تراژیک ترین شرورها در انیمه ؛ معرفی ویلن هایی با قصـه های غم انگیز

[ad_1]

بسیاری از بهترین انیمه‌ها دارای شخصیت‌های شرور با قصـه‌های غم انگیز هستند. با جونی بمانید تا با تراژیک ترین شرورها در انیمه دوست شوید.

با پخش دوره‌های جدید My Hero Academia (نقد فیلم مدرسه قهرمان من ماموریت قهرمانان دنیا) و Tokyo Revengers در دوره‌های آینده، طرفداران قصـه‌های غم انگیز برخی از شروران خود همانند تومورا شیگاراکی و کیسوکه باجی را به یاد خواهند آورد. این شرورها با قصـه‌های تراژیک خود توانستند انیمه خود را فراوان جذاب‌تر کنند.

تراژیک ترین شرورها در انیمه

معرفی ویلن هایی با قصـه های غم انگیز

شما می‌توانید فهرست تراژیک ترین شرورها در انیمه را در یک دید در لیست زیر مشاهده کنید:

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

در حالی که شرورانی که به دلیل عشق محض یک شرور هستند فراوان مشغول کننده می‌باشند، این شرورها تدبیر‌ای جز انجام کارهای وحشتناکی که انجام می‌دهند نداشتند یا معتقدند که هدف آنها به اندازه‌ای عادلانه است که هر مقدار خونریزی بهای قابل قبولی می‌باشد. همین افکار دلیل شده است تا یک شرور فراوان تراژیک ساختن شود. پس اگر می‌خواهید با تراژیک ترین ویلن ها در انیمه دوست شوید، در این نوشتار با ما دنبال باشید تا به معرفی بهترین شرورها با قبل های دلخراش بپردازیم.

Daki and Gyutaro

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

حتی توانا‌ترین شیاطین در Demon Slayer زندگی‌های بدی را به نام یک انسان داشتند. همین آنها را مجبور کرد به جای اون زندگی به نام یک شیطان را انتخاب کنند. انتخاب‌های آنها تانجیرو را مجبور کرد تا برای آنها اشک بریزد حتی هنگامی آنها را شمشیر (بهترین شمشیرزن های انیمه) خود می‌کشد. داکی و گیوتارو کودکانی فقیر بودند که فقط باید به یکدیگر تکیه می‌کردند. تانجیرو در اون‌ها می‌بیند که او و نزوکو بدون عشق خانواده‌شان چه شکلی می‌توانسند باشند.

در حالی که این خواهر و برادر یکدیگر را برای شکست خوردن وقت مرگ ملامت می‌کنند، تانجیرو به آهستگی به آنها می‌گوید که دست از این کار بردارند، زیرا آنها تمام چیزی هستند که دارند. هیچ کس دیگری قرار نیست آنها را ببخشد یا برایشان سوگواری کند. هر دوی آنها در زندگی پس از مرگ به این داستان توجه می‌کنند. گیوتارو تلاش می‌کند خواهرش را به زور از او دور کند زیرا او هنوز فرصتی برای رستگاری دارد، و داکی از ترک برادرش امتناع می‌کند و در کنار او به جهنم می‌رود.

Sloth

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

در حالی که تجسم مانگا و انیمه Fullmetal Alchemist: Brotherhood از Sloth نسبتاً مسطح بود، نسخه انیمه 2003 هم برای مخاطب و هم برای الریک‌ها ضربه‌ای به قلب می‌زند. هومونکولی‌های سال 2003 به جای اینکه ساخته مستقیم پدر باشند، نتیجه بد تبدیل‌های انسانی هستند. تنبلی همان چیزی است که ادوارد و آلفونس زمانی که نتوانستند مادرشان تریشا را بازگردانند خلق کردند.

Sloth از خاطرات قبل‌اش عصبانی می‌شود و معتقد است که این خاطرات او را به فردی ناقص تبدیل می‌کنند. او مصمم است اد و آل را بکشد تا پابرجا کند که او شخص خودش است. اما هنگامی اد با اکراه او را می‌کشد، او از آخرین لحظات خود برای تمجید از پسران تریشا همانند یک مادر استفاده می‌کند.

Johan Liebert

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

نیمی از یکی از بهترین رقابت‌های خواهر و برادر در انیمه، یوهان لیبرت هم برای تماشاگران و هم برای شخصیت‌های این انیمه غیرقابل درک است. مطمئناً اعمال او هیولاآمیز می‌باشد، از کشتن چندین گروه از والدین رضاعی گرفته تا نفوذ به افراد در هر سنی برای انجام خودکشی. هر کسی که با او در تماس است یا فراوان زیاد درد می‌برد یا می‌میرد.

از دوری دردناک از خواهر دوقلویش در کودکی و آزمایش‌های بدی که تصمیم داشت او را به مرگبارترین و مؤثرترین رهبر فرقه دنیا تبدیل کند، راه‌های زیادی وجود دارد که یوهان می‌تواند به آنچه که هست تبدیل شود و هیچ وقت فرصتی برای خودش نداشته باشد. وجود یوهان لیبرت در فهرست ناراحت کننده ترین شرورهای انیمه یک اولویت برای ما بود.

Isabella

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

در دید اول، ایزابلا به اندازه شیاطینی که برای آنها کار می‌کند شرور و ترسناک است. او کودکان غافل گریس فیلد را عظیم می‌کند تا توسط شیاطین خورده شوند و تمام تلاش خود را برای خرابکاری در تلاش‌های فرار از جمله شکستن پای اِما یازده ساله با دستان خالی در یک قطعه انجام می‌دهد.

با این حال، ایزابلا نیز کودکی بود که در گریس فیلد به نام دام عظیم شده بود و دوستانش را دید می‌کرد که به نام غذا برای شیاطین فرستاده می‌شدند. برخلاف قهرمان‌های قصـه، او نمی‌توانست از کشتزار فرار کند و «مادر» شدن تنها راهی بود که او می‌توانست زنده بماند. هنگامی او نمی‌تواند جلوی نقشه فرار فرزندانش را بگیرد، آنها را ناراحت نمی‌کند و دعا می‌کند که در آزادی زندگی بهتری پیدا کنند.

Shinobu Sensui

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

معمولاً حس شرافت چیزی است که یک قهرمان مادام‌العمر را می‌سازد، مخصوصاً در یکی از بهترین انیمه‌های هنرهای رزمی. سنسویی نیز یکی از اون شخصیت‌ها بود. او به نام سلف یوسوکه به نام کارآگاه روح، به دلیل اعتقاد راسخش که همه شیاطین شرور و همه انسان‌ها خوب هستند، کاملاً به این نقش متعهد بود و او با کشتن یکی برای محافظت از دیگری، کار کاملاً صحیح را انجام می‌داد.

وقتیاو  با واقعیت توانایی بشر برای شر و شیاطین برای بی‌گناهی مواجه شد، سنسوی نتوانست از وظیفه اون برآید و وابسته فروپاشی کامل شد. او بقیه عمر خود را وقف دوباره کردن درگاهی به دنیای شیطان‌ها می‌کند تا نوع شیطان را بر بشریت رها کند و همه آنها از جمله خودش را سلاخی کند.

Light Yagami

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

میزان همدردی لایت در نظرات طرفداران فراوان متفاوت است. او اغوا نشده و یا در کشتن و غول‌آزاری فریفته نمی‌شود، او در اولین فرصتی که به دست می‌آورد با عجله به سوی اون می‌رود. اما نظر مخاطب نسبت به او به نام یک شخصیت هرچه باشد، قصـه او یک تراژدی غیرقابل انکار است.

لایت کل قصـه را صرف اعتقاد و تلاش برای اثبات اینکه او خدای عدالت است می‌کند. او همیشه می‌خواهد پابرجا کند که چیزی بزرگتر از یک انسان می‌باشد و توسط قضاوت انسان غیرقابل لمس است. اما قطعه آخر این انیمه، «دنیای جدید» به او پابرجا می‌کند که او در اشتباه است. همانطور که او از گروه ضربت فرار می‌کند، کاملا وحشت زده می‌شود و در نهایت به تنهایی می‌میرد. همانطور که Death Note ریوک قلبش را متوقف می‌کند، آشکار است که او فقط یک انسان می‌باشد.

Lord Darcia III

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه, ناراحت کننده ترین شرورهای انیمه

تمام گرگ‌های Wolf’s Rain، علیرغم اینکه برخی از بهترین سگ‌های انیمه هستند، زندگی غم‌انگیزی دارند. آنها توسط انسان‌ها تا انقراض نزدیک شکار می‌شوند و مجبور هستند دنیا خود را سرکوب کنند و برای زنده ماندن لباس‌های مبدل انسانی بپوشند. تنها چیزی که آنها را نگه داری می‌کند، فکر بهشت می‌باشد، که در افسانه‌ها فقط یک گرگ ممکن است به اون برسد.

در حالی که دارسیا هیچ وقت با قهرمانان مهربان نیست، او چزا را می‌رباید تا از او برای شفای معشوق ناخوش بدون معالجه خود، هارمونا، استفاده کند. اما هنگامی هارمونا ساعاتی قبل از این که بتواند این کار را انجام دهد می‌میرد، قلب او کاملا می‌شکند و او در یک دیوانگی انتقام جویانه برای نابودی دنیا به راه می‌افتد، به طوری که تنها کسی که درون بهشت می‌شود او باشد.

Homura Akemi

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه, تراژیک ترین شرور در انیمه

زیادتر قطعه‌های مادوکا برای تکان‌دهنده‌ترین قطعه‌های این انیمه رقابت می‌کنند، اما یکی از رقبای اصلی این قطعه‌ها، قطعه 10 است که علامت می‌دهد هومورا تاریک و بی‌رحمی که مادوکا در حال آماده می‌شناسد، زمانی دختری خجالتی و شیرین بوده که به مادوکا به نام یک الگو دید می‌کرد. تماشای مرگ مادوکا در مبارزه با یک جادوگر او را شکست، و او آرزو کرد قدرتی داشته باشد که تاریخ را به عقب برگرداند و جانش را نجات دهد. پس از اون او تعداد بی‌شماری به قبل برگردانده شد، اما او هنوز برنده به انجام این کار نشده است.

حتی سپس از اینکه مادوکا خدا می‌شود، همورا نمی‌تواند خوشحال باشد. دوری دائمی از کسی که زیادتر دوستش دارد کاملاً برعکس چیزی می‌باشد که او برایش جنگیده است. در دنباله فیلم Puella Magi Madoka Magica: Rebellion، او تبدیل به شیطان برای خدای مادوکا می‌شود، مایل است واقعیت را بازنویسی کند، قدرت‌های او را سرکوب کرده و او را زندانی کند. اگرچه این فیلم با موفقیت همورا به آخر می‌رسد، اما قویاً گفته می‌شود که حتی این نیز دوام نخواهد داشت.

Akito Sohma

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه, بهترین شرورها با قبل های دلخراش

آکیتو یک داستان وحشت مطلق برای اعضای زودیاک است. آکیتو، خدایی که همه سوماهای نفرین شده را تحت کنترل خود می‌بندد، آماده است هر کاری انجام دهد تا پیشرفت و استقلال آنها را خنثی کند و آنها را برای همیشه در کنار خود نگه دارد، تا اینکه آنها را منزوی کند، به افرادی که دوستشان دارند صدمه برساند و آنها را ملامت کند.

با این حال، آکیتو با مثال این داستان را یاد گرفت. او توسط پدرش آکیرا، که در جوانی فوت کرد، مورد تمجید قرار گرفت و مادرش رن از او متنفر بود، که دائماً آکیتو را مورد تمسخر قرار می‌دهد که چگونه او دوست داشتنی نیست و همه او را در آخر رها خواهند کرد. این به دنبال دستکاری‌های شیگوره دلیل می‌شود آکیتو از خوف تنها ماندن اعضای زودیاک را مضاعف کند.

Zabuza Momochi And Haku

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه, تراژیک ترین ویلن ها در انیمه

اولین شرور ناروتو نیز تراژیک ترین شرور در انیمه است. هاکو کودکی بود که پدرش از خوف قدرت ارثی مادرش را به کشتن رساند و تلاش کرد او را نیز بکشد. قاتل سرسخت، زابوزا این پسر جدید یتیم را زیر بال خود گرفت. علیرغم اینکه هاکو می‌فهمید که زابوزا فقط می‌خواهد از او برای قدرتش استفاده کند، اما این عمل همچنان وفاداری ابدی هاکو را برای او به هدیه می‌آورد.

زابوزا همچنین محصول سیستم شینوبی عمیقاً شکسته بود و اصرار داشت که برای هاکو به اندازه یک ابزار دور ریختنی ارزش قائل است. اما زمانی که زابوزا شاهد فداکاری هاکو برای محافظت از اربابش است، رئیس زابوزا به جسد او بی احترامی می‌کند، و او مجبور می‌شود از آخرین لحظات خود برای کشتن رئیس خود استفاده کند و سپس در کنار هاکو بلند بکشد. او می‌خواهد در زندگی پس از مرگ با او متحد شود، اما معتقد است که غیرممکن است کسی همانند او به همان جایی برود که فردی همانند هاکو خواهد رفت.

زیادتر بخوانید:

از همراهی شما تا انتهای نوشتار تراژیک ترین شرورها در انیمه سپاس‌گزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما می‌توانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونی عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقاله‌ها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی می‌توانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسی‌های فیلم‌های روز دنیا مراجعه کنید.



[ad_2]

تراژیک ترین شرورها در انیمه ؛ معرفی ویلن هایی با قصـه های غم انگیز

[ad_1]

بسیاری از بهترین انیمه‌ها دارای شخصیت‌های شرور با قصـه‌های غم انگیز هستند. با جونی بمانید تا با تراژیک ترین شرورها در انیمه دوست شوید.

با پخش دوره‌های جدید My Hero Academia (نقد فیلم مدرسه قهرمان من ماموریت قهرمانان دنیا) و Tokyo Revengers در دوره‌های آینده، طرفداران قصـه‌های غم انگیز برخی از شروران خود همانند تومورا شیگاراکی و کیسوکه باجی را به یاد خواهند آورد. این شرورها با قصـه‌های تراژیک خود توانستند انیمه خود را فراوان جذاب‌تر کنند.

تراژیک ترین شرورها در انیمه

معرفی ویلن هایی با قصـه های غم انگیز

شما می‌توانید فهرست تراژیک ترین شرورها در انیمه را در یک دید در لیست زیر مشاهده کنید:

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

در حالی که شرورانی که به سبب عشق محض یک شرور هستند فراوان مشغول کننده می‌باشند، این شرورها تدبیر‌ای جز انجام کارهای وحشتناکی که انجام می‌دهند نداشتند یا معتقدند که هدف آنها به اندازه‌ای عادلانه است که هر مقدار خونریزی بهای قابل قبولی می‌باشد. همین افکار دلیل شده است تا یک شرور فراوان تراژیک ساختن شود. پس اگر می‌خواهید با تراژیک ترین ویلن ها در انیمه دوست شوید، در این نوشتار با ما دنبال باشید تا به معرفی بهترین شرورها با قبل های دلخراش بپردازیم.

Daki and Gyutaro

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

حتی توانا‌ترین شیاطین در Demon Slayer زندگی‌های بدی را به نام یک انسان داشتند. همین آنها را مجبور کرد به جای اون زندگی به نام یک شیطان را انتخاب کنند. انتخاب‌های آنها تانجیرو را مجبور کرد تا برای آنها اشک بریزد حتی زمانی آنها را شمشیر (بهترین شمشیرزن های انیمه) خود می‌کشد. داکی و گیوتارو کودکانی فقیر بودند که فقط باید به یکدیگر تکیه می‌کردند. تانجیرو در اون‌ها می‌بیند که او و نزوکو بدون عشق خانواده‌شان چه شکلی می‌توانسند باشند.

در حالی که این خواهر و برادر یکدیگر را برای شکست خوردن وقت مرگ ملامت می‌کنند، تانجیرو به آهستگی به آنها می‌گوید که دست از این کار بردارند، زیرا آنها تمام چیزی هستند که دارند. هیچ کس دیگری قرار نیست آنها را ببخشد یا برایشان سوگواری کند. هر دوی آنها در زندگی پس از مرگ به این داستان توجه می‌کنند. گیوتارو تلاش می‌کند خواهرش را به زور از او دور کند زیرا او هنوز فرصتی برای رستگاری دارد، و داکی از ترک برادرش امتناع می‌کند و در کنار او به جهنم می‌رود.

Sloth

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

در حالی که تجسم مانگا و انیمه Fullmetal Alchemist: Brotherhood از Sloth نسبتاً مسطح بود، نسخه انیمه 2003 هم برای مخاطب و هم برای الریک‌ها ضربه‌ای به قلب می‌زند. هومونکولی‌های سال 2003 به جای اینکه ساخته مستقیم پدر باشند، نتیجه بد تبدیل‌های انسانی هستند. تنبلی همان چیزی است که ادوارد و آلفونس زمانی که نتوانستند مادرشان تریشا را بازگردانند خلق کردند.

Sloth از خاطرات قبل‌اش عصبانی می‌شود و معتقد است که این خاطرات او را به فردی ناقص تبدیل می‌کنند. او مصمم است اد و آل را بکشد تا پابرجا کند که او شخص خودش است. اما زمانی اد با اکراه او را می‌کشد، او از آخرین لحظات خود برای تمجید از پسران تریشا همانند یک مادر استفاده می‌کند.

Johan Liebert

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

نیمی از یکی از بهترین رقابت‌های خواهر و برادر در انیمه، یوهان لیبرت هم برای تماشاگران و هم برای شخصیت‌های این انیمه غیرقابل درک است. مطمئناً اعمال او هیولاآمیز می‌باشد، از کشتن چندین گروه از والدین رضاعی گرفته تا نفوذ به افراد در هر سنی برای انجام خودکشی. هر کسی که با او در تماس است یا فراوان زیاد درد می‌برد یا می‌میرد.

از دوری دردناک از خواهر دوقلویش در کودکی و آزمایش‌های بدی که تصمیم داشت او را به مرگبارترین و مؤثرترین رهبر فرقه دنیا تبدیل کند، راه‌های زیادی وجود دارد که یوهان می‌تواند به آنچه که هست تبدیل شود و هیچ وقت فرصتی برای خودش نداشته باشد. وجود یوهان لیبرت در فهرست ناراحت کننده ترین شرورهای انیمه یک اولویت برای ما بود.

Isabella

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

در دید اول، ایزابلا به اندازه شیاطینی که برای آنها کار می‌کند شرور و ترسناک است. او کودکان غافل گریس فیلد را عظیم می‌کند تا توسط شیاطین خورده شوند و تمام تلاش خود را برای خرابکاری در تلاش‌های فرار از جمله شکستن پای اِما یازده ساله با دستان خالی در یک قطعه انجام می‌دهد.

با این حال، ایزابلا نیز کودکی بود که در گریس فیلد به نام دام عظیم شده بود و دوستانش را دید می‌کرد که به نام غذا برای شیاطین فرستاده می‌شدند. برخلاف قهرمان‌های قصـه، او نمی‌توانست از کشتزار فرار کند و «مادر» شدن تنها راهی بود که او می‌توانست زنده بماند. زمانی او نمی‌تواند جلوی نقشه فرار فرزندانش را بگیرد، آنها را ناراحت نمی‌کند و دعا می‌کند که در آزادی زندگی بهتری پیدا کنند.

Shinobu Sensui

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

معمولاً حس شرافت چیزی است که یک قهرمان مادام‌العمر را می‌سازد، مخصوصاً در یکی از بهترین انیمه‌های هنرهای رزمی. سنسویی نیز یکی از اون شخصیت‌ها بود. او به نام سلف یوسوکه به نام کارآگاه روح، به سبب اعتقاد راسخش که همه شیاطین شرور و همه انسان‌ها خوب هستند، کاملاً به این نقش متعهد بود و او با کشتن یکی برای محافظت از دیگری، کار کاملاً صحیح را انجام می‌داد.

وقتیاو  با واقعیت توانایی بشر برای شر و شیاطین برای بی‌گناهی مواجه شد، سنسوی نتوانست از وظیفه اون برآید و وابسته فروپاشی کامل شد. او بقیه عمر خود را وقف دوباره کردن درگاهی به دنیای شیطان‌ها می‌کند تا نوع شیطان را بر بشریت رها کند و همه آنها از جمله خودش را سلاخی کند.

Light Yagami

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه

میزان همدردی لایت در نظرات طرفداران فراوان متفاوت است. او اغوا نشده و یا در کشتن و غول‌آزاری فریفته نمی‌شود، او در اولین فرصتی که به دست می‌آورد با عجله به سوی اون می‌رود. اما نظر مخاطب نسبت به او به نام یک شخصیت هرچه باشد، قصـه او یک تراژدی غیرقابل انکار است.

لایت کل قصـه را صرف اعتقاد و تلاش برای اثبات اینکه او خدای عدالت است می‌کند. او همیشه می‌خواهد پابرجا کند که چیزی بزرگتر از یک انسان می‌باشد و توسط قضاوت انسان غیرقابل لمس است. اما قطعه آخر این انیمه، «دنیای جدید» به او پابرجا می‌کند که او در اشتباه است. همانطور که او از گروه ضربت فرار می‌کند، کاملا وحشت زده می‌شود و در نهایت به تنهایی می‌میرد. همانطور که Death Note ریوک قلبش را متوقف می‌کند، آشکار است که او فقط یک انسان می‌باشد.

Lord Darcia III

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه, ناراحت کننده ترین شرورهای انیمه

تمام گرگ‌های Wolf’s Rain، علیرغم اینکه برخی از بهترین سگ‌های انیمه هستند، زندگی غم‌انگیزی دارند. آنها توسط انسان‌ها تا انقراض نزدیک شکار می‌شوند و مجبور هستند دنیا خود را سرکوب کنند و برای زنده ماندن لباس‌های مبدل انسانی بپوشند. تنها چیزی که آنها را نگه داری می‌کند، فکر بهشت می‌باشد، که در افسانه‌ها فقط یک گرگ ممکن است به اون برسد.

در حالی که دارسیا هیچ وقت با قهرمانان مهربان نیست، او چزا را می‌رباید تا از او برای شفای معشوق ناخوش بدون معالجه خود، هارمونا، استفاده کند. اما زمانی هارمونا ساعاتی قبل از این که بتواند این کار را انجام دهد می‌میرد، قلب او کاملا می‌شکند و او در یک دیوانگی انتقام جویانه برای نابودی دنیا به راه می‌افتد، به طوری که تنها کسی که درون بهشت می‌شود او باشد.

Homura Akemi

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه, تراژیک ترین شرور در انیمه

زیادتر قطعه‌های مادوکا برای تکان‌دهنده‌ترین قطعه‌های این انیمه رقابت می‌کنند، اما یکی از رقبای اصلی این قطعه‌ها، قطعه 10 است که علامت می‌دهد هومورا تاریک و بی‌رحمی که مادوکا در حال آماده می‌شناسد، زمانی دختری خجالتی و شیرین بوده که به مادوکا به نام یک الگو دید می‌کرد. تماشای مرگ مادوکا در مبارزه با یک جادوگر او را شکست، و او آرزو کرد قدرتی داشته باشد که تاریخ را به عقب برگرداند و جانش را نجات دهد. پس از اون او تعداد بی‌شماری به قبل برگردانده شد، اما او هنوز برنده به انجام این کار نشده است.

حتی سپس از اینکه مادوکا خدا می‌شود، همورا نمی‌تواند خوشحال باشد. دوری دائمی از کسی که زیادتر دوستش دارد کاملاً برعکس چیزی می‌باشد که او برایش جنگیده است. در دنباله فیلم Puella Magi Madoka Magica: Rebellion، او تبدیل به شیطان برای خدای مادوکا می‌شود، مایل است واقعیت را بازنویسی کند، قدرت‌های او را سرکوب کرده و او را زندانی کند. اگرچه این فیلم با موفقیت همورا به آخر می‌رسد، اما قویاً گفته می‌شود که حتی این نیز دوام نخواهد داشت.

Akito Sohma

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه, بهترین شرورها با قبل های دلخراش

آکیتو یک داستان وحشت مطلق برای اعضای زودیاک است. آکیتو، خدایی که همه سوماهای نفرین شده را تحت کنترل خود می‌بندد، آماده است هر کاری انجام دهد تا پیشرفت و استقلال آنها را خنثی کند و آنها را برای همیشه در کنار خود نگه دارد، تا اینکه آنها را منزوی کند، به افرادی که دوستشان دارند صدمه برساند و آنها را ملامت کند.

با این حال، آکیتو با مثال این داستان را یاد گرفت. او توسط پدرش آکیرا، که در جوانی فوت کرد، مورد تمجید قرار گرفت و مادرش رن از او متنفر بود، که دائماً آکیتو را مورد تمسخر قرار می‌دهد که چگونه او دوست داشتنی نیست و همه او را در آخر رها خواهند کرد. این به دنبال دستکاری‌های شیگوره دلیل می‌شود آکیتو از خوف تنها ماندن اعضای زودیاک را مضاعف کند.

Zabuza Momochi And Haku

تراژیک ترین شرورها در انیمه
تراژیک ترین شرورها در انیمه, تراژیک ترین ویلن ها در انیمه

اولین شرور ناروتو نیز تراژیک ترین شرور در انیمه است. هاکو کودکی بود که پدرش از خوف قدرت ارثی مادرش را به کشتن رساند و تلاش کرد او را نیز بکشد. قاتل سرسخت، زابوزا این پسر جدید یتیم را زیر بال خود گرفت. علیرغم اینکه هاکو می‌فهمید که زابوزا فقط می‌خواهد از او برای قدرتش استفاده کند، اما این عمل همچنان وفاداری ابدی هاکو را برای او به هدیه می‌آورد.

زابوزا همچنین محصول سیستم شینوبی عمیقاً شکسته بود و اصرار داشت که برای هاکو به اندازه یک ابزار دور ریختنی ارزش قائل است. اما زمانی که زابوزا شاهد فداکاری هاکو برای محافظت از اربابش است، رئیس زابوزا به جسد او بی احترامی می‌کند، و او مجبور می‌شود از آخرین لحظات خود برای کشتن رئیس خود استفاده کند و سپس در کنار هاکو بلند بکشد. او می‌خواهد در زندگی پس از مرگ با او متحد شود، اما معتقد است که غیرممکن است کسی همانند او به همان جایی برود که فردی همانند هاکو خواهد رفت.

زیادتر بخوانید:

از همراهی شما تا انتهای نوشتار تراژیک ترین شرورها در انیمه سپاس‌گزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما می‌توانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونی عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقاله‌ها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی می‌توانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسی‌های فیلم‌های روز دنیا مراجعه کنید.



[ad_2]

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند ؛ تراژیک ترین شروران مارول

[ad_1]

در دنیای مارول، شرورانی وجود دارند که عزیزشان را از دست داده‌اند. دنبال ما باشید تا به 10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند بپردازیم.

در دنیای سینمایی مارول شرورانی (شرورترین شخصیت های مارول) وجود دارند که نمی‌توان اون‌ها را تنها به چشم یک فرد خبیث دید کرد. شرورهای مارول از عمق شخصیتی فراوان زیادی برخوردار هستند و به همین خاطر است که طرفداران اون‌ها را فراوان دوست دارند. شروران مارول علاوه بر اینکه می‌توانند کارهای وحشناکی انجام دهند، به همان اندازه هم می‌توانند یک شخصیت احساساتی و شکست خورده داشته باشند.

این یکی ویژگی‌های این شروران است که دلیل شده در بین طرفداران محبوبیت زیادی پیدا کنند. یکی از دلایلی که بسیاری از شروران به سو کارهای مجرمانه کشیده می‌شوند، از دست دادن یکی از عزیزانشان می‌باشد. اکثر شروران پس از یک اتفاق غم انگیز به سو جنون می‌روند و دست به کارهایی می‌زنند که به فراوان از افراد صدمه می‌زند.

این شروران قبل از اینکه به چنین کارهایی دست بزنند، افراد فراوان خوبی بودند، اما تنها واجب بود که یک جرقه‌ای بخورد و اون‌ها را به یکی شرور (بهترین شخصیت های شرور پیکسار) مقام یک تبدیل کند. تا انتهای این مقاله دنبال ما باشید تا 10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند را به شما معرفی کنیم.

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

تراژیک ترین شروران مارول

شما می‌توانید فهرست 10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند را در یک دید در لیست زیر مشاهده کنید:

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

شخصیت‌های شروری در دنیای مارول وجود دارند که به دلایل مادی، همانند پول دست به کارهای مجرمانه نزدند. در واقع این تغییر شخصیتی از یک اتفاق غم انگیز نشئت می‌گیرد و در اکثر مواقع به دلیل از دست دادن یکی از عزیزان می‌باشد. در این مقاله تصمیم داریم تا به  10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند بپردازیم.

آپوکالیپس (Apocalypse)

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
شرورهایی از مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

ان صباح روشنایی (آپوکالیپس) در مصر باستان به دنیا آمد و به دلیل پوست خاکستری و ظاهر غیرانسانی‌اش توسط والدینش در بیابان رها شد. او به زودی توسط قبیله مهاجرت نشین سرشناس به طوفان شن پیدا شد و رهبر اون‌ها، بعل، او را به فرزند خواندگی قبول کرد. روشنایی تمام قبیله خود را با حمله سربازان مصری از دست داد. جنگ شدید اون‌ها دلیل شد که زمین زیر اون‌ها فرو بریزد و همه اون‌ها زنده به گور شوند.

در همان تاریخ بعل و روشنایی در غار زیرزمینی بودند و در غار به دام افتادند. قبل از اینکه بعل از گرسنگی بمیرد، به روشنایی گفت که از علمی بیگانگان پنهان شده در غار برای سرنگونی فرعون و تبدیل شدن به فرمانروای مصر استفاده کند. روشنایی در حالی که تمام کسانی که به اون‌ها با ارزش و مهم بودن می‌داد مرده بودند، به‌ یکی از اولین شرورانی از مارول که عزیزانشان را از دست داده اند تبدیل شد.

زیادتر بخوانید:

پزشک دوم (Doctor Doom)

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
شرورهایی از مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

مادر ویکتور فون دوم در حالی که با پدرش زندگی می‌کرد، جادوهای شیطانی انجام می‌داد. او توانست دیو مفیستو را احضار کند و از او بخواهد که قدرت (زن های جذاب کتاب های کمیک ؛ به دنبال قدرتمند ترین زنان مارول و دی سی) عالی‌ای به او بدهد. آرزوی او برآورده شد، اما اندکی سپس کشته شد و روحش به مفیستو رسید. پزشک دوم جزو شرورانی در دنیای مارول که عزیزانشان را از دست داده اند قرار می‌گیرد.

پس از مرگ مادرش، از پدرش ورنر خواسته شد تا از توانایی‌های خود به نام شفا دهنده برای نجات یک نجیب زاده در حال مرگ استفاده کند. او شکست خورد و با ویکتور به بیابان سرد دوید تا از خشم نجیب زاده در امان بماند. ویکتور از سرمای شدید جان تندرست به در برد، اما ورنر این کار را نکرد. مرگ والدینش ویکتور را عصبانی و او را تبدیل به یک انتقام جو کرد. این دلیل شد تا او در نقش پزشک دووم در کتاب‌های کمیک نمادین بسیاری ظاهر شود و به دشمن اصلی چهار حیرت انگیز و فرماندار سرزمین خیالی اروپایی لاتوریا تبدیل شود.

مستر سینستر (Mr. Sinister)

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
شرورانی در دنیای مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

ناتانیل اسیکس دانشمندی بود که با ربکا میلبری ازدواج کرد. اولین پسر اون‌ها با چند نقص مادرزادی به دنیا آمد و در چهار سالگی فوت کرد. این دلیل شد اسیکس زیادتر روی کار خود تمرکز کند. اسیکس چنان می‌خواست رازها حرکت‌های انسانی را کشف کند که افرادی را استخدام کرد تا خارج بروند و هرکسی را که ناهنجاری‌های فیزیکی داشت را بدزدند. او به دنبال جسد پسر مرده‌اش روی این افراد آزمایش‌هایی انجام داد.

ربکا که فرزند دوم خود را باردار بود، متوجه شد که اسیکس چه کار می‌کند. او با وحشت تمام زندانیانش را آزاد کرد و پسرش را خاک کرد. شوک این امر منجر به سقط جنین و مرگ نوزاد او شد. اسیکس درخواست بخشش کرد، اما او به هیچ وجه اسیکس را نبخشید. مستر سینستر عزیزترین فرد زندگی خود را از دست داد و جزو شرورهایی از مارول که عزیزانشان را از دست داده اند قرار گرفت.

زیادتر بخوانید:

بارون زمو (Baron Zemo)

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
شرورانی از مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

زمو توسط مادر و پدرش هاینریش عظیم شد. او از پدرش به نام یک دانشمند باهوش و یک مواظب دوست داشتنی یاد می‌کند. با این حال، هاینریش پس از دعوای زمو با کاپیتان آمریکا (بهترین کمیک های کاپیتان آمریکا از دید سایت جونی)، او به نام یک چهره بد معرفی کرد. این دلیل دیوانه شدن او شد و شروع به سوء استفاده از زمو کرد.

زمو هیچ وقت هاینریش را مقصر این سوء استفاده نمی‌فهمید و از نظر او مقصر اصلی کاپیتان آمریکا بود. مادر بارون زمو بعداً پس از اینکه پدرش اون‌ها را رها کرد، بر دلیل‌ ناراحتی فراوان فراوان مرد. سال‌ها سپس زمو متوجه شد که هاینریش در درگیری با کاپیتان آمریکا کشته شده است. زمو فراوان زیاد عصبانی شد لباس مخصوص خود را به بدن کرد و سوگند خورد که با کشتن کاپیتان آمریکا انتقام پدرش را بگیرد و به یکی از شرورهایی از مارول که عزیزانشان را از دست داده اند تبدیل شد.

 

پزشک اختاپوس (Doctor Octopus)

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

پزشک اتو اکتاویوس توسط مادری بیش از حد محافظ و پدری بدسرپرست عظیم شد. پدرش او را مورد اذیت و اذیت فیزیکی قرار می‌داد تا او را تبدیل به یک انسان سرسخت کند، اما این فقط دلیل کوچک او می‌شد. پدرش در زمانی که اتو در کالج بود فوت کرد و اتو از او سپاسگزاری کرد که او را به آنچه امروز هست تبدیل کرده است. پزشک اختاپوس یکی از سر مقاوم‌ترین دشمنان مرد عنکبوتی (بهترین کمیک های مرد عنکبوتی) به شما می‌رود و مبارزات زیادی با یکدیگر داشتند.

اتو عاشق مادرش بود و هر کاری که او از او می‌خواست انجام می‌داد. او حتی زمانی که مادرش گفت که نامزدش لیاقتش را ندارد از او جدا شد. اتو از این تصمیم پشیمان شد و با مادرش مشاجره شدیدی داشت که با مرگ او بر دلیل‌ سکته قلبی شکل گرفت. گناه این اتفاق دلیل شد که او به طور ناخواسته دلیل تصادفی شد که چهار بازوی مکانیکی خود را به خود متصل کرد و تبدیل به پزشک اختاپوس شد.

مگنتو (Magneto)

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

چیزهای زیادی وجود دارد که فقط طرفداران کتاب‌های کمیک درباره مگنیتو می‌دانند، اما اکثر طرفداران مردان ایکس از قبل غم انگیز او اطلاع دارند. او در آلمان عظیم شد و برای میراث یهودی‌اش مورد اذیت و اذیت قرار گرفت. او به دنبال پدر، مادر و خواهر کوچکش کوشش کرد از دست سربازان نازی فرار کند، اما همه اون‌ها زندانی شدند. خانواده مگنیتو کشته شدند، اما او پس از اینکه پدرش او را از محدوده تیر خارج آورد، زنده ماند.

مگنیتو بعداً به آشویتس فرستاده شد و با همسر آینده‌اش مگدا دوست شد. سپس از اینکه توانستند فرار کنند، با دخترشان آنیا زندگی مشترک را شروع کردند. متأسفانه در برخی از تداومات، خانه اون‌ها توسط افرادی که حرکت یافته‌ها را هدف قرار می‌دادند به آتش کشیده شد. آنیا در آتش جان باخت و مگنیتو همه مسئولین این اتفاق را کشت و سپس سوگند یاد کرد که هیچ وقت گرامی دیگری را از دست ندهد و از حرکت یافته‌ها در همه جا محافظت کند.

زیادتر بخوانید:

ویپلش (Whiplash)

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

آنتون وانکو یک مهندس برق بود که با خانواده خود در روستای ولستوک روسیه زندگی می‌کرد. کلون شیطانی علیه تونی استارک در حالی که لباس مرد آهنی (بهترین کمیک های مرد آهنی) دزدیده شده را پوشیده بود به دهکده رسید. با هدف بی اعتبار کردن تونی، کلون دهکده را تخریب کرد و هزاران نفر را که در اون‌جا زندگی می‌کردند را کشت. این شامل بسیاری از دوستان آنتون و پدرش می‌شد.

آنتون با یک تفنگ پیشرفته توانست به کلون شلیک کند و دلیل شود که زره از بین برود. او مرد آهنی (بهترین کمیک های قلب آهنی) را مقصر این اتفاق می‌فهمید و می‌خواست از از مسئول این اتفاق انتقام بگیرد. آنتون قفسه سینه لباس مرد آهنی را گرفت و از اون برای ساختن زره مخصوص خود با شلاق‌های الکتریکی برای کشتن مرد آهنی استفاده کرد.

لیدی دث استریک (Lady Deathstrike)

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

یوریکو اویاما و دو برادرش توسط پدرشان، لرد دارک ویند، که یک جنایتکار ژاپنی (بهترین انیمیشن های سریالی ژاپنی از دید سایت جونی) بود عظیم شدند. قاتلان زیادی برای دارک ویند کار می‌کردند، از جمله کیرا، مردی که یوریکو دوستش داشت. دارک ویند حتی فرزندانش را همانند یک قاتل تربیت کرد و دو پسرش در یکی از ماموریت‌های ترور کشته شدند.

یوریکو از پدرش بدلیل اینکه دلیل مرگ (بد ترین مرگ ها در محبوب ترین فیلم ها از دید سایت جونی) برادرانش شد و برای قرار دادن کیرا در ماموریت‌های پرخطر و ترساندن عمدی صورتش از پدرش متنفر شد. یوریکو در نهایت توانست پدرش را بکشد و انتقام او را بگیرد. یوریکو می‌خواست زندگی جدیدی را با کیرا شروع کند، اما زندگی خود را به نام راهی نادرست برای احترام به استاد سقوط کرده‌اش به آخر رساند. یوریکو پریشان بود و سپس با عنوان لیدی دث استریک وظیفه امپراتوری جنایتکار پدرش را بر وظیفه گرفت.

گالاکتوس (Galactus)

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

نام اصلی گالاکتوس گالان بود و او در کهکشانی قبل از انفجار عظیم متولد شد. سیاره او یک بهشت محسوب می‌شد که پر از علمی پیشرفته بود. گالان بعداً متوجه شد که بیگ بنگ قرار است چهره دهد و سیاره او و هر چیزی که در وجودش وجود دارد را نابود کند.

گالان در فضا مسافرت کرد تا راهی برای پیشگیری از اون پیدا کند اما چیزی پیدا نکرد. گالان باید مرگ مردم سیاره‌اش بر دلیل‌ مسمومیت ناشی از انفجار عظیم را دید می‌کرد. گالان می‌فهمید که قرار است بمیرد؛ بنابراین تصمیم گرفت آخرین گونه خود را به مرکز انفجار عظیم ببرد و با بزرگ بمیرد. همه به جز گالان بر دلیل‌ برخورد جان باختند. گالان پر از قدرت شد و تبدیل به گالاکتوس شد، موجودی که تنها از گروه کوچکی از مردم قدرت کمتری دارد.

زیادتر بخوانید:

گور (Gorr)

10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند
10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند

گور قصاب خدا در سیاره‌ای خشن متولد شد که در اون غذا و آب کم یاب بود. پدر و مادرش در آغاز زندگی از دنیا رفتند و او مجبور بود از خودش نگهداری کند. او سرانجام ازدواج کرد و مالک چند فرزند شد. گور تلاش کرد تا خانواده اش را از هر لحاظ تامین کند، اما انجام این کار دشوار بود. گور برای اولین بار در فیلم ثور: عشق و رعد (بهترین لباس های ثور از کمیک های مارول) با بازیگری کریستین بیل به عکس کشیده شد.

همسر گور (بهترین کمیک های گور) به او گفت که دلواپس نباشد، زیرا فکر می‌کرد که خدایان اون‌ها را نجات خواهند داد. متأسفانه، هر چند بار که گور دعا کرد، هیچ نجاتی نتیجه نشد و همه افراد خانواده او مردند. زمانی به تنهایی در بیابان سرگردان بود، دو خدا را دید که با هم می‌جنگند. او فهمید که خدایان وجود دارند و عصبانی شد، زیرا می‌فهمید که هیچ یک از اون‌ها تصمیم به نجات خانواده‌اش ندارند. سپس سوگند یاد کرد که همه خدایان را با شمشیر نکروس به نام انتقام عزیزانش بکشد و تقریباً برنده شد.

زیادتر بخوانید:

از همراهی شما تا انتهای نوشتار 10 شرور مارول که عزیزانشان را از دست داده اند سپاس‌گزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما می‌توانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونی عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقاله‌ها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی می‌توانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسی‌های فیلم‌های روز دنیا مراجعه کنید.



[ad_2]

رابطه های جذاب در هری پاتر ؛ تراژیک، رمانتیک و گاها ملانکولیک

[ad_1]

رابطه های جذاب در هری پاتر کم نیستند اما این نوشتار به جستجو اون‌هایی رفته که از جهت دراماتیک زیادتر مورد توجه قرار گرفته و بُلد شده‌اند.

اساسا رابطه‌ی عاشقانه بخشی از هرمون‌ها را در انسان بیدار می‌کند که انسان از یک جایی به سپس با دستور اون‌ها درون عمل میشود و قسمتِ منطقِ ذهنش کمی تا حدودی خاموش می‌شود. برخی این اتوکنترل را دارند که رفتار و کردارشان را در پوسته‌ای از محافظه‌کاری نگه دارند و برخی تمام و آراستگی شیفته‌ی کیمیای عشق می‌شوند.

رابطه های جذاب در هری پاتر

تراژیک، رمانتیک و گاها هم ملانکولیک

فهرست مطالبی که در نوشتار رابطه های جذاب در هری پاتر خواهید خواند به شرح زیر است:

رابطه های جذاب در هری پاتر
رابطه های جذاب در هری پاتر

شاید فراوان از پاترهدهای گرامی، هرمایونی و هری، سوروس و لیلی، هری و لونا، آلبوس و مینورا و حتی من (نویسنده این متن) و لونا را از روابط فانتستیک و جذابی برای دنیای جادوگری بپندارند که هیچ‌وقت به وقوع نپیوست اما من در این متن به روابطی خواهم پرداخت که واقعی شدند اما…

سوروس و لیلی

رابطه های جذاب در هری پاتر
رابطه های جذاب در هری پاتر

سوروس اسنیپ و لیلی اوانز دوستان دوران کودکی یکدیگر بودند. آنها قبل از ده سالگی و نزد از رسیدن نامه‌های هاگوارتز، یکدیگر را ملاقات کردند. اوانس‌ها و اسنیپ‌ها همسایه بودند و به این نظم دو جادوگر کم سن با هم دوست شدند. آنها هم بازیِ یکدیگر در کودکی بودند و عشقی کودکانه بین آنها در جریان بود، تا زمانی که درون مدرسه هاگوارنز شدند.

جرفه اتفاق زمانی خورد که سوروس با جیمز و سیریوسِ اون تاریخ‌ها کمی بد وجود (اینو به سختی تونستم تایپ کنم چون فراوان دوسش دارم بلکو)، درگیری پیدا می‌کند و در بینِ درگیری از دهانِ سوروس خطاب به لیلی کلمه‌ی “مال‌بلاد” درمیآید. مال‌بلاد به معنای گندزاده واژه‌ای است که راسیست‌های دنیای جادوگری به جادوگرانی می‌گویند که پدر و مادرشان ماگل (مشنگ) هستند.

سوروس و لیلی

رابطه های جذاب در هری پاتر
رابطه های جذاب در هری پاتر

در فیلم این کلمه را چندین بار از دهانِ دراکو نسبت به هرمایوینی شنیده‌ایم. واجب به ذکر است جیمز و سیریوس همیشه و همیشه سوروس را مسخره و اذیت می‌کردند و یکبار این شوخی‌های بیجایشان تا حدی پیشرفت که ممکن بود سوروس جانش را از دست بدهد که جیمز او را نجات داد. آنها او را زوروس صدا میزدند و همیشه آزارش می‌دادند. ریشه رفتارِ بد و خشکِ اسنیپ نسبت به هری و دیگران این داستان است.

این اولین و  آخرین تیر از جانبِ سوروس به سوِ عشقش بود. او لیلی را برای همیشه (Always) از دست داد و جیمزِ زمان‌طلب (به معنای خوبش) او را تصاحب کرد.بعدها زمانی لیلی از او سوال کرد که آیا هنوز تصمیم مرگ‌حقیر (طرفداران ولدمورت) شدن را دارد یا خیر، سوروس جوابی نداد و تلویحا این تصمیمش را تایید کرد.

اسنیپ عاشقِ لیلی بود، ماند و فوت کرد. او برای عشقش به ولدمورت دفعات خیانت کرد. او از نقشه ولدمورت برای حممله به پاترها مطلع بود و اون را به دامبلدور گفت ولی مع‌الاسف آنها به آدمِ بدی اطمینان کردند و نتیجه با خسران دنبال شد. سپر مدافع سوروس گوزن بود اما سپس از عاشق شدنش سپرش به شکل آهو حقوق. به شکلِ سپرِ مدافعِ لیلی…

آلبوس و گلرت

رابطه های جذاب در هری پاتر
رابطه های جذاب در هری پاتر

جی.کی.رولینگ در مورد روزهای اول رابطه‌ی دامبلدور و گریندل‌والد این طور گفته است: “اونها رابطه‌ی فراوان توانا و عمیقی داشتند. با هیجان و حس بودند و یک رابطه‌ی عاشقانه به حساب میومد. اما همون‌طور که در هر نوع رابطه‌ای با هر گرایش عاطفی و هر نوع برچسبی که بهش بزنید ممکنه نزد بیاد، هیچ کدوم از طرفین دقیقا نمیدونستن اون یکی چه حسی بهش داره. نمیشه فهمید. فکر می‌کنید که میدونین، ولی نمیدونین. برای همین من کمتر به جنبه‌ی جنسی این اتفاق علاقه دارم، هرچند که به نظرم در این رابطه بُعد [عاطفی-فیزیکی] هم وجود داشته که به نظرم مربوط به احساساتی میشده که نسبت به همدیگه داشتند که در نهایت برجسته‌ترین و بهترین چیزی هست که در روابط انسان‌ها وجود داره.”

رابطه دو ابرجادوگر

رابطه های جذاب در هری پاتر
رابطه های جذاب در هری پاتر

هیچ شکی نیست که گریندل‌والد همیشه مجذوب قدرت دامبلدور بوده اما عمق این نزدیکی و صمیمیت تا به حال آشکار نشده بود. در فیلم علامت داده می‌شود که ولدمورت به نزدِ گریندل‌والد میرود و جای ابر چوبدستی را از او می‌پرسد و گریندل‌والد می‌گوید قبر دامبلدور. اما در واقعیت و در کتاب اینجور نیست.

گریندل‌والد جای ابرچوبدستی را نمی‌گوید چون می‌داند اگر ولدمورت بداند اون در قبرِ آلبوس است قبرِ او را نبش خواهد کرد و این بی‌احترامی به اوست. در کتاب پس از عدم تمکینِ گریندل‌والد نسبت به پاسخ دادن به ولدمورت، ولدمورت او را در زندان آزکابان به کشتن می‌رساند.

هری و جینی

رابطه های جذاب در هری پاتر
رابطه های جذاب در هری پاتر

روابط هری پاتر فراوان نیست. او آخرین رابطه‌اش را با جینی تجربه کرد. در محفل ققنوس هری و جینی تقریبا یک تابستان کامل را در کنار هم در خانه میدان گریمولد، مرکز فرماندهی محفل ققنوس گذراندند. البته که خانه میدان گریمولد رمانتیک‌ترین جای ممکن برای عاشق شدن نیست، اما جوِ به هم‌چپیده و ماموریت‌های تمام نشدنی اون‌ها را به هم نزدیک‌تر کرد.

حالا دیگر جینی ۱۴ ساله بود و نادیده گرفتنش فراوان مقاوم بود. او در اجرای طلسم‌ها حیرت‌انگیز بود. اگر نگوییم زیادتر از هری قطعا به اندازه او عاشق کوییدیچ بود و البته در بالای این لیست طولانی او باهوش و مبتکر بود و از اینکه برای حقش بجنگد ابایی نداشت.

ولدمورت و بلاتریکس

رابطه های جذاب در هری پاتر
رابطه های جذاب در هری پاتر

شاید فراوان‌ها از این کتاب خوششان نیامده باشد اما خب این کتاب حاوی فکت مهمی از جانب خانم رولینگِ گرامی است که پیشتر هم در (تئوری های هری پاتر) و (تحلیل شخصیت های هری پاتر) به اون نشانه کرده بودم. در تئاتر هری پاتر و فرزند نفرین شده (که در سال ۲۰۱۶ به مجموعه هری پاتر اضافه شد‌)، ما متوجه شدیم که لرد ولدمورت و بلاتریکس‌ لسترنج (تحلیل شخصیت‌های زن هری پاتر) مالک فرزند دختری با نام دِلفینی بودند‌ (به شکل مخفیانه).

تاریخ دقیق تولد دلفینی هنوز نامشخص است اما احتمالا او در زمانی بین فرار بلاتریکس از آزکابان‌ (کتاب پنجم، هری پاتر و محفل ققنوس) و جنگ هاگوارتز (کتاب هفتم، یادگاران مرگ) به دنیا آمده است‌. بلاتریکس شیفته ولدمورت بود ولی ولدمورت به او نیز (همانند دیگران) به چشمِ ابزار دید می‌کرد.

هری و چو

رابطه های جذاب در هری پاتر
رابطه های جذاب در هری پاتر

چو ران ویزلی و هرمایونی گرنجر را دوست نداشت. او معتقد بود که هری به جای دوستی، عواطف عاشقانه‌ای نسبت به هرمایونی دارد. این یکی از دلایلی بود که چو و هری از هم جدا شدند. با این حال او در طول جنگ هاگوارتز در ارتش دامبلدور با ارتشِ ولدمورت جنگید و زیادتر آنها از جنگ جان تندرست به در بردند.

چو چانگ عشق اولِ هری بود. اولین بوسه و اولین دوست دختر هری پاتر در کتاب و فیلم‌های هری پاتر معروف است. هری از زمانی که در فیلم زندانی آزکابان در برابر او کوئیدیچ بازی کرد به نوعی شیفته او شده بود. او در جام آتش کاملا شیفته او بود اما پس از ارتباط پو و سدریک شرایط کمی تغییر کرد. در محفل ققنوس نیز اولین بوسه اتفاق افتاد که با یک سوءتفاهم همه‌چیز به باد فنا رفت و سپس هری و جینی رابطه‌شان شکل گرفت.

هرمایونی و ویکتور

رابطه های جذاب در هری پاتر
رابطه های جذاب در هری پاتر

شاید دوستی این دو یکی از سطحی‌ترین تصمیمات زندگی هرمیون بوده باشد. در Harry Potter and the Goblet of Fire، گرنجر و ویکتور کرام (Victor Krum) با هم دوست می‌شوند، اما رابطه آنها (حداقل برای هرمایونی) یک رابطه‌ فراوان سطحی و زودگذر بود.

کرام، علاوه‌ بر اینکه دارای شخصیتی قابل ملاحظه نبود، هوش زیادی نیز نداشت. او و هرمایونی واقعا نقطه اشتراکی نداشتند. ویکتور فقط از تماشای هرمیون وقت مطالعه خوشی می‌برد. کرام برای شروع این رابطه زیادتر مورد قضاوت و نقد قرار گرفت اما واقعا هرمایونی چه‌ فکری با خود می‌کرد؟ برخی معتقدند که او تنها به این سبب درون رابطه با کرام شد چون ویکتور یک بازیکن سرشناس «کوییدیچ» (Quidditch) بود، اما من آنقدر زیاده‌روی نمی‌کنم چون به نظر هرمایونی آدمی نیست که اینجور فکر کند.

هرمایونی و ران

روابط هری پاتر
روابط هری پاتر

رولینگ در مصاحبه‌ای اعتراف کرد که فکر میکند هری و هرمایونی زوج بهتری نسبت به ران و هرمایونی است. رولینگ در ادامه گفت: “متوجهم و متاسف و میتونم صدای انتقاد و ناراحتی برخی از طرفدارها رو بشنوم. ولی اگه بخوام کاملا راستگو باشم باید بگم فاصله‌ای که گرفتم دلیل شد دید بهتری پیدا کنم. این یک انتخاب براساس دلایل شخصی خودم بود نه بر پایه قابل قبول بودن.” اما واتسون هم تاکید کرد که فراوان از طرفدارها این رو قبول دارن و از اینکه آیا ران واقعا توانایی خوشحال کردن هرمایونی رو داره تعجب میکنن.

جیمز و لیلی

روابط هری پاتر
روابط هری پاتر

لیلی و جیمز پاتر هر دو از راحت‌التحصیلان خوبِ خانه گریفیندور بودند. کلاس گریفیندور سال 78 نیز شامل سیریوس بلک، رموس لوپین و پیتر پتیگرو بود. از دیگر راحت التحصیلان برجسته گریفیندور می‌توان به پروفسور دامبلدور و مک‌گوناگال و همچنین هاگرید و همه ویزلی‌ها نشانه کرد.

لیلی جیمز را انتخاب کرد زیرا جیمز در وفاداری و از خودگذشتگی خود نسبت به هر کسی که برایش مهم بود فراوان مصر بود. اسنیپ تا زمانی که لیلی زنده بود هیچ وقت نتوانست این کار را انجام دهد. تنها پس از مرگ او سرانجام یاد گرفت که چگونه با او محترمانه رفتار کند. به سبب رفتار سوروس پیشتر نشانه شد.

لیلی و جیمز رابطه‌ای عاشقانه داشتند و حاصلش پسری به نام هری جیمز بود. پسری که هیچ‌گاه نتوانست با پدر و مادرش زندگی خوبی داشته باشد. پدرش جیمز اما دنبال خانواده خود عظیم شد. او چشم‌های قهوه‌ای (فندقی) و موهای سیاه به هم ریخته دارد. او بینی بلند تری نسبت به خود هری پاتر داشته، اما صورتی کشیده و لاغر دارد.

جیمز و لیلی

روابط هری پاتر
روابط هری پاتر

موهایش در قطعه عقب سرش به هم ریخته و ظاهری با عجله به او داده است. او تقریباً بزرگی و محبوبیت هری را نیز در دوران مدرسه داشته‌است. او در سال ۱۹۶۹ درون مدرسه هاگوارتز شد و در گروه گریفیندور قرار گرفت. بهترین دوستان او در دوران تحصیلش در هاگوارتز سیریوس بلک، ریموس لوپین و پیتر پتی‌گرو بودند

. اون‌ها گروهی به نام غارتگران تشکیل داده بودند و به شیطنت در مدرسه می‌پرداختند. یکی از اختراعات مهم این گروه، نقشه غارتگر است. جیمز از ابتدای ورود به مدرسه از سوروس اسنیپ، علم‌آموز اسلیترینی متنفر بود و این دو از هر فرصتی برای طلسم کردن یکدیگر استفاده می‌کردند. جیمز پاتر در هاگوارتز عاشق لی‌لی اوانز شد و در نهایت نیز با وی ازدواج کرد.

زیادتر بخوانید:

از همراهی شما تا انتهای نوشتار رابطه های جذاب در هری پاتر سپاس‌گزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما می‌توانید به نام نویسنده مهمان در سایت فیگار عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقاله‌ها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی می‌توانید به اینستاگرام فیگار جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسی‌های فیلم‌های روز دنیا مراجعه کنید.



[ad_2]