[ad_1]

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۳۳ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۳۳ سریال ترکی قضاوت
پارس سریعا زنگ میزنه و میگه درباره سدا مطالعه کن ببین کیه اطلاعاتشو دربیار واسم. چینار به موبایل فروشی میره و میگه این گوشیو کی بهتون داده او بهش میگه از بدن صدات ابدا خوشم نمیاد چینار میگه بهت گفتم اینو کی داد بهت؟ او بهش میگه گفتم صحیح صحبت کن! دیروز یه زن آورد گذاشت اینجا و اسم کسی که میخواست بیاد بگیره هم داد چینار میگه اون زن کی بود؟ فروشنده میگه نمیدونم یه کارت گذاشته بود و کارتو بهش میده. چینار بهش زنگ میزنه و میگه تو کی هستی؟ سدا بهش میگه چینار هستی آره؟ چینار داد میزنه و میگه از جونم چی میخوای؟ کی هستی؟ سدا میگه اگه میخوای بفهمی داستان چیه برو نزد انگین همونجوری که سری قبلی رفتی برو ملاقاتش و تلفنو قطع میکنه. جیلین با ایلگاز به ملاقات انگین میرن انگین میگه پاکتو بهت داد؟ جیلین اول برگه را پاره میکنه و میگه من هیچ وقت این کارو نمیکنم انگین میگه عواقب خوبی نداره! جیلین میگه هرکاری میخوای بکنی بکن من هیچ وقت این کارو نمیکنم، انگین میگه تو این همه وقت من از همه دغل بازیات خبر دارم بد میشه اگه همه بفهمن! جیلین میگه اگه کارمو هم از دست بدم همچین چیزیو نمیگم! انگین میگه البته دلواپس نباش بیای اینجا هم تنها نیستی دوستاتم میان سرانجام همه کسیایی که دوستشون داری درگیر میشن جیلین میگه منظورت چیه؟ چی میخوای بگی؟ میخوای چیکار کنی؟ اما انگین چیزی نمیگه و میره. زمانی از زندان خارج میان ایلگاز بهش لیست کاغذی که انگین صحیح کرده بود بهش نشون میده و میگه از تو جیب انگین برداشتم، لیست صحیح کرده تمام کسایی که اذیتش کردن اینجان فکر کنم میخواد انتقام بگیره حتی اسم بابام و چینار و عثمان هم هست! آنها تو فکر فرو میرن. مسابقات انتخابی شناگرا تو مدرسه پارلا برگزار میشه اما پارلا نفر پنجم میشه و جزو ۴نفر اول نیست سپس مربیش بهش میگه ابدا توقع نداشتم که اینجوری شنا کنی میری تو لیست ذخیره اگه واسه کسی اتفاقی افتاد تو شرکت میکنی.

پارلا ناراحت میشه که انتخاب نشده برای همین زمانی تو حمام مدرسه تنها میشه تو یه زمان جلوی در حمام یکی از انتخاب شده ها شامپو میریزه سپس خودش درون یکی از اتاق های حمام میشه و چشم به راه میمونه تا صدای زمین خوردنشو بشنوه. با شنیدن صداش خارج میره و میگه چیشده؟ دوستش میگه که زانوم فراوان درد میکنه. پارلا با مادرش زمانی دارن میرن مربیش صداش میزنه و میگه چون پنجمین نفر بودی تو به جای مصدوم فردا تو مسابقه شرکت میکنی پارلا خوشحال میشه سپس به مادرش میگه خودش بره بعدا خودش میاد و زنگ میزنه به سردار و بهش میگه از همون همیشگیا میخوام. دختر اوزلم میخواد بره که ارن میگه من میرسونمت سپس تو راه کوشش میکنه باهاش صحبت کنه و چیزی بفهمه اما اون کلافه میشه و میگه بازجوییم مگه تموم نشده؟ بسه دیگه و ضبطو روشن میکنه. چینار میخواد با سردار به سو زندان برن که ایلگاز به چینار زنگ میزنه و میگه سریع بیا دادگاه کارت دارم چینار زمانی اصرار ایلگازو میبینه قبول میکنه و به سردار میگه منصرف شدم نمیرم. ایلگاز به پدرش زنگ میزنه و میگه باید شب باهم صحبت کنیم متین میگه چیشده پسرم؟ اینجوری که تو گفتی تا شب فکرم هزارجا میره که! ایلگاز میگه رودررو باید باشیم بابابزرگم اونجاست رسیدم میگم بیای نزد من. پارس دستور میده تا انگین را به دادگاه بیارن چون میخواد بازجوییش کنه. نوا تو راهرو دادستان کل را میبینه که او از نوا درباره حال برادرش میپرسه و میگه که شنیدم درمانو شروع کرده اگه کاری داشتین حتما بهم بگین نوا که جا خورده میگه چشم حتما با عصبانیت نزد برادرش میره و بازخواستش میکنه پارس میگه آره بیماری صرع دارم نوا گلگی میکنه که برای چی بهش چیزی نگفته پارس میگه همه چیزهایی داریم که از هم پنهان میکنیم نه؟ چیزی ازم پنهان نکردی یعنی؟ نوا میگه نه پارس میگه باشه برو به کارم برسم!
جیلین نزد عثمان میره تا درباره لیست انگین باهاش سخن بزنه که عثمان فکر میکنه درباره پدرش میدونه و میگه چیزی درباره بابا فهمیدی؟ جیلین جا میخوره و میگه چی؟ سپس عثمان ماجرارو واسش تعریف میکنه جیلین با کلافگی به خانه شان میرن و از آیلین و مادرش میپرسه و میگه برای چی از من قایم کردین؟ سپس ازشون میخواد تا مو به مو همه چیزو واسش تعریف کنن. لاجین که نزد انگین رفته بود انگین با خونسردی بهش میگه پا پس نمیکشم و اون یکتارو میارم نزد خودم اینجاو تو هم به تنهایی محکوم میشی! لاجین نزد یکتا میره و میگه ابدا یه آدم دیگه شده موهاشو از ته زده یجوری دید میکرد و سخن میزد که انگار مارو نمیشناسه! یکتا میگه خودم باید یکاریش کنم. چینار به اتاق ایلگاز میره و میگه چیشده؟ ایلگاز اول درباره زخمش میپرسه و سپس میگه چیزی هست که من نمیدونم؟ درباره اون قضیه مواد مخدر کسی تحت فشارت نگذاشته؟ چینار میگه نه سپس باهاش گفت و گو میکنه که برای چی همیشه یجوری دید میکنی بهم که انگار میخوای یچیزی ازم دربیاری؟ ایلگاز میگه شاید واسه حفاظت ازته! چینار زمانی از اونجا خارج میاد حالش بد میشه از استرس سپس نفسی عمیق میکشه و با دیدن انگین که به اونجا آوردنش روی صندلی روبروییش میشینه. سدا کنار چینار میره و میگه میدونه تو کشتیش فراوان مشتاقه بدونه که کجا خاکش کردی و کی بهت کمک کرده! تا فردا ساعت ۶ وقت داری همه چیزو به خانواده ات، جیلین، پلیس بگی وگرنه خودش میگه و سپس میره. چینار با عصبانیت به انگین چشم دوخته. ارن اون دخترو میرسونه سپس شماره اش را میزنه تو گوشیش تا به مشکل خورد باهاش درمیون بزاره. سپس از پیاده شدنش همکارش زنگ میزنه و میگه نمونه ها بهم میخوره ارن شوکه میشه سپس میبینه که اون دختر با پدرش در حال دعوا کردنه و تو خونه راهش نمیده ارن به اونجا میره و از اون دختر نگهداری میکنه که اوزلم ازش میخواد بین روابط پدر و دختری دخالت نکنه و خودشون حلش میکنن ارن از اونجا میره…..
زیادتر بخوانید:
کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)
[ad_2]



































































