[ad_1]
در سالیان اخیر قصـههای جنایی واقعی سینما را فراگرفته است. در اینجا برخی از بهترین فیلم های جنایی واقعی بر پایه رمان ها از دید سایت جونی آورده شده است.
بسیاری فیلمها از رمانها الهام میگیرند و فیلمهای جنایی واقعی نیز از این قاعده مستثنی نیستند. مخاطب با علاقه به دیدن قصـههای قاتلان زنجیرهای که روی صفحه نمایش به عکس کشیده میشوند، مینشیند و از پیچ و خم قصـههای جنایی خوشی میبرد. به غیر از فیلمهای سینمایی، برنامههای تلویزیونی، مستندها و فیلمهای زیادتر و بیشتری به این قصـهها جان میبخشند. میخواهیم برخی از فیلم های جنایی واقعی ساخته شده بر پایه کتاب را با هم بررسی کنیم.
بهترین فیلم های جنایی واقعی بر پایه رمان ها از دید سایت جونی
قصـههای باورنکردنی!
در این قطعه فهرست عناوین بهترین فیلم های جنایی واقعی بر پایه رمان ها از دید سایت جونی را در یک دید میتوانید مشاهده کنید:
- Lost Girls (2020)
- My Friend Dahmer (2017)
- Monster (2003)
- Catch Me If You Can (2002)
- Party Monster (2003)
- Zodiac (2007)
- Devil’s Knot (2013)
- In Cold Blood (1967)
- Foxcatcher (2014)
- House Of Gucci (2021)

در طول این سالها فیلمهای عالی زیادی ساخته شدهاند که به قصـههای جنایی واقعی میپردازند. برخلاف فیلمهای داستانی، با ارزش و مهم بودن وفادار ماندن به وقایع چیزی است که این دسته از فیلمها را از بقیه متمایز میکند. در این مقاله بهترین رمان های جنایی و فیلم اونها را بررسی کردهایم و برخی از بهترین فیلم های جنایی واقعی بر پایه رمان ها از دید سایت جونی آوردهایم.
Lost Girls (2020)

فیلم سینمایی دختران گمشده یا لاست گرلز (The Lost Girls) یک فیلم فانتزی و درام محصول سال 2022 سرزمین انگلستان به کارگردانی لیویا دی پائولیس (Livia De Paolis) است که توسط سه کمپانی Ingenious Media و Lipsync Productions و Pelgo Films تولید و منتشر شد؛
فیلمنامه این فیلم را نیز لیویا دی پائولیس براساس رمانی به همین نام نوشته لوری فاکس و با الهام از قصـه کلاسیک پیتر پن، به رشته تحریر درآورده و بازیگرانی چون سیوبهان هیولت، تیلی مارسان، ونسا ردگریو، آملیا مینتو، جولیان اووندن، امیلی کری، پرل جارت، لیبونی آبوگیه و غیره در اون به ایفای نقش پرداختهاند؛
این فیلم قصـه زندگی چهار نسل از زنان داستان پیتر پن شامل مادربزرگش، مادرش جین، وندی و دخترش بری را به عکس کشیده است که با عواقب ناشی از ماجراجوییهای خود با پیتر پن در نورلند دست و پنجه آرام میکنند.
My Friend Dahmer (2017)

نوجوان خجالتی جفری دامر که با مشکلات زیادی در خانواده خود مواجه بود و دوستی در مدرسه نداشت حیوانات مرده را جمع آوری می کرد و پس از تبدیل کردن آنها به استخوان حس خوبی به دست آورد مدتی سپس پس از سلاخی کردن هفده نفر تبدیل به یکی از بد ترین قاتلین سریالی در سرزمین آمریکا شد.
Monster (2003)

زنی روسپی به نام آیلین اتفاقی با دختری همجنس گرا به نام سلبی دوست می شود.کم کم علاقه ی بین این دو نفر شدت می یابد وآیلین تصمیم می گیرد زندگی مشترکشان را به دست بگیرد وتلاش می کند برای نگه داری سلبی پول بیشتری برای او بیاورد.
روزی به طوراتفاقی آیلین به دام مردی می افتد که تصمیم آزاروکشتن او را دارد اما آیلین نزد دستی کرده ومرد را کشته وماشین و پول او را به سرقت می برد.
از این پس او شغلش را تغییرمی دهد وبه کارکشتن راننده ها وسرقت اموالشان می پردازد.زندگی او وسلبی به همین شکل ادامه می یابد واوتبدیل به قاتل زنجیره ای معروفی می شود.
آیلین زنی است که ازطریق بدن فروشی زندگی خود را می گذراند. آیلین غذایش را ازسطل های زباله می یابد و درتوالت های عمومی حمام می کند. روزی به طوراتفاقی با سلبی – دختری که گرایشات همجنس خواهانه دارد- دوست می شود.
سلبی او را به خانه می برد.سحر که می شود،مادر سلبی معترض است و ازاو می خواهد که ارتباطش را با چنین زنی قطع کند. آیلین به دعوت سلبی به یک پیست اسکیت می رود ودرآنجا لحظات شادی را با هم می گذرانند.
شبی آیلین طبق معمول سوار اتومبیلی عبوری می شود اما زمانی اتومبیل از شهرخارج می شود، آیلین پی می برد که مرد راننده فقط تصمیم اذیت و شکنجه ی او را دارد.
به همین سبب ناچار می شود برای نگهداری از خودش، او را بکشد. سپس ماشین و وجوه نقد راننده را برمی دارد و می گریزد. او به دنبال سلبی میرود و از او میخواهد که با وی دنبال شود.
او ادعا می کند ماشین را از یکی از دوستانش امانت گرفته است. آنها به یک متل می روند و چند روزی را به خوشی با هم سرمی کنند. آیلین به سلبی قول می دهد که فاحشگی را رها کرده وبه دنبال کار دیگری باشد تا بتواند زندگی او را هم تامین کند.
Catch Me If You Can (2002)

استیون اسپیلبرگ در دومین فیلم خود در قرن ۲۱، «اگه میتونی منو بگیر» ماجرای واقعی یک کلاهبردار نابغه را جلوی دوربین برده است. برای فراوانها شاید نام فرانک ابگنیل دوست نباشد؛ ابگنیل یکی از کلاهبردارهای نابغهی قرن قبل به حساب میآید که در جعل چک تبحر عجیبی داشت.
او به قدری کارهایش را دقیق و صحیح انجام میداد که توانست در کشورهای مختلف دنیا و همینطور شهرهای آمریکا، چکهای جعلی را نقد کند و پول زیادی از راه کلاهبرداری به دست آورد.
حقههایی که وی با جا زدنِ خود به نام کمک خلبان و پزشک و وکیل سوار میکرد، وجود در کابین خلبان با شرکت کردن در پروازهای مختلف و فرارهایش از دست پلیس، قسمت دیگری از ماجرای فرانک ابگنیل هستند.
جالبیِ اتفاق اینجاست که او همهی این کارها را تا نزد از سن ۲۲ سالگی انجام داد و چند سال سپس از دستگیریاش نیز در شناسایی چکهای جعلی با FBI درون همکاری شد.
اسپیلبرگ با سپردن نقش این شخص به لئوناردو دیکاپریو و با همکاری بازیگر محبوب خود، تام هنکس روایت قصـه او را در «اگه میتونی منو بگیر» بر پایهی نوشتهای که خودِ ابگنیل از زندگیاش منتشر کرد، انجام داد.
«اگه میتونی منو بگیر» داستانش را بر یک فلاشبکِ بلند بنا قرار داده است. شروع فیلم زمانیست که در سال ۱۹۶۹ ابگنیل در زندانِ فرانسه به سر میبرد و کارل هنراتی (تام هنکس)، مأمور FBI به ملاقات او آمده؛
سپس تاریخ به ۶ سال قبل – سال ۱۹۶۳ – برمیگردد و فیلم قصـه خود را در قطعه فلاشبکی بلند نزد میبرد تا علامت دهد فرانک ابگنیل چطور کلاهبرداری را از نوجوانی شروع کرد و در ادامهی کلاهبرداریهایش دستگیر شد.
اسپیلبرگ در فیلم « اگه میتونی منو بگیر catch me if you can » این موقعیتِ دوست را بین فرد تعقیبکننده و متواری که اولی همیشه برای دستگیر کردن دومی دیر میرسد و یک قدم عقب است، تصمیم داشته با حال و هوایی خوشیقسمت و بامزه دنبال کند و به تماشاگر علامت دهد.
Party Monster (2003)

فیلم قصـه واقعی زندگی “مایکل آلیگ”، مردی که پس از صحبت در مورد کشتن دلال مواد مخدر و هم اتاقی خود در تلویزیون، زندگی اش زیر و رو شد را روایت می کند.
برای یکی از دوست داشتنی ترین سلبریتی های اون تاریخ پذیرفتن نقش یک قاتل واقعی که در اون تاریخ در زندان به سر می برد نمی توانست نظر عموم را جلب نکند.
بدین نظم گفت و گو های بسیاری در مورد بازی مکالی کالکین در فیلم «هیولای مهمانی» (Party Monster) در گرفت که همه او را برای نقش به یاد ماندنی اش در فیلم های «تنها در خانه» (Home Alone) می شناختند نه تنها یک تغییر چهره ی شدید بود و تصورات طرفدارنش را در مورد شخصیت او تغییر داد بلکه ممکن بود عکس العمل منفی کسانی که به روابط جنسی نامتعارف حساس بودند را نیز در پی داشته باشد.
Zodiac (2007)

زودیاک فیلم طولانی و بلندی است دربارهٔ یک آدمکشِ زنجیرهای واقعی که طی سالهای ۱۹۶۹ تا ۱۹۹۱، به زمان ۲۲ سال، ساکنان مناطقی در شمال کالیفرنیای آمریکا را در خوف و نگرانی فرو برده بود.
این قاتل بیمهربانی به «زودیاک» سرشناس بود. او در مجموع مرتکب ۱۳ جنایت شد. پلیس کالیفرنیا به رغم همهٔ تلاش و کوششی که کرد برنده به یافتن این قاتل نشد.
پلیس حدود ۲۵۰۰ مظنون را شناسایی و بازجویی کرد اما هیچ وقت برنده به شناسایی و دستگیری قاتل نشد. علاوه بر نیروهای پلیس، روزنامهنگاران بسیاری نیز درگیر این اتفاق شدند.
رابرت گری اسمیت یکی از معروفترین این روزنامهنگاران بود. گری اسمیت کاریکاتوریستی بود که به داستان کشتنهای زودیاک علاقمند شده بود. وی تحقیقات مفصلی در این مورد انجام داد و براساس بررسیهای شخصیاش فردی به اسم آرتور لی آلن را به نام قاتل معرفی کرد.
با این وصف مدارک ارایه شده از سوی گری اسمیت آنقدر محکم و توانا نبود که پلیس اقدام به دستگیری آلن کند. آلن ده سال نزد فوت کرد و به این نظم هیچ وقت مشخص نشد که آیا او «زودیاک قاتل» بوده یا خیر.
فیلم زودیاک براساس کتاب غیرداستانی جنایت حقیقی نوشتهٔ رابرت گری اسمیت ساخته شده است فیلم طبیعتاً روایت اسمیت را دنبال و از نظریهٔ قاتل بودن آرتور لی آلن طرفداری میکند.
این در حالی است که نویسندگان و محققین دیگر، افراد دیگری را به نام قاتل معرفی کردهاند. زودیاک به منبع اصلی خود مقاوم وفادار است و به همین جهت از ارایهٔ یک آخر بندی دوباره خودداری کرده است.
زودیاک در یک ساعت نخست خود سه راه موازی را دنبال میکند. قاتل از روی برنامه اقدام به کشتن قربانیهایش میکند. پلیس به رهبری دو کارآگاه زبدهٔ خود، دیوید توچی (مارک رافالو) و بیل آرمسترانگ (آنتونی ادواردز)، در حال بررسی و دنبال کردن سرنخهاست و روزنامهنگارانی همانند پل آوری (رابرت داونی جونیور) و رابرت گرس اسمیت (جک جیلنهال) مشغول پیگیری اتفاق و ارایهٔ خیال و گمانها در مقالات و شرحهای خبری خود هستند.
Devil’s Knot (2013)

فیلم سینمایی Devil’s Knot بهکارگردانی Atom Egoyan در 6 سال نزد یعنی سال 1392 در گونه زندگینامهای، جنایی، درام و مهیج تولید شده است. Devil’s Knot توانست در مرجع ارزشگذاری سینما و تلویزیون نمره 4.8 از 10 را از سوی مردم بدست بیاورد که علامت میدهد عموم مردم Devil’s Knot را اثری بیارزش و فراوان بد ارزیابی میکنند.
در Devil’s Knot بازیگرانی چون کالین فیرث ، ریس ویترسپون ، Alessandro Nivola ، James Hamrick ، Seth Meriwether ، Kristopher Higgins و امی رایان به ایفای نقش و بازیگری پرداختهاند.
در فیلم Devil’s Knot حدود 15 بازیگر جلوی دوربین رفتهاند که از نظر تعداد بازیگران میتوان Devil’s Knot را یک دلیل پربازیگر عنوان کرد. از این لحاظ کارگردانی فیلم Devil’s Knot باتوجه به بازی گرفتن از این تعداد بازیگر و مدیریت آنها کار فراوان سختی بوده است؛
باید بررسی کرد آیا Atom Egoyan بهعنوان کارگردان و بهعنوان بازیگردان و همچنین تیم بازیگری Devil’s Knot توانستهاند در این زمینه برنده باشند و بازیهای درخشانی را نمایش دهند؟
از دیگر بازیگران فیلم Devil’s Knot میتوان به Robert Baker ، کولت وولف ، Rex Linn ، بروس گرینوود ، Kristoffer Polaha ، Matt Letscher ، Michael Gladis و Stephen Moyer نشانه کرد.
In Cold Blood (1967)

«در آراستگی خونسردی» یک دلیلِ عالیِ هنریست که نمیشود دید و اون را یاد بردن کرد و نمیشود دو شخصیت بینظیر اون را تا آخر عمر از یاد برد. یک سینمایِ ایدهآل و آرمانی که فراوان زیاد مشغولکننده است و از پس این سرگرمی چنان تاثیر عمیقی بر مخاطب میگذارد که نمیتوان اون را با هیچ مدیومی دیگری سنجیدن کرد. قصـه دو مردِ کم سن به نامهای «پری» و «دیک» که برای دزدی درون یک خانه شده و هر چهار عضو اون خانواده را میکشند.
فیلم با نمایی کاملا تاریک شروع میشود که یکباره در عمقِ قاب دو چراغ روشن در قلب تاریکی پدید میآیند؛ چراغهای اتومبیلی که کمکم به دوربین نزدیکتر شده و با رسیدن و عبور از کنار دوربین، دنبال با موسیقیِ مرموز و کمی نگرانیآورِ منظره بوق ممتد و ترسناکی میزند و عبور میکند.
بوقی که هیچ منطق رئالیستیای ندارد اما کاملا در میزانسنِ نگرانیآور و مرموزِ ثانیه (بازی با تیرگی و روشنایی، زاویهی دوربین و موسیقی) منطق ویژه و غیررئالیستی پیدا میکند؛ نوعی هشدار و پرتابکردنِ تماشاچی به قلبِ یک داستانی ویژه. دوربین درون اتوبوس شده و دختربچهای را تا نزدیکیِ یک مردِ گیتار به دست دنبال میکند.
نمایی مدیوم از مرد که یکی از کفشهایش (که کفِ اون دیده میشود و در ادامهی فیلم نقش مهمی را در پروسهی قصـه ایفا میکند) در فورگراندِ عکس و روشن دیده میشود.
جسم مرد با گیتارش در بکگراند قرار دارد و کاملا تاریک است؛ تیرگیای که نقش اساسی در فرمِ بصریِ فیلم ایفا میکند و کارکردهای خود را دارد که توضیح داده خواهدشد.
اینجا، تاریکی در ادامهی ثانیههای قبلیِ دلیل علامتدهندهی ناشناختگی و رازآلودگیِ شخصیت است. دوربین کفِ کفش را در نمایی نزدیک علامت داده، روی اون مکث میکند و از روی اون به روی چهرهی تاریکِ کاراکتر زوم میکند.
همزمان با زوم، کاراکتر کبریت را برای روشنکردنِ سیگار روشن میکند و از روشنایی سیگار، چهرهاش در نمایی نزدیک روشن میشود. چهرهای مصمم که در این میزانسن با این بازیِ روشنایی و سایه، ترسناک به نظر میرسد و این ابتداییترین قدم در شخصیتپردازیِ «پری»، کاراکتر اول فیلم است. این فیلم یکی از برترین فیلم های جنایی واقعی از روی رمان تلقی میشود.
Foxcatcher (2014)

شکارچی روباه ( یا فاکس کچر ) نام عمارتی در شهر پنسیلوانیای آمریکا بود که در دهه ی 90 میلادی شاهد بروز اتفاقات جنجالی بسیاری بود. جان دوپونت که یکی از افراد خانواده میلیارد دوپونت ها بود، تصمیم گرفت تا عمارت بزر خود که شباهت بسیاری به قصر داشت را در اختیار اعضای تیم کشتی آمریکا قرار دهد و خودش هم در نقش اسپانسر تیم به کوشش بپردازد.
او فکر میکرد با اینکار می تواند به کشورش خدمت کند و از طرفی نامی برای خودش هم دست و پا کند به سبب آنکه در بین اعضای خاندان دوپونت از او کم و بیش به نام عنصری نامطلوب یاد می شد.
دوبونت پس از آماده آوردن شرایط استقرار کشتی گیران ، از دو برادر کشتی گیر سرشناس به نامهای مارک و دیو شولتز که سابقه دریافت مدال المپیک را داشتند دعوت بعمل آورد تا در اردو دنبال تیم باشند.
دوبونت اما تمرکز خود را بر روی برادرِ کوچکتر یعنی مارک شولتز قرار می دهد و از او می خواهد تا بالای سر تیم باشد و مارک هم که همیشه زیر سایه برادر باهوش تر خود بود، با شادی این درخواست را می پذیرد.
اما پس از مدتی این دو برادر متوجه رفتارهای بیمارگونه دوپونت می گردند و در نهایت به نقطه ای می رسند که ادامه همکاری با این مرد جاری پریش را به مصلحت نمی دانند اما در یک اتفاق غیرمنتظره در روز 26 ژانویه سال 1996 جان دوپونت با شلیک سه گلوله به سو دیو شولتز به زندگی این قهرمان المپیک خاتمه داد.
پس از این اتفاق دوپونت خود را در عمارت خود محبوس کرد و پلیس نیز به زمان 48 ساعت این عمارت را تحت محاصره قرار داد تا بتواند جان دوپونت را دستگیر کند که سرانجام برنده شد. جان دوپونت پس از این اتفاق در دادگاه به صبر 30 سال زندان محکوم شد و سرانجام در زندان نیز فوت کرد.
House Of Gucci (2021)

هر شخصی که دهه ۹۰ میلادی را درک کرده باشد، تقریباً غیرممکن است که از رسوایی تکان دهنده پیرامون خانواده ثروتمند و سرشناس «گوچی» پس از ترور مائوریتزیو گوچی، به دستور همسر سابقش پاتریزیا رجیانی، که بعداً توسط مطبوعات ایتالیایی «بیوه سیاه» لقب گرفت، بیخبر باشد.
با این حال، با تمام بدعتهایی که در این قصـه واقعی چهره داده است، «خاندان گوچی» ساخته ریدلی اسکات میخواهد به ما پشت پرده این ماجرای جنایی و تراژدیگونه را به نمایش بگذارد. این فیلم ظهور و سقوط امپراتوری خانواده گوچی را از دهه 1970 تا 1990 دنبال میکند.
«خاندان گوچی» به نام دومین فیلم بلند ریدلی اسکات در چندماه اخیر، اثری است که بر پایه کتاب سارا گی فوردن تولید شده است؛ با این اوصاف House of Gucci تمام مواد واجب برای راضی کردن واقعی هر مخاطبی را دارد.
اما برای چی؟ چون فیلم جدید اسکات چند بازیگر تمام ستاره، یک زیبایی شناسی مجلل و یک دیگ بخار واقعی دارد که یک طرح پدرخوانده گونه در مرکز اون خودنمایی میکند.
واجب به ذکر است که مطلقاً هیچ وجه اشتراکی بین این فیلم و دیگر دلیل اسکات یعنی فیلم حماسی تاریخی «آخرین دوئل» وجود ندارد. به استثنای آدام درایور، که در هر دو ظاهر میشود، House of Gucci و The Last Duel از هر نظر متفاوت هستند؛ در محتوا و قصـه، ژانر و سبک.
این تفاوت موجود در آثار این فیلمساز معروف، یکی از چیزهایی است که من در مورد ریدلی اسکات به نام کارگردان زیادتر دوست دارم. به این معنا که من هیچ وقت نمیدانم زمانی درون یکی از فیلمهای او میشوم چه چیزی را به دست خواهم آورد.
آثار ریدلی اسکات میتوانند در ژانر علمیتخیلی یا در مورد بیگانگان باشند. یا همچنین آثار او میتواند یک حماسه گلادیاتوری باشد، یا حتی یک تریلر جنایی. من ریدلی اسکات را برای این کارنامه خاصش تمجید میکنم، کارنامهای که به اندازه خود ریدلی اسکاتِ فیلمساز متفاوت است.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین فیلم های جنایی واقعی بر پایه رمان ها از دید سایت جونی سپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونی عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
[ad_2]










