[ad_1]

شعر و نقاشی روز ورزش و تربیت بدنی ساده
ای بچه های با نظم
پاشو پاشو ورزش کن
نرمش بکن پویا باش
حالا بزن تو درجا
حالا بشین و پاشو
حالا بایست تو پابرجا
در جا بزن ببینم
به تفریح به راست
حالا دوباره در جا
نرمش بکن پویا باش


شعر ورزش هنگام صبح دبستان با نقاشی
داشتم تو باغ می رفتم
با لی لی و پریدن
می رفتم و می رفتم
سیب زیبایی دیدم
روی پاهام پریدم
از دست من که سرخورد
به دنبالش دویدم
دولا شدم و گشتم
سیب زیبا خاکی شد

معلم مهربان با خنده فراوان
هنگامی که پاکش کردم
دستامو بردم بالا
خدا خدا خدایا
1و2و3و4
2و3و4و5
3و4و5و6
4و5و6و7
5و6و7و8
6و7و8و9
7و8و9و10
همه بیاین توی صف
تنبلی را ولش کن
از تنبلی جدا باش

با اون پاهای زیبا
در حرکات کوشاشو
یک ایست خوب و جذاب
افسردگی نبینم
تفریح بعدی به چپ بپا نیفتی عقب
با اون پاهای زیبا
از تنبلی جدا باش

شعر ورزش دخترانه
بانشاط و خوشحال می رفتم
بلا و پایین پریدن
چششم به سیبی افتاد
دستامو بالا بردم
سیب قشنگو چیدم
افتاد زمین و غل خورد
تا که به اون رسیدم
یک دفعه سیبو دیدم
اشک از چششم جاری شد
گفت عزیزم پاکش کن
توی جیبم گذاشتم
برای سپاس خدا
همه بچه ها را محافظت بفرما

از خواب بی توجهی بیدار
حق و باطل را بسنج
کن در راه حق کوشش
باید سوی خدا رفت
باید دنبال حق گشت
باید آگاه باشی تو
ثمره کوشش به به

دختر باهوش و زرنگ
از این سو از اون سو
حالا جلو و عقب
دختر باهوش و زرنگ

شعر و نقاشی روز ورزش و تربیت بدنی نزد دبستانی
سحر که از خواب پا می شم
راست می شم دولا می شم
سپس از ورزش شادم من
همانند گلها در چمن
سماور قل قل می کنه
با شماره یک دستا به بالا
با شماره سه دستا به پهلو
خوشگلا خم شید به راست

حالا بدید سر به عقب
دست راست روی پای چپ
حالا بدید سر رو عقب
دینگ و دینگ و دینگ
زنگ نرمشه (2
با شماره (1) دستا به جلو
با شماره (3) دستا به دور و بر
با شماره (5) همه به رکوع
با شماره (7) همه بنشینینند
با شماره (9) همه خبردار
[ad_2]