رمان ابله دلیل‌ کیست؟ – سایت تیتربرتر

[ad_1]


 تیتربرتر: ویژه بودن رمان ابله از یک جهت فراوان به چشم می آید و اون نیز وصف لحظاتی است که یک فرد محکوم به قصاص، از سر می گذراند. لحظاتی که از زبان شخصیت اصلی کتاب بیان می شود و در واقع ناشی از تجربیات خود داستایوفسکی است.


معرفی رمان ابله؛ شاهکار ادبیات روسیه!


رمان ابله اثر داستایوفسکی

رمان ابله دلیل‌ داستایوفسکی


 


ابله (The Idiot) یکی از سرشناس ترین آثار داستایوفسکی است. البته خوانندگان این کتاب، اون را به دو شکل تعریف می کنند. دسته از افراد اعتقاد دارند که این کتاب خوشگل ترین کتاب داستایوفسکی است و اون را شاهکار ادبیات تاریخ روسیه می دانند و برخی دیگر از افراد نیز ابله را، داستانی به هم ریخته و نه چندان خوشگل می دانند.


 داستایوفسکی نوشتن این کتاب را زمانی شروع کرد که برای فرار از بدهی های خود به دنبال همسرش در سوییس زندگی می کرد. آنها زندگی فراوان فقیرانه ای داشتند و چندین بار نیز مجبور شدند به علی نداشتن اجاره خانه، محل زندگی خود را تخلیه کنند. وی در تاریخ نوشتن این کتاب از شرایط روحی مناسبی برخوردار نبود و همچنین به قمار نیز اعتیاد پیدا کرده بود. در همان دوران و در سال 1868، کتاب ابله را چاپ نمود.


 رمان ابله بلافاصله پس از منتشر شدن، مورد استقبال قرار نگرفت و بسیاری از خوانندگان معتقد بودند که رمان از ساختار و یک پارچگی خوبی برخوردار نیست. خود فئودور داستایوفسکی نیز این ویژگی را انکار نمی کرد. وی در این باره گفته که بدون مطرح و پرداخت قبلی به رمان، اون را نوشته و سپس به اون پر و بال داده است تا ببیند به کجا می رسد.


 داستایوفسکی در نامه ای به «نیکلای استراخف»، منتقد روسی نوشت: “بسیاری از قسمت های رمان عجولانه نوشته شده است. قسمت زیادی از اون نیز فراوان زیاد پخش و پلا است. اما قسمت هایی از کتاب، واقعا خوب در آمده اند. من پشت رمانم نمی ایستم، ولی پشت ایده ام برای اینگونه نوشتن ایستاده ام.” «گری سال مورسون» نویسنده و منتقد ادبی آمریکایی درباره کتاب ابله، گفته است: “ابله تمامی استاندارد های نقد ادبی را نقض کرده است؛ اما به گونه ای، به بزرگی واقعی دست یافته است.”


 ابله قصـه جوانی به نام پرنس میشکین، پسر یک خانواده اصیل و ثروتمند است که ورشکست شده اند. میشکین که به بیماری صرع مبتلا می باشد، پس از رد کردن اقامت طولانی اش در سوئیس؛ برای معالجه در حال بازگشت به سرزمین خودش است. او تصمیم دارد نزد تنها حامیان و آشنایانی که در روسیه دارد، یعنی ژنرال آپانچین و همسرش برود. بیماری روانی وی دلیل شده است میشکین به لحاظ روحی وابسته عدم ثبات شود و رفتار های دیوانه وار داشته باشد. او در قطاری که در اون سوار است با راگوژین دوست می شود. راگوژین از عشق خود نسبت به زنی به نام آناستازیا فیلیپوونا، زنی فراوان خوشگل و شگفت آور که در ادامه قصـه اتفاق های عاشقانه زیادی را رقم می زند، می گوید.


 داستایوفسکی، شخصیت پرنس میشکین را به گونه ای ترسیم کرده که انگار تصمیم دارد تامسیح را در اون دوران و در زمانه ای پر از کثیفی زنده کند. قهرمان قصـه با همه سادگی اش، درون فضای شگفت آور و آلوده سنت پترزبورگ می شود؛ شهری که پر از چالش های عظیم برای اوست.


 از این رمان خوشگل، اقتباس های سینمایی و تلویزیونی فراوان زیادی شد. اولین آنها فیلم درام «ارواح سرگردان» بود که در سال 1921 در آلمان ساخته شد. سپس از اون نیز در فرانسه فیلم عشق جنون آمیز (L’Amour Braque) ساخته شد که فیلم نامه اون برداشت آزادی از رمان ابله بود و نامزد چندین جایزه شد.


 در روسیه نیز با الهام از ابله آثار زیادی خلق شده که سرشناس ترین آنها فیلم کمدی داون هاوس و سریال تلویزیونی ابله است. فیلم Down House افتخارات زیادی کسب کرد و طرفداران زیادی دارد و سریال ابله نیز به سبب وفاداری به متن رمان، علاقه مندان زیادی در سراسر دنیا را مجذوب خود کرد.


 معرفی فئودور داستایوفسکی؛ نویسنده عظیم اما پریشان روسی!


فئودور میخائیلوویچ داستایفسکی در 11 نوامبر 1821 به دنیا آمد و در 29 ژانویه 1881 نیز فوت کرد. او یکی از بزرگترین و معروف ترین نویسنده ها و رمان نویس های روسی بود که به سبک سورئالیست کتاب های خود را می نوشت. او همچنین یکی از بزرگترین نویسندگان جاری شناختی دنیا به حساب می آید. او در تاریخ 22 آوریل 1849 به اتهام براندازی حکومت دستگیر و محکوم به قصاص شد. حکم قصاص او در تاریخ 19 دسامبر مشمول تخفیف شد و به 4 سال زندان در سیبری و سپس به خدمت در لباس سرباز ساده تغییر یافت.


فئودور داستایفسکی را در تاریخ 22 دسامبر 1849 به مراسم قصاص جعلی بردند. در این مراسم کشیشی ارتدکس از او و زندانی های دیگر خواست که برای گناهانشان از پروردگار طلب بخشش کنند و سپس پارچه ای مشکی روی سر آنها گذاشتند. در آخرین لحظات این مراسم قصاص ساختگی طبل های نظامی به صدا در آمد و جوخه آتش که سلاح های خود را به سو آنها علامت گرفته بودند تفنگ های خود را زمین گذاشتند. داستایفسکی سال ها سپس در جایی گفت : «برای ندارم که در هیچ ثانیه دیگری از عمرم به اندازه اون روز خوشحال بوده باشم.» داستایفسکی در تاریخ تبعید و زندان به حملات صرع وابسته شد که تا آخر عمر نیز وابسته اون بود.


آثار فئودور داستایفسکی عبارتند از :


  • جنایات و مکافات

  • بیچارگان

  • قمارباز

  • کم سن ناپخته

  • ابله

  • یادداشت های زیرزمینی


 


در بخشی از رمان ابله می خوانیم:


سرانجام به او توصیه کردم به جای آنکه تلی از طلا را بیهوده در خاک دفن کند اون را ذوب کرده و با اون تابوتی زرد برای کودک یخ‌زده‌اش بسازد و بچه‌اش را از خاک خارج آورده در اون تابوت بگذارد. انگار ساریکوف این شوخی مرا با اشک‌هایی که علامت‌ی حق‌شناسی‌اش بود پذیرفت و فورا برای اجرای این طرح به راه افتاد. من هم تفی از سر نفرت انداختم و رفتم. هنگامی که به خودم آمدم کولیا گفت که ابدا نخوابیده‌ام و تمام وقت درباره‌ی ساریکوف با او صحبت می‌کرده‌ام. لحظاتی بود که وابسته غم و ناراحتی شدیدی می‌شدم به همین سبب کولیا وقت رفتن دلواپس من بود. هنگامی از جا برخاستم در را پشت سر او قفل کنم یکباره تابلویی را که در خانه‌ی راگوژین دیده بودم برای آوردم. این تابلو در دلگیرترین اتاق او و بالای سردر آویخته شده ‌بود. اون را وقت عبور از اون‌جا به من علامت داد، فکر می‌کنم پنج دقیقه به تماشای اون ایستاده بودم. از نظر هنری چیز قابل توجهی نبود اما اضطراب و ناراحتی غریبی در من ساختن می‌کرد.


«عکس وابسته به حضرت مسیح بود که جدید از صلیب پایین کشیده شده بود. من معتقدم که نقاشان یا عکس مسیح را هنگامی که بر صلیب کشیده شده نقاشی می‌کنند یا هنگامی از صلیب پایین آورده می‌شود… »

[ad_2]