آیا جامعه با گفتمان نخبگانی اداره می‌شود؟!

[ad_1]

هر از چند گاهی اساتید دانشگاه ها خطاب به دولتمردان؛ نامه سرگشاده و طومار و… می نویسند که اداره جامعه به شکل و شمایل مناسبی نزد نمی‌رود. نمی دانم اشکال از علم است یا از اجراء؟! واقعا آیا اساتید دانشگاه ها اشتباه می‌گویند یا مدیران دولتی راه اشتباهی می‌روند؟
قطعا اساتید دانشگاه مطابق با فلسفه و فرمول و نظریات علمی سخن می‌زنند؛ پس برای چی دولت ها نسخه های دانشگاهیان و نخبگان جامعه را پیاده نمی‌کنند؟ آیا تصمیم و غرضی در کار است؟ اقتصاد که فرمول دارد. علم مدیریت هم که نظریات راهگشا دارد. علم جامعه شناسی و علوم سیاسی هم که پایه و پایه خود را دارند و همه چیز مشخص است؛ پس اساتید دانشگاه و نخبگان جامعه چه چیز غلطی می‌گویند که دولت‌ها آنها را عمل نمی‌کنند یا قبول ندارند؟!؟
به نظر می‌رسد دولت‌ها با تعصب کار می‌کنند نه با تعقل. برای چی که تعصب دلیل نادیده گرفته شدن حقایق و واقعیت‌ها می‌شود و این تعقل است که با فرمول‌های پذیرفته شده و استاندارد به ما می‌گوید کجا هستیم و کجا باید باشیم؟ حجم بالای مهاجرت نخبگان به کشورهای دیگر و مهاجرت انواع و اقسام تخصص‌ها و تجربه ها و فرار مغزها دقیقا علامت اون است که نخبگان جامعه در تصمیم گیریها و تصمیم سازی‌ها آنطور که حقشان است مورد توجه و مشاوره قرار نمی‌گیرند. نتیجه تمام این مصیبت‌ها و کمی ها نهایتا از بین رفتن اندوخته اجتماعی و افزایش هزینه ها و کاهش استفاده وری و آمارهای دلواپس کننده است. به عبارت دیگر اگر گفتمان نخبگانی؛ مبنای اداره امور جامعه باشد خواهیم دید که همه چیز بر مدار تعقل و در کانال طرح و برنامه علمی و راهبردی نزد خواهد رفت. رفتار متعصبانه دولت‌ها تاکنون منجر به افزایش شدید فاصله طبقاتی با توجه به دهک بندی‌های موجود و توزیع ناعادلانه ثروت شده که نقض غرض محسوب می‌شود؟!

[ad_2]