[ad_1]
جام جهانی امسال قطعا صدای بهرام شفیع را دیگر نمیشنویم تا با اون لحن ویژه و تکیهسخنهای منحصر به فردش مسابقات فوتبال را برایمان شرح کند؛ هرچند او وقتها قبل از مرگ از فضای گزارشگری فوتبال فاصله گرفته بود و دههی پایانی عمر را صرفا وقف وجود مقابل دوربین «ورزش و مردم» کرد.
به شرح وقت سحر به تعریف از ایسنا، با رفتن همیشگی بهرام شفیع در ۱۷ مهر ۹۷، دیگر کسی نیست که به طنز از «کاکُل» بازیکنها بگوید و با اون عبارت شگفت آور «اُسطُقُسدار» همه را متعجب کند.
دیالوگ های ویژه بهرام شفیع
کافی بود یک بازیکن فوتبال به سو توپ یا دروازه حریف به سرعت بدود تا شفیع از عبارت «همانند تیری که از چلهِ تیر و کمان رها شده» استفاده کند یا بازیکنی موقعیت شوت زدن را داشته باشد اما ثانیهای صبر کند و شفیع این ثانیه را چنین وصف کند، «مزمزه میکنه بزنه یا نزنه».
ورود شفیع به تلویزیون فراوان اتفاقی چهره داده بود. خودش با همان بیان شیرینش تعریف کرده بود که یک روز مادرش با خالهاش سبزی پاک میکردند که چشمشان میخورد به روزنامهای که زیر سبزیها قرار داشت و آگهی آزمون صداوسیما بود. به او گفتند تو که همه چیز را بلند بلند میخوانی و اعصاب ما را خراب میکنی، برو امتحان بده، شاید قبول شدی.
در آزمون قبول میشود و نوبت به تست صدا و عکس میرسد. هیات داورانی که برای استخدام تشکیل شده بود، همه از کهنههای رادیو و تلویزیون بودند. سپس از تکرار تستها فهمید که روی او نظر دارند. در نهایت بهرام شفیع و قاسم افشار ـ گوینده خبر ـ در آزمون نهایی قبول میشوند. افشار به گروه معارف میرود و شفیع هم درون گروه ورزش میشود (سایت فوتبالی).
سرنوشت افشار و شفیع فقط در راه استخدامی نبود که یکی شد. شگفت آور اینجاست که مرگ هر دو هم در یک سال رقم خورد. افشار اردیبهشت ماه ۹۷ و شفیع مهر همان سال.
این دو جزو معدود افرادی بودند که در ابتدای دهه ۶۰ با آزمون سراسری درون سازمان صداوسیما شدند. افشار در اون تاریخ کارمند وزارت علوم بود و بهشکل ساعتی در تلویزیون کار میکرد. شفیع هم در دانشگاه تهران علوم سیاسی خوانده بود اما از همان ابتدا فوتبال را دوست داشت و فوتبال هم بازی میکرد.
شفیع هنگامی که فوت کرد، ۷۲ سال سن داشت. بچه پامنار تهران بود و سپس از تحصیل، ۲۶ ساله بود که به استخدام صداوسیما حقوق.
حدود سه سال پس از استخدام در صداوسیما، با ممنوعالتصویری سازنده برنامه «ورزش و مردم»، جایگزین او و پس از اون در این برنامه ماندنی شد.
پس از مدتی «ورزش و مردم» از یکشنبهها به جمعه سحرها و در ادامه به جمعه شبها تغییر پخش داد اما شفیع همچنان ماند که ماند. به قول خودش در این سالها گاه میشد چهار دروازه هم روی هم بگذارند اما شوتش گل نشود! در واقعیت «ورزش و مردم» در سالهای بهرام شفیع، در مقاطعی وابسته افت و خیزهایی میشد اما نه او برنامه را رها میکرد و نه تلویزیون تصمیم سپردن این برنامه به فرد دیگری را داشت.
مراسم وداع با بهرام شفیع چهار سال قبل در حالی برگزار شد که دوستدارانش از دو جامعه ورزش و رسانه برای خداحافظیی او به خانهی ابدی در مقابل عبادتگاه بلال صداوسیما گرد هم آمده بودند. شفیع رییس فدراسیون هاکی هم بود و برخی افت «ورزش و مردم» را به همین وجود همزمان در فدراسیون نسبت میدادند.
با این همه شفیع برای بسیاری، از جمله مجریان و گزارشگران فوتبال شخصیتی محبوب بود و در مراسم وداع با او، بسیاری از جمله جواد خیابانی، عادل فردوسیپور، مزدک میرزایی و همچنین فرزند بهرام شفیع که خود اجرا میکرد بر پیکرش زانو زدند تا به او ادای احترام کنند.
هرچند جواد خیابانی در همین مراسم هم از نبود چهرههای فوتبالی گله کرد و از بیمهریهایی گفت که در اون سالها نسبت به شفیع روا شده بود؛ خیابانی گفته بود: «بهرام شفیع را در این روزها فراوان اذیت کردند. باید بگویم که این روز نوبت همه ما میشود و یک روز برای من در اینجا جمع میشوید.»
[ad_2]