چطور قاب عکس را بدون دردسر روی دیوار آویزان کنیم + ویدیو

[ad_1]

یک طرفدار DIY (اصطلاحی که برای ساخت یا انجام برخی کارها بدون کمک استادکار استفاده می‌ شود) یک نکته عالی برای آویزان کردن قاب عکس و تابلو به اشتراک گذاشت که همه کاربران تیک انگور را شور زده کرده است.

زمانی صحبت از دکوراسیون خانه به بین می ‌آید، آویزان کردن قاب عکس یا تابلوی نقاشی روی دیوار یکی از اولین چیزهایی است که به ذهن می ‌رسد اما پیدا کردن سیم پشت قاب و نصب صحیح اون کار طاقت‌ فرسایی است. میخ را به دیوار می‌کوبید و قاب عکس را به دست دارید. اما زمانی این دو را کنار هم قرار می ‌دهید نمی‌توانید قاب را تراز کنید یا سیم روی میخ قرار نمی‌گیرد. تدبیر چیست؟

یکی از طرفداران کارهای خودت انجام بده (DIY) یک روش را با دیگر کاربران شبکه اجتماعی تیک انگور به اشتراک گذاشته که به شما کمک می‌کند از این به سپس قاب ها را بدون مشکل و در کوتاه ترین تاریخ به دیوار آویزان کنید. این روش به طرز حیرت انگیزی ساده است و تنها چیزی که نیاز دارید یک چنگال است که باید روی میخ نگه دارید و فراوان راحت همانند شغل ای ها آثار هنری دلخواهتان را به دیوار آویزان کنید.

چطور قاب عکس را بدون دردسر روی دیوار آویزان کنیم + ویدیو

این فرد که با نام کاربری Foufounedanstabouches@ در تیک انگور کوشش می ‌کند این تکنیک را در یک ویدیو علامت داد. تنها کاری که باید مطابق ویدیو انجام دهید این است که چنگال را برعکس روی میخ بگذارید و نوار سیمی پشت قاب را از پشت دسته چنگال عبور دهید و سپس فراوان ساده چنگال را بردارید و قاب را در جای صحیح قرار دهید.

این حساب کاربری در تیک انگور برای ویدیوهای بیشمار خود میلیون‌ ها لایک گرفته و به نظر می‌ رسد افراد زیادی تحت تاثیر روش های DIY او قرار گرفته‌ اند.

یکی از کاربران سپس از تماشای این ویدیو نوشت: «زندگی ام را عوض کرد.» دیگری نوشت: «فکم افتاد.» و نفر سوم اضافه کرد: «در این ثانیه شک دارم که صحیح نفس می‌کشم یا نه.»

[ad_2]

عکس/ مردم آویزان از اتوبوس‌های شهری تهران

[ad_1]

عکسی نوستالژیک از اتوبوس‌های دو طبقه در دهه چهل تهران منتشر شده است.

به شرح وقت سحر، این عکس اتوبوس دو طبقه خط ۲۰۴ میدان شوش – شهرری را علامت می‌دهد که از ازدحام فراوانی افرادی از اتوبوس آویزان هستند.

مردم از اتوبوس‌های شهری تهران آویزان می شدند.

گذری بر عمر اتوبوس‌های دوطبقه در تهران

امرداد نوشت: اون روزها که اتوبوس‌های آبی و قرمز دو طبقه، خیابان‌های تهران را خرامان خرامان می‌پیمودند و ایستگاه به ایستگاه توقف می‌کردند تا صندلی‌های بالا و پایین اتوبوس را از مسافران پُر و خالی کنند، شوخی تکراری تهرانی‌ها همین بود که سر درون اتاقک اتوبوس ببرند و از راننده بپرسند: «آقا، طبقه‌ی بالا کجا می‌رود؟» سپس از تهِ قلب بخندند، راهشان را بکِشند و بروند.

هنوز هم فراوان‌ها هستند که با افسوس و افسوس از اتوبوس‌های دو طبقه‌ی یاد می‌کنند و ثانیه‌هایی را به یاد می‌آورند که از طبقه‌ی بالای اتوبوس، خیابان و خودروها و گذرندگانش را دید می‌کردند و شادی‌ای وصف‌ناپذیر زیر پوستشان می‌دوید.

به‌راستی هم اتوبوس‌های دوطبقه از تماشایی‌های پایتخت بودند. کودکان را به شادی و شور می‌آوردند و عظیم‌ترها را علاقه‌زده می‌ساختند.

زمانی که تصمیم گرفتند اتوبوس‌های دوطبقه را از ناوگان شرکت واحد کنار بگذارند، می‌شد چهره غم‌زده‌ی کسانی را دید که با افسوس به آخرین اتوبوس‌های دوطبقه‌ی شهری می‌نگریستند. سر درآوردن و برچیده شدن اتوبوس‌های دماغ گنده و دوطبقه‌ی پایتخت، داستانی دارد که باید شنید.

مردم از اتوبوس‌های شهری تهران آویزان خواهند بود.

از لندن تا تهران

در نیمه‌ی نخست دهه‌ی سی خورشیدی، اتوبوسرانی تهران شرایط با عجله‌ای داشت. اتوبوس‌ها فرسوده و قراضه بودند و برخی راننده‌ها و شوفرهای تندخو، رفتار زننده‌ای با مسافران داشتند.

نخست‌وزیر اون تاریخ ایران، حسین علاء، تصمیم گرفت به اون وضع با عجله آخر بدهد. از این‌رو به سرلشکر مهدی‌قلی علوی‌مقدم، که فراوان زیاد عمل آوازه داشت، ماموریت داده شد که اتوبوسرانی تهران را سر و سامان بدهد.

او نیز دست به‌کار شد و با اندوخته‌ای ۳۰ میلیون تومانی «شرکت واحد اتوبوسرانی تهران» را بنیان گذاشت. راننده‌های نامناسب را خارج کرد و برای استخدام راننده‌های جدید شرایط و آزمون سختی گذاشت.

علوی مقدم ۱۰ ماه پس از اون چهره‌ی شهر و اتوبوسرانی را به تمامی تغییر داد و از اون وضعیتی آبرومندانه ساخت. بی‌صبر نیز با شرکت‌های اتوبوس‌سازی انگلیس درون گفت‌وگو شد و ۲۵۰ دستگاه اتوبوس دوطبقه را خریداری کرد و به تهران آورد. بهایی که دولت بابت اون اتوبوس‌های پرداخت، ۲۱۱ هزار تومان بود.

ورود دو طبقه ها

پس از انجام این کارها، روز ۲۷ اردیبهشت‌ماه ۱۳۳۸ خورشیدی، بود که سر و کله‌ی اتوبوس‌های دوطبقه در خیابان‌های شهر تهران پیدا شد.

تهرانی‌ها فخرفروشانه به اتوبوس‌های بلند شهرشان دید می‌کردند و برای سوار شدن به اون شتابی بیش از اندازه علامت می‌دادند. از اون پس یکی از تفریح‌ها و سرگرمی‌های پایتخت نشینان سوار شدن به اتوبوس‌های دوطبقه بود.

اتوبوس‌های دوطبقه کُند و تنبل راه می‌پیمودند و تا کنار هر ایستگاه توقف می‌کردند، مسافرهای علاقه‌زده حمله می‌بُردند، همدیگر را هُل می‌دادند، هورا می‌کشیدند و می‌کوشیدند خود را از پله‌های دایره‌ای اتوبوس به طبقه‌ی بالا برسانند.

اگر صندلی‌ای خالی نبود خود را از میله‌ها آویزان می‌کردند و خندان و سرخوش از اون همه زور و تقلا، از بالا مردم پیاده‌رو و خودروهای خیابان را دید می‌کردند.

وقت‌ها تاریخ بُرد تا شور سوار شدن به اتوبوس‌های دوطبقه نیز در روزمرگی‌ها و تکرارهای زندگی از بین رفت و همانند هر چیز دیگر تازگی‌اش را از دست داد.

مردم از اتوبوس‌های شهری تهران آویزان هستند.

رودمسترها

اتوبوس‌های دوطبقه دوگونه بودند. یکی اون‌هایی بود که «رودمستر» نامیده می‌شدند. درِ ورودی این اتوبوس‌ها در انتهای اون بود.

هنگامی که طبقه‌ی بالا و پایین اتوبوس از مسافر پُر می‌شد، کسانی بودند که در فضای خالی پشت اتوبوس، خود را آویزان می‌کردند و از این کار پرخطر پرهیزی نداشتند.

رودمسترها ۷۱ مسافر نشسته و نزدیک به ۵۰ مسافر ایستاده را جابه‌جا می‌کردند. این اتوبوس‌های دوطبقه از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۸ در ناوگان اتوبوسرانی تهران به‌کار گرفته شدند.

اتوبوس‌های دوطبقه‌ی دیگر، «لیلاند» نام داشتند. موتور اون‌ها همانند دماغ بزرگی بود که در جلوی اتوبوس دیده می‌شد. از لیلاندها از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۶۱ خورشیدی، استفاده می‌شد.

تولید در ایران

خط تولید این دست اتوبوس‌های دوطبقه در ایران از سال ۱۳۴۳ خورشیدی، شروع شده بود. کابین راننده اتاقک کوچکی بود که کم‌وبیش از فضای درونی اتوبوس جدا بود. راننده از آینه‌ی درشتِ دو سوی اون، پیرامون و درون اتوبوس را کنترل می‌کرد.

اتوبوس‌های دوطبقه در دو رنگ آبی و قرمز تولید و به‌کار بُرده می‌شدند. اتوبوس‌های آبی رنگ دماغ جلویی نداشتند و جای نشستن راننده در کابین اصلی اتوبوس بود.

رانندگی اتوبوس‌های دوطبقه آسان نبود. کلاج و ترمز اون‌ها به اندازه‌ای خشک و مقاوم بود که هدایت اتوبوس را دشوار می‌ساخت. در دهه‌ی چهل خورشیدی بلیت اتوبوس‌های دوطبقه ۲ ریال بود. با راه افتادن اتوبوس، شوفرها بلیت‌های مسافران طبقه پایین و بالا را یکی یکی می‌گرفتند و پاره می‌کردند.

پنج سال پس از به‌کار گرفتن اتوبوس‌های دوطبقه در لندن بود که مونتاژ اون‌ها در ایران در سال ۱۳۳۸ خورشیدی، شروع شد.

شرکت لیلاند موتور ایران برپایه‌ی قراردادی که با شرکت انگلیسی بسته بود، نه‌تنها اتوبوس‌های دوطبقه را برای خط‌های اتوبوسرانی تهران تولید می‌کرد و به‌کار می‌گرفت، بلکه شماری از اون‌ها را هم به کشورهای آفریقایی و آسیایی صادر می‌کرد.

مردم از اتوبوس‌های شهری تهران آویزان بودند.

صادرات به آفریقا

زییر نخستین سرزمین آفریقایی بود که اتوبوس‌های دوطبقه‌ی ایران را خریداری کرد. سپس هنک کنگ، هندوستان و سنگاپور نیز به خریداران اتوبوس‌های دوطبقه‌ی تولید ایران پیوستند.

اتوبوس‌های دوطبقه نقش فراوان کارا و موثری در جابه‌جایی مسافران درون‌شهری داشتند. اما چون سوخت اون‌ها گازوییلی بود و مکان زیست شهر را آلوده می‌کردند، در سال ۱۳۷۲ خورشیدی، به تمامی از ناوگان اتوبوسرانی تهران کنار گذاشته شدند.

بخشی از اون‌ها که فرسوده بودند اسقاط شدند و بخشی دیگر در اختیار نمایشگاه‌ها و کارهای گردشگری گذاشته شدند. اندکی از این اتوبوس‌ها بازسازی و به کشورهای پاکستان و افغانستان فروخته شد. گاراژ وقت، در قسمت شمالی محل‌ی سیدخندان، تا وقت‌ها قبرستان اتوبوس‌های از رده خارج شده‌ی دوطبقه بود.

در روز نخست دی‌ماه ۱۳۸۷، شرکت واحد اتوبوسرانی تهران از پایتخت‌نشینان خواست آخرین نمایش اتوبوس‌های دوطبقه را هم‌تاریخ با برگزاری نمایشگاه بین‌المللی حمل و تعریف شهری تهران، ببینند.

بدین‌گونه برای همیشه این اتوبوس‌های خاطره‌انگیز پایتخت کنار گذاشته شدند.
*با استفاده‌جویی از: شرح تارنمای «صمت»؛ تارنمای «واحد گشت» و نیز کتاب «تاریخچه‌ی اتومبیل در ایران» عباس حسینی (۱۳۸۹).

نوشته عکس/ مردم آویزان از اتوبوس‌های شهری تهران اولین بار در وقت سحر. پدیدار شد.

[ad_2]