[ad_1]
در ادامه این مطلب مجموعه ای از عاشقانه ترین اشعار علی قاضی نظام را برای شما گرداودری کرده ایم. با پرشین استار دنبال باشید؛

الآن كه تمامَت براى من است
الآن كه می دانم با خيالِ راحت دارمَت
الآن كه می توانم پُزِ با تو بودن را به عالم و آدم بدهم
روزى هزاران بار افسوس می خورم!
اى كاش
خيلى قبل ترها
زندگى
ما را،
از دو گوشه ى اين شهرِ عظیم برمی داشت و
سنجاقمان می كرد به هم…
اى كاش زودتر از اين ها داشتمَت
*****
من
سخن دلم را به
زبان كه نه
ميريزم درون چشم هايم…
با پلك زدنم
تمام خواستنم را بخوان!
*****
اشعار علی قاضی نظام
تنهایی انتخابم بود؛
لبخندش اما همه ی معادلات را بهم زد…
*****
همه ىِ ما،
روزى به كسى تكيه كرديم
كه قرار بود،
بدونِ ما بميرد..
*****
بهترین فیلمى که در سینما دیدم،
“دستهایش” بود…
آنجا که یواش یواش
گره خورد دورِ انگشتانم!
*****
شعرهای کوتاه علی قاضی نظام
بودَنت یک نوع…
نبودَت یک نوع…
با تو
تمامِ بلاتکلیفی ها را تجربه کردم!…
*****
یادَت می آید؟
هر سال این وقت
سحرِ اولِ وقت
پیام می دادم:
گرامیِ جانم؛
هوا سرد است
می سوزاند تمامِ مغزِ استخوان را
بپوشان تمامِ وجودت را
مبادا خانه نشین شوی
و چَشمی که نثارم می کردی و خیالم را راحت
هر سال این وقت،
چه حالِ خوبی داشتیم
راستی
قلبَت باریک نشده؟
*****

من دوست داشتنم را هم
بروز رسانى ميكنم!
“تو” را،
هر روز،
نوعِ ديگرى بايد دوست داشت…
*****
شعر عاشقانه علی قاضی نظام
زمانی ندارَمَت،
زمانی نمیتوانم،
روبرویَت قهوه بنوشم…
کافه ها،
بودنشان به چه درد میخورد…؟
*****
همه ى ما ناقلِ يك بيمارى هستيم…
“توهمى” كه به آدمها ميدهيم
تا فكر كنند سپسِ رفتنشان،
زندگيمان هم تمام ميشود!
*****
خودم را قانع می کنم
که شاید نمی خواند
که شاید به گوشش نمی رسد
که شاید مردمِ شهر خبردارش نمی کنند
از حجمِ دلتنگى ام
مگر می شود
یک نفر جان دادنَت را ببیند
بداند مخاطبِ تمامِ شعرهایش هستى و
جستجوَت را نگیرد…؟!
*****
دنیا كوچك من؛
افسوس می خورم كه نيمى از زندگى ام را سپرى كردم و
تو را كنارِ خودم نداشتم…
دوست داشتنِ شما،
براى اين سال هاى باقيمانده از عمرم،
به قدرى ناچيز است كه اگر مجدد زاده شوم،
تو را زودتر،
عميق تر،
و بيشتر از هر چيزى در اين دنيا دوست خواهم داشت!
دنیا كوچك من؛
هر اون چه از عشق را،
هر اون چه از دوست داشتن را،
به هر آدمى روى اين كره ى خاكى،
قبل از شما به زبان آورده ام،
خطايى بوده انسانى!
عشق با شما معنا مى يابد و
بى شما دنیا خالى از هر دوست داشتنى ست
دنیا كوچك من؛
براى ديدنِ روى ماهتان،
ثانيه ها را به دید می نشينم،
شهرها و كشورها را يكى پس از ديگرى طى می كنم،
و روزى هزاران بار از خدايم می خواهم،
كه وصالِ شما را برايم مقدر سازد…
روزى خواهد رسيد،
كه هر كجا سخن از عشق به ميان آيد،
“دنیاِ كوچك من“،
نامش بر سر زبان ها خواهد چرخيد!
*****
متن اشعار علی قاضی نظام
دوستت دارم
به اندازه ى تمامِ دانه هاى اسپندى كه از زمانى كه چشم گشودم برايم دود كردى
دود کردی،
که بلاگردان شود هرچه بلا هست از سرم
دوستت دارم،
به بزرگی همان آرزو هایی که از تمامشان گذشتی تا آرزو هایم برآورده شوند
واژه ها چگونه توصیفت کنند که این سینه از مهرت خالی شود؟
“دوستت دارم” حقیر است،
زمانی که حرفی از تو گفته می شود…
تو دستان خدایی بر روی زمین
جان می بخشی
شفا می دهی
برآورده می کنی
می بخشی و می گذری
ابدا بگذار بگویم
خدا در چشمان تو پنهان شده
تو را می بوسم،
بلکه حداقل یک آدم بر روی زمین گونه های خدا را بوسه زده باشد
“مادر”
پیامبرِ پُر اعجاز دنیایم بمان،
تا برآورده شود تمام رویاهای ناممکن من…
*****
گاهى رابطه ات را زمین بگذار
و تا می توانى فاصله بگیر
دست بزن زیرِ چانه ات و از دور تماشایش کن
تحلیلش کن
ببین ابدا ارزشش را دارد برگردى مجدد…؟
گاهى آنقَدر غرق می شویم در رابطه هایمان
که کور می شویم!
کر می شویم!
فاصله
همیشه هم بد نیست
*****
تمامِ مردمِ این شهر
جستجوِ جاى خالى ات را از من میگیرند
برگرد؛
قانعشان کن!
برو…
*****
برایش کافی نبودم و
برایش به اندازه کافی بودند…
و این غم انگیزترین
آخر هر عاشقانه ایست!
*****
شعر از علی قاضی نظام
من و تو
به یکدیگر محتاجیم…
ما دلیل و معلولیم
ما واجب و ملزومیم
تمامِ آدم هاى شهر را هم زیر و رو کنى
اول و آخرش
اسمت
کنارِ اسمِ من معنا پیدا میکند!
[ad_2]









