سرقت برد.

او عمامه امام (علیه‌السّلام) را بر سر گذاشت؛ اما طولی نکشید که عقلش وابسته نقصان شد.
تعریف شده که پس از شهادت امام حسین (علیه‌السّلام)، عمر بن سعد از میان یارانش چند داوطلب خواست تا بر جنازه مطهر فرزند رسول خدا (صلی‌خدا‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) اسب بتازند. ده نفر اظهار آمادگی کردند که اخنس بن مرثد، یکی از آنان بود.

هلاکت اخنس

بنا بر تعریف برخی از منابع، پس از اتفاق کربلا، اخنس در یکی از جنگها وجود یافت او در میدان ایستاده بود که تیری ناشناس به قلبش اصابت کرد و او را به هلاکت رساند.
اما در برخی دیگر از منابع آمده که چون مختار ایستادن کرد، به دستور او، دستها و پاهای اخنس و سواران دیگر را بستند و اسب برآنان تاختند تا اون که همگی آنان در زیر سمی اسبان به هلاکت رسیدند.

سرانجام بحر بن کعب غاتگر لباس حضرت امام حسین ع از غارتگران کربلا

عاقبت غارتگران و قاتلان کربلا
بحر در اتفاق عاشورا از سپاهیان عمر بن سعد بود. روز عاشورا هنگامی که لشکر دشمن، امام حسین (ع) را محاصره کرد، عبدالله بن حسن از خیمه خارج آمد و خود را به عمویش رساند. بحر بن کعب با شمشیر به امام حسین (ع) حمله کرد، عبدالله دستش را سپر اون حضرت کرد و بحر شمشیرش را فرود آورد و دست عبدالله را قطع کرد. در برخی روایات، غارت لباس امام حسین (ع) نیز به او نسبت داده شده است. امام حسین (ع) روز عاشورا لباس خود را پاره کرد تا کسی پس از شهادتش اون را از تنش خارج نیاورد، اما بحر بن کعب این لباس را غارت کرد. در برخی منابع آمده است که پس از اتفاق عاشورا، دو دست بحر بن کعب، مبتلا به مرض شد. دستان او در زمستان آب (خونابه) می‌داد و در تابستان همانند چوب خشک می‌شد و پا‌های او فلج شد.

حرمله بن کاهل اسدی قاتل علی اصغر

حرمله در روز عاشورا از تیراندازان سپاه عمر بن سعد بود. او حضرت علی اصغر را با تیر سه شعبه به شهادت رساند که به همین سبب از او با نفرت زیادی یاد می‌شود و در بازدید عاشورا مورد لعن قرار گرفته است. او هم چنین در شهادت حضرت اباالفضل العباس (ع) نیز نقش داشت و حامل سر مبارک ایشان به کوفه بود. حرمله در ایستادن مختار، دستگیر شد و به فرمان مختار بن ابوعبید ثقفی، دست و پایش را قطع کردند و سپس او را در آتش سوزاندند. منهال بن عمرو هنگامی که از مسافرت حج به کوفه برگشت و منظره‌ مرگ حرمله را از نزدیک مشاهده کرد، ماجرای ملاقاتش با امام سجاد (ع) و نفرین اون حضرت در حق حرمله را برای مختار تعریف کرد. مختار، از این که دعای امام سجاد (ع) به دست او تحقق یافته است، سجده سپاس به جای آورد.

سرانجام مالک بن بشیر دزد کلاه خود امام از غارتگران کربلا

عاقبت قاتلان و غارتگران کربلا

 

از افراد خبیث و جانی و جاسوس در سپاه عبیدالله بن فراوان (لعنة خدا علیه)

او در قبیله «کنده» بود و نامش به گونه های مختلفی چون: مالک بن نسر، نسیر کندی، مالک بن نسر بدی [کندی] و مالک بن بشیر دیده شده است

اون تاریخ که حر بن یزید ریاحی در میان راه مکه تا کربلا، با امام حسین علیه السلام برخورد کرد و می خواست سد حرکت اون حضرت شود، مالک بن نسیر، به نام مأمور و جاسوسی از سو عبیدالله بن فراوان، سوار بر اسب و مسلح و کمانی بر دوش، از کوفه برای حر نامه ای آورد

آخرین لحظات عمر امام حسین علیه السلام که هر کدام از سپاه کوفه از سویی به آنحضرت حمله می کردند، این ملعون (مالک بن نسیر) با عجله آمد و حسین علیه السلام را دشنام داد و با شمشیر بر سر حضرتش زد و حسین (ع) «برنس» یا «قلنوه» بر سر داشت (این همان کلاه بلندی است که در جنگها بر سر می گذارند) کلاه پاره شد و شمشیر به سر مبارک اصابت کرد، خون جاری و کلاه پر از خون شد.

سیدالشهداء علیه السلام، او را نفرین کرد و فرمود: به دست راست خود نخوری و نیاشامی و پروردگار ترا با ستمکاران محشور کند. حضرت اون کلاه را رها کرد و با دستمالی زخم سر را بست و کلاه دیگری بر سر گذاشت و عمامه بست مالک خبیث آمد و اون کلاه را (که گفته اند از خز بوده) با خود به سرقت برد.

زمانی به منزل رفت و اون کلاه را از خون می شست، زنش به او گفت: در خانه من لباس پسر دختر پیغمبر را که دزدیده ای آورده ای؟ خارج بر! دوستانش می گفتند: این مرد همیشه فقیر و درمانده بود تا مرد! (نفس المهموم)

سرانجام ننگین او:

سرانجام این جانی خبیث، سال ۶۶ هـ.ق، زمانیکه مختار ثقفی به خونخواهی شهیدان کربلا و حسین بن علی علیه السلام ایستادن کرد، به دستور مختار دستگیر شد و مختار بر سر آنان داد زد: ای دشمنان خدا و قرآن و پیامبر و خاندان وی، حسین بن علی علیه السلام کجاست؟ او را نزد من آورید، کسیکه در نمازمان بر او صلوات می فرستیم کشتید؟

مختار دستور داد تا دست و پای او را بریدند و گفت: او را به این حال بگذارید آنقدر به خود بپیچد تا نابود شود آنها چنین کردند. آنقدر از دست و پایش خون رفت و به خود پیچید تا مرد و به آتش دوزخ واصل شد

سرانجام قاتل حضرت عباس علیه السلام

عاقبت قاتل حضرت عباس ع

حكيم بن طفيل طايي شوهر خواهر عدي بن حاتم طايي است و عدي محافظت حكيم بن طفيل را بر وظیفه گرفته و او را در خانه خويش مخفي كرده است. مختار دستور داد او را دستگير كنند. شيعيان كه مي‌ترسيدند عدي بتواند شفاعت او را نزد مختار كند، زمان را غنيمت شمرده و در زمان زماني كه عدي نزد مختار رفته بود، بدن حكيم را هدف تيرهاي بسيار قرار دادند و بدنش را قطعه قطعه كرده، سرش را جدا نمودند و نزد مختار فرستادند.

شمر بن ذی الجوشن

شمر یکی از منفورترین اشخاصی است که در جنگ با امام حسین (ع) شرکت داشته و از او به نفرت یاد می‌شود. در بسیاری از روایات، شمر را عامل به شهادت رساندن امام در چاله قتلگاه می‌دانند. هم چنین او پس از به شهادت رساندن امام حسین (ع) تصمیم حمله به امام سجاد (ع) داشته که عده‌ای سد او می‌شوند. شمر نیز همانند بسیاری دیگر از عوامل دشمن در اتفاق عاشورا، به فرمان مختار به هلاکت رسید. در پی ایستادن مختار ثقفی در سال ۶۶ هجری قمری، شمر در جنگ علیه او شرکت کرد، اما مختار وی و دیگر امرای اموی را در جنگ جَبّانة السَبیع (از محل‌های کوفه) شکست داد و شمر از کوفه فرار کرد. مختار جمعی را به دنبال نوکر خود به دنبال او فرستاد، اما شمر نوکر مختار را کشت و به قریه‌ای به نام کلتانیه (بین شوش و روستای صَیمره) رفت و نامه‌ای برای مُصعَب بن زبیر فرستاد که مهیا جنگ با مختار بود، اما برخی از سپاهیان مختار، شمر را محاصره کردند و در حالی که یارانش گریخته بودند، او را کشتند و سرش را نزد مختار فرستادند و بدنش را نزد سگان انداختند، مختار نیز سر شمر را برای محمد بن حنفیه فرستاد.

یزید بن معاویه

عاقبت غارتگران و قاتلان کربلا

عامل اصلی شهادت امام حسین (ع) و یارانش، یزید بن معاویه بوده است. او پس از اینکه سر بریده حضرت را نزدش آوردند با چوب به دندان‌های مبارک امام می‌زد. ماجرای هلاکت یزید به این شرح است که او روزی با سربازانش برای شکار به بیابان رفت و برای شکار آهویی به اصحابش گفت: «خودم به تنهایی برای شکار این آهو اقدام می‌کنم و کسی با من نیاید.» فرار آهو دلیل شد که یزید از سربازانش دور شود و اون‌ها هر چه به دنبال او گشتند، او را پیدا نکردند. یزید بن معاویه در بیابان به صحرانشینی برخورد کرد که از چاه آب می‌کشید. کمی آب به یزید داد، ولی بر او تعظیم و سلامی نکرد که یزید عصبانی شد و گفت: «اگر بدانی که من کیستم زیادتر من را احترام می‌کنی»، اون اعرابی گفت: «ای برادر تو کیستی؟»، که یزید در پاسخ گفت: «من امیرالمومنین یزید پسر معاویه هستم.» صحرانشین هنگامی که یزید بن معاویه را شناخت، عصبانی شد و شمیشر را به سو یزید فرود آورد، اما بر سر اسب اصابت کرد و اسب پا به فرار گذاشت و یزید آنقدر بر زمین کشیده شد که به هلاکت رسید.

عمر بن سعد

عمر بن سعد بن ابی وقّاص سرشناس به عمر سعد و ابن سعد، فرمانده سپاه عبیدالله بن فراوان در اتفاق کربلا بوده است. او با لشکر چهار هزار نفری به کربلا رفت و نخستین تیر را به سوی حسین (ع) و یارانش رها کرد و پس از شهادت امام حسین (ع) و یارانش دستور داد بر بدن آنان اسب بتازند. ابن سعد به حکومت ری نرسید و در سال ۶۶ هجری قمری به دست مختار ثقفی کشته شد. او از شخصیت‌های منفور نزد شیعیان بوده و در بازدید عاشورا لعن شده است.
ابن سعد به وقت ایستادن سلیمان بن صُرَد خزاعی کوفی به خونخواهی از قاتلان امام حسین (ع) در سال ۶۵ هجری قمری، از خوف کشته شدن به دست مردم، شب‌ها در دارالاماره می‌خوابید و یک سال سپس هنگامی که مختار بن ابی عبید ثقفی ایستادن کرد و بر کوفه مسلط شد دنبال با محمد بن اشعث که او نیز از شرکت کنندگان اصلی جنگ کربلا بود، فرار کرد. اما سپس از شورش مردم کوفه بر ضد مختار، به کوفه بازگشت و با دیگر سران مخالف مختار، رهبری مردم را به دست گرفت، ولی با شکست کوفیان بار دیگر از کوفه فرار کرد و به سوی بصره رفت تا به مصعب بن زبیر پناهنده شود. مختار یکی از فرماندهان خود را به نام ابوقلوص شبامی به تعقیب آنان فرستاد. وی ابن سعد را دستگیر کرده به نزد مختار آورد و ابن سعد و پسرش حفص بن عمر بن سعد که او نیز در مجلس آماده بود به دستور مختار کشته شدند. مختار پس از آتش زدن بدن آنان سر‌های اون دو را برای محمد بن حنفیه به مدینه فرستاد. در روایت تاریخی دیگر آمده است که ابتدا مختار، ابن سعد را به شفاعت عبدالله ابن جَعده بن هُبیره مخزومی امان داد، زیرا خواهر مختار یا به قولی دختر مختار همسر عمر بن سعد بود؛ اما پس از انتقاد محمد بن حنفیه به مختار، وی به یکی از فرماندهان سپاه خویش دستور داد تا ابن سعد را در خانه‌اش دستگیر کرده سر از تنش برگیرد.

اسحاق بن حیاه حضرمی

از جنایتکاران لشگر عمر بن سعد در کربلا که لباس امام حسین علیه السلام را سرقت و جنایات دیگری هم مرتکب شد. نام پدرش را حریه، یحیی و حویه، نیز گفته اند.

روز عاشورا، پس از شهادت حسین بن علی علیه السلام، لشگر عمربن سعد به جهت غارت لباس های او بر جسد مقدسش حمله کردند. اسحاق بن حیوه، پیراهن اون حضرت را دزدید و به سرقت برد و پوشید، در حالی که در اون پیراهن زیادتر از ۱۱۰ سوراخ از تیر و نیزه و شمشیر بود. اگرچه این عدد را به اختلاف ذکر کرده‌اند.

اسحاق سپس از این قضیه به مرض پیسی مبتلا شد و موی سر و رویش ریخت. دیگر از جنایت این ملعون، آنکه زمانی امام حسین علیه السلام شهید شد، عمر بن سعد (لعنة خدا علیه) در بین یارانش داد زد که: چه کسی داوطلب می‌شود که بر بدن حسین با اسب بتازد؟ او، (اسحاق حضرمی) با چند نفر دیگر آماده بر اینکار شدند. آمد و با اسب خویش بر بدن امام علیه السلام تاخت، چندان که پشت و سینه اون حضرت درهم شکست؛ و سپس هم به اتفاق دیگر جانیان، نزد عبیدالله بن فراوان رفتند و جایزه اندکی از او گرفتند. ابوعمر زاهد می‌گوید: در نسب آنها دیدیم که همگی حرامزاده بودند.

به تعریف از «نفس المهموم»، مختار ثقفی در تاریخ خونخواهی شهداء کربلا، او و دوستانش را گرفت و دست و پایشان را به بندهای آهنین بست و دستور داد آنقدر اسب بر بدن آنها تاختند تا نابود شدند.

سنان بن انس نخعی

سنان بن انس یکی از عوامل مهم در شهادت امام حسین (ع) بوده. او در آخرین لحظات عمر امام حسین (ع)، هنگامی که حضرت در چاله قتلگاه افتاده بودند و کسی از سپاه عمر سعد جرأت تمام کردن کار را نداشت؛ سنان بن انس نشان مهمی در تحریک دیگران برای به شهادت رساندن امام حسین (ع) داشت. در وقت آشفتگی شرایط کوفه پس از مرگ یزید، سنان که به نام یکی از قاتلان اصلی حسین (ع) شناخته می‌شد؛ زندگی پنهانی در نزد گرفت و در برخی از تعریف‌ها، پس از ایستادن مختار ثقفی، از کوفه خارج شد و به بصره و دور و بر اون فرار کرد و در برخی منابع آمده که سنان به دست یاران مختار ثقفی کشته شد.

 

[ad_2]