[ad_1]
کشتن مرد ثروتمند به دست 4 مرد تبهکار
نگهداری به این پرونده از شامگاه ۱۷ اردیبهشت سال ۹۹ با شرح کشتن هولناک مرد جوانی به نام مهران در خانهاش واقع در منطقه حکیمیه تهران شروع شد. مأموران در شرح خود به بازپرس جنایی اعلام کردند: مقتول در حالی پیدا شده بود که دستهایش را از پشت بسته و شالی دور گردنش گره خورده بود و به نظر میرسید که از خانه او سرقت هم شده است.
با اعلام خبر این جنایت به بازپرس جنایی و شروع تحقیقات برای دستگیری عاملان جنایت، کارآگاهان به جستجو دوربینهای مداربسته محدوده خانه مقتول رفتند و پس از بررسی مشخص شد که ۳ مرد کم سن به دنبال یک زن درون خانه مقتول شدهاند و پس از مدتی هم هراسان از خانه خارج شده و سوار بر خودروشان محل را ترک کردهاند.
در ادامه تیم جنایی دریافتند از مدتی قبل مقتول با مرد جوانی به نام سعید دوست شده و با هم مشارکت کاری داشتهاند. بدین نظم به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسرای امور جنایی پایتخت، سعید بازداشت شد. او ابتدا منکر جنایت بود اما زمانی در مقابل مستندات قرار گرفت، لب به اعتراف دوباره کرد و گفت، قصدش کشتن مهران نبوده بلکه میخواسته با گرفتن سفته از او طلب میلیاردیاش را پس بگیرد.
با دستگیری چهار متهم دیگر پرونده و صدور کیفرخواست، آنها در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شدند.
در ابتدای جلسه دادگاه، مادر مقتول برای قاتلان پسرش درخواست قصاص کرد.
در ادامه رضا ۲۷ ساله متهم ردیف اول که به اتهام مشارکت در کشتن، مشارکت در اخذ سند به عنف، سرقت و حمل شوکر محاکمه میشد به درجه رفت و در نگهداری از خودش گفت: من دانشجو هستم و فقط برای کمک به برادرم سعید با او دنبال شدم. برادرم چندین میلیارد پول به مرحوم داده بود و مدرکی هم نداشت بنابراین نمیتوانست پولش را پس بگیرد. من قبول کردم با ورود به خانه مهران ابتدا دوستانه قضیه را حل کنم و اگر نشد با زور سفته را از او بگیرم. من اتهام کشتن و صدمه بدنی به او را قبول ندارم و مرگ او تنها یک اتفاق و حادثه بود.
وی در ادامه افزود: من تنها کاری که انجام دادم این بود که زمانی دیدم مهران مقاومت و سروصدا میکند، با شال دهانش را بستم و دو گره کور زدم و سپس هم با شال دیگری دستهایش را از پشت بستم و با دوستم بخشنده، از او دلیل انگشت گرفتیم. اما پس از دقایقی متوجه شدم او دیگر مقاومت نمیکند و همان وقت به بخشنده گفتم برای چی حرکت نمیکند که پس از معاینه او گفت فکر میکنم فوت کرده است. حتی دوستم که به خدمات پزشکی درون بود اقدام به احیای قلبی تنفسی هم کرد اما استفاده نداشت.
پس از اون بخشنده – متهم ردیف دوم – به درجه رفت و گفت: من فقط اتهام مشارکت در اخذ سند به عنف را قبول دارم. قبل از ورود به اون خانه یک سرنگ داروی بیهوشی با خودم برده بودم تا در شکل مقاومت به او تزریق کنم. برای ورود به خانه مقتول خانم جوانی که دنبال ما بود، در خانه او را زد و به دلیل اینکه حلوای خیراتی آورده، از مهران خواست در را دوباره کند. زمانی در دوباره شد، همدستمان قاسم که تواناهیکل بود در را فشار داد و ما درون خانه شدیم. مقاومت مهران هم دلیل شد من در همان لحظات اولیه دارو را تزریق کنم. سپس از اون هم قاسم دستهایش را گرفت و رضا هم با شال دستهایش را بست و ما هم شروع به گرفتن دلیل انگشت کردیم اما چون سروصدا میکرد، رضا دهانش را با شال بست تا اینکه متوجه شدیم او حالش بد شده است. من هر کاری که میتوانستم برای احیای او انجام دادم اما فوت کرد.
در ادامه قاسم که از ورزشکاران زبر دست بود، خاطرنشان کرد: من فقط برای آنکه درگیری به وجود نیاید به آنجا رفته بودم و هیچ دخالتی هم نداشتم. تنها کاری که کردم گرفتن دستهای مقتول بود تا دوستانم او را ببندند.
سپس از اون سعید، متهم بعدی به درجه رفت و عنوان کرد: مقتول در کار واردات و خرید و فروش تجهیزات پزشکی بود. من به او ۶ میلیارد تومان پول نقد و ۱۸ میلیارد تومان چک داده بودم تا با هم کار کنیم اما او پولم را پس نمیداد و من فقط میخواستم پولم را پس بگیرم. من اتهام معاونت در کشتن را قبول ندارم. من کلینیک پزشکی دارم و در چند بیمارستان هم بهعنوان مشاور مالی مشغول کار هستم. قصدمان کشتن مهران نبود، او از دوستانم بود. زمانی داستان را با وکیلم مینا در بین گذاشتم، به این نتیجه رسیدیم که به دلیلای درون خانهاش بشویم و با تهدید از او سفته بگیریم.
در ادامه مینا به درجه رفت و گفت: من هیچ کدام از اتهامها را قبول ندارم و فقط برای بستن یک قرارداد حقوقی به آنجا رفتم و ابداً هم در جریان ظرف حلوا نبودم و سعید در آخرین ثانیه ظرف را به من داد و گفت تنها راهی که میتوانیم درون خانه مهران شویم، این است که او را به دلیل گرفتن ظرف حلوای خیراتی فریب دهیم. قرار هم بود که پس از بسته شدن قرارداد ۱۵ میلیون تومان بگیرم.
پس از مینا، حمید بهعنوان متهم بعدی به درجه رفت و اظهار کرد: اتهام من دادن پلاک ماشین به دوستانم بود. اون پلاکها را ۳ سال قبل از این اتفاق در یک انبار ضایعاتی پیدا کردم. از پلاکها هیچ استفادهای نشد اما من برای این اتفاق از کاری که داشتم، تعلیق شدم. من از ابتدا با صداقت رفتار کردم در حالی که میتوانستم منکر دادن پلاک ماشین بشوم.
پس از آخر اظهارات متهمان و وکلای آنها، قضات برای صدور رأی درون شور شدند و رضا متهم ردیف اول را به اتهام کشتن عمد به قصاص، برای مشارکت در اخذ سند به عنف و سرقت و حمل شوکر بدون مجوز به ۱۳ سال بازداشت و ۳۰ ضربه شلاق محکوم کردند. بدین نظم بخشنده به عنوان متهم ردیف دوم به اتهام معاونت در کشتن و مشارکت در اخذ سند به عنف به ۲۵ سال بازداشت و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. قاسم متهم ردیف سوم نیز به ۲۵ سال بازداشت برای سرقت و معاونت در کشتن محکوم شد. سعید نیز که با قید وثیقه در تاریخ دادگاه آزاد بود به ۱۵ سال بازداشت و ۲ سال تبعید محکوم شد. قضات همچنین تنها متهم زن پرونده را هم که وکیل بود به ۱۱ سال بازداشت برای معاونت در کشتن و مشارکت در اخذ سند به عنف و ۲۰ ضربه شلاق محکوم کردند. همچنین حمید نیز بهخاطر در اختیار گذاشتن پلاکهای سرقتی به ۹۱ روز بازداشت تعزیری محکوم شد.
گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: روزنامه ایران
[ad_2]
سهام شرکت او «آدانی اینترپرایز» (Adani Enterprises Ltd)، در این هفته رکورد دار شد و برخی از شرکت های گروه او از سال ۲۰۲۰ بیش از ۱,۰۰۰ درصد رشد کرده اند.
بزوس تنها ۱۹ میلیون دلار از آدانی عقب است و تغییر در رتبه بندی ثروت می تواند زودگذر باشد و تا حد زیادی به سهام Amazon.com بستگی دارد که امسال ۲۶ درصد کاهش یافته است.
آدانی ابتدا موکش آمبانی از هند را به نام ثروتمندترین فرد آسیایی در ماه فوریه پشت سر گذاشت و در آوریل، با یک صد میلیاردی شدن اندوخته اش، از بیل گیتس و برنارد آرنو فرانسوی پیشی گرفت. این اولین باری است که یک آسیایی، در رده های بالای شاخص ثروت، که تحت سلطه کارآفرینان علمی ایالات متحده است، قرار می گیرد.
بزرگترین امپراتوری بندر و فرودگاه قسمت خصوصی هند، توزیع گاز شهری و معدن زغال سنگ، همگی بخشی از قلمروی قدرت آدانی هستند که همچنین تصمیم دارد به بزرگترین تولید کننده انرژی های تجدیدپذیر در دنیا نیز تبدیل شود.
سال قبل، این شرکت متعهد شد ۷۰ میلیارد دلار در انرژی سبز اندوخته گذاری کند. با توجه به اینکه قسمت زیادی از حقوق مجموعه عظیم آدانی هنوز از سوخت های فسیلی تامین می شود، این اقدام، توسط برخی به نام شستشوی سبز مورد انتقاد قرار گرفته است.
ثروت خالص جف بزوس، بنیانگذار آمازون که برای سالها ثروتمندترین فرد دنیا بود، پس از طلاق از همسر سابقش، مککنزی اسکات در سال ۲۰۱۹ که ۴ درصد از ثروت این غول معامله الکترونیک را دریافت کرد، به طور قابل توجهی کاهش یافت.
آدانی ۶۰ ساله، کالج را رها کرد تا شانس خود را در صنعت الماس بمبئی در آغاز دهه ۱۹۸۰ امتحان کند. پس از اون به کوشش در زمینه زغال سنگ و بنادر روی آورد. مجموعه او از اون تاریخ به همه چیز از فرودگاه ها گرفته تا مراکز داده ها و اطلاهات، تولید سیمان، رسانه ها و انرژی سبز گسترش یافته است که زیادتر بر مناطقی تمرکز دارد که نخست وزیر هند، نارندرا مودی برای تحقق اهداف بلندمدت اقتصادی این سرزمین، حیاتی می داند.
