Screenshot 20220911 131714 YouTube

کوتاه قصـه قطعه ۶ سریال ترکی قضاوت (yargi) + عکس

[ad_1]

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۶ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.

قسمت ۶ سریال ترکی قضاوت
قطعه ۶ سریال ترکی قضاوت

کوتاه قصـه قطعه ۶ سریال ترکی قضاوت 

ایلگاز دوربین های مدار بسته محل جنایت را دید می کند و همان مرد ماهی فروش را آنجا می بیند سپس به ارن میگه تا مامور بفرستد و ازش بازجویی کنند. جیلین جلوی در دادگستری ایستاده و انگین ازش میپرسه که اینجا چیکار میکنه؟ او بهش میگه نکن میخوای دوباره وکالتشو قبول کنی؟ این همه مدرک هست یعنی هنوز که هنوزه فکر می کنی اون بی گناهه؟! جیلین فقط بیصدا میکند و بهش میگه تنها روشی که میتونم از اتفاق با خبر بشم همینه. جیلین به دنبال پدرش در اتاق دادستان پارس هستند و جیلین قبل از اینکه پارس به اتاقش بیاد کوشش می کند از پرونده های روی میزش اطلاعات به دست بیاورد پدرش ازش میخواد تا این کارو نکنه اما جیلین میگه حتماً پاسخ آزمایش خون اومده اینا به ما هیچی نمیگن باید خودمون بفهمیم پارس زمانی به اتاق میاد ازشون یک سری سوال های کلی میکنه درباره اینکه اون روز اعضای کجا بودند و چیکار کردن در پایان جیلین از پارس درباره پرونده سوالاتی می کند پارس بهش میگه قبلا برای اینکه وکیل چینار بودی حق داشتی سوال کنی و بهت پاسخ بدم اما الان نه! پدر جیلین با شنیدن این سخن که جیلین وکیل او بوده دیگه به سخن‌های جیلین گوش نمیده و با عصبانیت از اونجا میره. جیلین جلوی دادگستری سد رفتن پدرش میشه و بهش میگه زمانی وکیلش بودم نمیدونستم اون قاتله و زمانی پِی بردم دیگه انصراف دادم! پدرش بهش میگه اون پسر جون خواهرتو گرفته حقشه تا آخر عمرش تو زندان بپوسه اگه نمیتونی این کارو بکنی بگو تا من یه نفر دیگه را بگم بیاد! سپس از اون جا میره سپس از رفتن ظفر یکتا به اونجا میاد و همانند همیشه با دیدن جیلین بهش تیکه میندازه انگین بهش میگه بابا جیلین خواهرش کشته شده حالش فراوان خوب نیست یکتا حسابی جا میخوره.

‏ ارن مخفیانه پاسخ آزمایش های dna را برای ایلگاز میبره او با خواندن پاسخ آزمایش ها متوجه میشه لباسی که بدن مقتول بوده وابسته به چینار نبوده جیلین نزد همان مامور پلیس می رود که همیشه ازش اطلاعات می گرفت اما زمانی این دفعه پیشش میره بهش میگه متاسفم این دفعه دادستان پارس هشدار جدی داده! جیلین کلافه و عصبی میشه سپس به اتاق ارن میره و بهش میگه یکی باید به من کمک کنه ارن بهش میگه این دفعه باید فقط حوصله کنی! جیلین با دیدن ایلگاز پیشش میره و بهش میگه می خوام وکالت برادرتو دوباره قبول کنم ایلگاز سریع قبول میکنه و زمانی تعجب جیلین را میبینه بهش میگه چینار نمیتونه قاتل باشه این پسر یک پلیسه! اگه اون قاتل بود حداقل لباسشو گم و گور می کرد نه اینکه تو ماشین نگه داره و لباس خودشو بدن جسد کنه! از طرفی فرار می کرد اینجا نمی موند و الان هم پاسخ آزمایش اومده و مشخص شده که لباس بدن مقتول مال چینار نبوده جیلین بهش میگه اگه مشخص بشه که اون قاتله باید به سزای اعمالش برسد دقیقه آخر منصرف میشه که این گاز جلوشو میگیره و میگه دیگه تو این زمان به صداقت ما پی بردی! جیلین بهش میگه یه شرط دارم اونم اینکه خانواده ام چیزی از این داستان نفهمند ایلگاز قبول میکنه. ظفر به دفتر وکالت یکتا که دوست قدیمیش است می رود بهش منظور میده که وکالتش را قبول کند و میگه می خوام پدرش همان زجری را بکشد که من میکشم یک عمر افسوس دیدن بچه اش را داشته باشد یکتا قبول میکند. ایلگاز با جلین به اتاق ارن می روند ایلگاز بهش میگه اطلاعات پرونده را در اختیار جیلین وکیل چینار بزاره.

ارن شروع میکنه و میگه زیر ناخن های اینجی پوست پیدا شده که وابسته به چینار نیست آثار اذیت جنسی هم روی بدن مقتول پابرجا شده کبودی و زخم روی بدنش هست نمیدونیم به زور بوده یا نه اما نتیجه dna مشخص شده که کار چینار نبوده! چینار اون شب با ماشین پدرش اول به پمپ بنزین رفته سپس به سو اون محل راهی شده اما از یه جایی به سپس دوربین ها ماشین را ثبت نکردند و از راه سیگنال های گوشی اینجی مشخص شده که همان حوالی با هم ملاقات کردند. دادستان پارس حکم بازداشت ایلگاز را میگیرد ماموران پلیس به سو اون ماهی فروش می روند او زمانی از دور آنها را می بیند سریعاً عکسهای اینجی را از تو گوشیش پاک میکنه. یه مامور برای چینار ساندویچ می برد درون ساندویچ میبینه که یک قطعه کاغذ وجود داره با دوباره کردن کاغذ میبینه توش نوشته شده همینجوری به سکوتت ادامه بده به نفع هممونه! جیلین به اتاق اینجی میره و اونجارو میگرده که یک جعبه پیدا میکنه. با دوباره کردن جعبه چند قطعه جواهر و عکس و سوییچ ماشین میبینه. او از پارلا میپرسه اینجی درباره ی چینار باهات صحبت کرده بود؟ پارلا میگه نه، او میپرسه یک گوشی پنهان داشت از اون خبر داشتی؟ پارلا گریه میکنه و جیلین ازش میپرسه این سوئیچ ماشین و جواهرات مال کیه؟ پارلا میگه واسه اینجی. او جا میخوره و میگه از کجا؟ به چه قیمتی؟ آیلین درون اتاق می شه و پارلا را با خودش می‌برد و به جیلین میگه حد خودتو بدون.

ایلگاز به دانشگاه میره و از مسئول اونجایی که چینار کار میکرد میپرسه اینجی را می شناختی؟ اینجا میومد؟ رابطه چینار باهاش چه جوری بود؟ او میگه هر از گاهی میومد یه جورایی چینار ازش خوشش میومد و با همدیگه کمی سخن میزدن سپس ازش میپرسه چینار کی برمیگرده؟ ایلگاز میگه تا چند روز دیگه. جیلین نزد مروه میره و متوجه میشه که ماشین در پارکینگ دانشگاه است او به سو پارکینگ میره و ماشین را پیدا میکنه زمانی میخواد در را دوباره کند ایلگاز را آنجا میبینه که جلویش را میگیرد. جیلین میگه اگه هنری کنار به دادستان پارس میگم که زیادتر از اون چیزی که باید بدونی میدونی سپس شروع به گشتن ماشین میکنه. در ماشین چند شیشه نوشیدنی، قرص و چند عکس پیدا می کند و با دیدن یکی از عکسها شوکه میشه یه پسر کم سن را به بازداشتگاه می برند. چینار با دیدن او جا میخوره. اون مرد از سلول کناری با شیطنت حال چینار را می پرسد. ارن در اداره با شرمندگی از متین بازجویی می کند او همان سخن های قبلی را تکرار میکند و با دیدن عکس اینجی میگه نمیشناسمش نمیدونم کیه. جیلین عکس اینجی را کنار رییس پلیس متین میبینه و روی کاپوت ماشین میزاره ایلگاز خشکش میزنه!….

زیادتر بخوانید:

کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 1 میانگین: 5]

[ad_2]