[ad_1]
آیا از منظر علم جنسیت ها تنها به زن و مرد ختم میشود؟ گفتمان جنسیّتی کوشیده با دوباره تعریفِ خود طیف پهناورتری از هویتهای جنسیّتی را در بر گیرد.

در واقعیت امر، ما با دو سوژهی زبان و جنسیت سر و کار داریم که داستان مورد گفت و گو آسیبشناسی جنسیت است. بنابراین برای نیل به چنین نقر و نقاری نیاز داریم که از آرای آسیبشناسان و زیستشناسان استفاده بگیریم تا بتوانیم با عینک علم به این ساحت نگاهی در اندازیم.
برخی از زبانپژوهان، آسیبشناسی جنسیت (Gender linguistics) را زیرمجموعهی جامعهشناسی زبان (Sociology of language) میدانند امّا اگر کمی دقیقتر نگریسته و آسیبشناسی اجتماعی (Sociolinguistics) را مطالعهی چگونگی تاثیر عوامل اجتماعی بر زبان بدانیم؛ جنسیّت (Gender) نیز به نام یک عامل اجتماعی (Social factors) زیر مجموعهی آسیبشناسی اجتماعی قرار میگیرد.
زیادتر بخوایند: اثبات خدا با ریاضیات ممکن است؟
آسیبپژوهشان چگونه جنسیت های گوناگون را مورد مطالعه قرار میدهند؟
نمیتوان نادیده انگاشت که با پیشرفت علوم زیستشناختی و مطالعات جنسیت، کم و کیف دیدگاههای قبلی در آسیبشناسی اجتماعی وابسته بازنگری شده است، همان دیدی که بیشتر جنسیّت را امری ایستا، طبیعی و ذاتی پنداشته و تاثیراتی تک بعدی بر و در زبان قائل میشده و گفتی، تنها کار آسیبپژوهان این ساحت وصف نشانگانی بوده که بر پیکرهی زبان آشکار شده است؛ در صورتیکه بر خلاف چونین پنداری، جنسیّت و زبان هماره وابسته دگردیسی بوده و بر هم تاثیر گذاشتهاند.
بنابراین از منظرهایی میتوان به ریختشناسی عبارت آسیبشناسی جنسیّت و معنایی که از اون استنباط میشود هم خرده گرفت؛ زیرا مراد آسیبشناسان از آسیبشناسی جنسیّت زیادتر به معنای سنجشِ تاثیر داستان «جنسیّت» در زبان است، امّا اونچنان که بالاتر نشانه شد، نیاز داریم که روابط بین جنسیت و زبان را وصف و تبیین کنیم. در واقعیت امر، به اصطلاحی مانند «آسیبشناسی جنسیّتی (Gendered linguistics)» نیاز داریم که در اون تاثیرات دوسویه جنسیّت بر زبان و وارون اون را واکاویم.
آسیبشناسان چطور جنسیّت را از منظر زبانی مورد تحلیل قرار میدهند؟
آسیبشناسان مهمترین تحقیقهای خود را در ساحت آسیبشناسی کاربردی (Applied linguistics)، گفتمان انتقادی (Critical Discours)، چندزبانگی (Multilingualism) و تماس زبانی و گویش شناختی (Dialectology) شکل دادهاندــ که همگی این موضوعات به نوعی زیر مجموعهی آسیبشناسی اجتماعی قرار میگیرند.
اگر خواهیم ترسیم وضعیتی نیز از نظام فکری تحقیقگران به دست دهیم، از حیث نظری، زیرلوای وجودباوری (Essentialism) ، ساختارگرایی (Structuralism)، داروینگرایی (Darwinism) و پسا-ساختارگرایی (Post-structuralism) قرار میگیرند.
مطالعه پیشینه
برای نمونه: دیکسن (2019)، پرسیده است: باکرگان مقسم (Sworn virgins) چگونه از زبان برای برسازیِ هویت جنسیّتی خود استفاده میگیرند؟ در وهلهی نخست باید بدانیم که منظور از باکرگان مقسم چیست؟ در شمال آلبانی خونخواهی قبیلهای که گاه تا چند دهه به درازا میکشید، در برهههایی دلیل میشد که یک قبیله مردان خود را از دست بدهد؛ بنا بر این، عدهای از زنان برای نگه داری خانوادهْ خود را با ارزش فراوان داشتن قربانی میکنند تا گروه نگه داری شود؛ امّا چگونه؟
در این وضعیت، زنانِ همسوجنسیتی دگرجنسگرا (Heterosexual cisgender Women) نقش جنسیتی مردانه را بدون انگیزهی شخصی بر وظیفه گرفته و در این رمزگردانی اجتماعی هویت جنسیتی زنانهی خود را در بطن این جنسیّتآرایی واسازی میکنند؛ در این شکل است که یک بورنشا قادر خواهد بود همچون مردان بنوشد؛ اسلحه حمل کند؛ سیگاری بگیراند و دارای ملک و املاک باشد و القصه هر چه که یک مرد در اون جامعه حق داشته و دارد، به او هم داده میشود؛ امّا به یک شرطی که او هیچگاه دارای شریک جنسی نباشد.
روش دیکسن در تحقیق خود
دیکسن با گردآوری دادههایی از جستارهای رسانههای آلبانی زبان و گفت و گوهای ضبط شده در سال ۲۰۱۴ مسیحی که به شکل نوشتاری و شفاهی کوشیده تا به سوال خود پاسخ دهد. زبان آلبانی به سیاق دیگر آسیبهای هندو-اروپایی دارای نظام جنسیّت دستوری (Grammatical Gender) است، که در اون هم جنسیّت مادینه و هم نرینه وجود دارد.

ضمایر آلبانیایی بین اول شخص تا سوم شخص مفرد و جمع را از هم تمییز میدهد و در سوم شخص نیز قادر است که جنسیّت را تفکیک کند؛ اگرچه که آلبانی از دسته آسیبهای بدون فاعل است امّا استفاده از ضمایر اختیاریست؛ از این روی بیشتر جنسیّت دستوری یک فعل و یا فاعل اون میتواند روشن نباشد.
دیکسن با طراحی قاموسی که از پیکرهی دادههای تحقیق خود به دست آورده، اون دسته از واژگانی را که با بسامد بیشتری در بین جنسیت مردانه تکرار شده در قاموس خود قرار داده و در نهایت با تحلیل دادههای زبانی متوجّه میشود که در باکرگان مقسم زبان نقش مهمی را در برساختنِ هویت جنسیتی آنان ایفا میکند.
درحقیقت نقش زبانی دو روی یک سکه است؛ هم به نوعی جنسیّتآراییست و هم پنجرهای آگاهیقسمت در انگارهی جنسیّت. همچنین کند و کاوی که در رویه و کنشهای زبانی جنسیتی انجام شده، علامت از وجود اصطلاحات مردانه در عین زنانگی دستور زبان است به این معنا که بورنشاها توانستهاند نقش جنسیتی را به خوبی در خود برساخته و واسازی کنند.
ژرفنگاهی بر انواع جنسیت
یکی از نکات مهمی که از وضعیّت کنونی آسیبشناسی اجتماعی میتوان بهدست داد، بی توجهی در تعریف اصطلاحات است؛ کمتر کسی در این وادی کوشیده است منظور خود را از اصطلاح «جنسیّت»، «جنس» و گاه «زبان» دقیق شفاف و بیان نماید. پس اجازه دهید که در وهلهی نخست به چیستی این اصطلاحات بپردازیم: انجمن جاریشناسی آمریکا (ارا) جنسیّت را برساخته گروه و هویّتی اجتماعی میداند که فرهنگهای گوناگون به ویژگیها، عواطف، و رفتارهای افراد با جنس زیستشناختیشان نسبت دادهاند. بنابراین اصطلاح «جنسیّت» در وقت ارجاع به افراد به نام گروهی اجتماعی استفاده میشود (ارا، 2012).
برای روشنتر شدن گفت و گو، قسمتبندیهای زیر در نظر گرفته شده است:
- زنان همسوجنسیتی (Cisgender Women)؛
- مردان همسوجنسیتی (Cisgender Men)؛
- زنان تراجنسیتی (Transgender Women)؛
- مردان تراجنسیتی (Transgender Men)؛
- افراد نادودویی (Non-Binary people)؛
اشخاص همسوجنسیتی اوندسته از افرادی هستند که جنسیتی که جامعه به اونها منتسب کرده با جنس زیستشناختیشان انطباق دارد. افراد تراجنسیتی نیز تعریفی وارون همسوجنسیتیها دارند، جنسیتی که به آنان منتسب شده، با جنس زیستشناختیشان مطابقت نداشته است. در سویی دیگر افراد نادودویی که خود اصطلاحی چتریست و طیف گوناگونی از جنسیتها را شامل میشود، به افرادی ارجاع میدهد که خود را در دوگانه مرد و زن نمیدانند (ارا، همان).
جنسیّت منطبق بر جنس زیستشناختی
حال میپردازیم به تعریف جنس: این واژه به جنس زیستشناختی (Biological sex) منتسب شدهی افراد ارجاع میدهد؛ همچنین توصیه شده است که این اصطلاح را خوب تر است در بدو تولد به کار ببندیم (همان).
جنس نیز همانند جنسیت دارای انواع است:
- مادینه (Female)
- بینجنسی (Intersex)
- نرینه (Male)
این سه اصطلاح از ویژگیهای ژنتیکی، هورمونی، اُرگانهای جنسی داخلی و خارجی و صفات ثانویهیِ جنسی انتخاب شده است و بر پایه شواهد و تحقیق به دست آمده، جنس چیز تازهای آبگین و طیفگون است که نگرش دوتایی قبلی را نادقیق میشمارد (شتراکالی، 2002؛ اینسورث، 2015؛ جوئل، 2021؛ وسبرگ و همکاران، 2021).
بنابراین، بیشتر تحقیقهایی که در ساحت آسیبشناسی اجتماعی شکل گرفتهاند همچنان بر پایهی شواهد قبلی بنا شده و گردآوری دادههایشان دقت واجب را ندارد. تو گویی، در برههای که در مییابیم که زمین کروی شکل است، بازهم تحقیقهامان را بر زمین تخت بنا کنیم که نا- بخردی چونین کاری بر کسی پوشیده نیست.
جمعبندی اونچه که گفتیم!
بیشتر پژوهشگران آسیبشناسی اجتماعی و آسیبشناسی جنسیت، متفق القولاند که چیز تازهی «جنسیت» برساختهی گروه است امّا اونچه که از اون غافلاند بروزرسانی مفروضات کهنه است تا بتوان واقعیت چیز تازههای پیچیده و پویایی همچون جنسیت و زبان را دریافت. نکتهی سپس عدم وجود تحقیقهای واجب در بارهی افراد نادودویی و تراجنسیتیست؛ عملاً آسیبشناسی اجتماعی چه از نظر کمّی و چه از نظر کیفی توجّه واجب را به این گروههای اجتماعی نداشته است.
ما باید گروههای اجتماعی را ولو که اقلیت باشند از نظر رفتار زبانی بسنجیم تا چیز تازههای پیچیدهی زبانی- اجتماعی را خوب تر درک کنیم. در مقطع کنونی، به واقع فراوان کم و شاید هیچ ندانیم که این افراد چگونه از زبان استفاده میکنند، چه اختلافهایی میتوانند با دیگر جنسیّتها، به مخصوص جنسیّتهای زن و مرد داشته باشند و فراوان ناگفتههایی که باید پرده از اونها برداشت.
زیادتر بخوانید:
شما دربارهٔ جنسیّت های گوناگون چه فکر می کنید؟ نظرات خود را در قسمت کامنتها با جونی در بین بگذارید.
بر پایه: Nature
[ad_2]


