در پی رویدادها خونبار اخیر در سرزمین، رئیس جمهور اسلامی ایران نکاتی را درباب حق انتقاد مردم و لزوم تفکیک اون از اغتشاش بیان کرده است؛ بخوانید:
اعتراضات چه صنفی و چه اعتراضاتی که درباره مسایل مختلف مطرح است، همیشه بوده و هست و شنیده میشود؛ ولی باید بین انتقاد و اغتشاش تفاوت گذاشت؛ هیچ کس اغتشاش را قبول ندارد… از مطرح شدن نظرات مخالف نباید وحشت داشت… ما که دفعات اعلام کردیم که اگر کسی سخن حقی و هرکسی حرفی داشته باشد حرفش شنیده میشود اما اغتشاش؟ بهم ریختن امنیت سرزمین و مردم؟ نه این مورد را کسی زیر بار نمیرود.
دادستان کل سرزمین – حجه الاسلام محمدجعفر منتظری – نیز در این باره گفت: خط انتقاد باید از خط اغتشاش جدا شود؛ ما هم این داستان را جدا از هم می دانیم و کسانی که درباره هر مسئله ای انتقاد دارند می توانند بیایند انتقاد خودشان را به شکل مسالمت آمیز بیان کنند اما اگر قرار شد این اعتراضات به اغتشاشات منتهی شود و یا اینکه عده ای انتقاد را مقدمه ای بر اغتشاش قرار دهند، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی و قضایی حتما این مسئله را صبر نخواهند کرد چراکه امنیت مردم برای ما فراوان مهم است.
تفکیک انتقاد و اغتشاش که رئیس جمهور و دادستان کل سرزمین بر اون تاکید کرده اند، داستان کاملاً درستی است. همین چند روز قبل که در شهرهای مختلف دنیا راهپیمایی هایی علیه جمهوری اسلامی برگزار شد، پلیس برخی از اون کشورها، تجمع کنندگانی را که فراتر از انتقاد، درون فاز اغتشاش شده و با ماموران امنیتی درگیر شدند، دستگیر کردند و حتی در لندن تصاویر اغتشاشگران در رسانه ها منتشر شد تا سپس از شناسایی و بازداشت، تحویل مراجع قضایی شوند.
تفکیک انتقاد و اغتشاش البته مقاوم نیست؛ کسی که در یک فضای امن انتقاد خود را بیان می کند و اون فضا را ناامن نمی کند و مثلاً بانکی را آتش نمی زند، به پلیس سنگ نمی زند یا اموال دیگران را غارت نمی کند، فقط یک معترض است و به قول آقای رئیسی، حرفش شنیده می شود و حتی اگر مخالف خوانی کند، نباید وحشت داشت.
اما کسی که به دلیل انتقاد، دست به تخریب و ضرب و شتم می زند، اغتشاشگر است و همانند همه جای دنیا، در ایران هم با او برخورد می شود. حتی اگر یک مامور پلیس نیز به معترضی که دست به تخریب و اغتشاش نزده، حمله کند، خود اون مامور نیز اغتشاشگر است چون فراتر از وظایف قانونی اش عمل کرده و زمینه درگیری را آماده کرده است.
پس مختصراً می توان گفت “بیان دیدگاه های مخالف و انتقاد آمیز بدون خشونت ورزی، انتقاد است و دنبال با خشونت اولیه، اغتشاش؛ چه شروع خشونت از سو معترضین باشد و چه از جانب پلیس؛ در هر حال آغازگر خشونت، اغتشاشگر است”. دلیل تاکید بر خشونت اولیه هم این است که هر گونه اعمال خشونت علیه افراد، صرفاً باید «با رأی دادگاه و سپس از طی مراحل قانونی باشد، همانند شلاق، قطع عضو یا قصاص» یا در قطعه « نگهداری مشروع » و شق سومی وجود ندارد. (گفت و گو حقوقی اش طولانی است و مجال و مقال دیگری می طلبد و البته حقوقدانان محترم از جمله خود قضات بر ریزه کاری های اون آگاه اند.)
حال با همین تعریف، کسانی که در روزهای اخیر با ابزار انتقاد خود در شبکه های اجتماعی دیدگاه هایشان را بیان کرده اند در چارچوب همان معترضانی هستند که به قول رئیس جمهور سخنان شان شنیده می شود و قطعاً تفاوت است بین آنها و اغتشاشگران. همچنین افرادی که در خیابان ها شعارهای اعتراضی سر داده اند ولی نه تخریبی کرده و نه مرتکب هیچ جرم دیگری شده اند، معترض هستند و نه اغتشاشگر.
اگر مسوولانِ مواجهه با ناآرامی های اخیر این دیدگاه را بپذیرند می توانند با آزادی افراد بسیاری که برای اظهار نظر یا صرفا شرکت در تجمعات اعتراضی دستگیر شده اند، به یواش شدن فضا و آخر التهاب کمک کنند.
به نام مثال ” شروین حاجی پور ” که ترانه “برای…” را خواند، با هیچ تعریف حقوقی، اغتشاشگر و مجرم نیست، او حداکثر یک معترض است که خواسته های خود را به مسالمت آمیزترین شکل ممکن بیان کرده است و واقعاً چه قالبی لطیف تر از موسیقی و ترانه برای بیان انتقاد؟ اگر این حد از انتقاد هم پذیرفته نشود، پس چگونه می گویند انتقاد باید شنیده شود؟ قطعاً او و بسیاری از چهره های ورزشی و هنری و مردمان عادی که در شبکه های اجتماعی محتوای انتقاد آمیز منتشر کرده اند با هیچ دید حقوقی اغتشاشگر محسوب نمی شوند مگر اون که بر خلاف دیدگاه های اعلامی مسوولان، اصل انتقاد هم جرم انگاری شود.
شاید گفته شود که برخی از این افراد، مردم را به انتقاد دعوت کرده اند. از نظر حقوقی، دعوت به امر قانونی (انتقاد) جرم نیست مگر اون که به اغتشاش و تخریب و کشت و کشتار فراخوانده باشند که دعوت به امر غیر قانونی است و قابلیت تعقیب کیفری دارد.
زیبنده جمهوری اسلامی – که “آزادی” یکی از شعارها، آرمان و ها و اهداف اش بود – نیست که عده ای را به سبب ابراز مخالفت با یک داستان در قطعه شعار یا پست اینستاگرامی یا توئیت و ترانه و نظایر این ها بازداشت کنند و چهره ای ناموجه از نظام در بین مردم ایران و دنیا ساختن کنند.
تشکیل پرونده کیفری علیه شروین حاجی پور -که با وثیقه آزاد است – و افرادی همانند او، فقط هزینه های نظام را بالا می برد و از این رو رسانه ها و دولت های خارجی و گروهک تروریست رجوی و امثال آنها، که برای مردم ایران اشک تمساح می ریزند، فراوان خوشحال می شوند که افراد بیشتری به سبب انتقاد بازداشت و حتی کشته شوند تا آنها سوژه های بیشتری رسیدن به منافع خود داشته باشند.
منظور دلسوزانه و مبتنی بر منافع جمهوری اسلامی و مردم ایران به مسوولان امنیتی و قضایی این است که با رأفت والای اسلامی – که مُقَرّب قلب هاست – و صرفا بر پایه نص صریح قانون و قواعدی چون تفسیر به نفع متهم و اصول ارجمند حقوقی همانند حق آزادی بیان و حق انتقاد ، با معترضان رفتار کنند و افرادی را که به صرف بیان (چه در خیابان و چه در فضای غیر واقعی) دستگیر کرده اند آزاد و پرونده شان را مختومه کنند یا اگر محدودیت هایی همانند وجود در کوشش های هنری یا مسافرت خارجی برایشان وضع شده، لغو نمایند. این اقدام، علامت ای از اقتدار و قانونگرایی و مردمی بودن نظام خواهد بود و حتماً دلیل را از دست بدخواهانی که در “رسانه های اون ور آبی” و “آلبانی”، خارج گود نشسته اند و برای مردم ایران نسخه می پیچند، خواهد گرفت.
آقایان و خانم های مسؤول!
جمهوری اسلامی که پای سخن مخالفانش بنشیند، زیباتر از زمانی است که برای کج سلیقگی برخی افراد، با معترضان برخورد می کند؛ اگر ناظر این نظام هستید، اون را نازیبا نکنید… العاقل تکفیه الاشاره .