[ad_1]
ایران اگر همانند سرزمین روسیه نسبت تولید به ذخایر گازی اون هماهنگ بود، میتوانست گاز صادر و از اون حدود ۹۰ میلیارد دلار کسب حقوق کند.
به شرح صفحه اقتصاد، این روزها هیچ منبع انرژی به اندازه گاز اساس اصلی اخبرهای این حوزه و حتی سیاسی نیست. به دنبال اوجگیری تنشها بین روسیه و غرب، مسکو عرضه گاز به اروپا را فراوان زیاد کاهش داده و قیمت این سوخت چندین برابر شده است. نزدبینی میشود زمستان با کاهش دمای هوا و افزایش تقاضا زمستانی مقاوم در صبر قاره سبز باشد. هرچند سرانجام روزی جنگ آخر مییابد، اما کارشناسان بر این باورند که بعید است بار دیگر اروپا برای تامین انرژی خود به روسیه تکیه کند. از این رو است که غرب این روزها به دنبال منابع دیگری است که بتواند جایگزین گاز روسیه شوند.
از این رو توجهها به کشورهای چون ایران و قطر معطوف شده است که سپس از روسیه دارای بزرگترین ذخایر گازی دنیا هستند. قطر با استفاده از این زمان پروژه افزایش تولید را که وقتها بود در سر داشت کلید زده اما ایران که به سه دلیل ظرفیت عرضه بیشتری برای گاز دارد، به دلیل تحریمها فعلا از این زمان جا مانده و از میلیاردها دلار حقوق گازی بینصیب مانده است.
چشمانداز مصرف سوختهای فسیلی چندان روشن نیست چراکه به دلیل مسائل زیست محیطی و گرمایش زمین دنیا به سو کاهش تقاضا برای سوختهای فسیلی در حرکت است. از این رو نزدبینی میشود نهایت ظرف چند سال آینده تقاضا برای سوختی چون نفت به اوج خود رسیده و سپس در راه کاهشی قرار گیرد.
با این حال شرایط برای گاز کمی متفاوت است. این سوخت پاکترین سوخت فسیلی به شمار میرود و میزان تولید کربن اون نسبت به نفت و ذغال سنگ کم است. برخی تحقیقها میزان کربن تولیدی از سوختن گاز را حدود ۵۰ درصد نفت و ذغالسنگ اعلام کردهاند. از سوی دیگر هرچند برآوردها علامت از آینده درخشان انرژیهای تجدیدپذیر دارد اما به دلیل ماهیت انرژیهای تجدیدپذیر همیشه نیاز به منبع دیگری برای تولید برق در کنار آنها وجود دارد که اطمینان همیشگی بودن تولید برق را داشته باشد و همانند انرژی بادی و خورشیدی به وضعیت آب و هوایی بستگی نداشته باشد. از این رو صبر میرود که تقاضای دنیا برای گاز آینده روشنی داشته باشد.
در این میان حمله روسیه به اوکراین و تلاش غرب برای کاهش وابستگی به مسکو، اروپا را بر اون داشته که به دنبال منابع جایگزین برای گاز روسیه باشد و این یعنی نیاز زیادتر به گاز کشورهایی چون ایران.

روسیه، ایران و قطر به ردیف با داشتن سهم ۲۳.۲ درصد، ۱۶.۵ درصد و ۱۱.۵ درصد دارای بزرگترین ذخایر گازی دنیا هستند. از آنجایی که فراوان بعید است که حتی در شکل توقف جنگ غرب درهای خود را به روی گاز روسیه بگشاید و بار دیگر خود را به مسکو وابسته کند، صبر میرود که ایران و قطر به نام دو کشوری که سپس از روسیه بزرگترین ذخایر گازی دنیا را دارند، برای افزایش عرضه گاز با بخت زیادی مواجه شوند.
از این رو است که همین چند ماه نزد قطر توانست قرارداد عظیمی برای افزایش تولید گاز خود با بزرگترین شرکتهای نفتی و گازی دنیا به امضا برساند که بر پایه اون برآورد میشود که ۲۸ میلیارد دلار در صنعت گاز این سرزمین اندوختهگذاری شود و تولید الانجی قطر ظرف ۵ سال ۶۰ درصد افزایش یابد. آلمان که بزرگترین واردکننده گاز روسیه است از همین الآن با امضای توافقنامهای با امیر قطر در سر صف تقاضا برای افزایش تولید گاز قطر ایستاده است.
اما ایران نسبت به قطر ظرفیت بیشتری برای عرضه گاز دارد.

هرچند ایران از لحاظ تولید هم رتبه بالایی دارد و زیادتر از قطر گاز تولید میکند اما میزان تولید سرزمین با ذخایر اون تناسبی ندارد و سنجیدن نسبت تولید به حجم ذخایر علامت میدهد که سرزمین همچنان ظرفیت بالایی برای اندوختهگذاری در صنعت گاز در راستای افزایش تولید دارد.
ایران با تولید سالانه ۲۵۷.۱ میلیارد مترمکعب گاز سپس از روسیه و آمریکا در درجه سوم بزرگترین تولیدکننده دنیا ایستاده و سالانه حدود ۶ درصد عرضه جهانی گاز را بر وظیفه دارد. قطر سپس از ایران در رتبه چهارم قرار گرفته است. با این حال نسبت تولید به حجم ذخایر علامت میدهد ایران سالانه تنها حدود ۰.۷۵ درصد از ذخایر گازی خود را استخراج و عرضه میکند. این در حالی است که مقدار تولید گاز دنیا نسبت به مجموع ذخایر اثبات شده بیش از ۲ درصد است.
این نسبت برای روسیه حدود ۲ برابر ایران و برابر با ۱.۵ درصد است. اگر نسبت تولید به ذخایر ایران به اندازه روسیه بود، تولید گاز سرزمین دو برابر بود. یعنی ایران به اندازه مصرف همه کشورهای توسعه یافته آسیاپسفیک یعنی ژاپن، سنگاپور، کره جنوبی، استرالیا و نیوزلند گاز بیشتری تولید میکرد.
نسبت تولید به ذخایر قطر هم از ایران زیادتر و حدود ۰.۸۶ درصد است و اگر ایران نسبت قطر از ذخایرش گاز تولید میکرد تقریبا به اندازه کل مصرف گاز سرزمین ۶۷ میلیون نفری فرانسه الآن گاز بیشتری داشت.

اما افزایش تولید گاز مستلزم اندوختهگذاریهای هنگفت و آمدن تکنولوژی روز به ایران است که تنها در سایه رفع تحریمها و برنامهریزی مدون برای جاذبه اندوخته خارجی قابل تحقق است.
هرچند به نظر از لحاظ تولید گاز ایران شرایط چندان مطلوبی ندارد، اما از لحاظ صادرات سرزمین در موقعیت فراوان بدتری قرار دارد.
ایران در سال ۲۰۲۱ (با وجود رشد چشمگیری نسبت به سال قبل از اون) روزانه ۵۰ میلیون مترمکعب گاز صادر کرده است. این مقدار تنها حدود یک درصد از معامله جهانی گاز را شامل میشود. از این رو در حالی که ایران دارای دومین ذخایر گازی دنیا است و در رتبه سوم بزرگترین تولیدکنندگان این سوخت قرار دارد، اما در باشگاه صادرکنندگان گاز بین ۱۰ سرزمین اول هیچ جایی ندارد. بزرگترین صادرکنندگان گاز دنیا به ردیف روسیه، آمریکا و قطر است.
اما ریشه عقب ماندگی ایران در بازار جهانی گاز، مصرف شدید این سوخت است. حدود ۹۵ درصد گاز تولیدی سرزمین در درون مصرف میشود و ایران با مصرف ۲۴۳ میلیارد مترمکعب گاز سپس از آمریکا، روسیه و چین چهارمین مصرفکننده عظیم دنیا است.
گاز مصرفی ایران معادل گاز مصرفی ۷ سرزمین توسعه یافته اروپایی (ایتالیا، فرانسه، هلند، اسپانیا، بلژیک، لهستان و اتریش) با جمعیتی بالغ بر ۲۵۰ میلیون نفر یعنی تقریبا سه برابر ایران است. مصرف گاز سرزمین به ازای هر نفر ظرف یک سال حدود ۲۹۰۰ مترمکعب است که حدود ۵.۵ برابر سرانه جهانی است.

هرچند قیمت پایین گاز عامل مهمی برای مصرف بیرویه گاز بوده اما مهمترین عامل سیاستگذاری غلط در حوزه انرژی است به طوریکه قسمت اعظم سبد انرژی مصرفی سرزمین را گاز تشکیل میدهد و در تولید انرژی بر پایه دیگر منابع اندوختهگذاری چندانی در سرزمین نشده است.
آنطور که در ترازنامه انرژی سرزمین آمده است، فراهم ۲/۵۶ درصد از انرژی مصرفی قسمتهای مصرفکننده توسط گازطبیعی، ۳۲.۲ درصد توسط فرآوردههای نفتی، ۱۰.۶ درصد توسط برق، ۰.۶ درصد توسط منابع تجدیدپذیر و ۰.۴ درصد توسط زغالسنگ تامین میشود که البته قسمت اعظم(۸۶ درصد) تولید برق سرزمین هم دوباره بر پایه سوخت گاز تولید میشود.
این در حالی است که در دنیا قسمت اعظم انرژی دنیا از برق تامین و برای تولید برق هم از منابع متنوعی استفاده میشود. به طور مثال در کشوری همانند آلمان نزدیک به نیمی از تولید برق بر پایه منابع تجدیدپذیر است در حالی که سهم این منابع از برق تولیدی در ایران به یک درصد هم نمیرسد. از همین رو است آلمان در حالی که جمعیتی نزدیک به ایران دارد و میزان تولید ناخالص داخلی اون حدود ۴ برابر ایران است، مصرف گازش کمتر از یک سوم سرزمین است.
قیمت گاز در قراردادهای بلندمدت صادرات به ژاپن در سال قبل حدود ۱۰ دلار به ازای هر میلیون بیتییو و در قرارداد صادرات گاز به آلمان حدود ۹ دلار به ازای هر میلیون بیتییو بوده است. هر ۲۶.۸ متر مکعب گاز برابر یک میلیون بیتییو است. قیمت گاز در یک سال اخیر رشد زیادی داشته و بر پایه برخی برآوردها حدود ۴.۷ برابر شده است. اما از آنجایی که تغییرات دقیق قیمت قراردادهای گازی در حال آماده مشخص نیست برای محاسبه حقوق فرضی ایران از صادرات گاز از همان قیمتهای پارسال که از شرح بیپی استخراج شده استفاده میکنیم.
اگر ایران میتوانست به اندازه روسیه از ذخایرش گاز استخراج کند(۱.۵ درصد) در حال آماده میتوانست به اندازه مصرف داخلی خود گاز صادر کند و به شکل مطلوبی جای روسیه را در بازار گاز اروپا بگیرد. این یعنی ایران میتوانست ظرف یک سال ۲۵۷ میلیارد مترمکعب گاز صادر کند که بر پایه قیمتهای سال قبل حدود ۹۰ ملیارد دلار حقوق نصیب سرزمین میکرد.
اگر ایران به اندازه قطر از ذخایرش استفاده میکرد الآن به اندازه سرزمین فرانسه گاز برای صادرات داشت و حدود ۱۵ میلیارد دلار از این محل حقوق کسب میکرد.
اگر ایران میتوانست از منابع دیگر انرژی استفاده کند و مصرف داخلی خود را کاهش دهد و به طور مثال نهایتا اندازه کشوری چون آلمان گاز مصرف میکرد، الآن دو برابر مصرف این سرزمین یعنی حدود ۱۶۰ میلیارد مترمکعب در سال گاز برای صادرات به اروپا داشت و بر پایه قیمتهای پارسال حدود ۶۰ میلیارد دلار حقوق کسب میکرد.

منبع: فردای اقتصاد
[ad_2]