D2C69344 7975 4CE6 9336 3A2CCDBD93D8

کوتاه قصـه قطعه ۱ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

[ad_1]

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۱ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.

قسمت ۱ سریال ترکی قضاوت
قطعه ۱ سریال ترکی قضاوت

کوتاه قصـه قطعه ۱ سریال ترکی قضاوت 

سحر زود یک زباله گرد در حال گشتن سطل های زباله هستش که یک چمدان نظرش را جلب می‌کند زمانی چمدان را برمیداره از سنگین بودنش کنجکاوتر میشه که ببینه توش چیه زمانی چمدان را روی زمین می گذارد می بیند که یه دست از توش خارج افتاده حسابی می ترسد و با وحشت عقب‌نشینی می‌کند. ماشینی از آنجا رد میشود که برای عقب اومدن اون مرد سرجایش می ایستد و شروع می‌کند به دعوا کردن با او اما زمانی رد دید او را می گیرد چشمش به دست انسانی که از تو چمدان خارج افتاده می خورد و شوکه می شود و همان وقت به پلیس زنگ میزند. رئیس پلیس متین کایا به محل حادثه می رود افسر پلیس اِرِن به همراهش می‌رود و با دیدن درون چمدان می گوید که مقتول یک زن کم سن هست. دادستان ایلگاز به دادگستری می‌رود زمانی در اتاقش در حال کار کردن هست از خارج سر و صدایی می شنود. وکیل جیلین از منشی ایلگاز میخواد تا به درون بره و سوالی از ایلگاز بپرسد. جیلین بهش میگه که اظهارات موکلش را خوانده یا نه ایلگاز میگه هنوز نوبتش نشده برو بعداً بیا اما جیلین میگه من همینجا میمونم تا بخونید. ایلگاز قبول میکنه و پرونده اش را زیر تعداد انبوهی از پرونده‌هایی که روی میزش بود میزاره و میگه همه چی به نوبت! جیلین تلفنش را روی ضبط صدا می گذارد و بین تشک های مبل جاساز میکنه سپس از اتاق خارج میره.

سپس از چند دقیقه به آنجا بر میگردد تا تلفنش را بردارد اما هر چی میگرده پیدا نمیکنه زمانی میخواد بره ایلگاز جلویش را می گیرد و تلفنش را بهش علامت میده و میگه تو هیچ حد و مرزی نداری؟ جیلین ازش میخواد تا اتفاق را عظیم نکند ایلگاز بهش میگه مدرک از پرونده دزدیدی! مظنون را از جلسه دادگاه فراری دادی! حالا هم داری صدای دادستان را ضبط می کنی! سپس به منشیش میگه تا او را بازداشت کند. جیلین در بازداشتگاه به زنی که در طناب کناریش است میگه بهت قول میدم که وکیل تو و پسرت بشم ولی زمانی از اینجا خارج میری باید به یه نفر زنگ بزنی و بهش بگی که جیلین را بازداشت کردند. ایلگاز به سو محل پیدا شدن جسد میره آنها هیچ کارت شناسایی در دور و بر جسد پیدا نمیکند ایلگاز کارتی در دوره زباله میبینه که به ارن میگه سطل زباله را برای بررسی به اداره ببرند. ایلگاز به خانه میره که میبینه پدرش با چینار، برادرش در حال دعوا کردن هستند. ایلگاز زمانی ماجرارو میپرسه متین پدرش بهش میگه بدون اجازه کارت بانکی منو برداشته و الان هم گمش کرده. سر میز غذا متین به ایلگاز میگه خودت مراسم عروسی را به هم زدی خودت هم امروز به عمه ات زنگ میزتی و خبر میدی. سپس از چند دقیقه ارن با ناراحتی به اونجا میاد و میگه کارت بانکی که در سطل زباله پیدا شده وابسته به متین است آنها حسابی شوکه میشن. متین با عصبانیت میخواد جستجو چینار بره و میگه دیگه داره شورشو در میاره همش خرابکاری، همش مصیبت! اما ایلگاز بهش میگه واگذار کن به من بزار من باهاش صحبت کنم.

سپس به اتاق چینار میره و ازش میپرسه که کارت را پیدا کرد یا نه چینار میگه داداش دوباره تو شروع کردی؟ بابا تموم شد تو شروع شدی؟ سپس بهش میگه که نه پیدا نکردم هنوز. ایلگاز ازش میپرسه به کسی دادی؟ چینار جا میخوره و میگه نه، ایلگاز اتفاق را برایش تعریف می کند و ازش میپرسه که هر چی میدونه بگه چینار به وضوح وحشت کرده اما میگه من با این داستان هیچ ربطی ندارم. ایلگاز بهش میگه همین حرفارو باید به دادستان هم بزنی سپس با هم دیگه آماده میشن و به سو دادستان پارس می روند. آنها برای این که برای متین و ایلگاز بد نشه به کافه روبروی اداره پلیس میرن. جیلین به دستیارش انگین میگه مثلاً امشب تولدمه ببین منو بازداشت کردند! سپس ازش میخواد تا به اینجی خواهرش زنگ بزنه و خبر بده و بگه که هواشو در خانه داشته باشد تا کسی چیزی نفهمه. انگین زمانی به اینجی زنگ میزنه میبینه که او هنوز خواب و مروه پاسخ داده. چینار با دادستان پارس و ایلگاز سر یک میز می‌نشینند. پارس ازش میپرسه که کی کارتو از پدرت گرفتی؟ چینار میگه نمیدونم یک یا دو روز نزد. ایلگاز ازش میخواد تا خوب فکر کنه و سخن دقیق بزنه.

سپس پارس ازش میپرسه که شب قبل کجا بوده که میگه من خونه بودم جای خاصی نرفتم میتونید از پدرم بپرسید. پارس برای عصبانیت ایلگاز ازش میخواد تا آنها را تنها بزاره ایلگاز نزد متین پدرش میره و بهش میگه دلواپس نباش این اتفاق به چینار ربطی نداره شب قبل کلا خونه بوده. متین یادش میاد که ساعت ۳:۲۰ نصف شب در خانه دوباره میشه و متین متوجه میشه که چینار خارج بوده و پنهانی داره درون اتاقش میشه. سپس به ایلگاز میگه چینار شب قبل خونه نبوده بگرد دنبال یه وکیل هر چه سریعتر خوب تر. متین نزد دادستان پارس میره و بهش میگه که چینار شب قبل خونه نبوده چینار جا میخوره و میگه من خواب بودم شاید داداشم بوده! اما متین میگه برادرت شب قبل شیفت شب بود و از آنجا میره. ایلگاز نزد جیلین میره و بهش میگه از اینجا آزادت می کنم اما به یک شرط می خوام وکالت برادرمو قبول کنی! سپس درباره اتفاق براش توضیح میده چینار به دنبال متین و دادستان پارس و افسر ارن به طرفه اداره در حال حرکت هستند که جیلین از روباه رویشان در میاد و کنار چینار می ایستد و میگه می خوام موکلمو همراهی کنم. پارس نگاهی به ایلگاز میندازه و میگه چقدر سریع سپس به درون اداره میرن….

زیادتر بخوانید:

 

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]