[ad_1]

در این مطلب از سایت صفحه اقتصاد کوتاه قصـه قطعه ۱۳ سریال ترکی قضاوت را برای دوستداران این سریال قرار داده ایم، با ما دنبال باشید. این سریال به نویسندگی سما ارگنکون (Sema Ergenekon) و کارگردانی علی بیلگین (Ali Bilgin) در ژانری جنایی پلیسی عاشقانه ساخته شده است. بازیگران این سریال عبارتنداز؛ Kaan Urgancıoğlu (Ilgaz), Pınar Deniz (Ceylin), Hüseyin Avni Danyal (Metin), Uğur Polat (Yekta), Mehmet Yılmaz Ak (Pars), Ali Seçkiner Alıcı (Zafer), Arda Anarat (Çınar), Ece Yüksel (İnci), Zeyno Eracar (Gül), Uğur Arslan (Eren), Onur Durmaz (Engin), Başak Gümülcinelioğlu (Neva), Pınar Çağlar Gençtürk (Aylin), Onur Özaydın (Osman), Özlem Çakar (Makbule), Zeynep Atılgan (Parla), Beren Nur Karadiş (Defne). این سریال از ۱۲ شهریور ماه ۱۴۰۱ راس ساعت ۲۳ از شبکه جم سریز به شکل دوبله فارسی پخش می شود.
کوتاه قصـه قطعه ۱۳ سریال ترکی قضاوت
چینار تعریف میکنه اون سب من تو اتاقم بلند کشیده بودم و بازی میکردم که اینجی بهم زنگ زد با گریه گفت که میتونم برم دنبالش یا نه منم گفتم آره الان راه میوفتم میام، اینجی گفت لوکیشن میفرستم فقط داری میای واسم لباس و کفش بیار پولم هیچی ندارم چینار قبول میکنه و به اونجا میره. چینار هنگامی نزد اینجی میره با دیدن اینجی تو اون وضع جا میخوره و میگه چخبره؟ اینجی میگه زن استاد اومد اشتباه برداشت کرد! چینار با عصبانیت میگه تو اینجا چیکار داشتی؟ اینجی میگه اینو ول کن کیفم با قرص ها تو خونه موند میتونی بری برداریش؟ چینار قبول میکنه و اینجی با یه تاکسی از اونجا میره. جیلین میپرسه که کجا رفت؟ چینار بهش میگه نمیدونم دیگه چیزی نمیدونم منم با سردار یه برنامه ریختیم تا به هوای دزدی بریم کیفو بیاریم اما پیداش نکردیم ما هم برای اینکه طبیعی جلوه کنه چندتیکه طلا هم برداشتیم. جیلین میپرسه پلاک تاکسیو برداشتی؟ چینار میگه نه فقط یادمه رقم آخرش ۹ بود رو شیشه پشتم عکس یه عقاب بود. سپس شروع میکنه به گریه کردن و میگه ای کاش خودم میرسوندمش اگه میرسوندم الان زنده بود! جیلین هنگامی از اداره خارج میاد اظهارات چینارو به انگین میگه و ادامه میده که باید بگردیم ببینیم چندتا ماشین با این مشخصات هست. ظفر به دم در خانه متین میره. هنگامی متین و ایلگاز به خانه میرسن با دیدن او جا میخورن و میگن اتفاقی افتاده؟ ظفر میگه اومدم فقط ازتون یه سوال بکنم! ایلگاز میگه اینجا کار درستی نیست بریم اداره اما ظفر میگه کار صحیح اینه که از خانواده ام دور باشین کار صحیح اینه که قاتل دخترم تا آخر عمرش تو زندان باشه! سپس میپرسه که وکیل گرفتین واسه پسر قاتلتون؟ کیه؟ ایلگاز چیزی نمیگه اما متین میگه جیلین، ظفر با شنیدن این خبر بهم میریزه و با عصبانیت به سو خانه میره.

مادر انگین با عصبانیت به سو دفتر کار یکتا میره. سپس بدون هیچ حرفی لنگه گوشواره ای که شب حادثه اینجی تو گوشش کرده بود را روی میزش میزاره یکتا با دیدن اون گوشواره جا میخوره. ظفر هنگامی به خانه میرسه به اتاق جیلین میره و تمام وسایلشو بهم میریزه و پلاستیک میاره تا جمع کنه. ایلگاز به جیلین زنگ میزنه تا خبر بده که پدرش فهمیده وکالتشو اما جیلین از خوف اینکه نفهمیده باشه به چینار دروغ گفتن پاسخ نمیده. آیلین به جیلین زنگ میزنه و میگه بابا دیوونه شده داره خونه را میریزه بهم. جیلین به سرعت به سو خانه میره و به انگین میگه تو برو به پارس بگو چینار میخواد اظهارات جدید بده تا ازش بازجویی کنن و مسئله را قانونی جلو ببرن. جیلین هنگامی به خانه میرسه پدرش وسایلشو جلو در میندازه و در را به رویش میبندد و میگه تو دیگه دختر این خانواده نیستی دیگه جایی نداری تو این خونه! جیلین که نمیدونه چیشده هاج و واج ایستاده و میپرسه که چی شده؟ طفر برای همسرش و آیلین تعریف میکنه که رفته وکیل قاتل خواهرش شده! همگی جا میخورن و ظفر میگه دیگه نبینم راهش دادین تو این خونه و میره. جیلین هنگامی میفهمه اونا داستان را فهمیدن با گریه ازشون میخواد تا به سخن هاش گوش بدن اما آیلین میگه دیگه خواهر نداری و مادرش هم سیلی تو گوشش میزنه سپس در را به رویش میبندن. جیلین با درماندگی می نشیند و گریه میکنه که ایلگاز پیشش میره و آرومش میکنه جیلین میگه برای چی هیچکی منو درک نمیکنه و نمیخواد سخن هامو بشنوه! ایلگاز میگه غم بزرگیو صبر کردن بهشون باید حق بدیم سپس به سو کلانتری میرن و تو راه جیلین از اظهارات جدید چینار به ایلگاز میگه و او میفهمه که به دروغ به چینار گفته که او به پلیس قرص هارو شرح نمیده.
مادر انگین مدام گریه میکنه و میگه این چطور ممکنه؟ رفتیم برای مرگ اون دختر تسلیت گفتیم حس همدردی کردیم! یکتا میگه آروم باش من درستش میکنم این پرونده فقط یه مضنون داره، هیچ مدرکی علیه ما ندارن میخواستی چیکار میکردم؟ آبرو و حیثیت و اعتبارمونو میبردم زیر سوال؟ سپس بهش اطمینان میده که هیچ اتفاقی نمیوفته و درستش میکنه مادر انگین از شدت فشاری که روشه از حال میره. اوزان و نورجان را دوباره به دادگستری احظار میکنن و دادستان پارس بهشون میگه تبریک میگم بهتون تبرعه شدین! ازتون میخوام این عکسو ببینین که میشناسینش یا نه! آنها با دیدن عکس ایلگاز میگن آره این یکی از اون وکیلاست که اومدن خونمون. پارس جا میخوره اومدن خونتون؟ آنها میگن آره با یه زن اومد که از تو سرویس بهداشتی هم مسواکامونو برداشت برد این. فرداش فهمیدیم البته٬پارس بهشون میگه فکر کنین خوشگل که ایلگاز به جیلین نشانه کرد برداره یا نه خودش این کارو کرد! چینار از تو زندان به ایلگاز زنگ میزنه و سپاسگزاری میکنه که شرح نداده اما ایلگاز میگه اشتباه میکنی ما گزارشمونو دادیم! چینار عصبی میشه و یکی از هم سلولی هاش که فراوان وقته اونو زیر نظر داشته بهش تیکه میندازه و چینار به طرفش حمله میکنه و برنده میشه حسابسو برسه و هنگامی میخواد بره او پاشو میگیره و سپس از چندین مشت با شئ ای که تو دستشه دوبار تو پهلوش میزنه. چینار بیهوش رو زمین می افتد و سپس از چند دقیقه که اونارو پیدا میکنن سریعا به آمبولانس زنگ میزنن تا منتقل بشن به بیمارستان. جیلین از ایلگاز میخواد تا اونو به دفترش برسونه چون جاییو نداره که بره اونجا….
[ad_2]