[ad_1]

به دلیل شرایط کاری و نوع شغل و علاقه خویش در حوزه مطالعات ریسک، خواسته و ناخواسته با فکر ها، سبک های مدیریتی متفاوت و راه های مختلف تامین معیشت و فرهنگ شغلی مردم کشورمان دوست شده ام و مرتبا نیز در این حوزه مطالعه پیوستار می نمایم.
از ابتدای قرن قبل در ایران، با تلاش دولت ها و مردان و زنان فرهیخته ایران زمین، مدارس و دانشگاههایی به سبک مدرن تاسیس شدند و نسل های تحصیل کرده و روشنفکر را تربیت و آموزش داده اند تا که ایران نیز از کاروان ترقی و پیشرفت های علمی – آموزشی جوامع مدرن و نوین ، از بقیه دنیا عقب نیافتد.
مطالعه خط روند ، تحولات اجتماعی – اقتصادی ایران در قرن چهاردهم هجری شمسی بیانگر بالا و فرودهای مختلف فرهنگی – اجتماعی – اقتصادی جامعه ایرانی به علل گوناگون می باشد. اما در مجموع و در جمع جبری، روند حرکت جامعه ایرانی علی رغم همه کمی ها و تناقضات تصمیم گیریها و سیاست های غلط اقتصادی و اجراهای ناقص برنامه ها بسوی مثبت بودن تلاش ها علی رغم نامتوازن بودن برنامه های توسعه عمرانی در نزد از انقلاب و برنامه های توسعه فرهنگی، اجتماعی ، اقتصادی اجرا شده پس از جنگ هشت ساله با عراق، البته با شتاب فراوان بطئی قابل ارزیابی است .
در خصوص مزایا و مضرات اجرای ناقص و پر از اشتباه طرح اصلاحات ارضی و قوانین مرتبط با اون ، نظرات مختلف و تحلیل های متعددی بیان شده که اگر مجال تحلیل ریشه ای در تاریخ نزد از اجرا توسط جامعه دانشگاهی ایران بجای برخورد شعاری و سطحی نگری به تحلیل بنیادی وجود داشت ، چه بسا ، بسیاری از مشکلات موجود امروزین اقتصاد سرزمین وجود نمی داشت و اقتصاد ایران به سطح کشورهای توسعه یافته رسیده بود !
مطالعات ریسک طرح اصلاحات ارضی علامت می دهند بعلت اینکه ؛ مدل سازان و کارشناسان اون آمریکایی بودند و شناخت عمیقی از فرهنگ اجتماعی و مناسبات اقتصادی در جوامع محلی و مردمی ایران نداشتند ، دولت وقت با عجله و با نادیده گرفتن فراوان از نکات مهم فرماندار بر معادلات زندگی آنروز جامعه ایرانی و تاثیرات منفی اجرای نامتوازن اون بر زندگی اقتصادی نسل های بعدی ،طرح را اجرا کردند . به کنار از زمان ها و تهدیدهای اون طرح که الآن ، کمی هایش را به وضوح شاهد هستیم و امکان تحلیل جامع نقاط ضعف اون وجود دارد ، دلیل سرریز نیروی انسانی یا حتی روستاییانی که از مشکلات عدیده زندگی در روستاهای تضعیف شده به باریک آمده بودند بسوی گسیل به شهرها و استخدام در دستگاه های دولتی و شرکت های خصوصی کرد و فرهنگ زندگی کارمندی [ آب باریکه ] در ایران شکل گرفت و نهادینه شد!!!! و اجرای نامناسب طرح اصلاحات ارضی و اندوخته گذاری نیروهای کار روستا در زمین هایی که در مدیریت تیول داران بود، بدون حمایت های سیستماتیک دولت در زمینه تامین آموزش های شغل ای ، بیمه ، تامین قرار داده های کشاورزی ، استفاده برداری از علم بازاریابی و فقدان ارتباطات منسجم و همه جانبه شهرها و روستاها و فقدان اجرای طرح آمایش سرزمین بطور همزمان و … نهایتا موجب تضعیف روز افزون قسمت کشاورزی ایران و تراکم نیروهای کار تحت استخدام دولت در شهر و روستا و دلیل ظهور بورکراسی اداری و در کل وابستگی به اقتصاد تک محصولی صدور نفت ناپخته شد!! و نهایتا از میان این کش و قوس های ناشی از تصمیم گیریهای بدون پایه مطالعاتی عمیق مردمی ، الآن شاهد عمر اقتصادی دلال صفت جامعه ای هستیم که اکثر روستاها خالی از فراوانی مولد و ناآشنا با مشاغل تولیدی فاقد استفاده وری بهینه باشند هستیم و اون روستاهایی هم که همچنان پر فراوانی دایر هستند ، مخصوصا در نزدیک شهرهای عظیم کارکرد اصلی خودشان را از دست داده اند !؟ و تبدیل به خوش نشین شده اند و شهرها هم معضلات ویژه خودشان که زیادتر اقتصاد دلالی و خدمات فرماندار شده را تجربه می کنند !؟
چوبی که امروزه اقتصاد روستایی ما و حتی اقتصاد مردمی کشورمان می خورد ، فقط ناشی از تحریم غربی ها و یا اثرات تصمیمات اشتباه گذشتگان و یا ناشی از اثرات جنگ تحمیلی نیستند ، بلکه زیادتر مشکلات کنونی اقتصاد ایران به دلیل نداشتن رویکرد مدیریت استراتژیک مبتنی بر طراحی نقشه راه بلند وقت برای حرکت متعادل، متوازن و پایدار در راه راه اندازی کسب و کارهایی بوده که بدرد اشتغال تولید اساس جوانان تحصیل کرده و جامعه فرهیخته ایران در روستاها و شهرهای همگی استان ها متناسب با منابع آمایش سرزمینی – جغرافیایی و خدادادی آنها بخورد است!!!!
الآن هم دیر نشده، ایران دارای قوانین مناسب و استخوان بندی سازمانی خوبی ست . ما اول باید اطمینان به نفس در جوانان را بالا ببریم . باید با تشکیل شرکت های سهامی عام و تعاونی عام ناظر ، شرایط کار پایدار و اطمینان ساز را برای جوانان آماده کنیم. مشاغلی که، جوانان از حقوق ماهانه ایمن برای زندگی اعم از تحصیل، ازدواج ، تامین مسکن و رفاه برخوردار باشند و در آخر سال از سود کوشش خودشان در مشاغل و شرکت هایی که در اون کار می کنند بطور عادلانه سهیم باشند. فرهنگ حقوق آب باریکه به تنهایی ، یا کار کردن مستقل و بدون ناظر در مزارع و کارگاههای روستایی و کارگاههای مشاغل خانگی و صنوف روستایی و شهری که توام با نگرانی مستمر ریسک های ورشکستگی و بلند کردن دست جلوی، فامیل، مردم ، بانک ها و دولت باشد ابدا استفاده ندارد و چنین روش های کار جزیره ای با رویکرد مدیریت گاراژی، سرانجامش پنچر شدن چهار چرخ اکوسیستم کسب و کار مردمی خواهد بود!!!
دفعات و دفعات به این نوع تحلیل و ارزیابی ریسک های مکان کسب وکار فکر می کنم . تا به کی ، میخواهیم در کلاف سر در گم ناشی از ترجمه نظریه ها و تئوریهای کسانی که با جوامع ما غریبه هستند باقی بمانیم !؟ برای چی از فکر های گره گشا پیشکسوتان ایرانی و جوانان خوش فکر و خلاق دانشگاهی در ایده پردازی و برنامه ریزی پروژه هایی که موجب پیشرفت های همه جانبه کشورمان می شوند به تاسی از روش های استارتاپی کمک نگیریم !؟
کارشناس مطالعات ریسک و بیمه
برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[ad_2]