برای آگاهی از آنچه که در قطعه جدید سریال Emanet خواهید دید، فراگمان سریال امانت قطعه ۴۳۸ زیرنویس فارسی را، از انتهای نوشتار جدید جونی دانلود نمایید.
یامان کریملی یک تاجر برنده و کم سن است، که در کودکی دوران سختی داشت. اما او هیچ وقت تسلیم نشد و حتی با هر مانعی قدرتمندتر شد. یامان زندگی خود را از صفر شروع کرد و در گذر تاریخ فراوان ثروتمند شد. این قسمت کوچکی از قصـه سریال ترکی امانت را تشکیل میدهد.
فراگمان سریال امانت قطعه ۴۳۸
فراگمان قطعه 438 سریال امانت
تمام آنچه که یامان در دنیای خود دارد، خانوادهای است که او باید پس از مرگ پدرش از اونها نگهداری کند. یامان در قبل، قلب خود را به روی تمام عواطف عاشقانه بسته بود و تنها نقطه ضعف او برادرزاده پنج سالهاش یوسف است.
یوسف در بغل عموی خود فراوان محافظت میشود، اما او عشق و همدلی را دوست دارد. تنها عکس عشق و همدلی در ذهن او خاله سحرش است.
سریال امانت قطعه 438 زیرنویس فارسی
سحر دختری خوشگل و فروتن است، که با پدربزرگش زندگی میکند. زندگی او با مرگ خواهرش که عروس خانواده کریملی بود، متزلزل میشود. از این پس او میراثی (امانت خواهرش) دارد، که باید به هر قیمتی از اون نگهداری کند. این سریال ماجرای این دو شخص و رازها پنهان در عمارت کریملی را روایت میکند.
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۳۷ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۳۷ سریال ترکی قضاوت
برای پارلا یه دسته گل و یه کارت میاد که روش نوشته میدونیم دوپینگ کردی باید تا ساعت ۶ بری به مربیت بگی و مدالو پس بدی وگرنه ما میگیم و آبروریزی میشه پارلا حسابی میترسه. ایلگاز و جیلین نزد همسایه الیف میرن و ازش درباره الیف و مادرش سوال میکنن او بهش میگه راسیتش اون ابدا به الیف نگهداری نمیکنه حتی یه پسر بچه هم قبل از الیف داشتن ولی یکدفعه مرد نمیدونم ابدا چیشد! ارن سر قرار با اوزلم بهش اصرار میکنه تا برن همه چیزو به توچه بگن اما اوزلم قبول نمیکنه و میگه نه توجه نابود میشه اما ارن میگه تدبیر ای نیست و بهش میگه ساعت ۵ بعدازظهر یادت نره سپس از اونجا میره. ایلگاز و جیلین از خونه خارج بین و جیلین میگه به همون چیزی که من فکر میکنم تو هم فکر میکنی؟ ایلگاز میگه آره سپس زنگ میزنه به ارن و میگه سریع این آدرسی که میدم یه اکیپ بفرست آمبولانسم باشه. رضوان نزد پارس میره و بهش خبر میده که مدرکی هلیه سدا پیدا نشده و نمیتونیم تو بازداشتگاه نگهش داریم. پارس کلافه میشه. جیلین به ایلگاز میگه ما الان اینجا منتظریم چی هستیم؟ ایلگاز میگه نیرو بیاد دیگه جیلین وجدانش را قلقلک میده که اگه چشم به راه باشیم تا اونا بیاد شاید یه اتفاقی واسه الیف بیوفته و یه دارو دیگه بده بهش! ایلگاز کلافه میشه و سریعا به سو اون خانه میرن. مادر الیف بهش یه سرم میزنه و زمانی صدای برداشت میشنوه جا میخوره. ایلگاز ازش میخواد برداشت دوباره کنه اما او میگه الان موقعیت مناسبی نیست ایلگاز میگه اگه دوباره نکنی برداشت میشکنم! سپس با شکستن در درون خانه میشن و ایلگاز میبینن الیف بیهوشه سپس سریعا اونو برمیداره و جیلین در را به روی مادرش قفل میکنه. زمانی به خارج میرن ارن و نیروها از راه میرسن که ایلگاز میگه برن اون زن را دستگیر کنن.
قطعه ۳۷ سریال ترکی قضاوت
سپس خودشان سریعا به سو بیمارستان راهی میشن. سپس از رفتن آنها توچه به ارن زنگ میزنه و میگه کمک کن بابام داره مامانمو میکشه! ارن با شنیدن این سخن سریعا به سو خانه آنها میره. پارس به بازداشتگاه میره و سدا را از اونجا آزاد میکنه سدا بهش میگه همکارها آزادم میکردن احتیاجی نبود بیاین! هم انگینو تو انفرادی بردین هم منو بازداشت کردین اما هیچکدومشون تاثیری تو روند کار نداره! زمانو دارین از دست میدین و میره. پارلا با ناراحتی و حالی داغون به سو خانه میره و تو اتاقش در را به روی خودش قفل میکند و با خوردن قرص خودکشی میکنی. مردان نزد سردار میره و به صورتی تهدیدآمیز ازش میخواد تا درباره خودش بهش بگه و هرچی درباره چینار میدونه به کسی چیزی نگه سردار قبول میکنه. سردار نزد چینار میره و بهش میگه واست یه راه دیگه پیدا کردم یه نفر دیگه هست که واست پاسپورت صحیح میکنه چینار با کلافگی میگه آخه با کدوم پول هان؟ سردار میگه واست اونم صحیح میکنم اما به یه شرط که بهم بگی چه اتفاقی افتاده واسه چی یهو میخوای بری خارج؟ چینار عصبی میشه و ازش میخواد بزنه کنار سپس میگه خاک برسرت با این رفاقتت و از اونجا میره. وقت برگشت به خانه روی درخت های محل میبینه که همه جا پر از عکس ظفر اردوعان هستش به نام گمشده چینار میترسه و به حالت دویدن به خانه برمیگرده و با دیدن پدربزرگش میگه همه چیو بهم میگه فقط ازم محافظت کن مردان میگه دلواپس نباش چیزی نیست که نشه حلش کرد جزء مرگ سپس میرن قدم و سخن بزنن. ایلگاز و جیلین به بیمارستان رسیدن و سرمی که جیلین برداسته بود را به پزشک میده تا بررسی کنن چی بوده توش. ارن به خانه اوزلم رسیده که میبینه اوزلم رو زمین افتاده و توچه با گریه بالاسرشه او سریعا اوزلم را به بیمارستان میرساند.
یکتا زمانی میبینه سدا آزاد شده کلافه میشه سپس به ملاقات انگین میره. آنها کمی باهم گفت و گو میکنن و در آخر یکتا بهش میگه که من یه کاری میکنم تا از اینجا خلاص بشی میتونم فراریت بدم! انگین میگه سرانجام یکی به عقل اومد البته میدونستم که اولین نفر خودتی چون تو از همشون زیادتر قلب و جرأت داری سپس قبول میکنه و میگه پس سریعا شروع کن بعدا درباره اش سخن میزنیم سپس میره. پزشک به ایلگاز و جیلین میگه که بچه حالش خوبه ولی بهتره چند روزی اینجا تحت نگهداری های مخصوص باشه سپس میگه تو سرمی که دادین چندتا دارو خواب آور بوده با چند مدل مواد شوینده! ایلگاز با جیلین صحبت میکنه و میگه این پرونده حق توعه اگه تو نبودی الان مشخص نبود این بچه چه اتفاقی واسش می افتاد من کنار میکشم برو نزد پارس یا یه نفر دیگه و باهاشون به این پرونده نگهداری کن جیلین خوشحال میشه. سدا سر قرار با استادش میره و ازش عذرخواهی میکنه که دیر رسیده سپس استادش میگه اگه چیزی میخوری بگو بیارن همراهیت کنم اما سدا میگه فراوان معذرت میخوام اما یه کار فراوان مهم دارم باید سریع برم وگرن دوست داشتم زیادتر پیشتون میموندم سری بعدی جبران میکنم استادش کتاب خودش را با امضاء بهش میده و سدا میگه خط به سطرشو با خوشی میخونم وقت خداحافظی بهش میگه کار مهمت که به انگین ربط نداره نه؟ سدا تلاش میکنه بحثو عوض کنه سپس میره. آیلین و عثمان زمانی متوجه میشن که پارلا خودکشی کرده حسابی میترسن و سریعا اونو به بیمارستان میرسونن سپس به جیلین خبر میدن. آنها سریعا به بیمارستان میرن که آیلین کارت را به جیلین نشون میده و میگه تو جیبش پیدا کردم! جیلین کارتو به ایلگاز نشون میده و میگه کار اون عوضیه همان وقت انگین به جیلین زنگ میزنه و حال پارلا را میپرسهجیلین بدون هیچ حرفی از اونجا میره ایلگاز هم به دنبالش میره. کتابی که انگین خواسته بود کتاب استادش بوده که سرانجام به دستش میرسه و او شروع میکنه به خواندنش….
زیادتر بخوانید:
کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)
برای آگاهی از آنچه که در قطعه جدید سریال Emanet خواهید دید، فراگمان سریال امانت قطعه ۴۳۷ زیرنویس فارسی را، از انتهای نوشتار جدید جونی دانلود نمایید.
یامان کریملی یک تاجر برنده و کم سن است، که در کودکی دوران سختی داشت. اما او هیچ وقت تسلیم نشد و حتی با هر مانعی قدرتمندتر شد. یامان زندگی خود را از صفر شروع کرد و در گذر تاریخ فراوان ثروتمند شد. این قسمت کوچکی از قصـه سریال ترکی امانت را تشکیل میدهد.
فراگمان سریال امانت قطعه ۴۳۷
فراگمان قطعه 437 سریال امانت
تمام آنچه که یامان در دنیای خود دارد، خانوادهای است که او باید پس از مرگ پدرش از اونها نگهداری کند. یامان در قبل، قلب خود را به روی تمام عواطف عاشقانه بسته بود و تنها نقطه ضعف او برادرزاده پنج سالهاش یوسف است.
یوسف در بغل عموی خود فراوان محافظت میشود، اما او عشق و همدلی را دوست دارد. تنها عکس عشق و همدلی در ذهن او خاله سحرش است.
سریال امانت قطعه 437 زیرنویس فارسی
سحر دختری خوشگل و فروتن است، که با پدربزرگش زندگی میکند. زندگی او با مرگ خواهرش که عروس خانواده کریملی بود، متزلزل میشود. از این پس او میراثی (امانت خواهرش) دارد، که باید به هر قیمتی از اون نگهداری کند. این سریال ماجرای این دو شخص و رازها پنهان در عمارت کریملی را روایت میکند.
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۳۶ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۳۶ سریال ترکی قضاوت
متین نزد چینار میره و بهش میگه ماجرای خارج رفتن چیه؟ چینار میگه دیگه نمیتونم اینجا زندگی کنم نمیتونم تو چشم داداش ایلگاز و جیلین دید کنم! متین میگه ابدا تو ممنوع الخروجی چجوری میخوای بری؟ دوباره هم میخوای قانون شکنی کنی؟ نمیشه! تو باید اینجا بمونی و کار دیگه ای نکنی که شرمندمون کنی! باید تاوانتو اینجوری بدی. چینار میره به مردان میگه آفرین کاری که کردی خوشگل در حد سنت بود آنها باهم کل کل میکنن که چینار بهش میگه من باید تا قبل از ساعت ۶ برم میفهمی؟ مردان میگه بگو ببینم چیشده؟ ایلگار و متین در حال رفتن به اداره هستن که جیلین جلوی در میاد و میگه کل شبو داشتم با خودم کلنجار میرفتم تا اون صدایی که از درونم میادو ساکت کنم اما نتونستم! نتونستم که دفنه را بی پدر کنم نخواستم اونایی که من تجربه کردمو تجربه کنه سپس میگه گزارشم ندادم نمیخواد شما هم انجام بدین ولی هنگامی بابام برگرده بهش میگم اون دیگه هرکاری خواست بکنه.سپس برگه درخواست طلاقو به ایلگاز میده و میگه دیگه حتی تو برگه هم نمیخوام فامیلیت رو من باشه و میره. ایلگاز با درماندگی سوار ماشین میشه و میره. پارس به دفتر زندان میره و دستور میده تا طناب انگین را بگردن سپس آنها یه تلفن دنبال پیدا میکنند و به پارس و رئیس زندان تحویل میدن. پارس با کلافگی میگه پس بگو چجوری با خارج در ارتباط بوده! سپس از رئیس میخواد تا اونو به انفرادی بفرستن و ممنوع الملاقات کنن رئیس زندان میگه ایشون تو انفرادی هستن پارس میگه به چه دلیلی؟ او به پارس میگه دادستان ایلگاز دستور دادن. پارلا آماده شده تا برای مسابقات به مدرسه بره و به جیلین زنگ میزنه و ازش میخواد تا به اونجا بیاد اما جیلین میگه تو دادگاه فراوان امروز کار دارم نمیتونم اما مطمئنم که تو میتونی.
قطعه ۳۶ سریال ترکی قضاوت
یکتا نزد سدا میره تا باهاش سخن بزنه اما سدا میگه من کار تو دفتر تورو میخوام چیکار؟ هنگامی چند وقت دیگه دیگه همچین چیزی وجود نداره؟ یکتا تهدیدش میکنه که با او در نیوفته اما سدا میخنده و میگه من ابدا ازت نمیترسم همان وقت مامورها بین و به سدا میگن برای بازجویی دادستان پارس میخوان ببینتتون. جیلین به دادگاه میرسه و جلوی در ورودی دادستان کل اونو میبینه و بهش میگه گزارشتون درباره دادستان پارس اشتباه بود ایندفعه را چشم پوشی میکنم اما سری بعدی در کار نیست جیلین داستان را میپرسه که دادستان ماجرای مریض بودن پارس را بهش میگه جیلین متاثر میشه و جلوی دراتاق ایلگاز چشم به راه میمونه و هنگامی میاد ازش گلگی میکنه که برای چی نگفته؟ ایلگاز ازش عذرخواهی میکنه و میره تو اتاق جیلین درباره پرونده اون دختر بچه سخن میزنه و میگه فیلم دوربینو دیدین؟ اعتراغ کرده بود که امضاء نکرده ولی انگاری کرده! من مطالعه کردم پِی بردم انگار با بیمارستان های دیگه هم همینکارو کرده! یعنی از مریضی دخترش داره پول درمیاره! ایلگاز بهش میگه از این موردها داشتیم قبلا سپس جیلین ازش میخواد تا باهمدیگه برن مجدد به خانه شان و ازشون بازجویی کنن ایلگاز قبول میکنه. ارن به اوزلم زنگ میزنه و بهش میگه کار واجب دارم باید ببینمت اگه نیای من میام اونجا! اوزلم قبول میکنه و آنها برای ساعت ۱۱ قرار میزارن. پارس فرستاده تا سدارو برای بازجویی بیارن. هنگامی ایلگاز و جیلین دارن میرن تو راهرو با پارس روبرو میشن که پارس با کنایه با ایلگاز سخن میزنه که جیلین میگه ایلگاز تقصیری نداره من شمارو به دادستان کل گفتم ایلگاز دوستاشو ابدا نمیفروشه حتی به منم نگفته بود! پارس اعتقاد نمیکنه و میره. تو راه پله جیلین با دیدن سدا باهاش سخن میزنه و میگه فکر میکردم ازمیر هستین! سدا میگه بودم واسه یه کار واجب اومدم سپس میرم سپس از کنارش رد میشه.
پارس نزد جیلین میاد و میگه میشناسینش؟ جیلین میگه زن خوبیه خاله انگینه! پارس میگه همینی که میگی زن خوب وکیل انگینه! جیلین عصبی میشه و به اتاق پارس میره و باهاش دعوا میکنه که برای چی همچین کاری میکنه! و تهدیدش میکنه که اگه آزاد بشه من خودم میکشمش! ایلگاز جیلینو خارج میبره که از پارس میپرسه برای چی اینجاست؟ پارس بهش میگه گوشی انگین تو طناب بوده گفتم بیاد اظهاراتشو بگیرم. پارس با سدا صحبت میکنه و ازش میپرسه که چجوری گوشی به دست انگین رسیده؟ تو لیست تماس هاش هم شماره ای از شما نیست! سدا میگه اگه مدرکی ندارین پس کار من نبوده نه؟ و میخواد بره که پارس دستور میده لپ تاپ و گوشی سدا را بدن به قسمت اطلاعات تا بررسی بشه و سدارو بازداشت میکنه سدا عصبی میشه و میگه این جرمه بدون هیچ مدرکی نمیتونین همچین کاری کنین! پارس میگه برای روشن شدن ابهامات و پیدا کردن پاسخ سوال هام میکنم. اوزلم به سر قرار میره و شوهرشم اونو تعقیب کرده و از دور اوزلم و ارن را میبینه و گوش میده که چی میخوان بگن. ارن بهش میگه که میدونم توچه دختر منه اما اوزلم قبول نمیکنه که ارن میگه تست دی ان ای گرفتم! سپس ازش میپرسه که برای چی نگفته بهش اوزلم با گریه شروع میکنه به تعریف کردن که هنگامی از هم جدا شدیم متوجه شدم ارن میگه برای چی اون وقت نگفتی؟ اوزلم میگه چی میگفتم که برای بچه منو ببخش و بمون باهام؟ از طرفی هم نمیتونستم بچمو بدون پدر عظیم کنم واسه همین شوهرم اون وقت زندان بود بهش گفتم که توچه بچه اونه! ارن بهش میگه الان میریم جفتمون ماجرارو بهش میگیم و عذرخواهی میکنیم اما اوزلم قبول نمیکنه و میگه نه زندگیم میپاچه از هم شوهرم من و توچه را زنده نمیزاره! ارن میگه مجبوریم ما نگیم یکی دیگه میگه تهدیدم کردن میفهمی؟ اوزلم قبول نمیکنه و میگه نه نمیتونم….
زیادتر بخوانید:
کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۳۵ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۳۵ سریال ترکی قضاوت
جیلین زمانی عقب نشینی ایلگازو میبینه دلیلشو میپرسه و میگه با نوا دوستی کردی؟ ایلگاز میگه نه معلومه که نه ولی چیزی که میخوام بهت بگم امکان داره بوسیدن که هیچی دیگه نخوای حتی تو روم دید کنی! سپس ماجرای پدرش را که متین روی بیگناهیش چشم پوشی کرده بود و دلیل شده بود که ظفر بیوفته زندان میگه جیلین جا میخوره و میگه برای چی؟ ایلگاز میگه مادرم سرطان داشت رئیسش واسش پزشک نوع کرده بود و حمایت مالی کرده بود و بعدش از بابام سوء استفاده کرد جیلین کلافه و عصبی میشه و به سو خانه میره. زمانی به درون میره به متین میگه چطور تونستی همچین کاری کنی؟ صحیح کار بودنت این بود؟ تو مارو به وقت ۵ سال بی پدر کردی! زیادتر از همه اینجیو! اگه اینکارو نمیکردی پدرم بالاسر اینجی میموند اگه بابام نیازهاشو برطرف میکرد نمیرفت سو موادفروشی! شاید الان زنده بود! سپس بهش میگه تنبیه میشی میری اعتراف میکنی اگه نکنی من میرم همانند بابام چندسال میوفتی زندان و بچه هاتو تو ملاقات میبینی و اونجا بغلشون میکنی و با گریه میره. زمانی از اتاق خارج میاد با دفنه روبرو میشه او با گریه ازش میپرسه که بابامم همانند داداش چینارم میوفته زندان؟ نزار آبجی جیلین همونجوری که به داداش چینارم کمک کردی به بابامم کمک کن! جیلین یاد قبل میوفته همان موقعی که پدرشو داشتن میبرد زندان سپس با گریه از اونجا میره. ایلگاز به دنبال جیلین میره که او بهش میگه از کی میدونی؟ فراوان وقته؟ ایلگاز میگه جدید پِی بردم، جیلین میگه از کی؟ زمانی واسه اولین بار بغلم کردی؟ زمانی عقد کردیم؟ زمانی اومدی جلو در خونمون؟ ایلگاز میگه اون وقت جدید فهمیده بودم جیلین مشت میزنه بهش و میگه پس برای چی گذاشتی عاشقت بشم؟ برای چی گذاشتی باورت کنم؟ ایلگاز میگه فکر کردی واسه من راحت بود؟ نابود شدم! سپس از حسش بهش میگه و ازش میخواد که تنهاش نزاره و نره اما جیلین به سختی خودشو کنترل میکنه و از اونجا میره.
قطعه ۳۵ سریال ترکی قضاوت
ایلگاز سپس از رفتنش میره تو کاروان نیمه ساختش و همرو با چکش خراب میکنه و میشکند سپس میشینه و گریه میکنه. مردان به چینار میگه برای چی میخوای فرار کنی؟ واسه چی؟ و کوشش میکنه به آرومی باهاش سخن بزنه اما چینار میگه به تو چه ربطی داره یه شبه اومدی شدی پدربزرگم؟ پولتو بگیر به آدمات بگو پاسپورتمو نوع کنن و میخواد بره که مردان محکم رو میز میزنه و میگه من با داداش و بابات اختلاف دارم من مردان کایا هستم! سپس با عصبانیت میگه که برگرده خونه سپس میگه فکر کردی نفهمیدم این پولو دزدیدی؟ چینار زمانی از اونجا خارج میره سردار با عصبانیت میگه برای چی نگفتی مردان پدربزرگته؟ چینار میگه مگه چیکار کردی که انقدر ترسیدی؟ سردار به یاد میاره که ظفر و چینار را تو پارک دید و اونارو تعقیب کرد و زمانی دید که چینار تو قبرستون از دست ظفر فرار کرد و سوار اتوبوس شد سریعا به انگین زنگ میزنه و ماجرارو واسش تعریف میکنه انگین هم ازش میخواد تا آنها را تعقیب کنه و مو به مو واسش تعریف کنه و مشخصات اتوبوسو هم واسش بفرسته. سردار زمانی به خودش میاد به چینار میگه تا اطلاع ثانویه باهمدیگه صحبت نمیکنیم بهم زنگم نزن و با خوف از اونجا میره. چینار زمانی به خانه میرسه ایلگاز را تو کاروان میبینه و میگه کی اینجارو اینجوری کرده؟ چیشده؟ ایلگاز بهش میگه از بابا بپرس، چینار با شتاب میره نزد پدرش و میگه همه چیزو فهمیده؟ چیشده؟ متین ماجرارو واسش تعریف میکنه و در آخر میگه فهمیدن ظفر گم شده دارن دنبالش میگردن نباید بزاریم بفهمن وگرنه دیگه نمیتونم زندگی کنم حتی تو چشمای ایلگازم نمیتونم دید کنم! چینار با عصبانیت به اتاقش برمیگرده و حسابی بهم میریزه. پارس زمانی به خانه برمیگرده نوا را بازخواست میکنه که برای چی اینکارو کرده و کارشو به خطر انداخته نوا میگه اگه تو به کسی نگی کسی چیزی نمیفهمه پارس میگه تهدیدم کردن!
نوا چاقو برمیداره و رو رگش میزاره و میگه اینجوری نمیتونم ابدا زندگی کنم پارس آرومش میکنه و میگه من هواتو دارم و در آغوشش میگیره. جیلین میره نزد ارن و باهاش دعوا میکنه ارن میگه چیشده چیکار کردم؟ جیلین ماجرارو میگه که ارن جا میخوره سپس باهم خارج میرن تا باهمدیگه سخن بزنن ارن کوشش میکنه آرومش کنه و میگه آخه ایلگاز این بین چیکارهست؟ جیلین قانع نمیشه و میگه دیگه تموم شد منم دیگه تنهام کسیو ندارم که باهاش حتی درد و قلب کنم و از اونجا میره. ارن زمانی به اداره برمیگرده ایلگازو میبینه، ایلگاز میگه کجا بودهکه بهش میگه با جیلین سخن میزدم ایلگاز حال جیلین را میپرسه که بهش میگه داغون بود من کوشش کردم که باهاش سخن بزنم و قانعش کنم اما نمیدونم چقدر دلیل داشته روش! درباره بابا متین هم زمانی میزارم خودمو جاش بهش حق میدم ولی زیادتر دلم واسه تو کباب میشه که همه چیز تو سر تو خورد میشه! ایلگاز ازش میپرسه تو چیکار کردی؟ ارن میگه باید چیکار میکردم یه دفعه مالک دختر ۱۵ ساله شدم و میخنده ایلگاز میپرسه کاری از دستم برمیاد؟ ارن میگه دمت گرم سپس به اداره میره. فردای اون روز مامورها غذای انگین را میبرن که بهشون میگه من درخواست یه کتاب را داده بودم چیشد؟ مامور میگه هنوز شیفت صبحی ها نیومدن و میره. متین میخواد بره اداره که دفنه را صدا میزنه اما مردان میگه من بهش دادم فرستادمش نزد مقبوله. متین میگه برای چی؟ که مردان میگه باهات کار دارم بیا بشین! سپس بهش میگه که چینار میخواد به خارج متین میگه چی؟ واسه چی؟ من خبر ندارم! مردان میگه پس خوب شد که من خبر دارم مگه نه؟ متین با کلافگی میره….
زیادتر بخوانید:
کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۳۴ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۳۴ سریال ترکی قضاوت
ارن زمانی فهمید که اون دختر بچشه بهم میریزه و تو خیابان کنار میزنه و شروع میکنه به گریه. متین تو اداره جیلین را میبینه که پریشانه بهش میگه چیشده؟ کاری داشتی؟ جیلین بهش میگه پدرم گم شده اومدم شرح بدم متین میگه میدونم مادرتو خواهرت اومده بودن اینجا گفتن. سدا با انگین به اتاق پارس میرن و ازش میپرسن که چیشده که صدام کردی؟ پارس به نام تهدید بهشون میگه سال ۲۰۱۹ یه نفر به شکل مشکوکی هم خونه خودشو کشت! سال ۲۰۲۰ تو زندان یه نفر با کمربند خفه شد و مرد هنوزم مشخص نیست که چجوری کمربندو بردن اونجا، سال ۲۰۲۱ یه نفر فراوان شگفت آور و به شکل مشکوک تو زندان مرد و همین چند وقت نزد یه نفر تو زندان با خوردن باقلوا مرد! سدا میگه خوب واسه چی اینارو میگی؟ میخوای چی بگی؟ پارس میگه هیچی فقط محض اطلاعتون اینارو گفتم که یخورده هوشمندانه تر عمل کنید سپس بهشون میگه میتونین برین. وقت رفتن انگین با ارن روبرو میشه ارن میپرسه این حیوون اینجا چیکار داره؟ مامورها میگن دادستان پارس میخواست ببینتش سپس میخواد بره که انگین میگه حال دخترت خوبه؟ ارن با عصبانیت از مامورها اونو میگیره و تو سرویس بهداشتی میبرتش و با عصبانیت به طرفش حمله میکنه و میگه تو اینارو از کجا میدونستی؟ انگین میگه تا فردا ساعت ۶ وقت داری بری بشینی جلو دخترت و بهش بگی که باباشی وگرنه یجور دیگه ای میفهمه سپس به ارن میگه مواظبشم باش شاید یهو سر از سطل زباله درآورد و میخنده که ارن دیوونه میشه ومدام بهش میگه میکشمت و اسلحه را میزاره رو سرش همان وقت ایلگاز میاد تو و به مامورها میگه انگینو ببرن سپس با ارن سخن میزنه و میگه چیکار داری میکنی؟ بریم خارج سخن بزنیم! انگین وقت سوار شدن تو ماشین یکتارو میبینه که بهش میگه حداقل یه وکیل واقعی کنارت می آوردی! یکتا میگه تو هیچ غلطی نمیتونی بکنی! انگین میگه من جای تو بودم عذرخواهی و خواهش میکردم که ببخشمت شاید روزنه امیدی باشه! یکتا میگه همچین کاری نمیکنم انگین میگه باشه منم میشینم بدبخت شدنتو با خوشی میبینم و میره.
قطعه ۳۴ سریال ترکی قضاوت
جیلین سپس از شرح دادن درباره گم شدن پدرش به دفتر میره و عکسی از پدرش تو کشو برمیداره سپس زیرش مینویسه که یه هفته ست گم شده اگه کسی دیدتش و یا خبری ازش داره به شماره زیر تماس بگیره سپس از نوشتن شماره اش به تعداد فراوان چاپ میکنه و به سو خانه مادرش میره. اونجا بهشون میگه ما نمیتونیم دست رو دست بزاریم پلیس پیگیری میکنه ولی روندش طولانیه و طول میکشه تا جایی که میتونین این آگهیو باید پخش کنیم شاید اتفاقی افتاده واسش، شاید رفته خارج از سرزمین، شاید تو بیمارستان باشه! باید دست بجنبانیم سپس همگی میرن تا آگهی ها را پخش کنند. ارن با ایلگاز خارج میرن تا سخن بزنن ارن با کلافگی بهش میگه ۱۵ سالشه! دزدی میکنه مدرسه نمیره ابدا سر یه راه نیست! سپس فکر میکنه اون عوضی پدرشه که حتی نیومد کلانتری دنبالش! زمانی امروز دیدم باهاش چجوری رفتار میکنه خونم به جوش اومد! سپس گریه میکنه و میگه مگه میشه تو یه دقیقه ادم پدر بشه! تا ساعت ۶رفردا باید برم بهش بگم که من پدرشم! آخه چجوری؟ ایلگاز میگه اون عوضی داره همه را بازی میده الآن که دیده داره میسوزه همرو میخواد بسوزونه! سپس میپرسه اون از کجا اینو میدونه؟ چیزی که خودت نمیدونی و جدید فهمیدیو چجوری اون میدونسته؟ چینار تو پارک سر قرار با سردار میره و بهش میگه من باید از اینجا برم هرچه زودتر خوب تر سردار میگه ما هنوز پرونده مون بازه ممنوع الخروجیم! چینار میگه میدونم وگرنه نزد تو نمیومدم!
انگین زمانی به طناب برمیگرده، سپس از چند دقیقه بین دنبالش که انگین میگه دوباره کی اومده؟ مامور میگه ایندفعه دستور دادستان اومده و تو سلول انفرادی میندازنش انگین با کلافگی به دور و بر دید میکنه. تو تاریخ هواخوری انگین به سدا زنگ میزنه و میگه چه خبره؟ همه چیز خوب نزد میره؟ منو فرستادن تو انفرادی! سدا میگه آره همه چیز همونجوری که میخوای داره نزد میره فکر کنم بسته ات به دست پارلا هم رسیده، انگین میگه خوبه سدا میگه اون بچه فردا مسابقه داره! انگین میگه برنده باشه ایشالله مدالم بیاره ما از خدامونه اون وقت میفهمن که دوپینگ کرده! سدا میگه این بچه فقط ۱۵ سالشه! آینده اش نابود میشه! انگین میگه نه چیزیش نمیشه ته تهش یخورده ناراحت میشه از اوضاعش که به مطالعه تاریخ خوب میشه. ایلگاز زمانی به خانه میرسه به متین خبر میدهتا پیشش بره سپس بهش میگه که ماجرای پدر جیلین و پرونده پدر عظیم فقط ما نمیدونیم، اون پسره انگینم میدونه! متین میگه انگین همون پسر بچه ای هستش که اینجی را کشت؟ ایلگار میگه آره بابا ولی اون پسر بچه ای که میگی امروز منو تهدید کرد که با تو میری همه چیزو میگی و اعتراف میکنی یا من باید برم به جیلین بگم! متین شوکه میشه که ایلگاز میگه تدبیر ای نداریم باید بگیم، پدرش میگه برای حفاظت از جیلین الان نمیری بهش بگی؟ ایلگاز میگه نه سپس به قلبش نشانه میکنه و میگه دارم از اینجا سخن میرنم دیر یا زود با این خبر مواجه میشه پس بهتره خودم بگم! جیلین به دم در خانه ایلگاز اومده و با گریه ازش عذرخواهی میکنه و میگه از همون اول واست همش دردسر صحیح کردم خودم با دستای خودم مدرک دادم به اون عوضی که الآن تهدیدمون کنه! سپس سپس از کمی سخن زدن جلو میره تا ببوستش و میگه من همه جوره پات هستم و ازش میخواد اگه موافقه جلو بیاد اما ایلگاز میگه الان باید چیزی بهت بگم که اگه بفهمی بوسیدن که هیچی حتی دیگه نمیخوای منو ببینی! جیلین جا میخوره و میگه چی میخوای بگی؟…..
زیادتر بخوانید:
کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۳۳ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۳۳ سریال ترکی قضاوت
پارس سریعا زنگ میزنه و میگه درباره سدا مطالعه کن ببین کیه اطلاعاتشو دربیار واسم. چینار به موبایل فروشی میره و میگه این گوشیو کی بهتون داده او بهش میگه از بدن صدات ابدا خوشم نمیاد چینار میگه بهت گفتم اینو کی داد بهت؟ او بهش میگه گفتم صحیح صحبت کن! دیروز یه زن آورد گذاشت اینجا و اسم کسی که میخواست بیاد بگیره هم داد چینار میگه اون زن کی بود؟ فروشنده میگه نمیدونم یه کارت گذاشته بود و کارتو بهش میده. چینار بهش زنگ میزنه و میگه تو کی هستی؟ سدا بهش میگه چینار هستی آره؟ چینار داد میزنه و میگه از جونم چی میخوای؟ کی هستی؟ سدا میگه اگه میخوای بفهمی داستان چیه برو نزد انگین همونجوری که سری قبلی رفتی برو ملاقاتش و تلفنو قطع میکنه. جیلین با ایلگاز به ملاقات انگین میرن انگین میگه پاکتو بهت داد؟ جیلین اول برگه را پاره میکنه و میگه من هیچ وقت این کارو نمیکنم انگین میگه عواقب خوبی نداره! جیلین میگه هرکاری میخوای بکنی بکن من هیچ وقت این کارو نمیکنم، انگین میگه تو این همه وقت من از همه دغل بازیات خبر دارم بد میشه اگه همه بفهمن! جیلین میگه اگه کارمو هم از دست بدم همچین چیزیو نمیگم! انگین میگه البته دلواپس نباش بیای اینجا هم تنها نیستی دوستاتم میان سرانجام همه کسیایی که دوستشون داری درگیر میشن جیلین میگه منظورت چیه؟ چی میخوای بگی؟ میخوای چیکار کنی؟ اما انگین چیزی نمیگه و میره. زمانی از زندان خارج میان ایلگاز بهش لیست کاغذی که انگین صحیح کرده بود بهش نشون میده و میگه از تو جیب انگین برداشتم، لیست صحیح کرده تمام کسایی که اذیتش کردن اینجان فکر کنم میخواد انتقام بگیره حتی اسم بابام و چینار و عثمان هم هست! آنها تو فکر فرو میرن. مسابقات انتخابی شناگرا تو مدرسه پارلا برگزار میشه اما پارلا نفر پنجم میشه و جزو ۴نفر اول نیست سپس مربیش بهش میگه ابدا توقع نداشتم که اینجوری شنا کنی میری تو لیست ذخیره اگه واسه کسی اتفاقی افتاد تو شرکت میکنی.
قطعه ۳۳ سریال ترکی قضاوت
پارلا ناراحت میشه که انتخاب نشده برای همین زمانی تو حمام مدرسه تنها میشه تو یه زمان جلوی در حمام یکی از انتخاب شده ها شامپو میریزه سپس خودش درون یکی از اتاق های حمام میشه و چشم به راه میمونه تا صدای زمین خوردنشو بشنوه. با شنیدن صداش خارج میره و میگه چیشده؟ دوستش میگه که زانوم فراوان درد میکنه. پارلا با مادرش زمانی دارن میرن مربیش صداش میزنه و میگه چون پنجمین نفر بودی تو به جای مصدوم فردا تو مسابقه شرکت میکنی پارلا خوشحال میشه سپس به مادرش میگه خودش بره بعدا خودش میاد و زنگ میزنه به سردار و بهش میگه از همون همیشگیا میخوام. دختر اوزلم میخواد بره که ارن میگه من میرسونمت سپس تو راه کوشش میکنه باهاش صحبت کنه و چیزی بفهمه اما اون کلافه میشه و میگه بازجوییم مگه تموم نشده؟ بسه دیگه و ضبطو روشن میکنه. چینار میخواد با سردار به سو زندان برن که ایلگاز به چینار زنگ میزنه و میگه سریع بیا دادگاه کارت دارم چینار زمانی اصرار ایلگازو میبینه قبول میکنه و به سردار میگه منصرف شدم نمیرم. ایلگاز به پدرش زنگ میزنه و میگه باید شب باهم صحبت کنیم متین میگه چیشده پسرم؟ اینجوری که تو گفتی تا شب فکرم هزارجا میره که! ایلگاز میگه رودررو باید باشیم بابابزرگم اونجاست رسیدم میگم بیای نزد من. پارس دستور میده تا انگین را به دادگاه بیارن چون میخواد بازجوییش کنه. نوا تو راهرو دادستان کل را میبینه که او از نوا درباره حال برادرش میپرسه و میگه که شنیدم درمانو شروع کرده اگه کاری داشتین حتما بهم بگین نوا که جا خورده میگه چشم حتما با عصبانیت نزد برادرش میره و بازخواستش میکنه پارس میگه آره بیماری صرع دارم نوا گلگی میکنه که برای چی بهش چیزی نگفته پارس میگه همه چیزهایی داریم که از هم پنهان میکنیم نه؟ چیزی ازم پنهان نکردی یعنی؟ نوا میگه نه پارس میگه باشه برو به کارم برسم!
جیلین نزد عثمان میره تا درباره لیست انگین باهاش سخن بزنه که عثمان فکر میکنه درباره پدرش میدونه و میگه چیزی درباره بابا فهمیدی؟ جیلین جا میخوره و میگه چی؟ سپس عثمان ماجرارو واسش تعریف میکنه جیلین با کلافگی به خانه شان میرن و از آیلین و مادرش میپرسه و میگه برای چی از من قایم کردین؟ سپس ازشون میخواد تا مو به مو همه چیزو واسش تعریف کنن. لاجین که نزد انگین رفته بود انگین با خونسردی بهش میگه پا پس نمیکشم و اون یکتارو میارم نزد خودم اینجاو تو هم به تنهایی محکوم میشی! لاجین نزد یکتا میره و میگه ابدا یه آدم دیگه شده موهاشو از ته زده یجوری دید میکرد و سخن میزد که انگار مارو نمیشناسه! یکتا میگه خودم باید یکاریش کنم. چینار به اتاق ایلگاز میره و میگه چیشده؟ ایلگاز اول درباره زخمش میپرسه و سپس میگه چیزی هست که من نمیدونم؟ درباره اون قضیه مواد مخدر کسی تحت فشارت نگذاشته؟ چینار میگه نه سپس باهاش گفت و گو میکنه که برای چی همیشه یجوری دید میکنی بهم که انگار میخوای یچیزی ازم دربیاری؟ ایلگاز میگه شاید واسه حفاظت ازته! چینار زمانی از اونجا خارج میاد حالش بد میشه از استرس سپس نفسی عمیق میکشه و با دیدن انگین که به اونجا آوردنش روی صندلی روبروییش میشینه. سدا کنار چینار میره و میگه میدونه تو کشتیش فراوان مشتاقه بدونه که کجا خاکش کردی و کی بهت کمک کرده! تا فردا ساعت ۶ وقت داری همه چیزو به خانواده ات، جیلین، پلیس بگی وگرنه خودش میگه و سپس میره. چینار با عصبانیت به انگین چشم دوخته. ارن اون دخترو میرسونه سپس شماره اش را میزنه تو گوشیش تا به مشکل خورد باهاش درمیون بزاره. سپس از پیاده شدنش همکارش زنگ میزنه و میگه نمونه ها بهم میخوره ارن شوکه میشه سپس میبینه که اون دختر با پدرش در حال دعوا کردنه و تو خونه راهش نمیده ارن به اونجا میره و از اون دختر نگهداری میکنه که اوزلم ازش میخواد بین روابط پدر و دختری دخالت نکنه و خودشون حلش میکنن ارن از اونجا میره…..
زیادتر بخوانید:
کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۳۲ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۳۲ سریال ترکی قضاوت
جیلین میگه این از کجا درومد دیگه! ایلگاز میگه تو چجوری تونستی همچین چیزیو آشکار برای اون تعریف کنی؟ ببین چه مدرکی دادی دستش! جیلین میگه از کجا میدونستم که همچین ادم روانی از آب درمیاد! ایلگاز میپرسه مطمئنی که فقط واسه انگین فرستادی اینو؟ جیلین تایید میکنه که ایلگاز میگه آخه از تو زندان که نمیتونه بفرسته پس کی از طرفش فرستاده؟ سپس میگه فقط با سخن زدن باهاش میشه فعمید و با جیلین به سو زندان میره. پارس با دیدن پرونده ای که اون زن به نام فریده بهش داده حسابی جا میخوره و تو فکر فرو میره سپس به اون زن میگه من نگهداری میکنم ببینم چی به چیه. نوا درون اتاق میشه و میگه وقت داری داداش؟ پارس با عصبانیت میگه نه برای چی یهو میای تو! برو خارج! نوا جا میخوره و از رضوان میپرسه اون زن کیه؟ رضوان میگه نمیدونم و نوا ازش میخواد مشخصاتشو واسش بیاره اتاقش چون فراوان ذهن برادرشو بهم ریخته بود. جیلین تو راه به ایلگاز میگه من یکسری لباس و وسایل دارم خونتون گفتم بپرسم فردا بیام بگیرم ازت؟ ایلگاز بیصدا میکنه که جیلین میگه الآن فراوان هم مهم نیست ولی دوست ندارم اونجا بمونه ایلگاز میگه به ارن میگم بیاره واست جیلین میگه رک میگفتی نیا خوب تر بود باشه نمیام ایلگاز عصبی میشه و میگه تو داری چیکار میکنی؟ میخوای دیوونه بشم؟ خوبه آفرین دیوونه شدم الآن بگو هدفت چیه؟ مگه نگفتی از این به سپس تو راهروها همدیگرو ببینیم؟ پس این سخن ها چیه؟ جیلین حرفشو میخوره و میگه هیچی آب میخورم سپس به راهشون ادامه میدن. یکتا و لاجین از اینکه وکیل انگین مدرکی رو کرده برای مدرک وکالت جعلیه یکتا بهم ریختن و میگن هدفت چیه؟ اون زن بهشون میگه تا ساعت ۶ فردا وقت داری بری جلوی خبرنگارها و باید خودت اعتراف کنی به این کارت یکتا میگه اگه نکنم؟ او بهش میگه خود انگین به همه میگه پس خوب تر خودت بگی سپس از اونجا میره.
قطعه ۳۲ سریال ترکی قضاوت
اون زن که اسمش سداست از رستوران میخواد خارج بره که پارس بهش زنگ میزنه و میگه شما شماره منو به یک خانم دادین کارتون چیه؟ او باهاش برای یه ساعت دیگه تو هتل قرار میزاره تا باهمدیگه صحبت کنن. بکتا با عصبانیت به لاجین میگه بیا اینم اون پسری که سنگشو به سینه میزنی الآن هم میری خودت باهاش سخن میزنی و راضیش میکنی این مسخره بازیو تموم کنه. ایلگاز و جیلین به زندان میرن اما انگین میگه نمیخوام کسیو ببینم ایلگاز عصبی میشه و خودش درون زندان میشه سپس انگینو با خودش تو اتاق میبره و بهش میگه هدفت از این کارها چیه؟ انگین میگه نیومدم که تنها باشیم سپس میگه ۶سال نزد پدرت الکی پدر جیلینو تو زندان رها کرد و از روی عذاب وجدانش نصف کرایه خونه شونو داد و به اینجی نگهداری میکرد ایلگاز میگه تو از کجا میدونی انگین به یاد میاره که زمانی اینجی از کارهایی که متین واسش کرده بود گفته بود حساس شده بود و برای مطالعه کرد و درآخر ماجرارو فهمید سپس بهش میگه تا فردا ساعت ۶ وقت داری یا بدون کم و کمی به جیلین بگی یا من میگم و پدرت تنبیه میشه یکیشو انتخاب کن ایلگاز با عصبانیت میگه چی به تو میرسه؟ انگین میگه برنده نداره سپس پاکتی رو میز میزاره و میگه اینو هم بده به جیلین تا فردا ۶ وقت داره سپس میره. اوزلم زمانی به کلانتری میره دخترشو در اغوش میگیره و میگه من از دست تو چیکار کنم آخه! سپس ارن ازش میخواد تا به اتاقش برن اونجا ماجرای برگه ای که رو میزش گذاشته بودن را بهش میگه که اوزلم میگه من چه میدونم این از کجا درومده؟ بچه من یه پدر داره اونم تو زندانه! اما ارن شک میکنه به این قصیه و زمانی نزد اون دختر میره با سوآپ بزاق ته حلقشو میگیره و میگه این کارها فقط برای راحت شدن کاره سپس به همکارش زنگ میزنه و میگه یه نمونه تست دی ان ای دارم ولی حواست باشه غیرقانونیه تست پدریه.
پارس سر قرار با سدا میره. او روبرویش نشسته ولی خودشو معرفی نمیکنه تا ساعت ۱ بشه سپس جلو میره که پارس سبب این کارشو میپرسه او بهش میگه چون گفته بودم ساعت ۱ سپس پارس میپرسه کارتون چی بود؟ سدا فیلمی نشون میده که پارس میگه خوب این چیه؟ سدا میگه درباره همون پرونده ای که فریده خانم بهتون داد قاضیش نوا خواهرتون بود ایشون یکسری از مدارکو نادیده گرفت و اهمیتی نداد تا در عوضش به استانبول منتقل بشه میدونین چیه؟ ما زن ها برای عشق فراوان کارها میکنیم پارس با کلافگی میگه این چرت و پرت ها چیه که میگی؟ سدا میگه من دارم با سند باهاتون سخن میزنم سما کورکورانه نادیده میگیرین؟ سپس بهش میگه تا ساعت ۶ فردا وقت دارین تا گزارشی بدین درباره این کار خواهرتون پارس میگه و اگه نکنم؟ سدا پاسخ میده که ما خودمون این کارو میکنیم پارس میگه ما؟ سدا میگه موکلم انگین و من پارس میخنده و میگه به نام وکیل فراوان جسارت میخواد که دادستانو تهدید کنین؟! سدا با پرویی میگه میخواین ابدا بندازینم زندان ولی میدونین که واستون بدتر میشه خوددانین پارس با حرص نگاش میکنه. مردان جلوی کتابداری ایستاده تا استاد ایلگاز را ببینه سپس جلوشو میگیره و ازش میخواد تا ببخشتش اما او میگه نه مردان میگه با ۱۰ سال زندان بردین واسم حرصت تموم نشد؟ او بهش میگه خیانت چیزی نیست که بتونم ببخشم و از اونجا میره. ایلگاز خارج از زندان میره که جیلین میگه چیشد؟ چی گفت؟ ایلگاز میگه داره بازی میکنه سپس پاکتو بهش میده که زمانی جیلین میخونه میبینه که متنی درباره خودشه که از خوبیاش گفته جیلین میگه این چیه؟ چی میگه؟ ایلگاز میگه تا ساعت ۶ فردا مهلت داده تا تو فضای غیر واقعی اینو پر کنی جیلین با عصبانیت میگه عمرا و میخواد بره ببینتش که ایلگاز میگه نمیتونی بری جیلین دستشو میگیره و میگه اگه باهم باشیم میشه خواهش میکنم و به سو زندان میرن….
زیادتر بخوانید:
کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۳۱ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۳۱ سریال ترکی قضاوت
مردان پدر منین به خانه شان رفته و باهمدیگه در حال خوردن غذا هستن. چینار سپس از خوردن غذا میخواد بره تو اتاقش که مردان میگه هنوز چیزی نخوردی که! چینار بهش میگه پدربزرگی که از جعبه رازها یهو در اومده من از رازها خوشم نمیاد و از اونجا میره. ایلگاز به اونجا میاد که با دیدن پدربزرگش حسابی جا میخوره. ارن به جیلین میگه اینجا فراوان سرده! چجوری اینجا میمونی؟ جیلین میگه زمانی قبضو ندی قطع میکنن حتی کنتور هم کندن بردن! سپس از کمی سخن زدن ارن بهش میگه کی رابطتون اینجوری شد؟ آخرین بار باهمدیگه خوب بودین! بگو چیشده؟ جیلین میگه چون من همینم نمیتونم به کسی پاسخ پس بدم! من شلخته ام هرکاری بخوام میکنم به کسی هم پاسخ پس نمیدم! ببین تو این سن دارم تو دفتر زندگی میکنم حتی تو خانواده خودمم ریشه ندارم! اول کاری داشتم ردیف زندگیشو بهم میزدم! یه کاری کردم که داست صداقتشو میزاشت کنار، ارن نمیشه دیگه! اون زیادی پاکه انقدر سفیده که آدم دلش نمیاد کثیفش کنه سپس میگه بس کنیم دیگه ول کن این قضیه رو! مردان سپس از خوردن غذا میگه من خوابم میاد کجا میتونم بخوابم؟ متین به مقبوله میگه اتاقشو مهیا کن نشونش بده. سپس از رفتنش ایلگاز ازش گلگی میکنه که برای چی راهش دادی بیاد؟ تا کی میخواد بمونه؟ متین میگه نمیدونم حتما زود میره دیگه ایلگاز چجوری زود میره؟ سو از زندان آزاد شده یکراست اومده اینجا! متین بهش میگه پدرمه کاری نمیتونم بکنم، نمیتونم بندازمش خارج! ایلگاز میگه تا حالا میشد الان نمیشه؟ داری از کی طرفداری میکنی؟ متین حق به جانب میگه تو هم از جیلین نگهداری کردی و ازدواج کردی باهاش و به کسی هم چیزی نگفتی حالا هم از پدرت نگهداری کن و پشتش باش! ما هردومون دیگه آلوده اش شدیم ایلگاز با کلافگی از اونجا میره. فردای اون روز یه دختر به اداره پلیس میارن که در حین دزدی دستگیر شده.
قطعه ۳۱ سریال ترکی قضاوت
مامورها باهاش صحبت میکنن و ازش میپرسن چی دزدیدی؟ اون دختر میگه پنیر، کالباس، نون. ازش میپرسن برای چی؟ که میخنده و میگه سوال احمقانه ای بود چون گرسنه بودم سپس از کمی گفت و گو و کل کل کردن اون دختر میگه برین به کمیسر ارن بگین بیاد با اون فقط سخن میزنم! متین زمانی تو اتاق کارس هست پدربزرگش ماشینشو به ادم هاش میده که ببرن واسه اورق کردن که هیچی ازش نمونه سپس به اتاقش میره و میگه دلواپس ماشین نباش حلش کردم شاید تو نگی بهم بابا ولی من همیسه ازت محافظت میکنم، متین میگه تو میدونی؟ جسدو تو برداشتی؟ مردان تایید میکنه و میگه دلواپس نباش زیر خاکه و میره. تو حیاط به یکی زنگ میزنه و میگه که یه جسد گم شده و باید پیدا کنید. ایلگاز با نوا تو رستوران قرار گذاشته آنها درباره قبل سخن میزنن سپس نوا میگه فقط یه سوال میپرسم امکانش هست؟ ایلگاز میگه اگه بود نمیرفتم نوا با عصبانیت بغشو قورت میده و میگه من برای داداشم اومدم داره یه چیزیو پنهان میکنه، فکر کنم مریضه! و از ایلگاز کمک میخواد. ایلگاز نزد پارس میره و بهش ماجرارو میگه سپس بهش کارت پزشک میده و میگه پزشک خوبیه درمانتو مخفیانه نزد ببر حداقل به نوا بگو اون باید بدونه کمکت میکنه پارس سپاسگزاری میکنه و میگه این دوستیتو یاد بردن نمیکنم. پارس زمانی به اتاقش میره رضوان بهش میگه یه زن اومده میگه میخواد باهاتون درباره مشکلش سخن بزنه اما پارس میگه بدون نوبت نمیشه اون زن خارج اتاق میشینه و میگه من همینجا چشم به راه میمونم. پارس نامه مینویسه که اشتباه میکرده ازدواج ایلگاز و جیلین از روی نقشه بوده و نامه را به دادستان کل میده. دادستان درباره همکاریش با یکتا برای از بین بردن پرونده خصوصی یکتا میگه که پارس حسابی جا میخوره و دادستان کل میگه باید مدرک قانع کننده ای برای این کارت داشته باشی!
پارس با عصبانیت به اتاق ایلگاز میره چون فکر میکنه اون گفته ولی جیلین رفته این حرفارو به دادستان کل گفته. پارس باهاش دعوا میکنه و میگه تو طرح رفاقت اومدی جلو و از پشت بهم شمشیر زدی؟ ایلگاز که نمیدونه چی داره میگه ازش میخواد سخن بزنن اما پارس با عصبانیت میره سپس ایلگاز به جیلین میگه کار تو بود آره؟ تو از من سوء استفاده کردی! و باهاش دعوا میکنه اما جیلین میگه من چیزهایی که از جنید شنیدمو رفتم به دادستان کل گفتم نه سخن های تو و ارنو و از اونجا میره. ارن زمانی نزد اون دختر میره بهش میگه من دختر اوزلمم منو از اینجا خارج ببر. ارن با شنیدن این سخن حسابی شوکه میشه و به اتاقش میره و به ازولم زنگ میزنه سپس از معرفی خودش بهش میگه که دخترش اونجاست سپس بهش میگه که یه ضامنی چیزی بیاره تا بتونه ببرتس با خودش. سپس از قطع تماس برگه ای روی میزش میبینه که روش نوشته شده اون دختر توعه؟ ارن جا میخوره و تو فکر فرو میره. ایلگاز متوجه میشه که رو میرش یه بسته هست و با دوباره کردنش با یه فلش روبرو میشه که به سیستم میزنه تا ببینه چیه. عمه مقبوله برای چینار یه گوشی دست دوم گرفته تا به کارهاش برسه او حسابی خوشحال میشه ولی زمانی گالری را چک میکنه میبینه یه فیلم توش هست، فیلم دوربین تو اتوبوس که کنارش طفر بوده او با دیدن اون فیلم حسابی شوکه میشه و میترسه. پارس با عصبانیت کارت ویزیت دکتری که ایلگاز داده بود را پاره میکنه و رضوان پیشش میره و میگه اون زن هنوز اینجاست و نمیره پارس میگه بگو بیاد تو ببینم چی میگه. ایلگاز به جیلین زنگ میزنه و بهش میگه سریع بیا تو اتاقم، سپس یه فایل صوتی که تو فلش بود را واسش میزاره جیلین تو اون فایل صوتی به انگین گفته که ازش سوء استفاده کرده جیلین با شرمندگی سرشو پایین میندازه و ایلگاز ناباورانه بهش دید میکنه…..
زیادتر بخوانید:
کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)
در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۳۰ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۳۰ سریال ترکی قضاوت
گل به خانه یکتا رفته که هنگامی لاجین میره خدمتکارش بهش میگه که گل اومده او با خوف و شرمندگی به سالن میره. گل بهش میگه هنگامی اومدی خونمون گفتم ببین چقدر گریه کرد واسم اشکامو پاک کرد با خودم گفتم چقدر این زن خوبه و مهربونه هنوز آدم های خوب هنوز وجود داره ولی اون وقت تو میدونستی که پسرت قاتله! میدونی به چی فکر میکردم؟ که لومده از ته قلب به وضعیت ما بخنده. تو چجوری تونستی؟ او سپس از دعوا کردن و تمام شدن سخن هاش میگه میدونی الان چی میخوام؟ اینکه همون زجری که من کشیده ام را بکشی و با دست های خودت بچه ات را کفن کنی و میره. سپس از رفتنش لاجین رو زمین میشینه و گریه میکنه. جیلین به خانه مادر الیف میره و با مادرش سخن میزنه. مادر الیف میگه تمام پرونده های پزشکی الیف ثبت شده بود از سال ۲۰۱۳ چون از اون سال بیماری الیف شروع شد. ایلگاز با یکی از همکاراش به سو خانه الیف میره و میگه باید تمام جوانبو بسنجین که ببینیم این دختر برای بیماریش به این حال رسیده یا خطای بیمارستان بوده! تا میخوان درون خونه بشن جیلین با مادر الیف از خونه خارج میان که مادر الیف میگه من راضی شدم از شکایتم صرف نظر کنم اما ایلگاز میگه باشه ولی ما باید کارمونو انجام بدیم و درون خانه میشن که جیلین به اون زن میگه دلواپس نباش چیزی نمیشه. آنها هنگامی درون خانه میشن داروهای الیف را دید میکنن سپس یکسری قرص و دارو را میبینه که مشکوک میشه و به همکارش میگه اینا عادیه واسه یه دختر بچه تو این سن؟ او بهش میگه نه واسه این سن همچین دارویی استفاده نمیشه سپس ازشون عکس میگیرن و از اونجا میرن. هنگامی خارج میره جیلین به ایلگار میگه خیر باشه یعنی از این به سپس روبروی همدیگه قرار میگیریم؟ ایلگاز میگه به تو ربطی نداره من دارم کارمو میکنم که ببینم کی همچین بلایی سر اون بچه آورده همین!
قطعه ۳۰ سریال ترکی قضاوت
ارن به اونجا میاد که ایلگاز میگه خیر باشه مجدد دارین چیکار میکنین؟ ارن میاد و میگه صحیح بوده اون شب یکتا با پارس بوده باهم بورسا بودن جیلین میگه از اونور با یکتا دست به یکی میکنه و زیرزیرکی کار میکنه از اونور ادای صحیح کارهارو درمیاره ازش شکایت میکنم! اما ایلگاز میگه نه تو هیچکاری نمیکنی اول من بزار ایمن بشم و ببینم چی به چی بوده سپس. متین به اتاق ایلگاز میره که سند ازدواج را اونجا میبینه همان وقت نوا به اونجا میره که متین با تعجب ازش میپرسه این چیه؟ نوا میگه هیچی متین عصبی میشه و میگه تو هم خبر داشتی؟ چجوری؟ با اجازه کی؟ نوا میگه صوری هستش ایلگاز واسه اینکه شهادت نده ازدواج کرده همین اما متین با عصبانیت از اونجا میره. سپس نزد ارن میره و ازش میپرسه که چیشد؟ چجوری؟ تا کی میخواستین از من پنهان کنین؟ سپس سرزنشش میکنه و میره. ایلگاز نزد پارس میره و بهش میگه سرت خلوته؟ پارس میگه دارم به پرونده انگین فکر می کنم اون جنون داره باید تا آخر عمرش تو زندان بمونه ایلگاز میگه آره منم موافقم پارس خندیدن میرنه و میگه هنگامی هم نظر میشیم چقدر خوشم میاد سپس ایلگاز بهش میگه بیا بریم یه چیزی باهم بخوریم سپس به همدیگه به رستوران میرن. پارس میگه تا حالا دوتایی باهم نیومدیم غذا بخوریم ایلگاز میگه اگه عمری باشه بازم هم میایم سپس پارس میگه ولی هنگامی به دلیلش فکر میکنم به چیزی نمیرسم و فراوان واسم عجیبه! ایلگاز سروع میکنه اول ازش تعریف کردن و خوبیاشو گفتن سپس میگه هرکسی امکان داره اشتباه کنه سپس میره سو یکتا و چیزی که با اون داره پنهان میکنه و میگه برای یکتا افتاده تو کار خلاف؟ انکار نکن چون میدونم شب حادثه با یکتا بودی اونم تو بورسا!
پارس جا میخوره و سپس از چند دقیقه میگه من برای کسی خودمو تو لجن نمیکشم اونجا بودم و پرونده پزشکی خودمو نابود کردم سپس تعریف میکنه اون شب تو جاده نزدیک بورسا بهم حمله دست داد و از حال رفتم یکی منو پیدا میکنه و به آمبولانس زنگ میزنه. سپس از کلی آزمایش بهم گفتن که مشکوکن به بیماری صرع و باید درمانو شروع کنم وای منم گفتم چیزیم نیست و از اونجا خارج زدم و از یکتا خواستم بیاد تا پرونده را از بین ببریم چون نمیخواستم کسی بفهمه و بهم به چشم مریض و ترحم بهم دید کنن! ایلگاز متاثر میشه و میگه ولی باید بری درمانو شروع کنی! این چیزی نیست که پشت گوش بندازی! پارس میگه چیزی نشده که بزرگش کردن فقط یکبار اونجوری شدم سپس با دلخوری از اونجا میره. پلیس به دم در خانه ظفر میره که همان وقت آیلین و عثمان میان و میپرسن چیشده؟ پلیس ازشون میپرسن که پدرش کجاست آیلین میگه رفته مسافرت گوشیشم نبرده چند روزی هست! پلیس میگه میخواین شرح گم شده بدین؟ کارت شناساییشونو تو یه ماشین نزدیک قبرستون پیدا کردیم! آیلین و عثمان میرن محل کار پدرش تا ببینن کسی اونو دیده یا نه اما بهشون میگن میسپاریم به بقیه ببینیم کی دیدتش. جیلین تو دفترش هست که مادرش به اونجا میره و تلاش میکنه با بهونه های مختلف باهاش سخن بزنه جیلین میگه مامان برو سر اصل مطلب واسه چی اومدی؟ چی میخوای بگی؟ گل شروع میکنه ازش عذرخواهی کردن و میگه که پدرش رفته مسافرت سپس همدیگرو در بغل میگیرن و گریه میکنن. ارن نزد ایلگاز میره و باهم غذا میخورن سپس ارن میگه ولی درسته واسه بیماریش ناراحت شدم ولی از این سو که درگیر خلاف نشده واسش خوشحال شدم. ایلگاز میگه منو باش که تو چشماش دید کردم و بهش تهمت زدم! شب جیلین به خانه میره که میبینه یه بخاری برقی پشت درش هست او خندیدن میزنه و به درون میره که زنگ درش زده میشه او فکر میکنه ایلگازه و با شادی میره که میبینه ارن اونجاست. ارن بهش میگه چای داری خواهر؟ جیلین میخنده و میگه البته بیا تو…..
زیادتر بخوانید:
کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)