the banshees of inisherin 1200 1200 675 675 crop 000000

نقد فیلم The Banshees of Inisherin ؛ جذاب‌ترین فیلم مارتین مک‌دونا؟

[ad_1]

نقد فیلم The Banshees of Inisherin به اثری جذاب و پر ریتم از یکی از بهترین کارگردان‌های تاریخ سینما می‌پردازد. دنبال جونی بمانید.

مارتین مک‌دونا، نمایشنامه‌نویس و فیلم‌ساز انگلیسی-ایرلندی، متخصص در فیلم‌های کمدی سیاه و تاریک درباره تمایل انسان‌ها به دشمنی توزی‌های عصبانی و تدافعی است. او معمولا انسان‌هایی باشکوه و نامرتب (از جهت شخصیتی) را به نمایش گذاشته است. شاید افرادی که کارهای او را دوست دارند، که شامل فیلم‌هایی همانند در بروژ، هفت روانی، نگهبان و سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری می‌شود، از فیلم جدید مارتین مکدونا غافلگیر شده‌اند.

نقد فیلم The Banshees of Inisherin

جذاب‌ترین فیلم مارتین مک‌دونا؟

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin

فیلم جدید مارتین مک‌دونا، یک کمدی سیاه هولناک از سرافرازی سمی مردانه و عواطف جریحه دار شده‌ی مردانه است که حول داستانی شگفت آور جریان دارد که در جزیره‌ای خیالی به نام Inisherin در سواحل ایرلند روایت می‌شود. فیلم بنشی‌های اینیشرین در سال 1923 در طول جنگ داخلی اتفاق می‌افتد.

ساختارِ روایی

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin

در این این فیلم نیز همانند بسیاری از آثار مک‌دونا، درخششِ هیچِ دفن شده در تاریکی بیش از حد قابل مشاهده است. لوکیشن روستایی در ایرلند است. در آثارِ مکدونا مُثله کردن موتیفی آشناست. خنده‌های واقعی در این فیلم فراوان است، اما به نظر می‌رسد که هر یک از آنها در یک ناله از درد فرو رفتن‌ور است.

این فیلم با یک نمای زیبا از یک جزیره ایرلندی شروع می‌شود. دنیایی سبز زیر آسمان آبی روشن (فقط شب‌ها باران می‌بارد، که با در نظر گرفتن الگوهای آب و هوای واقعی در ایرلند، فیلم را در ژانر دیگری قرار می‌دهد: ژانر فانتزی). موسیقی کارتر برول تاریخ‌های حیرت‌انگیز را تداعی می‌کند و ما می‌بینیم که زندگی برای پادریک (فارل) یک کشاورز شیر که با خواهرش در کلبه‌ای ساده زندگی می‌کند و ظاهراً تقریباً هر روز با دوست کهنه‌اش کولم (گلیسون) تماس می‌گیرد، آسان است.

فیلم The Banshees of Inisherin

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin

او کولم پادریک را رد می‌کند. در طول چندین گفت و گو متوجه می‌شویم که کولم متوجه شده است که پادریک آدم ملال‌آوری است و او معتقد است که کارهای بهتری برای انجام دادن در تاریخ خود دارد، همانند آهنگ‌سازی و… زمانی کولم برای اعتراف به کلیسای جزیره می‌رود، علامت می‌دهد که از ناامیدی نیز درد می‌برد.

درگیری بین کولم و پادریک به نام یک استعاره برای جنگ داخلی ایرلند در اون تاریخ عمل می‌کند اما فیلم زمانی بهترین نتیجه را دارد که این استعاره را در چشم مخاطب فرو نکند. در جایی از فیلم کولم به پادریک می‌گوید یکی از انگشتانش را قطع خواهد کرد.

بنابراین پس از اینکه پادریک مجدد در روبروی کولم قرار گرفت، کولم در واقع این کار را انجام می‌دهد. یکی از زیباترین ترفندهای فیلم این است که چگونه مکدونا بیننده را مجبور می‌کند که در آغاز زیادتر با کولم دوست شود تا با پادریک. مخاطب حس می‌کند: بله، این یک قطع دوستی بی‌ادبانه از سو کولم است اما برای چی پدریک نمی‌تواند به اون مرد اجازه دهد؟

فیلم The Banshees of Inisherin

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin

در قصـه The Banshees of Inisherin برخی از نکات شخصیتیِ کولم به خوبی ارائه شده است. احتمالا کولم برای پادریک خوب تر است تا دومینیک، پسر پلیس فراوان بی‌ادبی که پادریک را اذیت می‌کند، اما گاهی زمان‌ این‌ها از نظر زندگی اجتماعی، وقفه‌هایی سودمند هستند. اما هنگامی که انگشتان شروع به جدا شدن می‌کنند، فک شما شل می‌شود و چشمان شما می‌پرند. این به کجا ختم می شود؟

این یک فیلم فارل است: او چیزی را ارائه می دهد که مطمئنا یکی از بهترین بازی های سال است. پس از اینکه او مات و مبهوت به سخنرانی میخانه کولم در مورد بی استفاده بودن زیبایی گوش می دهد، آتشی از جدیت در چشمان قهوه ای خسته اش شعله ور می شود که او به نگهداری از اون می پردازد.

فیلم The Banshees of Inisherin

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin

دو سوم اول فیلم، در حالی که پادریک با حوصله و صبر کولم کار می کند، طوفانی از دیالوگ های خنده دار و بامزه ای است که مک دونا در اون فراوان خوب است و پالت رنگی اون گرما و خاکی سرسبز است: خورشید در میخانه می گذرد. پنجره‌هایی که کولم کمانچه‌ها را دور می‌زند در کنار برخی از نوازندگان دانشجو و با توجه به اینکه او مردی فراوان ناراحت است، وقت کافی را سپری می‌کند.

فیلم The Banshees of Inisherin

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin

سپس فیلم هم از نظر ظاهر و هم از نظر لحن، همانند طوفان تاریک و تار می شود  اگر مک دونا را بشناسید این پیچ و تاب چاقو را دیده اید. اما فارل پوسته های بیشتری از عمق و ماتم را به الگوی کلاسیک مک دونا می آورد. او شخصیتی است که شما می خواهید از اون محافظت کنید و کسی است که زمانی می بینید او از سر ناچاری در برابر دنیا مقاوم می گیرد، قلب شما را غرق می کند. او به The Banshees of Inisherin روح و زیبایی اون را می بخشد. دید کردن به چهره او به معنای درک مکان نیمه دلپذیر و نیمه زشتی است که به نام خانه شناخته می شود. در ادامه به سبک مک‌دونا خواهیم پرداخت اما برای درکِ خوب تر او میتوانید مقاله زیر را مطالعه بفرمایید:

معرفی و تحلیل بهترین فیلم ها و نمایشنامه های مارتین مک دونا از دید سایت جونی

مارتین مک‌دونا

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin

مارتین مک‌دونا نمایشنامه‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و فیلمساز ایرلندی – بریتانیایی است. او به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسانِ زندهٔ ایرلندی معروف‌است. مک‌دونا در ۲۶ مارس ۱۹۷۰ در خانواده‌ای ایرلندی در کمبرولِ لندن به دنیا آمد. پدر و مادرش پس از مدتی او و برادرش را در لندن رها کردند و به شهرستان گلوی در ایرلند بازگشتند.

مک‌دونا در ۱۶سالگی مدرسه را رها کرد و چند سال در جنوب لندن بیکار و سرگردان بود تا این‌که شغل سطح پایینی دست و پا کرد. پس از وقت کوتاهی اون شغل را هم رها کرد تا قلمش را امتحان کند. شش دلیل‌ ابتدایی نمایشی او در واقع دو تریلوژی است که ماجراهای همگی‌شان در شهرستان گلوی یا دور و بر اون می‌گذرد، جایی که مک‌دونا تعطیلات کودکی‌اش را می‌گذراند.

فیلم جدید مارتین مکدونا

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin

مارتین مک‌دونا سه‌گانه لی‌نین را در سال ۱۹۹۵ به سالن‌های نمایش ایرلند و لندن فرستاد تا این‌که ملکه زیبایی لی‌نین در فوریه ۱۹۹۶ در گلویِ ایرلند به روی منظره‌ رفت. سپس در سالنِ رویال کورت لندن اجرا شد و منتقدان را به وجد آورد. مک‌دونا که ۲۷ساله بود توانست پس از شکسپیر دومین کسی باشد که همزمان چهار نمایشنامه‌اش در سالن‌های تئاتر لندن روی منظره‌ رفته‌است. او از سال 2018 وی با فیبی والر بریج، برنده امی رابطه عاشقانه دارد.

سبک و ذهنیت مارتین مک‌دونا

مارتین مک‌دونا میراث دار روندی است که درام‌نویسی قرن بیستم طی کرد. کمدی موقعیت، تئاتر ابزورد، تئاتر شقاوت، درام خانوادگی- اجتماعی آمریکایی و نمایشنامه‌نویسی با مایه‌های پست‌مدرنیستی. مک‌دونا به این سبب این میراث بزر، متنوع و گاه متناقض را یک‌جا در آثارش زنده کرد که به نتیجه جمعی از دنیا فکری خود به‌عنوان یک کم سن خوش‌گذران، عشق مسافرت و جنگجوِ امروزی با درام‌نویسان مورد علاقه‌اش رسید.

فیلم The Banshees of Inisherin

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin

او زیادتر از هر کس دیگری تحت‌نشان دیوید ممت، سام شپارد و نمایشنامه‌نویس هم عصر و هم سنش تریسی‌لتس قرار گرفت. ابدا به‌خاطر «بوفالوی آمریکایی» ممت بود که به نمایشنامه‌نویسی علاقه‌مند شد، عاشق «غرب حقیقی» شپارد بود و به اون نیز ادای دین کرد و با یک بار دیدن اجرایی مهجور از «جوی قاتل» عاشق این متن تریسی‌لتس شد و با‌وجود علاقه بیشترش به سینما کوشش خود را در تئاتر شروع کرد و قوت بخشید.

هر سه درام‌نویس مورد علاقه مارتین مک دونا در تلفیق و ترکیب سبک‌های مختلف نوشتن و درام‌نویسی متبحرند. اون‌ها در عین استفاده از زبان به‌عنوان عنصر اصلی نمایشنامه، بیصدا را در آثار خود برجسته کردند. اون‌ها بی‌معنایی بکتی در زبان و هویت انسان را، در قالبی واقع گرا و انضمامی بازآفرینی کردند.

فیلم بنشی‌های اینیشرین

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin, قصـه The Banshees of Inisherin

شپارد، ممت، لتس و در نهایت زیادتر از همه خود مک دونا خشونت تلنبار شده در عصر خود را که در شکل‌های مختلفی چون جنگ جهانی، نسل کشی، انواع تروریسم، اختلاف طبقاتی بد و گسترش کنار‌نشینی و اقلیت ستیزی ظهور کرده بود، در مسائل جزئی، محلی و زیادتر خصوصی و خانوادگی با وام‌گیری از درام آمریکایی (ویلیامز و اونیل) بازنمایی کردند. همچنین در کنار این‌که با تأثیرپذیری از چخوف پیرنگ را تقلیل دادند و شخصیت‌های مضحک آفریدند، نمایش خود را از ثانیه‌ها و رخدادهای دراماتیک به راه‌ای پیچیده و بدیع پر کردند.

این نوع از درام‌نویسی از یک سو به سنت رئالیسم متصل است برای چی که در فضاسازی و خلق موقعیت واقع‌گراست و از سوی دیگر واقعیت را به سبب یافته‌های فلسفی قرن بیستم امری متصل به ذهن‌های جدا افتاده دیده و در شخصیت‌های در خود فرورفته و ناخوش، به چالش می‌کشد.

مک دونا درام‌نویسی غریزی نیست، بداعت او تمامه در بستر سنتی که وامدار اون است مشخص می‌شود، او روندی را ادامه داد که جریان اصلی درام‌نویسی و فیلمسازی در روزهای درخشان خود بوده‌است. سنتی متکی به کنش، شخصیت و انتقاد بی‌پروا، سنتی به‌شدت سیاسی که از درون ثانیه‌های عقل، تصویری کلی از دنیا می‌سازد. سنتی التقاتی و بی‌اصالت که در هر فرد نویسنده اصالت و شکل خود را پیدا می‌کند و منحصر به فرد می‌شود.

فیلم The Banshees of Inisherin

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin, قصـه The Banshees of Inisherin

مشخص است که تحریک مخاطب هدف اصلی مک دوناست. مسئله مشغول‌کردن یا تاثیر صرف نیست او مخاطب را با مواجهه‌ای پررنگ‌تر روباه‌رو می‌کند مواجهه‌ای که حسی، انرژی قسمت و بدیع است. به‌طور قطع به لحاظ نمایشی یا سینمایی این مهم یک ارزش تمام است اما درباره راه و ابزارهای این تحریک یعنی شخصیت‌ها و موقعیت‌ها منتقدان نظری یکسان ندارند.

دست انداختن اقلیت‌ها توسط شخصیت‌های منفور مک دونا با اون زبان بی‌پروا و پرده ­در موجب حساسیت و واکنش مخاطب می‌شود. برای مثال هیلتِن اَلس منتقد «نیویورکر» معتقد است که مک دونا در آثارش با وجود قدرت دراماتیک دست به «کوچک اقلیت‌ها برای خندادنِ تماشاگر می‌زند».

فیلم The Banshees of Inisherin

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin, فیلم بنشی‌های اینیشرین

موافق یا مخالف آنچه مک دونا انجام می‌دهد با مجموعه‌ای از جملات برانگیزاننده و خشن نوعی تحریک مخاطب در جهت واکنش به چیزی است که عکس می‌شود. او به شکلی عریان تبعیض و کوچک اقلیت‌ها را علامت می‌دهد. در زبان آدم‌های ساده و بیشتر مهجور مک‌دونا آنچه چهره می‌دهد نوعی بیان ناخودآگاه از واقعیت اجتماعی است. اون‌ها موقعیت خود را بدون پرده‌پوشی بیان می‌کنند و عواطف غیر‌منطقی خود که محرک رفتارشان است خارج می‌ریزند.

اما به سبب همین ناخودآگاهی، سادگی و تحریک‌پذیری، این آدم‌ها در عین گفتارهای‌نژاد پرستانه یا تحقیرآمیز موجوداتی بی‌تصمیم و احمق‌اند و به همین دلیل هم منکوب کردن اقلیت بخشی از کارکرد اجتماعی اون‌ها در دستان قدرت است.

فیلم The Banshees of Inisherin

نقد فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin, فیلم بنشی‌های اینیشرین

مک دونا به جز مواردی کم اجازه نگاهی مهربانانه و همدلانه را به شخصیت‌هایش نمی‌دهد و به همین دلیل فکر شخصیت‌هایش نه به همانند ارزش بلکه به‌عنوان حقیقتی که یک شخصیت را در بستری از روابط و سیاست‌های ساخته است عکس می‌کند. مک دونا به درستی کوشش می‌کند واقعیت اطفال نابالغ یعنی توده‌ها را در جامعه علامت دهد، در این راه اغراق و پرده دری می‌کند و همین دلیل می‌شود که دید ما به سبب بداعت موقعیت‌ها و آدم‌ها متوجه بستر و شرایط اون‌ها شود.

آدم‌های واخورده و بی‌سرانجام مک دونا در کنار شهرهای کوچک و در میان خون و جنایت و فقر به دنبال رستگاری می‌گردند و این رستگاری جز شفقتی که گاه در میان خون و مرگ نسبت به یکدیگر پیدا می‌کنند نیست.

زیادتر بخوانید:

از همراهی شما تا انتهای نوشتار نقد فیلم The Banshees of Inisherin سپاس‌گزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما می‌توانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونی عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقاله‌ها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی می‌توانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسی‌های فیلم‌های روز دنیا مراجعه کنید.



[ad_2]