25 جملات زیبا از کتاب همه چیز به فنا رفته دلیل‌ مارک منسن

[ad_1]


جملات زیبا از کتاب همه چیز به فنا رفته
جملات زیبا از کتاب همه چیز به فنا رفته

گزیده ای از بهترین جملات کتاب همه چیز به فنا رفته از نویسنده و بلاگر آمریکایی مارک منسن

***

آزادی خود نیازمند حس عدم راحتی است

******

نا امیدی ریشه اضطراب، بیماری روانی و افسردگی است. سرچشمه همه بدبختی ها و عامل همه اعتیاد هاست

******

در نهایت، ما فقط با حس به سو عمل حرکت می کنیم. به این دلیل که عمل حس است

******

خود کنترلی یک توهم است. این توهم زمانی چهره می دهد که هر دو نیمکره مغز در یک راستا قرار دارند و یک راه عملی را دنبال می کنند

******

مردم امروزه وقت زیادی دارند برای فکر کردن و نگرانی در مورد همه مزخرفات وجودی که قبلا هیچ وقت به اون ها فکر هم نکرده بودند!

******

به خوب تر شدن امید نداشته باش؛ فقط خوب تر باش … چیز بهتری باش … دلسوزتر، انعطاف پذیرتر، فروتن تر، منضبط تر …

******

بحران نا امیدی ما بیشتر با این حس اولیه شروع می شود که ما کنترلی بر خود یا سرنوشت خود نداریم

******

تنها شکل واقعی آزادی، تنها شکل اخلاقی آزادی، از راه محدودسازی خود به دست می آید

******

برای داشته باشید که اگر برای خشنودی هر کسی توجه خود را به چیزهای بیرونی معطوف کردید، ایمن باشید که طرح زندگی خود را خراب کرده اید

******

همانند چاقوی جراحی، امید می تواند یک زندگی را نجات دهد و یا یک زندگی را بگیرد

******

فرمول انسانیت او بیان می کند که برخورد با هر انسان (یا هر آگاهی) به نام وسیله ای برای رسیدن به هدفی دیگر، پایه همه رفتارهای نادرست است

******

مغز انسان عاشق چالش است، اما به شرطی که در محدوده بهینه سختی باشد

******

بدون تنوع، خسته می شویم. و بی حوصلگی شاید بزرگترین مخرب در تلاش برای بهبود خود باشد

******

در برخی مواقع، همه چیز به این بستگی دارد که چه کسی می تواند خستگی تمرینات روزانه را صبر کند، و دفعات و دفعات و دفعات و دفعات همان حرکت را انجام دهد

******

بی حس کردن خود در برابر درد، بی حس کردن خودمان نسبت به هر چیزی است که در دنیا با ارزش و مهم بودن دارد

******

همانند خط‌ ها در یک زمین فوتبال، سیستم های سیاسی نیز کاملا ساخته شده اند، مواضع قدرت، تنها به اعتقاد مردم متکی هستند

******

برای ساختن امید در زندگی خود، ابتدا باید حس کنیم که بر زندگی خود کنترل داریم. باید حس کنیم که آنچه را خوب و صحیح می دانیم دنبال می کنیم. که به دنبال چیز بهتری هستیم

******

ما به این روایت در مورد خودکنترلی می چسبیم، زیرا این اعتقاد که کنترل کامل خود را در دست داریم، منبع اصلی امید است

******

این منجر به یک پاسخ ساده‌ و آشکار‌ به یک سوال همیشگی می شود: برای چی کارهایی را که می‌ دانیم باید انجام دهیم، انجام نمی‌ دهیم؟ چون صبر اش را نداریم!

******

و این بدین دلیل نیست که خوب تر نمی دانیم؛ به این دلیل است که حس بهتری نداریم!

******

آزادی حقیقی، واقعا وجود ندارد زیرا همه ما باید کمی خودمختاری را فدای ثبات کنیم

******

او اولین کسی بود که استدلال کرد که شخص باید از راه اشکال مختلف انکار، شخصیت خودش بسازد، نه از راه اغراق

******

آزادی غیر واقعی، ما را روی تردمیل قرار می دهد تا به دنبال چیزهای بیشتری باشیم، در حالی که آزادی حقیقی، تصمیم آگاهانه برای زندگی با قناعت به کمتر است

******

آسان شروع کنید. به یاد داشته باشید، مغز احساسی فراوان حساس و کاملا غیر منطقی است

******

یک فرد بالغ آزادانه عشق می ورزد بدون اینکه انتظاری در عوض اون داشته باشد زیرا می داند که این تنها چیزی است که می تواند عشق را واقعی کند

******

تنها راه تغییر ارزش‌ هایمان این است که تجربیاتی برخلاف ارزش‌ هایمان داشته باشیم

******

امید حتی واجب نیست درون معادله شود. به زندگی خوب تر امیدوار نباش؛ فقط کوشش کن خوب تر زندگی کنی

******

زندگی جریان بی پایانی از درد است و رشد، راهی برای اجتناب از اون جریان نیست، بلکه به معنای فرو رفتن در اون و عبور موفقیت آمیز در اعماق اون است

******

دوران جوانی دوره ای است که بسیاری از افراد با مسائل مربوط ارزش ها، کنترل و گروه دست و پنجه لطیف می کنند

******

کوشش کرده ام طوری زندگی کنم که در ساعت مرگم به جای خوف حس شادی کنم

******

درد، پابرجا جهانی شرایط انسان است

[ad_2]