زندان اوین همیشه زندان جنجالی بوده است و آتش سوزی شب های قبل این زندان نیز بیش از نزد نام اون را بر سر زبان ها رها کرد. در جریان آتش سوزی در زندان اوین که هنوز هم ابعاد مبهم و دوباره نشده زیادی دارد، تاکنون مرگ ۸ زندانی توسط قوه قضاییه تایید شده است. در این مطلب اما می خواهیم در مورد خود زندان اوین و تاریخچه و جزییاتی مربوط به اون صحبت کنیم که شاید تاکنون از اون ها مطلع نبودید. واجب به ذکر است که این مطلب از مقاله ای از روزنامه اطمینان در این باره گرفته شده است.

سرشناسترین زندان ایران است. زمانی اسم «زندان اوین» را به زبان میآورید و از سابقه وجود یک زندانی در این زندان فرسوده و ۵۱ ساله سخن میزنید، به چشمهای مخاطبتان دید کنید تا رسوب تدریجی خوف را در نگاهش ببینید.
اسم «زندان اوین» در این ۵ دهه برای همه مردم ایران مترادف با خوف بوده، چون به پیشانی این زندان، برچسب ابدی محل محافظت زندانیان سیاسی، فعالان مدنی و معترضان وضع موجود خورده است.
نام زندان اوین، چه اون تاریخ که سلولهایش میزبان مردانی همچون خسرو گلسرخی و بیژن جزنی و آیتخدا طالقانی بود و چه امروز و همه این ۴ دهه که خانه موقت و گاه دایمی چهرههای فرهیخته و اندیشمند سرزمین شده، همیشه دلیل رعب و وحشت روانی بوده.
این زندان واقع در شمالیترین نقطه پایتخت به واسطه مهمانانش، چه اونها که از این مکان زنده خارج آمدند و چه اونها که هیچگاه مجال خروج نداشتند، مکانی است نامحبوب و نفرین شده که انگار طلسمش با درد و مرگ میشکند.

زندان اوین چیست و کجاست؟
از اتوبان چمران که به سو شمال بروید، اگر به تپههای روباهرو دید کنید، نمایی محو از یک دیوار ممتد و دوار روی تپهها میبینید. این دیوار همان حفاظ امنیتی زندان اوین است و ساختمان اصلی زندان که شامل طنابهای ۷ (مخصوص محافظت زندانیان با جرایم عمومی) طناب هشت (مخصوص محافظت زندانیان سیاسی و دارای احکام قطعی) طناب چهار (مخصوص محافظت زندانیان سیاسی عقیدتی و زندانیان معروف اختلاس مالی اقتصادی) طناب ۳۵۰ (مخصوص محافظت زندانیان سیاسی) طناب ۶ یا قسمت ۳ گذشته (عمومی و زیرنظر قوه قضاییه) طنابهای ۲۴۰ و ۲۰۹ (دراختیار وزارت اطلاعات) طناب ۳۲۵ (دادگاه مخصوص روحانیت) طناب ۴ (مخصوص محکومان بدون حکم قطعی و قرنطینه) طناب ۶ یا ۳۵۰ گذشته (مخصوص زندانیان مالی و خدماتی) طناب ۲۴۱ (وابسته به اداره حفاظت قوه قضاییه) طناب ۲ – الف (وابسته به اطلاعات سپاه؛ تحتنظر قرارگاه ثارالله) و طناب زنان است، در مرکزیت این دیوار بلند واقع شده است.
از دو دهه قبل و سپس از احداث پل «یادگار»، از راه غرب به شرق این پل هم اشراف بر محوطه زندان اوین ساختن شده و رانندگان عبوری از این راه میتوانند از فاصله نزدیکتری محوطه محصور زندان را ببینند.
امروز زندان اوین ۵۱ ساله است. در منابع تاریخی مکتوب، تاریخ افتتاح زندان را سال ۱۳۵۰ ذکر کردهاند که از تاریخ افتتاح تا بهمن ۱۳۵۷، زیرنظر سازمان اطلاعات و امنیت سرزمین (ساواک) اداره میشد و طی ۴ دهه اخیر، «ندامتگاه اوین» که عظیمترین زندان محل محافظت زندانیان سیاسی و جرایم مرتبط با امنیت مردمی است، زیرنظر سازمان زندانها و اقدمات تامینی وابسته به قوه قضاییه قرار دارد اگرچه که طنابهای مختلف زندان، بسته به اینکه محکومان توسط کدام نهاد امنیتی دستگیر شده باشند، ناظر و مسوولیت جداگانه از قوه قضاییه دارد.
طی ۵ دهه قبل و به دنبال افزایش تعداد زندانیان سیاسی، امنیتی، عقیدتی، ظرفیت پذیرش زندان افزایش داده شده در حالی که در تاریخ افتتاح (۱۳۵۰) گنجایش کل زندان در ۲۰ سلول انفرادی و دو طناب عمومی، فقط ۳۲۰ نفر بوده، اما چند سال سپس از افتتاح و شروع استفادهبرداری از زندان و در سال ۱۳۵۶، تعداد سلولهای انفرادی به ۱۰۰ سلول افزایش مییابد و طنابهای جداگانه برای زندانیان زن و همچنین محکومیت عمومی ساختن میشود که به دنبال این تغییرات، در ماههای پایانی سال ۱۳۵۶، ظرفیت زندان اوین به ۱۵۰۰ نفر افزایش مییابد.

طی ۴ دهه اخیر هم افزایش آمار زندانیان ورودی به «اوین» دلیلی بر تغییرات کاربری برخی ساختمانها و تبدیل اونها به محل محافظت زندانیان جدید بوده چنانکه گفته میشود ظرفیت نهایی زندان اوین حدود ۳۰۰۰ نفر است در حالی که به استناد منابع مکتوب در وبسایتهای رسمی، امروز در طناب ۷ (مخصوص محافظت زندانیان با جرایم عمومی) و سرشناس به باکیفیتترین طناب زندان در سرزمین، ظرفیت محافظت تا ۱۴۰۰ نفر است، اما به دنبال تعدد احکام صادره و افزایش تعداد محکومان مرتبط، آمار محافظت در این سالنها، گاه تا بیش از ۴۰۰۰ نفر هم رسیده است.
در نمونه دیگر از تغییر کاربریها به جهت افزایش آمار زندانیان سیاسی و امنیتی میتوان به طناب هشت زندان نشانه کرد که تا بهمن ۱۳۵۷، ساختمانی با کاربری اداری بوده و سپس از بهمن ۱۳۵۷، به دادگاه انقلاب تبدیل شده و در سالهای سپس و پس از استقرار دادگاه انقلاب در خیابان شریعتی، این قسمت از ساختمان هم به طناب محافظت محکومان سیاسی و امنیتی تبدیل شده است.
تعدد ناظران و صاحبان و مسوولان طنابهای مختلف زندان، تفاوت وضعیت سازهای، تفاوت امکانات محافظت و حتی تفاوت امکانات مورد نیاز زندانیان را هم سبب شده است. به نام مثال، بنا به اعلام مسوولان قوه قضاییه و سازمان زندانها، زندان اوین دارای یکی از مجهزترین کتابداریها در بین زندانهای ایران است، اما به دفعات، زندانیان سیاسی با خبرنگاران و بستگان و دوستان خود تماس گرفته و درخواست کردهاند که کتابهای مشخصی از نویسندگان ویژه برای ایشان ارسال شود، چون این کتابها یا درون کتابداری زندان موجود نیست یا اینکه در شکل موجودی، تمام زندانیان به طور یکسان و برابر امکان و اجازه دسترسی به این کتابها را ندارند و ناظران و صاحبان طنابها تصمیم میگیرند که زندانیان تحت مسوولیتشان در چه زمانی و با چه شرایطی از کتابداری زندان استفاده کنند.

مثال دیگر از تفاوت امکانات مورد نیاز زندانیان بنا به بندی که در اون ساکن هستند، وجود فروشگاههای عرضه اقلام و مایحتاج اولیه است که طبق گفته زندانیان، ظاهرا در تمام طنابها یا چنین امکاناتی وجود ندارد یا میزان موجودی فروشگاهها در هر طناب با دیگری متفاوت است. محدودیت ملاقات زندانیان با افراد خانواده هم بسته به اینکه با چه جرمی و چه نوع از محکومیت در کدام طناب زندان باشند متفاوت است و مثال دیگر از این تفاوتها، ویژگیهای سازهای بندهاست.
به نام مثال، طناب ۶ (۳۵۰ گذشته) که از طنابهای عمومی زندان و زیرنظر قوه قضاییه است، یک ساختمان دو طبقه است که چهار ضلع ساختمان همچون حصاری دور یک حیاط مربع احداث شده و دو ضلع ساختمان، محل محافظت زندانیان شامل ۷ اتاق (هر اتاق ۶ در ۶ متر) در هر طبقه است در حالی که طنابهای ۲۴۰ و ۲۰۹ (وابسته به وزارت اطلاعات) دارای سلولهای انفرادی و چند نفره (موسوم به سوییت) در چند طبقه است.
«اوین» عرصهای بر بلندی تهران
طبق اطلاعات مندرج در منابع تاریخی مکتوب، اِوین، یک ناحیه کوهستانی واقع در دامنههای البرز – ارتفاعات توچال- است که محل اوین، بخشی از این ناحیه محسوب میشود. منطقهای سردسیر که به واسطه کوهستانی بودن، تابستانهای سرد و زمستانهای فراوان سرد و یخ بندانهای طولانی دارد.
محل اوین در دهههای قبل، به واسطه باغهای وسیع و متعدد، فراوان سرسبز بود که به دنبال توسعه شهری و صدور مجوزهای بیرویه فراوانسازی، باغات این محل تخریب و تبدیل به آسمانخراشهای بلند شد و حالا از فضای سبز منطقه تقریبا اثری باقی نیست.
قدمت محل اوین را در حدود ۱۰ قرن تخمین زدهاند که به واسطه وجود نهرهای پرآب پیرامون «تپه سرباز» شکل گرفته است؛ تپهای که در آغاز دوران قاجار به مرکز اردوگاه نظامی و آموزش فنون رزمی تبدیل شده و به همین سبب هم به «تپه سرباز» ملقب میشود.
قسمت وسیعی از زمینهای محل اوین و از جمله مساحتی که امروز زندان اوین در ان واقع شده، املاک سید ضیا الدین طباطبایی؛ سیاستمدار و نخستوزیر ایران (اسفند ۱۲۹۹ تا خرداد ۱۳۰۰) در دوره پادشاهی احمد شاه قاجار بوده و گفته میشود که سپس از کنارهگیری از سیاست در نیمه دهه ۱۳۳۰، در املاک خود در محل اوین، به کشاورزی و دامداری مشغول شده است.
طبق اسناد تاریخی، ساختمان کنونی زندان اوین، خانه مسکونی سید ضیا واقع در املاک شخصی او بوده که سپس از درگذشتش در سال ۱۳۴۸، بازسازی و با تغییراتی تبدیل به زندان شده است.
امیر نصرت منقح؛ از جمله معمارانی است که در بازسازی بنای مسکونی محل زندگی سید ضیا و قطعهبندی ساختمان با سلولها و راهروهای و تقسیم بنا نقش داشته است. البته فضای محصور زندان اوین مشتمل بر حدود ۴۰ هکتار زمین است که ساختمان زندان، بخشی از ان به شمار میرود.
آذر ۱۳۸۰، لایحه تقدیمی دولت هشتم با عنوان «لایحه انتقال زندانها و مراکز کارها تامینی و تربیتی موجود به خارج از شهرها» در جلسه علنی مجلس به تصویب رسید و در همان ماه توسط شورای نگهبان تایید شد.
اردیبهشت ۱۳۹۱، محمدباقر قالیباف؛ شهردار وقت تهران از تبدیل زندان اوین به باغ و فضای سبز و انتقال عظیمترین زندان سیاسی سرزمین خبر داد تا امروز و با گذشت ۱۰ سال از این وعده و ۲۱ سال از تصویب این لایحه، بازداشتگاه اوین همچنان پابرجاست و در این سالها هم خبر جدیدی درباره اجرای این تصمیم شنیده و منتشر نشده است.

نمایش غیرواقعی از واقعیتها
طی دهه اخیر، قوه قضاییه مهمانانی شگفت آور در زندان اوین داشته از جمله تابستان ۱۳۹۶ که ۵۰ سفیر از سرزمینهای خارجی از جمله اندونزی و پرتغال و کرهجنوبی به بازدید از عظیمترین زندان سیاسی ایران رفتند. سفرای خارجی سپس از بازدید از زندان، حیرتزده از وضعیت مطلوب زندان اوین تعریف کردند که «آنچه از شرایط اینجا دیدم فراوان خوب است. امکانات تربیتی و اصلاحی که در این زندان است فراوان خوب است و شرایط زندانیان فراوان خوب و رفتاری که با اونها میشود فراوان مطلوب است. قبل از اینکه بیایم فکر میکردم این زندان شلوغ و غیرقابل مدیریت باشد و مکان خوب و شادیقسمت نداشته باشد. وقت بازدید شوخی میکردم و میگفتم شرایط اینجا اونقدر خوب است که شاید برخی زندانیان ترجیح بدهند در زندان بمانند.
امروز در بازدید اوین فرصتی کردم که از شرایط این زندان آگاه شوم. این یک مدل خوبی است و فراوان حیرتزده شدم و برایم اطلاعات جالبی داشت و فکر میکنم شرایط این زندان واقعا شرایط فراوان خوبی است و این بازدید من را تحت تاثیر قرار داد.. من زندانهای سرزمینهای دیگر را ندیدم، اما چیزی که برایم فراوان جذاب بود اینکه اینجا زندانیان لباس فرم ندارند، اسمشان روی لباسشان نوشته نشده و درهای زندانها بسته نیست. اینجا زندانیان نمازخانه، کتابداری و آرایشگاه دارند و درهای خوابگاهها بسته نیست و همه میتوانند با هم ارتباط داشته باشند.»
با فاصلهای کمتر، خبرنگاران داخلی و خارجی هم به تماشای «اوین» دعوت شده بودند و در همین بازدید بود که سهراب سلیمانی؛ مدیرکل وقت زندانهای استان تهران گفته بود: «ظرفیت اسمی زندان اوین هزار نفر است، اما آمار کل زندانیان در این بازداشتگاه ۵ هزار و ۳۰۰ نفر است که در حال آماده، ۲ هزار و ۵۰۰ نفر از آنان در زندان و مابقی در مرخصی هستند.»
در همین بازدید، زندانیان در گفتگو با خبرنگاران از وضعیت زندان ابراز رضایت کرده بودند و صبر دوران بازداشت در این زندان را به دیگر بازداشتگاهها ترجیح داده بودند و خبرنگاران هم در شرحهای خود تایید کردند که «مشاهدات ما از گوشههایی از زندان اوین و شرایط زندگی آنان، گفتههای مقامات قضایی جمهوری اسلامی ایران را مبنی بر اینکه زندانهای ایران در جهت نگه داری حقوق شهروندی و حقوق زندانیان به مراتب خوب تر از زندانهای دیگر سرزمینها است، تایید میکند.»
بازداشتگاه اوین در طول ۴ دهه قبل، محل محافظت محکومان سیاسی و فعالان مدنی و معترضان وضع موجود است. استادان دانشگاه، معلمان، ورزشکاران، دانشجویان، روزنامهنگاران، نویسندگان و هنرمندان، فعالان کارگری و دوستداران مکانزیست، چهرههای سیاسی و حقوقی و قضایی سرشناس، سالهاست که «اوین» خانه دومشان شده است.
طی سالهای اخیر، مسوولان وقت سازمان زندانها مدعی شدهاند که حقوق انسانی زندانیان در «اوین» به طور کامل رعایت میشود. شهریور ۱۴۰۰، گروه هکری «عدالت علی» برنده به هک کردن دوربینهای مدار بسته در برخی طنابهای این زندان شد و سپس از ۴ دهه، با نمایش تصاویری تلخ از بدرفتاری زندانبانان «اوین» با زندانیان، واقعیت پشت دیوارهای عظیمترین زندان سیاسی ایران را به عموم مردم ایران علامت داد.

نخستین اعدامیهای اوین
بیژن جزنی، عضو موسس سازمان چریکهای فدایی خلق، در اواسط اسفندماه ۱۳۵۳ به زندان اوین برده میشود و در هنگام شب ۲۹ فروردین ۱۳۵۴ دنبال با ۸ بدن در تپههای اوین توسط مامورین ساواک و زندان اوین تیرباران میگردد.
حسن ضیاظریفی، احمد جلیلی افشار، سعید (مشعوف) کلانتری (دایی بیژن جزنی)، گرامی سرمدی، محمد چوپانزاده، عباس سورکی. مصطفی کم سن خوشدل، سید کاظم ذوالانواری دنبال با بیژن جزنی تیرباران شدند.
روزنامههای سرزمین در فردای اون روز از قصاص بیژن و یارانش خبر دادند که ۹ زندانی در حین فرار از زندان کشته شدند. این داستان تا تاریخ انقلاب بهمن و دستگیری و محاکمه کارکنان ساواک مسکوت ماند.
در دادگاهِ کوتاه پس از انقلاب، آرش بازجوی ساواک تشریح کرد که بیژن و یارانش را به تپههای اوین برده و در اونجا به رگبار گلوله بستند.