[ad_1]

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۲۲ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۲۲ سریال ترکی قضاوت
ایلگاز و جیلین زمانی به دادگستری میرن همه بهشون دید میکنن جیلین میگه یعنی واسه چیه؟ همان وقت یکی از همکارا میاد و به ایلگاز تبریک میگه سپس میگه راسته که واسه در رفتن از بازجویی شدن تو یه پرونده این کارو کردین؟ ایلگاز انکار میکنه که او بهش میگه آخه چون فراوان یهویی شده همچین سخن هایی در میاد دیگه! ایلگاز با عصبایت میره تو اتاقش و میگه گفتم شهادت دروغ نمیگم یه دروغ بزرگتر گفتم! جیلین میگه فراوان بد شد، ایلگاز میگه برای تو نیست سپس منشی درون میاد و میگه ببخشید دادستان، دادستان کل، دادستان پارس را جانشین خودش کرده و گفتن تمام پرونده هارو بگیرم و ببرم بدم بهشون ایلگاز و جیلین جا میخورن و او پرونده هارو میده. ارن به مامورها میگه چیزی تو ماشین پیدا کردین یا نه اونا میگن هنوز نه ولی یه لکه پیدا کردیم! ارن میگه چشم به راه چی هستین؟ سریع آزمایش دی ان ای بگیرین ببینیم مال اینجی اردوان هست یا نه! جیلین به ایلگاز میگه خبری از ارن نشد؟ ایلگاز میگه نه هنوز اگه زود نتیجه بیاد و چیزی تو ماشین پیدا شده باشه همین امروز حکم بازجویی انگین صادر میشه. به جیلین خبر میدن که قاضی نوا میخواد ببینتش جیلین پیشش میره که او بهش میگه تا چند وقت نزد من و ایلگاز باهم نامزد بودیم سپس چینار متهم شد به کشتن یه دختر و نامزدیایلگاز و جیلین زمانی به دادگستری میرن همه بهشون دید میکنن جیلین میگه یعنی واسه چیه؟ همان وقت یکی از همکارا میاد و به ایلگاز تبریک میگه سپس میگه راسته که واسه در رفتن از بازجویی شدن تو یه پرونده این کارو کردین؟ ایلگاز انکار میکنه که او بهش میگه آخه چون فراوان یهویی شده همچین سخن هایی در میاد دیگه! ایلگاز با عصبایت میره تو اتاقش و میگه گفتم شهادت دروغ نمیگم یه دروغ بزرگتر گفتم! جیلین میگه فراوان بد شد، ایلگاز میگه برای تو نیست سپس منشی درون میاد و میگه ببخشید دادستان، دادستان کل، دادستان پارس را جانشین خودش کرده و گفتن تمام پرونده هارو بگیرم و ببرم بدم بهشون ما بهم خورد تا امروز که خبر ازدواج تو با ایلگاز همه جا پخش میشه خواستم بپرسم چجوری این اتفاقا میتونه بیوفته؟ جیلین با خونسردی بهش میگه ای کاش می رفتین از سو حسابتون میپرسیدین پاسخ سوالاتونو چون من سو حسابتون نیستم بلکه ایلگازه و میره. ارن به ایلگاز خبر میده که پاسخ اومد خون وابسته به اینجیه، ایلگاز خوشحال میشه و سریعا به جیلین خبر میده آنها حسابی خوشحال میشن و به ایلگاز میگه من میرم نزد پارس تا ماجرای جریمه را بهش بگم.

جیلین به اتاق پارس میره و میگه باید درباره یه چیزی باهاتون صحبت کنم پارس میگه شما مگه متعهل نیستین! خونه و زندگی ندارین؟ نمیخواین غذا صحیح کنین؟ جیلین میگه رفته بودم دفتر اونجا به غیر از من و انگین کسی دیگه ای نمیره سپس متوجه این قبض جریمه شدم، ماشین به ما وابسته نیست دنبال کننده شدم که پِی بردم جریمه مال همان شب حادثه و تو همون بازه ساعتیه که اینجی کشته شده پارس میگه باشه پیگیری میکنم. پارلا به خانه مادربزرگش میره و بهشون میگه پلیس رفته داره خونه مارو میگرده! آنها جا میخورن و سریعا به اونجا میرن. آنجا آیلین عصبی میشه و میگه این کارها واسه چیه؟ الان میگین شوهر من قاتله؟ مامورین لنگه ی گوشواره را پیدا میکنن سپس پارس میگه تو سر مقتول شیشه خورده بوده! سپس ظرف روی میز را هم برمیدارن تا برای آزمایش ببرند سپس رو به یکتا میکنه و میگه اینجا میتونه محل جنایت باشه! فرش هم نوعه و هنوز اتیکتش روشه! عروس عمه ی آیلین اونجاست و از دور آنها را میبینه و زمانی میشنوه که عثمان متهم ردیف اول شده عذاب وجدان میگیره که برای چی نگفته بود شب حادثه نزد من بوده!
ارن نزد پارس میره و میگه امروز جیلین و ایلگار با یه ماشین تصادف میکنن جیلین خانم پشت رول بوده. دادستان هم به راننده و ماشین شک میکنه به مواد مخدر برای همین دستور تفتیش ماشینو میده از تقدیر تو اون ماشین لکه ای پیدا میشه که وابسته به خون اینجیه پارس با کلافگی میگه حتما شماره پلاک این بوده و برگه جریمه را بهش نشون میده پارس کلافه میشه و میگه بس کنین دیگه همه چیزو واسه خودتون سناریو میسازین! سپس به اتاق ایلگاز میره و میگه این چه کاریه؟ قبل از شرح ارن جیلین میاد و برگه جریمه را نشون میده زن و شوهر افتادین دنبال مدرک سپس ماست مالی میکنین؟ ایلگاز انکار میکنه و میگه من به مواد مخدر شک کرده بودم و دستور تفتیش دادم! متین به خانه میره و میگه میخوام خوراک جیگر صحیح کنم غذای مورد علاقه چینار سپس به آشپزخانه میره. ایلگاز به خانه میره و میبینه جیلین اونجا نیست سپس به دنبالش میگرده و به ارن زنگ میزنه اون بهش میگه که بهم گفته بود که دیگه میتونه راحت بره به انگین بگه قاتل شاید رفته دفتر نزد انگین! ایلگاز میگه من دارم میرم اونجا تو هم سریع بیا بلایی سرش نیاره! جیلین روبروی انگین می نشیند و سپس از کمی سخن زدن بهش میگه فراوان خودمو کنترل کرده بودم که بلایی سرت نیارم به خودم گفتم که نباید بزارم اعصابم خراب بشه چون دیگه چه فرقی اونجوری با تو میکنم! فراوان واسم سوال بود که چجوری میشه قاتل کنارم قدم برداره آرومم کنه و بهم بگه که همه چیز صحیح میشه! انگار نه انگار که کاری کرده! ابدا فکرم نزد تو نرفت چون فکر نمیکردم که از دوست ضربه بخورم! سپس ضرف شیشه را تو دستش میگیره و بهش میگه خودت بهم بگو که باهات چیکار کنم؟!……
زیادتر بخوانید:
کوتاه قصـه قطعه اول تا آخر سریال ترکی قضاوت (yargi)
[ad_2]






