دارودستههای نیویورکی یکی از محبوبترین و مهمترین فیلمهای کارنامه اسکورسیزی محسوب میشود و حال خبر ساخت سریال Gangs of New York توسط مارتین اسکورسیزی رسیده است.
اسکورسیزی از اون دست کارگردانان تاریخ سینما است که کارنامه فراوان درخشانی دارد و همین الآن هم روی چند پروژه مختلف با وجود بازیگران سرشناس کار میکند. یکی از مهمترین فیلمهای کارنامه اسکورسیزی که شهرت دوچندانی برای او نامزدی اسکار را به رقم آورد، فیلم Gangs of New York یا همان دارودستههای نیویورکی بود که در سال 2002 اکران شد.
زیادتر بخوانید: بهترین فیلم های 2022
ساخت سریال Gangs of New York توسط مارتین اسکورسیزی
در این فیلم محبوب و دیدنی بازیگران سرشناسی نظیر لیام نیسون، دنیل دیلوئیس، لئوناردو دیکاپریو و کامرون دیاز به ایفای نقش پرداخته بودند و در تاریخ خود توانست رکورد بیشترین نامزدی برای اسکار را ثبت کند. حال خبر رسیده که کارگردان سرشناس دنیای سینما تصمیم دارد یک بار دیگر این قصـه را سپس از 20 سال احیا کند.
بنابر شرح ددلاین، سریال Gangs of New York توسط کمپانی میرامکس در دست ساخت است و اسکورسیزی نیز به نام تهیهکننده اجرایی و کارگردان دو قطعه اول اون همکاری داشته باشد. برت لئونارد که نزد از این نویسندگی سریال Shantaram ر برعهده داشته نیز کار نگارش فیلمنامه این مجموعه را وظیفه دار است.
Gangs of New York بر پایه کتاب هربرت اسبری در سال 1927 ساخته شده که دستههای رقیب را در شهر نیویورک دنبال میکند و بر پایه شایعات این نسخه جدید سریالی قرار است قصـه شخصیتهای مختلف فیلم را روایت کند. اسکورسیزی درباره ساخت این سریال گفت:
این دوران از تاریخ و میراث آمریکا لبریز از شخصیتها و قصـههایی است که ما نتوانستیم در یک فیلم دو ساعته به طور کامل اون را بررسی کنیم. یک سریال تلویزیونی به ما این زمان و اجازه را میدهد تا خلاقانه و با آزادی زیادتر این دنیای رنگارنگ و همه پیامدهایی که بر جامعه ما داشته و دارد را زنده کنیم.
مارتین اسکورسیزی اخیرا مراحل ساخت فیلم اقتباسی Killers of the Flower Moon را با نقشآفرینی بازیگرانی همانند لئوناردو دیکاپریو، رابرت دنیرو، جان لیسگو، جسی پلمونس، لیلی گلداستون، تانتو کاردینال و جان لیسگو به آخر رسانده که قرار است سال آینده اکران شود.
زیادتر بخوانید:
نظر شما درباره ساخت سریال Gangs of New York توسط مارتین اسکورسیزی چیست؟ نظرات خود را در قسمت کامنتها با جونیبا ما در بین بگذارید.
مارتین فورد بیش از ۲۵ پوند (حدود ۱۲ کیلوگرم) وزن اضافه کرده است پس از آنکه مسابقه اش با هالک ایرانی کنسل شد. فورد قرار بود اولین تجربه شغل ایش در دنیای بوکس را ماه ها قبل تجربه کند سپس از اینکه ماه ها تمرین کرد تا با سجاد غریبی ملقب به هالک ایرانی مبارزه کند. اما این مسابقه سپس از هفته ها رجزخوانی کنسل شد، پس از آنکه مارتین فورد بدنبال روبرویی با حریف ایرانی و اطلاع از فیک بودن او نگرانی خود را از سلامتی هالک ایرانی اعلام کرده و از مسابقه با او کنار کشید.
سپس از ترک این مسابقه، فورد هنوز جایگزینی برای هالک ایرانی پیدا نکرده و در حال آماده برنامه های تمرین بوکس خود را متوقف کرده است تا روی شغل بازیگری و رژیم معمول تناسب اندامش تمرکز کند. فورد الآن در آخرین پست اینستاگرامی اش از افزایش وزنش رونمایی کرد پس از آنکه در سریال The Sandman از سرویس نتفلیکس بازی کرد. مارتین فورد در حساب اینستاگرامش نوشته است: «۱۵۴ کیلوگرم/ ۳۴۰ پوند.
عالی است که یک ذهن خوشحال چه کارهایی می تواند بکند، چند ماه قبل، غذایم بدون رژیم بود (مشکل با زندگی در هتل)، تمریناتم بادوام بوده اما در یک باشگاه تجاری بدون حریف تمرینی بودم. عالی تمرین کرده ام اما از لحاظ فیزیکی فراوان برایم مقاوم بوده و کم خوابی کشیده ام. اما فراوان خوشحال بوده ام، فراوان خوب و استرسی نداشته ام از زمانی که اینجا بوده ام. و خدای من نتایجم نیز این داستان را علامت می دهد.
علاوه بر اون، داشتن تمرکز مطلق و هدف آشکار برای تمرین. بلغارستان برایم عالی خوب بوده است، به دلایل متعدد، از تک تک شما که به این تجربه عالی اضافه اید ممنونم». او برای مسابقه با سجاد غریبی وزن خود را به ۱۴۳ کیلوگرم کاهش داده بود تا سرعت و چابکی بیشتری داشته باشد. اتفاقی که برای غریبی افتاد دقیقاً همان چیزی بود که مارتین فورد نزد بینی کرده بود و او در همان راند اول مقابل تایتان قزاق شکست خورد.
در این شرایط، شایعاتی در مورد مبارزه مارتین فورد با هافثور پی یرشون بازیگر سریال بازی تاج و تخت و قهرمان گذشته توانا ترین مردان دنیا به گوش می رسد. فورد گفته است که مشکلاتی بین پی یرشون و دوست او ادی هال مرتبط با مبارزه سال قبل شان وجود دارد که سد از پژوهشگر شدن مبارزه این دو در سال جاری شده است ، مانعی که ظاهراً به مسائل مالی مربوط است.
مارتین اسکورسیزی میگوید که پس از تماشای فیلم «پرل» (Pearl) محصول استودیو A24 فراوان ترسیده بود و برای خواب مشکل پیدا کرده بود. «پرل» که به تازگی اکران شده است، نزد درآمدی بر فیلم «ایکس» (X) است که آغاز امسال در سینماها اکران شد.«ایکس» درباره گروهی از فیلمسازان کم سن در دهه ۱۹۷۰ است که تلاش می کنند در کشتزار ای در تگزاس که وابسته به زنی به نام پرل و شوهرش هاوارد است، یک فیلم برای بزرگسالان بسازند. فیلم جدید «پرل» در سال ۱۹۱۸ می گذرد و درباره شخصیت شرور این مجموعه پرل است. پس از به عکس کشیدن یک پرل سالخورده در «ایکس»، میا گاث به نام یک نسخه نوجوان از شخصیت اصلی در کنار دیوید کورنسوت، تندی رایت، متیو ساندرلند و اما جنکینز پورو، در این فیلم به ایفای نقش می پردازند. «پرل» که فیلمبرداری اون بلافاصبه سپس از «ایکس» انجام شد، برای اولین بار در جشنواره بین المللی فیلم ونیز به نمایش حقوق و با نقدهای مثبت منتقدان برای کارگردانی تی وست و بازی میا گاث روبرو شد.حالا، پس از اکران پهناور اش در ۱۶ سپتامبر، مارتین اسکورسیزی فیلمساز افسانه ای اظهار نظر درخشانی درباره «پرل» کرده است. اسکورسیزی «پرل» را تمجید می کند و اون را وحشی، مسحورکننده، عمیقاً اضطراب آور می داند. در واقع، او آنقدر تحت تاثیر «پرل» قرار گرفته بود که پس از تماشای اون، خوابیدن برایش مقاوم شده بود. اسکورسیزی می گوید: «من مجذوب فیلم شدم، سپس مضطرب شدم، سپس آنقدر ناآرام شدم که برای خوابیدن مشکل پیدا کردم. اما نمی توانستم از تماشای اون دست بردارم.»با توجه به اینکه اسکورسیزی خودش کارگردانی آنچنان سر به راه نیست، این داستان حیرتآور است. او خودش فیلمهای خشونتآمیز تکاندهندهای همانند «راننده تاکسی»، «رفقای خوب»، «کازینو» یا «عصر معصومیت» را ساخته است. آشکار است که هدایت و توانایی های فنی وست توانسته است به او کمک کند تا به چیزی فراوان ویژه دست یابد. اگر همه نقدهای مثبت را کنار بگذاریم، شاید هیچ تأییدیه عظیمتر از بیخوابی مارتین اسکورسیزی عظیم برای درجه «پرل» به نام یک فیلم ترسناک وجود نداشته باشد.
زیادتر بخوانید:
غم انگیزترین فیلم های ترسناک تاریخ سینما؛ از Before I Wake تا It Comes At Night
۱۰ فیلم ترسناک فراوان مشهوری که کسی در اون ها نمی میرد؛ از Poltergeist تا The Others
در حال آماده قدرتمندترین سلاح لیزری لاکهید مارتین در دست ارتش آمریکا قرار دارد. در این خبر به هدف از ساخت و مشخصات این سلاح فوق پیشرفته خواهیم پرداخت.
حوزه علمی و تکنولوژیهای تسلیحاتی و جنگی روز به روز جذابتر و پررونقتر از قبل دنبال میشوند و بشریت در دنیای امروز علاقه زیادی به جنگ و کشتار پیدا کرده است. البته منظور از بشریت مردم عادی و شهروندان یک سرزمین نیستند؛ زیرا تصمیمگیری در این داستان همیشه بر وظیفه دولتها و مقامات عالیرتبه نظامی بوده و مردم عادی زیادتر علاقه به برقراری دوستی داشتهاند.
لاکهید مارتین شرکتی مطرح در زمینه طراحی و ساخت تسلیحات نظامی برای دولت و ارتش آمریکا بوده و دارای شهرت جهانی است. این شرکت حالا برنده شده است تا فراوان زودتر از موعد مقرر در قرارداد خود با وزارت نگهداری آمریکا، قدرتمندترین سلاح لیزری لاکهید مارتین را در دسترس ارتش آمریکا قرار دهد. این بهترین لیزری است که لاکهید مارتین تا به امروز ساخته و حالا تحویل دفتر معاون وزیر نگهداری آمریکا داده است.
زیادتر بخوانید:
قدرتمندترین سلاح لیزری لاکهید مارتین در اختیار ارتش آمریکا
توسعه و ساخت لیزرها به آسانی شکل نمیپذیرد، زیرا این نوع سلاحها ساختار و سیستم فراوان پیچیدهای دارند. حتی در زیادتر مواقع شاهد این داستان بودهایم که ویژگیهایی که در طراحی عملیاتی به نمایش گذاشته شده در واقع، پژوهشگر نشده است؛ به این سبب که طراحی و ساخت لیزرها تا به عرصه عمل رسیدن اونها، یک روند طولانی زمان است.
به نظر میرسد که ارتش ایالات متحده آمریکا تصمیم دارد که از این سلاح قدرتمند در سازمان تسلیحاتی جدید خود استفاده کند. در یک دهه قبل، شاهد پیشرفتهای بزرگی در زمینه لیزرها در شرکتهای عظیم تولیدکننده اسلحه بودیم. این دستاوردها، رسیدن از طرحهای مفهومی صرف به موفقیتهای عملی این سلاحها در میدان جنگ را منجر شده است.
سیستمهای لیزری به منظور کاربردشان در تسلیحات دریایی، زمینی و هوافضا ساخته میشوند. برای ارتقا عملکرد این سلاحها نیاز است تا سیستمهای اونها یکپارچه شود. این سیستمها شامل واحدهای نیرو، ژنراتورهای لیزری، ترکیب کنندههای پرتو، واحدهای متمرکز کننده، سیستمهای هدفگیری و علمیهای پیشرفته دیگری است. بنابراین نیاز به یکپارچه شدن این سیستمها برای داشتن سلاح لیزری قدرتمند حس میشود.
از دیگر سلاحهای لیزری که چندین ماه قبل توسط این شرکت ساخته و به ناوگان نیروی دریایی ارتش آمریکا تحویل داده شد، میتوان به HELIOS نشانه کرد. لیزر جدید لاکهید مارتین، 5 برابر لیزر مذکور قدرت دارد و قدرت اون برابر با 300 کیلووات است. در نتیجه مهمترین سیستم به کاررفته در این سلاح، خود لیزر حالت جامد اون است.
این لیزر با قدرت بزر 300 کیلوواتی خود در چندین پروژه آزمایشی از جمله سیستم سلاح لیزری پرانرژی IFPC-HEL ارتش آمریکا در برابر آتش غیر مستقیم تست خواهد شد. طبق آخرین نزدبینیهای انجام شده، در اواخر سال جاری میلادی باید چشم به راه انجام آزمایشات میدانی و آزمایشگاهی این سلاح باشیم.
به گفته ریک کوردارو، معاون پیشبرد راهحلهای محصولات پیشرفته لاکهید مارتین، این شرکت ضمن کاهش وزن و حجم لیزرهای پرانرژی با موج پی در پی، توانسته قدرت و کارایی لیزرها را افزایش دهد. بنابراین خطر آزمایشات میدانی آینده سیستمهای لیزری پرقدرت نیز با این رویکرد کاهش پیدا میکند. در آینده میتوانیم شاهد این باشیم که سلاحهای مجهز به لیزر به واسطه قدرت لیزری خود توانایی درگیری با اهداف بزرگتر در مسافتهای طولانیتر را داشته باشند. همچنین این سلاحها میتوانند با شتاب بیشتری هدف را خنثی کنند.
زیادتر بخوانید:
نظر شما در مورد قدرتمندترین سلاح لیزری لاکهید مارتین که در اختیار ارتش آمریکا قرار گرفته است، چیست؟ دیدگاه خود را در قسمت کامنتها با جونی به اشتراک بگذارید و اخبار تکنولوژی را با ما دنبال کنید.
نقد فیلم The Banshees of Inisherin به اثری جذاب و پر ریتم از یکی از بهترین کارگردانهای تاریخ سینما میپردازد. دنبال جونی بمانید.
مارتین مکدونا، نمایشنامهنویس و فیلمساز انگلیسی-ایرلندی، متخصص در فیلمهای کمدی سیاه و تاریک درباره تمایل انسانها به دشمنی توزیهای عصبانی و تدافعی است. او معمولا انسانهایی باشکوه و نامرتب (از جهت شخصیتی) را به نمایش گذاشته است. شاید افرادی که کارهای او را دوست دارند، که شامل فیلمهایی همانند در بروژ، هفت روانی، نگهبان و سه بیلبورد خارج از ابینگ میزوری میشود، از فیلم جدید مارتین مکدونا غافلگیر شدهاند.
نقد فیلم The Banshees of Inisherin
جذابترین فیلم مارتین مکدونا؟
نقد فیلم The Banshees of Inisherin
فیلم جدید مارتین مکدونا، یک کمدی سیاه هولناک از سرافرازی سمی مردانه و عواطف جریحه دار شدهی مردانه است که حول داستانی شگفت آور جریان دارد که در جزیرهای خیالی به نام Inisherin در سواحل ایرلند روایت میشود. فیلم بنشیهای اینیشرین در سال 1923 در طول جنگ داخلی اتفاق میافتد.
ساختارِ روایی
نقد فیلم The Banshees of Inisherin
در این این فیلم نیز همانند بسیاری از آثار مکدونا، درخششِ هیچِ دفن شده در تاریکی بیش از حد قابل مشاهده است. لوکیشن روستایی در ایرلند است. در آثارِ مکدونا مُثله کردن موتیفی آشناست. خندههای واقعی در این فیلم فراوان است، اما به نظر میرسد که هر یک از آنها در یک ناله از درد فرو رفتنور است.
این فیلم با یک نمای زیبا از یک جزیره ایرلندی شروع میشود. دنیایی سبز زیر آسمان آبی روشن (فقط شبها باران میبارد، که با در نظر گرفتن الگوهای آب و هوای واقعی در ایرلند، فیلم را در ژانر دیگری قرار میدهد: ژانر فانتزی). موسیقی کارتر برول تاریخهای حیرتانگیز را تداعی میکند و ما میبینیم که زندگی برای پادریک (فارل) یک کشاورز شیر که با خواهرش در کلبهای ساده زندگی میکند و ظاهراً تقریباً هر روز با دوست کهنهاش کولم (گلیسون) تماس میگیرد، آسان است.
فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin
او کولم پادریک را رد میکند. در طول چندین گفت و گو متوجه میشویم که کولم متوجه شده است که پادریک آدم ملالآوری است و او معتقد است که کارهای بهتری برای انجام دادن در تاریخ خود دارد، همانند آهنگسازی و… زمانی کولم برای اعتراف به کلیسای جزیره میرود، علامت میدهد که از ناامیدی نیز درد میبرد.
درگیری بین کولم و پادریک به نام یک استعاره برای جنگ داخلی ایرلند در اون تاریخ عمل میکند اما فیلم زمانی بهترین نتیجه را دارد که این استعاره را در چشم مخاطب فرو نکند. در جایی از فیلم کولم به پادریک میگوید یکی از انگشتانش را قطع خواهد کرد.
بنابراین پس از اینکه پادریک مجدد در روبروی کولم قرار گرفت، کولم در واقع این کار را انجام میدهد. یکی از زیباترین ترفندهای فیلم این است که چگونه مکدونا بیننده را مجبور میکند که در آغاز زیادتر با کولم دوست شود تا با پادریک. مخاطب حس میکند: بله، این یک قطع دوستی بیادبانه از سو کولم است اما برای چی پدریک نمیتواند به اون مرد اجازه دهد؟
فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin
در قصـه The Banshees of Inisherin برخی از نکات شخصیتیِ کولم به خوبی ارائه شده است. احتمالا کولم برای پادریک خوب تر است تا دومینیک، پسر پلیس فراوان بیادبی که پادریک را اذیت میکند، اما گاهی زمان اینها از نظر زندگی اجتماعی، وقفههایی سودمند هستند. اما هنگامی که انگشتان شروع به جدا شدن میکنند، فک شما شل میشود و چشمان شما میپرند. این به کجا ختم می شود؟
این یک فیلم فارل است: او چیزی را ارائه می دهد که مطمئنا یکی از بهترین بازی های سال است. پس از اینکه او مات و مبهوت به سخنرانی میخانه کولم در مورد بی استفاده بودن زیبایی گوش می دهد، آتشی از جدیت در چشمان قهوه ای خسته اش شعله ور می شود که او به نگهداری از اون می پردازد.
فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin
دو سوم اول فیلم، در حالی که پادریک با حوصله و صبر کولم کار می کند، طوفانی از دیالوگ های خنده دار و بامزه ای است که مک دونا در اون فراوان خوب است و پالت رنگی اون گرما و خاکی سرسبز است: خورشید در میخانه می گذرد. پنجرههایی که کولم کمانچهها را دور میزند در کنار برخی از نوازندگان دانشجو و با توجه به اینکه او مردی فراوان ناراحت است، وقت کافی را سپری میکند.
فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin
سپس فیلم هم از نظر ظاهر و هم از نظر لحن، همانند طوفان تاریک و تار می شود اگر مک دونا را بشناسید این پیچ و تاب چاقو را دیده اید. اما فارل پوسته های بیشتری از عمق و ماتم را به الگوی کلاسیک مک دونا می آورد. او شخصیتی است که شما می خواهید از اون محافظت کنید و کسی است که زمانی می بینید او از سر ناچاری در برابر دنیا مقاوم می گیرد، قلب شما را غرق می کند. او به The Banshees of Inisherin روح و زیبایی اون را می بخشد. دید کردن به چهره او به معنای درک مکان نیمه دلپذیر و نیمه زشتی است که به نام خانه شناخته می شود. در ادامه به سبک مکدونا خواهیم پرداخت اما برای درکِ خوب تر او میتوانید مقاله زیر را مطالعه بفرمایید:
معرفی و تحلیل بهترین فیلم ها و نمایشنامه های مارتین مک دونا از دید سایت جونی
مارتین مکدونا
نقد فیلم The Banshees of Inisherin
مارتین مکدونا نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس و فیلمساز ایرلندی – بریتانیایی است. او بهعنوان یکی از مهمترین نمایشنامهنویسانِ زندهٔ ایرلندی معروفاست. مکدونا در ۲۶ مارس ۱۹۷۰ در خانوادهای ایرلندی در کمبرولِ لندن به دنیا آمد. پدر و مادرش پس از مدتی او و برادرش را در لندن رها کردند و به شهرستان گلوی در ایرلند بازگشتند.
مکدونا در ۱۶سالگی مدرسه را رها کرد و چند سال در جنوب لندن بیکار و سرگردان بود تا اینکه شغل سطح پایینی دست و پا کرد. پس از وقت کوتاهی اون شغل را هم رها کرد تا قلمش را امتحان کند. شش دلیل ابتدایی نمایشی او در واقع دو تریلوژی است که ماجراهای همگیشان در شهرستان گلوی یا دور و بر اون میگذرد، جایی که مکدونا تعطیلات کودکیاش را میگذراند.
فیلم جدید مارتین مکدونا
نقد فیلم The Banshees of Inisherin
مارتین مکدونا سهگانه لینین را در سال ۱۹۹۵ به سالنهای نمایش ایرلند و لندن فرستاد تا اینکه ملکه زیبایی لینین در فوریه ۱۹۹۶ در گلویِ ایرلند به روی منظره رفت. سپس در سالنِ رویال کورت لندن اجرا شد و منتقدان را به وجد آورد. مکدونا که ۲۷ساله بود توانست پس از شکسپیر دومین کسی باشد که همزمان چهار نمایشنامهاش در سالنهای تئاتر لندن روی منظره رفتهاست. او از سال 2018 وی با فیبی والر بریج، برنده امی رابطه عاشقانه دارد.
سبک و ذهنیت مارتین مکدونا
مارتین مکدونا میراث دار روندی است که درامنویسی قرن بیستم طی کرد. کمدی موقعیت، تئاتر ابزورد، تئاتر شقاوت، درام خانوادگی- اجتماعی آمریکایی و نمایشنامهنویسی با مایههای پستمدرنیستی. مکدونا به این سبب این میراث بزر، متنوع و گاه متناقض را یکجا در آثارش زنده کرد که به نتیجه جمعی از دنیا فکری خود بهعنوان یک کم سن خوشگذران، عشق مسافرت و جنگجوِ امروزی با درامنویسان مورد علاقهاش رسید.
فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin
او زیادتر از هر کس دیگری تحتنشان دیوید ممت، سام شپارد و نمایشنامهنویس هم عصر و هم سنش تریسیلتس قرار گرفت. ابدا بهخاطر «بوفالوی آمریکایی» ممت بود که به نمایشنامهنویسی علاقهمند شد، عاشق «غرب حقیقی» شپارد بود و به اون نیز ادای دین کرد و با یک بار دیدن اجرایی مهجور از «جوی قاتل» عاشق این متن تریسیلتس شد و باوجود علاقه بیشترش به سینما کوشش خود را در تئاتر شروع کرد و قوت بخشید.
هر سه درامنویس مورد علاقه مارتین مک دونا در تلفیق و ترکیب سبکهای مختلف نوشتن و درامنویسی متبحرند. اونها در عین استفاده از زبان بهعنوان عنصر اصلی نمایشنامه، بیصدا را در آثار خود برجسته کردند. اونها بیمعنایی بکتی در زبان و هویت انسان را، در قالبی واقع گرا و انضمامی بازآفرینی کردند.
فیلم بنشیهای اینیشرین
نقد فیلم The Banshees of Inisherin, قصـه The Banshees of Inisherin
شپارد، ممت، لتس و در نهایت زیادتر از همه خود مک دونا خشونت تلنبار شده در عصر خود را که در شکلهای مختلفی چون جنگ جهانی، نسل کشی، انواع تروریسم، اختلاف طبقاتی بد و گسترش کنارنشینی و اقلیت ستیزی ظهور کرده بود، در مسائل جزئی، محلی و زیادتر خصوصی و خانوادگی با وامگیری از درام آمریکایی (ویلیامز و اونیل) بازنمایی کردند. همچنین در کنار اینکه با تأثیرپذیری از چخوف پیرنگ را تقلیل دادند و شخصیتهای مضحک آفریدند، نمایش خود را از ثانیهها و رخدادهای دراماتیک به راهای پیچیده و بدیع پر کردند.
این نوع از درامنویسی از یک سو به سنت رئالیسم متصل است برای چی که در فضاسازی و خلق موقعیت واقعگراست و از سوی دیگر واقعیت را به سبب یافتههای فلسفی قرن بیستم امری متصل به ذهنهای جدا افتاده دیده و در شخصیتهای در خود فرورفته و ناخوش، به چالش میکشد.
مک دونا درامنویسی غریزی نیست، بداعت او تمامه در بستر سنتی که وامدار اون است مشخص میشود، او روندی را ادامه داد که جریان اصلی درامنویسی و فیلمسازی در روزهای درخشان خود بودهاست. سنتی متکی به کنش، شخصیت و انتقاد بیپروا، سنتی بهشدت سیاسی که از درون ثانیههای عقل، تصویری کلی از دنیا میسازد. سنتی التقاتی و بیاصالت که در هر فرد نویسنده اصالت و شکل خود را پیدا میکند و منحصر به فرد میشود.
فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin, قصـه The Banshees of Inisherin
مشخص است که تحریک مخاطب هدف اصلی مک دوناست. مسئله مشغولکردن یا تاثیر صرف نیست او مخاطب را با مواجههای پررنگتر روباهرو میکند مواجههای که حسی، انرژی قسمت و بدیع است. بهطور قطع به لحاظ نمایشی یا سینمایی این مهم یک ارزش تمام است اما درباره راه و ابزارهای این تحریک یعنی شخصیتها و موقعیتها منتقدان نظری یکسان ندارند.
دست انداختن اقلیتها توسط شخصیتهای منفور مک دونا با اون زبان بیپروا و پرده در موجب حساسیت و واکنش مخاطب میشود. برای مثال هیلتِن اَلس منتقد «نیویورکر» معتقد است که مک دونا در آثارش با وجود قدرت دراماتیک دست به «کوچک اقلیتها برای خندادنِ تماشاگر میزند».
فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin, فیلم بنشیهای اینیشرین
موافق یا مخالف آنچه مک دونا انجام میدهد با مجموعهای از جملات برانگیزاننده و خشن نوعی تحریک مخاطب در جهت واکنش به چیزی است که عکس میشود. او به شکلی عریان تبعیض و کوچک اقلیتها را علامت میدهد. در زبان آدمهای ساده و بیشتر مهجور مکدونا آنچه چهره میدهد نوعی بیان ناخودآگاه از واقعیت اجتماعی است. اونها موقعیت خود را بدون پردهپوشی بیان میکنند و عواطف غیرمنطقی خود که محرک رفتارشان است خارج میریزند.
اما به سبب همین ناخودآگاهی، سادگی و تحریکپذیری، این آدمها در عین گفتارهاینژاد پرستانه یا تحقیرآمیز موجوداتی بیتصمیم و احمقاند و به همین دلیل هم منکوب کردن اقلیت بخشی از کارکرد اجتماعی اونها در دستان قدرت است.
فیلم The Banshees of Inisherin
نقد فیلم The Banshees of Inisherin, فیلم بنشیهای اینیشرین
مک دونا به جز مواردی کم اجازه نگاهی مهربانانه و همدلانه را به شخصیتهایش نمیدهد و به همین دلیل فکر شخصیتهایش نه به همانند ارزش بلکه بهعنوان حقیقتی که یک شخصیت را در بستری از روابط و سیاستهای ساخته است عکس میکند. مک دونا به درستی کوشش میکند واقعیت اطفال نابالغ یعنی تودهها را در جامعه علامت دهد، در این راه اغراق و پرده دری میکند و همین دلیل میشود که دید ما به سبب بداعت موقعیتها و آدمها متوجه بستر و شرایط اونها شود.
آدمهای واخورده و بیسرانجام مک دونا در کنار شهرهای کوچک و در میان خون و جنایت و فقر به دنبال رستگاری میگردند و این رستگاری جز شفقتی که گاه در میان خون و مرگ نسبت به یکدیگر پیدا میکنند نیست.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار نقد فیلم The Banshees of Inisherin سپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.