[ad_1]
صفحه اقتصاد– در روزهای اخیر، کشورهای عضو سازمان همکاری های شانگهای از جمله روسیه، چین، قرقیزستان، ازبکستان و پاکستان، با عضویت کامل ایران در این سازمان موافقت کردند. اولین بار ایران درخواست عضویت خودش را در سال 2005 میلادی به این سازمان تحویل داده بود و هم الآن یعنی در سال 2022 میلادی، پذیرش عضویت ایران پژوهشگر شده.
در گفتگوی اختصاصی «صفحه اقتصاد» با پزشک حشمت خدا فلاحت پیشه، مزایا و منافع اقتصادی و امنیتی عضویت ایران در سازمان شانگهای بررسی شده است. فلاحت پیشه، دکترای علوم سیاسی دارد، سه دوره نماینده مجلس بوده و مدتی نیز در مجلس دهم، رئیس کمیسیون امنیت مردمی و سیاست خارجی بوده است.
****
*اعضای سازمان همکاری های شانگهای، در روزهای اخیر با عضویت کامل ایران در این سازمان موافقت کردند. این سازمان هم چند دهه قدمت دارد و در سال 1996 با وجود 5 سرزمین از جمله چین و روسیه تشکیل شده و کم کم اعضای اون افزایش پیدا کرده است.
به نظر شما، عضویت در سازمان های منطقه ای از قبیل سازمان همکاری های شانگهای و به طور کلی همکاری های منطقه ای، چه مزایایی را می تواند برای کشورهای مختلف و همچنین سرزمین ما ساختن کند؟
-در ارتباط با مزایای عضویت کشورها در سازمان های منطقه ای باید بگویم که کوشش های سیاست خارجی کشورها بستگی به دو داستان دارد که می تواند مزیت داشته باشد. یک داستان، استفاده گیری از ظرفیت های بین المللی و کاهش تنش در خارج از سرزمین بوده و دیگری دید توسعه ای در درون سرزمین است.
اگر کشورها بر این پایه حرکت کنند، هر گونه کوشش سیاست خارجی می تواند برنده باشد. مقامات هر سرزمین که در سازمان های بین المللی وجود پیدا می کنند باید از ظرفیت های اون سازمان ها استفاده کنند تا زمان های اقتصادی سرزمین خودشان را افزایش بدهند و اون را صرف توسعه در درون سرزمین کنند.
متاسفانه این حلقه مفقوده در ایران وجود دارد، یعنی در ایران و با وجود این که تکاپوی سیاست خارجی فراوان فراوان است ولی برخلاف فراوان از کشورها آثار توسعه ای اون در ایران، گمرنگ است. سبب این وضع، این است که متاسفانه در ایران، هنوز نگرش مبتنی بر تنش در خارج از سرزمین، بر نگرش تنش زدایی حاکمیت دارد و در درون سرزمین نیز، نگرش مبتنی بر توسعه، در کنار قرار دارد.
سازمان شانگهای، یک اتحادیه بوده که در چارچوب نومنطقه گرایانه شکل گرفته است. به هر حال، سازوکارهای نومنطقه گرا، سازوکارهایی هستند که با هدف نیرومند توان چانه زنی کشورهای عضو ساختن می شوند.
در عصر جهانی شدن امروز، برخی از کشورها تلاش می کنند چانه زنی خودشان را نه به شکل انفرادی، بلکه به شکل جمعی نیرومند کنند. به هر حال، ما باید یک تغییر اساسی در راهبرد سبیاستمداران کشورمان داشته باشیم و در نتیجه، باید نگرش مبتنی بر توسعه را نیرومند کنیم.
*در قطعه برجام توافق شد که ایران از برخی دستاوردهای اتمی خودش چشم پوشی کند و در مقابل، بتواند از مزایای اقتصادی و همکاری با دنیا استفاده کند و عادی سازی روابط اقتصادی ایران با کشورهای مختلف پژوهشگر شود.
زمانی که آمریکا در دوره ترامپ، به طور یک جانبه از این توافق خارج شد، آیا این وضع دلیل شد دید ایران نسبت به همکاری با کشورهای دیگر تغییر کند و همان چیزی می شود که شما گفتید که نمی توانیم از زمان ها استفاده کنیم؟
-این یک گفت و گو جداگانه هست و ابداً برجام به معنای کاهش تنش بین ایران و آمریکا نبود. تنش های بین ایران و آمریکا ادامه دارد و دو سو هم، فعلاً راهبردی برای کاهش تنش ندارند. در مجموع، برجام یک توافق مبتنی بر منع اشاعه تسلیحات اتمی بود.
آقای ترامپ، در تاریخ ریاست جمهوری خودش، به دوستی بین المللی خیانت کرد و یکی از خیانت هایش خارج شدن از برجام بود. حتی آمریکایی ها، خارج شدن آمریکا از برجام را اشتباه می دانند و می گویند یک اشتباه عظیم بود.
سپس از ترامپ هم، اتفاقاً خیانت دوم را آقای بایدن انجام داد. در تاریخ انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، احیای برجام جزو وعده های انتخاباتی دموکرات ها بود. قرار بود بایدن در همان 20 فرمان اول دوره ریاست جمهوری خودش، برجام را احیاء کند، اما با این حال، نه تنها بایدن، برجام را احیاء نکرد، بلکه همان سیاست فشار حداکثری ترامپ را ادامه داد.
دو سو ایرانی و آمریکایی، در مورد احیای برجام، زمان سوری کردند و سپس از این که تا حدی موضع آمریکا تعدیل شد، برجام تحت الشعاع جنگ روسیه و اوکراین قرار گرفت. هنوز هم این ایران است که بیش ترین صدمه را می بیند.
این داستان، یک گفت و گو دیگر بوده و من در مجموع، اون داستان را در مورد نگرش سیاستمداران سرزمین مطرح کردم. به هر حالت، دید سیاستمداران ما، هنوز دید مبتنی بر توسعه نیست و این یک واقعیت است. سیاستمداران ما حتی در مورد اقتصاد، اون را در حد مسائل معیشتی تصور می کنند و مثلاً می گویند سفره مردم به برجام وصل نشود. در صورتی که گفت و گو اصلی، گفت و گو مسافرت نیست.
سرزمین ما، چهارمین سرزمین دنیا از نظر داشتن ظرفیت های مختلف و ثروت است و مسائل اقتصادی این سرزمین نباید محدود به معیشت شود. ایران به طور جدی باید توسعه پیدا کند و پیشرفته شود. متاسفانه شرایط مطلوب برای توسعه سرزمین ما وجود ندارد و به همین سبب، هزینه های زیادی توسط ایران انجام می شود بدون این که بازگشتی برای منافع مردمی سرزمین ما داشته باشد.
*ما سند چشم انداز 20 ساله سرزمین را داریم که یک برنامه بلند وقت است و بر پایه اون، باید سرزمین ما در سال 1404 سرزمین اول کل منطقه در حوزه های اقتصادی، علمی و علمی شود.
بر پایه این برنامه باید سالیانه رشد اقتصادی 8 درصدی داشته باشیم و با این مقدار رشد، رفاه ساختن می شود و حقوق سرانه در سرزمین بالا می رود. در عمل برای چی در تحقق اهداف به خوبی عمل نمی کنیم و حلقه مفقوده به طور مشخص چه چیزی است که نمی گذارد این اهداف را پژوهشگر کنیم و از شرایط ساختن شده در همکاری ها استفاده نمی کنیم؟
-از نظر من، همان سند چشم انداز 20 ساله سرزمین، توسط دولت هایی که تشکیل شدند اجرایی نشد. چشم انداز 20 ساله می گوید ایران در بین 26 سرزمین منطقه، باید قدرت اول حوزه های علمی، علمی و اقتصادی باشد. در همان سند چشم انداز تاکید بر تعامل سازنده با دنیا شده.
ناگفته نماند که چینی ها در دهه های 50 و 60 میلادی (قرن بیستم)، الگوی توسعه مسالمت آمیز را شروع کردند و ما هم در ایران و در سند چشم انداز 20 ساله، بر تعامل سازنده با دنیا تاکید کردیم. در حالی که در سیاست خارجی ایران، تحقق این تعامل سازنده در دستور کار قرار نگرفت.
سرزمین ما از تاریخ اجرای سند چشم انداز در سال 1384 شمسی، نه تنها تنش ها را کاهش نداده، بلکه بسیاری از تنش ها افزایش پیدا کرده است. در این وقت، افراد زیادی آمده و به سرزمین ما تنش تحمیل کردند. متاسفانه در سال های مختلف، برخی افراد مجدد به وزارت رسیدند و هم برخی وزرای اصلاح طلب در سرزمین ما تکراری شدند و هم وزرای اصول گرا.
به جای این که این وزرا و مقامات پاسخگو باشند که برای چی اهداف قوانین برنامه های پنجساله توسعه همانند رشد اقتصادی 8 درصد و کاهش نرخ بیکاری به 7 درصد را تامین نکردند، هر وقت جناح سیاسی خودشان به قدرت می رسد، همین افراد مجدد وزیر می شوند.
به هر حال، مسئول عدم تحقق این اهداف، همین وزرا هستند ، اما فقط تکرار می شوند و مجدد به قدرت می رسند. زمانی این وزرا، دوباه به قدرت می رسند، انگار پاداش می گیرند برای عدم تامین اهداف برنامه های توسعه سرزمین. سبب این وضع، این است که دیدگاه توسعه ای وجود ندارد و به همین سبب، عملکرد آنها در چارچوب دیدگاه توسعه ای ارزیابی نمی شوند.

*همکاری های اعضای سازمان شانگهای عمدتاً شامل همکاری های امنیتی، سیاسی و اقتصادی است. البته در ابتدای تاسیس این سازمان، این گفت و گو بین کشورهای چین و روسیه و اعضای دیگر مطرح بوده که مرزهای بین خودشان را غیر نظامی کنند. آیا در وضعیت فعلی، جنبه اقتصادی همکاری های اعضای این سازمان نیرومند شده؟
-عصر امروز، عصر رقابت بین کشورهایی است که دنیا گرایانه نزد می روند یا فرماندار بر معادلات جهانی شدن امروز هستند. این نوع کشورها، هم از عصر جهانی شدن و امکانات اون، استفاده می کنند، هم این که در قطعه سازوکارهای نومنطقه گرایانه صدمه پذیری خودشان را کاهش می دهند و هم توان چانه زنی خودشان را گسترش می دهند.
سازمان شانگهای و مهم تر از اون، گروه بریکس (B.R.I.C.S)، سازوکارهایی هستند که ایرانی ها به حق تلاش می کنند به آنها بپیوندند ولی به شرط این که مسئولان سرزمین ما، این همکاری ها را با دید توسعه ای نزد ببرند.
سازمان شانگهای، سازمانی که برای همکاری های امنیتی تاسیس شده ولی به اقتصاد و مناسبات فرهنگی و غیره هم، منتهی می شود. اتفاقاً این سازمان، ظرفیت خوبی است و قدرت های نوظهور دنیا در این سازمان عضویت دارند و ایران هم، می تواند برای کاهش صدمه پذیری خودش، با سازمان شانگهای همکاری کند در دنیایی که کشورهایی همانند آمریکا فراوان زیاد سیاست های تحریمی و دوگانه خودشان را اجرا می کنند.
همکاری با سازمان شانگهای، می تواند ظرفیت های ایران را گسترش بدهد و به مخصوص در حوزه های انرژی، ترانزیت و انتقال علمی و این کار خوبی است. اتفاقاً بنده دفعات تاکید کرده ام که این کار دولت، قابل نگهداری است اگر نتایج عملکرد اون در توسعه بیاید.
کار دوم دولت که باید پیگیری شود، پیوستن به «گروه بریکس» است. کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی، گروه بریکس را ساختن کرده اند و ایران و آرژانتین هم تلاش می کنند به این گروه اقتصادهای نوظهور بپیوندند و درخواست عضویت داده اند.
در حال آماده، فعلاً اتفاقی در مناسبات ایران با کشورهای غربی چهره نمی دهد و چالش ادامه دارد لذا سازمان شانگهای، می تواند یک ظرفیت باشد. البته سرزمین ایران، ظرفیت های مردمی خودش را نیرومند کرده و حضورش در اتحادیه های نومنطقه گرایانه با بخت مواجه می شود.
*برخی کارشاسان ایرانی اعتقاد دارند که همین سازمان شانگهای، مشکلات تحریمی ایران را حل نمی کند و مسائل تحریم، پهناور تر است. همچنین می گویند سازمان شانگهای، فقط قسمت کوچکی از نیازهای ما به تعاملات اقتصادی را حل می کند، سازمان شانگهای بدیل تعامل با غرب نیست و به کشورهای غیر شرقی هم نیاز داریم.
با توجه به مطرح شدن چنین نظرهایی توسط تحلیلگران ایرانی در مورد قابلیت های سازمان همکاری های شانگهای، جنابعالی قابلیت های مشخص و عینی این سازمان را در چه حد می دانید؟
-من هم چنین اعتقادی دارم و اساساً سازمان شانگهای و گروه بریکس، جایگزینی برای کاهش تنش با دنیای امروز نیست. به هر حال، این ایران است که تحت تحریم بوده و چون ایران تحت تحریم است، کشورها، شرکت ها و بانک های حتی عضو سازمان شانگهای نیز، آماده نیستند تعامل برابری با ایران انجام بدهند.
حتی اگر تعاملی هم وجود دارد، هزینه تعامل به وظیفه ایران است. همه این موارد، واقعیت هایی است که وجود دارد و من اعتقاد دارم که این کار، کار خوبی است، اما تنش زدایی با کشورهای دیگر نباید نادیده گرفته شود. الان آمریکا با چین و روسیه، چالش دارد و فراوان از آمریکایی ها دوست دارند چالش شان با ایران رفع می شود.
*در سال 1400، بیش ترین صادرات کالای ایران به چین انجام شده و 14 میلیارد دلار صادر شده ولیصادرات ایران به کشورهای هند، پاکستان و روسیه و ازبکستان به نام دیگر کشورهای عضو سازمان شانگهای، فراوان نیست.
برخی تحلیلگران می گویند برای نیرومند رابطه با سازمان شانگهای و اعضای اون، نیاز است ما عضو گروه مخصوص مالی (F.A.T.F) شویم. از یک سو گفته می شود همین روسیه و چین، نظام های بانکی ویژه خودشان مانند سوئیفت را ساختن کرده اند. از همین ساختارهایی که در این کشورها وجود دارد آیا می شود استفاده کرد یا این که مشکل عضویت ایران در گروه مخصوص مالی باید حل شود تا کشورهای عضو سازمان شانگهای روابط خودشان را با ایران نیرومند کنند؟
-ایران با وجود مساله اف.ای.تی.اف، تعاملاتی دارد ولی این تعاملات برای ایران، پُرهزینه است. اولاً تعداد محدودی از بانک ها در کشورهایی همانند چین، روسیه و ترکیه، با ایران به گونه حاکمیتی همکاری می کنند یعنی با حکم حکومت ها با ایران کار می کنند ولی هزینه این کارها بر گردن ایران است. هزینه ریسک مبادلاتی شان با ایران است و آنها آماده نیستند این ریسک را بپذیرند.
الان مبادله با برخی کشورها انجام می شود. در عمل، الان گران ترین انتقال و تبدیل پول و گران ترین بیمه در دنیا با ایران انجام می شود. مبادله وجود دارد ولی این مبادله با هزینه فراوان است. من اعتقاد دارم که هر چه زودتر، سرزمین ما باید در این زمینه هم تصمیم گیری روشنی داشته باشد.

*اگر برجام مجدد اجرا شود، آیا کشورهای مختلف از جمله چین با فراغ بال و راحتی بیش تر با ایران همکاری خواهند کرد و قراردادهای با ایران را اجرا خواهند کرد؟
-در مورد برجام و تحریم های ترامپی باید بگویم که حدود 2 هزار تحریم علیه ایران اِعمال شده. ما باید ببینیم با اجرای برجام، چقدر از این تحریم ها برداشته می شود. به هر میزان، تحریم ها برداشته شود به همان میزان کشورهای دیگر، با ایران روابط بدون تحریم را خواهند داشت.
در حالی که داستان اف.ای.تی.اف، یک گفت و گو دیگر بوده و مربوط به سازوکار بانکی است. برای این که کشوری همانند ایران در لیست سیاه قرار دارد، بانک های دنیا با ایران، کار عادی انجام نمی دهند. کار به شکل پُرهزینه انجام می شود و هزینه هم به وظیفه ایران است یا این که کارها عمدتاً به شکل دلالی انجام می شود.
*در همین وضعیت تعلیق برجام، آیا کشورهای عضو سازمان شانگهای با ایران می توانند همکاری بهتری با ایران داشته باشند که عضویت ایران در این سازمان، به نفع ما هم تمام شود و کشورهای عضو اون با ایران همکاری کنند؟
-گروه بریکس، یک صندوق را برای تعامل بین اعضای خودش ساختن کرده ولی سازمان شانگهای، چنین صندوقی را تاسیس نکرده است. اولین درخواست های ایران برای عضویت در بریکس، با مخالفت اعضای اون مواجه شد. این طور پاسخ دادند که چون ایران چالش هایی در حوزه های اتمی و اف.ای.تی.اف دارد، اعضای گروه بریکس نمی خواهند کشورهای پَرچالش را به خودشان نزدیک کنند.
البته الان روسیه به نام یکی از اعضای اصلی بریکس، وابسته چالش شده و شاید امکان عضویت ایران در بریکس همانند عضویت ایران در سازمان شانگهای آماده شود. با این حال، در همان چین و روسیه، بانک ها و موسسات اقتصادی و اندوخته داری، سازوکارهای اقتصادی بین المللی را پذیرفته اند و به همین سبب، آنها برای تحریم نشدن خودشان، اباء دارند که با ایران همکاری کنند.
[ad_2]