تاریخ رونمایی از ربات انسان نمای تسلا «اپتیموس» مشخص شد

[ad_1]

ربات اپتیموس ابتدا سال قبل رونمایی شد و حال ایلان ماسک در گفتگوی اخیر خود،‌ از تاریخ رونمایی از ربات انسان نمای تسلا به نام اپتیموس پرده‌برداری کرده است.

در جدیدترین جلسه بنیان‌گذار و رئیس هیئت مدیره تسلا (ایلان ماسک) با سهام داران این کمپانی، تصویری از ربات انسان نمای تسلا که به نام اپتیموس شناخته می‌شود به نمایش گذاشته شد. بر این پایه قرار است که در تاریخ 8 مهر، طی حادثه AI Day این شرکت به شکل رسمی از اپتیموس رونمایی کند. ایلان ماسک ادعا دارد که این ربات انسان نما دنیا را حیرت‌زده خواهد کرد.

آبان تتر

زیادتر بخوانید: خودآ‌گاهی هوش مصنوعی GPT-3 به مرحله‌ای رسیده که درباره خودش مقاله می‌نویسد

تاریخ دقیق رونمایی از ربات انسان نمای تسلا

مدیر عامل شرکت تسلا اطلاعات دقیقی از اپتیموس منتشر نکرده است، اما به گفته او برای اطلاعات جزئی و دقیق، باید تا تاریخ 30 سپتامبر یعنی تاریخ رونمایی از ربات انسان نمای تسلا و برگزاری حادثه جدید این کمپانی حوصله کنیم. ماسک درباره هدف اصلی ساخت این ربات چنین اظهار کرد که اپتیموس قرار است در آینده انسان را همراهی کند و کارهایی که برای انسان‌ها خسته کننده هستند را می‌توان به این ربات انسان نمای تسلا سپرد.

tesla Humanoid

طی این جلسه ماسک درباره حادثه نزد روی تسلا اینگونه گفت:

فکر کنم مردم در قسمت دوم AI Day تعجب‌زده خواهند شد، اما انتهای ماه آینده [میلادی] در این باره سخن می‌زنیم، اتفاقات جذاب زیادی قرار است چهره بدهد.

نزد از فرا رسیدن تاریخ رونمایی از ربات انسان نمای تسلا باید به برخی مشخصات اون نشانه کنیم. اپتیموس 172 سانتیمتر قد و 56 کیلوگرم وزن خواهد داشت. این ربات از سیستم Auto Pilot خودروهای برقی کمپانی تسلا استفاده می‌کند که به مهربانی این علمی، اپتیموس می‌تواند اشیا پیرامون خود را تشخیص دهد.

ربات انسان نمای تسلا قادر است که اجسامی به وزن 20 کیلوگرم را جا به جا کند و 68 کیلوگرم وزنه را در حالت پابرجا بلند کند. دستان اپتیموس مطابق دستان انسان طراحی شده و به کمک حسگرهای خود می‌تواند فضای دور و بر خود را مشاهده کند. واجب به ذکر است که سرعت حرکت این ربات حیرت‌انگیز چیزی حدود 2.2 متر بر ثانیه خواهد بود.

باید به این داستان نشانه کنیم که در ابتدا کمپانی تسلا تصمیم داشت که حادثه AI Day را در تاریخ 28 مرداد برگزار کند؛ اما اینگونه که به نظر می‌رسد، به دلیل توسعه نمونه اولیه اپتیموس، تاریخ برگزاری AI Day با بیش از یک ماه با دیر کرد مواجه شد. احتمال می‌رود که پس از رونمایی از ربات انسان نمای تسلا، در سال 2023 شاهد تولید فراوان این محصول باشیم.

زیادتر بخوانید:

نظر شما در خصوص تاریخ رونمایی از ربات انسان نمای تسلا چیست؟ نظرات خود را در قسمت کامنت‌ها با جونی در بین گذاشته و اخبار تکنولوژی را با ما دنبال کنید.

[ad_2]

از صادرات نفت توسط قسمت خصوصی ایران تا اوراق سپرده کالایی نفت

[ad_1]

صفحه اقتصاد– حدود یک دهه قبل و سپس از تحریم های بین المللی علیه ایران و از جمله تحریم بانک مرکزی ایران که شامل منع خرید نفت از ایران توسط کشورهای دیگر می شد، دولت محمود احمدی نژاد علاقه مندی علامت داد که قسمت خصوصی ایران، نفت تولید شده سرزمین را بفروشد و حقوق ارزی اون را تحویل دولت بدهد.

در همان حال و هوا بود که بابک زنجانی ظهور کرد و مشخص نشد که پول نتیجه از صادرات نفت به کجا رفته ولی اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفت، گاز و  پتروشیمی نیز، یک شرکت برای صدور نفت تاسیس کرد.

در گفتگوی اختصاصی «صفحه اقتصاد» با پزشک سیدحمید حسینی، عضو هیأت مدیره و سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآورده های نفت، گاز و پتروشیمی، دو داستان صادرات نفت توسط قسمت خصوصی و این اتحادیه و موانع اصلی وجود قسمت خصوصی در حوزه های کلیدی قسمت نفت و گاز بررسی شده است.

*****

*در سال های قبل، گفت و گو هایی مطرح شد در مورد این که قسمت خصوصی ایران بتواند درون حوزه نفت شود و در صادرات نفت نقش داشته باشد. با توجه به این که نفت در حیطه مسائل کلان و حاکمیتی قرار داده شده، ایده ورود قسمت خصوصی به این قسمت از کجا نشأت گرفت؟

-یک قطعه از این ذهنیت که قسمت خصوصی حمایت و نیرومند شود که بتواند در حوزه نفت درون شود و در فروش و صادرات نفت، نقش داشته باشد ناشی از تحریم ها بود. سرانجام هنگامی که تحریم ها علیه سرزمین ما اِعمال شد شرکت مردمی نفت ایران و شرکت های تابعه وزارت نفت، تحت تحریم قرار گرفتند.

حتی فروش و صادرات نفت نیز تحریم شد. از سو دیگر، ارتباطات بانکی بین ایران و کشورهای دیگر وجود نداشت. این وضع، دلیل شد شرکت مردمی نفت ایران، گارد خودش را دوباره کند و به سو استفاده از ظرفیت قسمت خصوصی درون سرزمین و قسمت خصوصی خارج از سرزمین برود تا از این راه مشکلات ساختن شده را رفع کند.

من فکر می کنم یکی از دلیل ها این بود. البته مخالفتی هم در اسناد بالادستی در این زمینه وجود نداشت که قسمت خصوصی در این زمینه درون نشود. چون قسمت خصوصی، به قسمت معدن درون شده بود و قاعدتاً می بایست بتواند به حوزه نفت هم ورود کند.

با این حال، شرکت مردمی نفت ایران، قوانینی داشت و این شرکت انحصار 4 فرآورده اصلی و نفت ناپخته را در انحصار خودش گرفته بود. در این زمان، هم قانون نفت تغییر کرد و هم قانون وزارت نفت تا حدی تغییر پیدا کرد.

من فکر می کنم مجموعه اسناد بالادستی و سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، همه دست به دست هم دادند و این تحولات، فضایی را آماده کرد که اون انحصار شکسته شود. به همین سبب، مجبور شدند فرآورده های نفتی را در بورس عرضه کنند.

شرکت نفت می خواست راه های متنوع فروش را بررسی کند و به همین سبب، فرآورده های نفتی را در بورس عرضه کرد. حتی قرار شد اگر افرادی، سابقه ای در این زمینه ندارند ولی امکانات مالی و ارتباطات دارند، بتوانند در معاملات نفت در بورس ورود کنند.

WhatsApp Image 2022 07 31 at 16.48.53

*در دهه های قبل، حتی پالایشگاه های نفت سرزمین تحت اداره و نظارت دولت بودند. فرضاً پالایشگاه های نفت، واگذار شد و خصوصی سازی شدند ولی برخی قسمت های مرتبط با نفت واگذار نشده اند.

چه جذابیتی برای دولت داشت که برخی قسمت های حوزه نفت را خصوصی سازی نکند و آیا قطعاً این اعتقاد وجود داشت که برخی قسمت های حوزه نفت، حاکمیتی بوده و باید در اختیار حاکمیت باشند؟

-قانون اصل 44 مشخص کرده که دولت نمی تواند در صنایع پایین دستی نفت و گاز، به طور کامل وجود داشته باشد و حداکثر می تواند 20 درصد وجود داشته باشد و سهام داشته باشد. این داستان، در مورد صنایع پایین دستی نفت و گاز، تصریح شده بود.

لذا دولت وقت برای خصوصی سازی در قطعه برنامه پنجساله سوم توسعه اقدام کرد و برخی واحدهای تولیدی از جمله قیر سازی و روغن سازی را از پالایشگاه ها تفکیک کرد و واگذار کرد.

تجربه واگذاری این نوع واحدها، تجربه مناسب و تجربه موفقی بود. هنگامی که دولت، این واحدها را اداره می کرد از نظر کیفی، صادراتی و اندوخته ای، کاری در این نوع واحدها انجام نشد، اما هنگامی که این واحدها واگذار شدند وضعیت این واحدها از نظر صادراتی، توسعه، اندوخته گذاری و کیفیت، خوب تر شد. در اواسط دهه 80 که سیاست های طناب «ج» اصل 44 ابلاغ شد امکان وجود قسمت خصوصی در حوزه پایین دستی نفت، گاز و پتروشیمی آماده شد.

واحدهای پتروشیمی که ساخت آنها در حال اتمام بود به قسمت خصوصی واگذار شدند و همین طور پالایشگاه ها واگذار شدند. دولت فقط توانست در حد 20 درصد از پالایشگاه ها سهم داشته باشد و 80 درصد سهام را واگذار کرد.

الان به غیر از حوزه بالادستی نفت و گاز یعنی استفاده برداری نفت، در همه قسمت های نفت و پتروشیمی، قسمت خصوصی امکان وجود دارد و هیچ ممنوعیتی وجود ندارد. البته ممکن است گفته شود عملاً شرکت نفت طوری برنامه ریزی، گزینش و ارزیابی می کند که در شرکت های جدیدی که برای توسعه میادین و بازسازی میادین نفتی تاسیس کرده اند، تقریباً شرکت قسمت خصوصی وجود نداشته باشد. هر چند که فقط یک شرکت به نام عالم در این حوزه عملاً وجود دارد.

با وجود این که تعداد زیادی از شرکت های قسمت خصوصی و فعال در این حوزه، کهنه هستند و شرکت های با سابقه 70 یا 80 ساله در سرزمین هستند، اما تایید نشدند. ممکن است در عمل، بدنه اجرایی وزارت نفت موافق نباشد و حتی با واگذاری پالایشگاه ها نیز موافق نبود.

هنوز هم با واگذاری روغن سازی و قیر سازی موافق نیستند. این داستان، گفت و گو دیگری است ولی قوانین مملکت و قانون اصل 44 تاکید بر این دارند که امکان وجود قسمت خصوصی در صنایع پایین دستی نفت و گاز آماده شود.

*شرکت های مختلف وزارت نفت عنوان «مردمی» دارند و این مردمی بودن یعنی این که مردم باید سهامدار این شرکت ها باشند. در مورد این عنوان مردمی چه نظری دارید و برای چی به طور جدی تمایل وجود ندارد که مردم و اندوخته گذاران قسمت خصوصی به حوزه های مختلف نفت و گاز ورود کنند؟

-آنچه که مردمی هست، عمدتاً شرکت مردمی نفت است و البته شرکت پتروشیمی هم کلمه مردمی دارد. در عنوان شرکت مردمی پالایش و پخش فرآورده های نفتی نیز کلمه مردمی وجود دارد ولی با سیاست های اصل 44، شرکت هایی که واگذار شده اند، اختلاف دارند.

دولت هنگامی برخی شرکت ها را فروخته، قرار بوده منافع اون برای ملت هزینه شود و هنگامی یک شرکت فروخته شده، دولت پول را در قطعه بودجه هزینه کرده است. البته ارزش اضافه عمده ای که در قسمت نفت ساختن می شود، در شرکت مردمی نفت ایران است. به نظر من، بقیه قسمت ها ارزش اضافه ای برای ملت ساختن نمی کنند.

برای مثال، در قسمت استخراج نفت 5 دلار به ازای هر بشکه نفت ناپخته هزینه می شود و یک بشکه نفت استخراج می شود. در حالی که این بشکه نفت با قیمت 105 دلار یا 110 دلار فروخته می شود، یعنی 100 دلار ارزش اون اضافه می شود.

سرانجام منافع شرکت مردمی نفت ایران، به صندوق توسعه مردمی می رود یا در بودجه سرزمین می آید. به نظر می رسد این منافع، در کارهای مردمی هزینه می شود. این منافع توسط دولتی هزینه می شود که قاعدتاً نماینده مردم است، یعنی دولتی است که توسط مردم انتخاب شده و این اجازه را دارد که این حقوق را به نمایندگی از مردم هزینه کند.

به نظر من، شرکت مردمی نفت ایران، این نقش را بازی می کند و در سال های قبل هم، این نقش را بازی کرده است. در چارچوب قانون بودجه، یک سهم 14.5 درصدی از درآمدهای نفتی به شرکت مردمی نفت ایران داده می شود تا هزینه هایش را لباس بدهد و اقدام به نوسازی، بازسازی کند و قسمت نفت و گاز را توسعه بدهد.

البته یک قسمت از درآمدهای نفتی، به مناطق محروم و مناطق نفتی سرزمین تخصیص پیدا می کند که در چارچوب وظیفه اجتماعی است. برای چی که تولید نفت و گاز، کثیفی و ده ها مساله ساختن می کند. در مورد جاهایی که استخراج نفت و کارهای نفتی انجام می شود، مجلس مصوب کرده که یک درصدی از درآمدهای نفتی به مناطق نفتخیز سرزمین اختصاص پیدا کند. در عین حال، بقیه منابع هم در راه منافع عمومی هزینه می شود.

*در وضعیت فعلی، تغییر خاصی در مورد واگذاری شرکت هایی از قبیل شرکت مردمی نفت ایران اتفاق نمی افتد؟

-اتفاق خاصی که چهره داده، این است که در پروژه های جدید، از جمله در مورد میدان نفتی آزادگان (استان خوزستان) در نظر دارند 20 درصد سهام را به مردم واگذار کنند. یک شرکت که در حوزه اکتشاف و استفاده برداری نفت فعال است، توسط کنسرسیومی از بانک ها و شرکت های استفاده بردار، تاسیس شده.

در مورد این شرکت، نزد بینی شده 20 درصد از سهام اون به مردم واگذار شود و مردم بتوانند از منافع استفاده برداری از پروژه های نفتی استفاده کنند. از این راه می خواهند مردم را در منافع این کوشش ها شریک کنند. همچنین گفت و گو اوراق سپرده کالایی مطرح شده و این طرح می گوید مردم می توانند در خرید و فروش نفت نیز مشارکت کنند.

WhatsApp Image 2022 07 31 at 16.48.53 1

*گفت و گو اوراق سپرده کالایی نفت، مطرح شده ولی تا چه حد در مورد اجرایی کردن اون جدیّت وجود دارد؟

-کارهای اون انجام شده و بانک مردمی، متصدی اون شده. در حال آماده، کارهای نهایی این طرح در حال انجام بوده و به نظر می رسد شرکت مردمی نفت ایران، می خواهد در حد همان 14.5 درصد سهم خودش از نفت، اقدام کند. اگر در مورد بقیه اون موافقت شود و بانک مرکزی و سازمان برنامه و بودجه سرزمین موافقت کنند، ممکن است شرکت مردمی نفت، سهمیه نفت دیگران را هم بفروشد.

الان شرکت مردمی نفت ایران می گوید 14.5 درصد از نفتی که صادر می شود وابسته به شرکت مردمی نفت ایران است. این شرکت می گوید ما می خواهیم این سهم را به شکل اوراق تبدیل کرده و به مردم واگذار کنیم.

شرکت مردمی نفت ایران می گوید اگر امروز نفت را با قیمت 90 دلار بفروشیم خوب تر از این است که 6 ماه دیگر یا یک سال دیگر، بخواهیم با قیمت 100 دلار بفروشیم. شرکت مردمی نفت ایران می تواند با همین 90 دلار به ازای هر بشکه، قسمت زیادی از مشکلات خودش را حل کند.

شرکت مردمی نفت می گوید اگر مردم، این اوراق را خریدند و نفت هم گران شد، نوش جان آنها و ما با اون مشکل نداریم. شرکت مردمی نفت ایران با این طرح، مردم را به منافع خرید و فروش نفت درون می کند.

*این طرح جدید اوراق سپرده کالایی نفت، در مورد نفتی هست که وجود دارد و استخراج شده؟

-بله. این طرح در مورد نفت فعلی است. البته ممکن است قسمت خصوصی از هیچکدام از این طرح ها استقبال نکند. با اتفاقاتی که در مورد اوراق بدهی و در بورس افتاده، اگر در این زمینه کار رسانه ای نشود و به خوبی عرضه نشود یا قیمت گذاری به خوبی انجام شود، مشخص نیست که مردم فراوان زیاد استقبال کنند.

*الان گفت و گو اوراق سپرده کالایی مطرح شده. اگر واقعاً این طرح بخواهد اجرا شود چقدر ممکن است تاریخ ببرد که خرید و فروش اوراق سپرده کالایی شروع شود؟

-اگر به سرعت تعیین تکلیف کنند که قیمت گذاری بر پایه ریالی باشد یا دلاری، تاریخ زیادی واجب ندارد. بورس آمادگی دارد و نفت هم در مخازن نفتی وجود دارد. به نظر من، این فرآیند، یک فرآیند پیچیده نیست و فقط این طرح، چند نکته کلیدی دارد.

یک نکته این است که در مورد قیمت گذاری به توافق برسند. به این شکل که باید تعیین شود که ریالی بفروشند یا دلاری و این که حداقل چه تعداد فروخته شود. اگر در این نوع موارد توافق کنند، می توانند این طرح را اجرایی کنند.

این طرح، همانند طرح اوراق سلف نفتی نیست که مردم بخواهند اوراق را بخرند و مثلاً 3 سال دیگر تحویل بگیرند. در تاریخ آقای روحانی، این گفت و گو ها مطرح شد که دولت سود خریداران اوراق سلف نفتی را ضمانت کند.

در اون تاریخ، شرایط برای تحویل گرفتن نفت در آینده، نامشخص بود. به همین سبب یک عده مخالفت کردند و و گفتند دولت آقای روحانی می خواهد دولت آینده را بدهکار کند. در این طرح جدید، گفت و گو بدهکار کردن دولت آینده مطرح نیست. برای چی که شرکت مردمی نفت ایران، می خواهد از سهمیه فعلی نفت خودش استفاده کند.

در چارچوب بودجه امسال تعیین شده که چند میلیون بشکه نفت در روز صادر شود. برای مثال، در یک روز 500 هزار بشکه سهم شرکت مردمی نفت ایران است. شرکت نفت می خواهد این 500 هزار بشکه در روز را عرضه کند.

البته ممکن است روزی 100 هزار بشکه اون را نخرند. در مجموع این کار، یک کار قابل انجام است و مجلس و هیأت دولت، در اون درگیر نیستند. کافی است که رئیس جمهور با اجرای این طرح موافقت کند و اجازه بدهد که شرکت مردمی نفت ایران، این کار را شروع کند.

WhatsApp Image 2022 07 31 at 16.48.52 1

*در سال 1399، ایده طرح فروش اوراق سلف نفتی در دوره ریاست جمهوری آقای روحانی مطرح شد. اون طرح مورد مخالفت قرار گرفت و اجرایی نشد. آیا ممکن است در وضعیت فعلی، اندوخته گذاران و فعالان بورس، با توجه به اون سابقه قبلی ناموفق، جستجو خرید اوراق سپرده کالایی نفت نروند؟

-عرضه این اوراق چندان ربطی به بورس ندارد برای چی که این اوراق در بورس انرژی معامله می شود. اگر مردم عادی، از این اوراق نفت استقبال نکنند، حتماً صندوق های اندوخته گذاری، بانک ها، فعالان اقتصادی و کسانی که در کار فرآورده های نفتی هستند این اوراق را می خرند.

به نظر من، حتی اگر مردم چندان استقبال نکنند، کسانی هستند که آماده باشند این اوراق را بخرند. چون خرید و فروش این اوراق، چیز پیچیده ای نیست و کافی است شمّ سیاسی و شمّ اقتصادی یک فرد، به او بگوید نفت گران می شود یا گران نمی شود.

اگر یک فرد حس کند که نفت گران می شود اندوخته و ریال خودش را به بشکه نفت تبدیل می کند. با این کار، این فرد ارزش پول خودش را نگه داری می کند و ارزش پول او نگه داری می شود. از طرفی هم، این فرد از افزایش قیمت جهانی نفت سود می بَرد.

ورود به این حوزه، نیاز به یک مقدار شمّ اقتصادی دارد و یک فرد باید بتواند آینده را نزد بینی کند. برای مثال، در دنیا اتفاقات مختلفی در آینده چهره خواهد داد. به طور ویژه، در زمستان کمبود سوخت در اروپا اتفاق می افتد.

همچنین اتفاقات دیگری چهره می دهد و یک روز نفت لیبی از بازار جهانی خارج می شود و یک روز هم نفت نیجریه از بازار خارج می شود. از سو دیگر، یک روز به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان حمله می شود. همه این اتفاقات بر بازار نفت دلیل‌ می گذارد.

تعداد زیادی از معامله گران و بوروکرها (کارگزاران) نفت را می خرند و بلافاصله هنگامی قیمت بالا می رود، اوراق نفت خودشان را می فروشند. حُسن اوراق نفت این است که بازارگردان دارد و مردم یا فعالان اقتصادی که اوراق خریده اند می توانند این اوراق را فوراً معامله کنند.

*در قطعه اتحادیه صادر کنندگان فرآورده های نفت، گاز و پتروشیمی، یک شرکت در سال 1391 به نام شرکت پترومند را تاسیس کرده اید. آیا اون تاریخ اطمینان داشتید که قرار است قسمت خصوصی درون حوزه فروش و صادرات نفت ناپخته شود؟

-شورای عالی امنیت مردمی نامه داده بود و آقای رستم قاسمی، وزیر گذشته نفت تشویق کرد. البته من موافق این کار نبودم و به همین خاطر سهامدار این شرکت نشدم. در اون دوره، قوانین اجازه نمی داد که قسمت خصوصی با یک شرکت چند میلیون دلاری این کار را انجام بدهد. از طرفی، دولت باید به این شرکت اطمینان می کرد و یک محموله عظیم نفت برای صادرات باید به اون می داد.

از سو دیگر، قسمت خصوصی ابزار و امکانات واجب برای صادرات نفت را نداشت و مشخص نبود با کدام لجستیک می خواست اون را حل کند. همچنین گفت و گو حساب بانکی هم مطرح بود. قسمت خصوصی این کار را جدی گرفته بود و فکر می کرد این کار عملیاتی می شود ولی این طور نشد.

بیست و سومین نمایشگاه نفت گاز و پتروشیمی ایران 57

*در روزهای اخیر مجمع عمومی این شرکت تشکیل شده و جنابعالی اداره مجمع اون را به وظیفه داشته اید. شما در این زمینه گفته اید که در زمان 10 سال، ارزش ساختمان هایی که برای شرکت خریده شده بود 10 برابر شده.

در واقعیت قسمت خصوصی که به این قضیه ورود کرد با خرید ساختمان هایی که انجام داده، عملاً از این زاویه جراحت نکرده است؟

-بله. در عمل جراحت نکرده است برای چی که در اون سال، هر شرکت پولی در حد 28 میلیون تومان یا 9 هزار دلار داده و یک سهم دریافت کرده است. امروز ارزش هر سهم حدود 200 میلیون تومان می شود.

به هر حال، کاری در قطعه این شرکت انجام نشده. معمولاً قسمت خصوصی  پولش را در جایی نمی گذارد که فقط سود بگیرد. برای چی که قسمت خصوصی، به دنبال این است که از راه ترید و معامله سود کند. الان هم قرار است هیأت مدیره جدید این شرکت، اموال شرکت را بفروشد.

*واقعاً تصمیم قطعی گرفته شده که ساختمان های خریداری شده فروخته شود و دیگر امیدی به صاردات نفت توسط قسمت خصوصی وجود ندارد؟

-بله. به هیأت مدیره ماموریت داده شده که این کار انجام شود و پول به سهامداران برگردد.

*ساختمان ها در تهران خریداری شدند یا در خارج از سرزمین؟

-این ساختمان ها در خیابان جردن تهران خریداری شدند.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]

مهلت استفاده از بسته جهشی_حمایتی اکوسیستم استارتاپی و کارآفرینی تمدید شد

[ad_1]

مهلت ثبت در سامانه کنفرانس بین المللی هم افزایی نوابغ جهانی قرن ۱۵ هجری به دلیل تقاضای پهناور مخاطبان برای استفاده مندی از این تسهیلات تا آخر ۲۰ مردادماه ۱۴۰۱ تمدید گردید.

به شرح جونی، به تعریف از روابط عمومی حادثه مذکور، پس از انتشار اعلامیه این حادثه با هدف ارائه تسهیلات به فریلنسرها، استارتاپ ها و نیز شرکت های علم بنیان که هر کدام دارای ایده، خدمت یا نمونه محصول می باشند؛ علیرغم تاکید خبرگزاری های رسمی عمومی بر محدودیت وقت و ظرفیت نام نویسی، با توجه به تعطیلات ایام سوگواری، به منظور رسانه های تخصصی اکوسیستم استارتاپی و کارآفرینی به دلیل بی تکرار بودن این زمان، تمدید مهلت نام نویسی تا آخر هفته جاری به تصویب رسید.

آبان تتر

مهلت استفاده از بسته جهشی_حمایتی اکوسیستم استارتاپی و کارآفرینی تمدید شد

مزایای نام نویسی در سامانه ذیربط شامل دریافت سرتیفیکیت با اعتبار یکی از هزار استارتاپ ارزشمند قدم دوم انقلاب اسلامی به نام استارتاپ مستعد یونیکورن شدن (ارزش تجاری بالای ۱ میلیارد دلار) در قرن ۱۵ هجری است که با کیوآرکد قابل استعلام و نیز انتشار اسامی فریلنسرها و استارتاپ ها و شرکت های علم بنیان حائز این ارزش فراوان داشتن منحصر بفرد در رسانه های مطرح و مهم، علاوه بر ساختن اعتبار و برندسازی، اندوخته و کاربر داخلی (پنل مردمی) و خارجی (پنل بین المللی) را برای اخذ کنندگان این امتیاز به هدیه می آورد.

متقاضیان می توانند جهت نام نویسی به سامانه  evnd.co/zl2Xr  مراجعه نمایند و نیز جهت راهنمایی و اطلاع از کد تخفیف نیم بهای مردمی و بین المللی مخصوص تایید شوندگان، با شماره واتساپ 09134449621 در ارتباط باشند.

بدیهی است به دلیل محدودیت وقت و ظرفیت، اولویت با کسانی است که سریع تر جهت کسب تسهیلات نام نویسی نمایند.

.

آخر خبر

[ad_2]

بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی از دید سایت فیگار

[ad_1]

بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی به فیلم‌هایی می‌پردازد که در وهله اول و ادامه کار نویدبخشِ فیلمی جذاب بودند ولی در آخر (شاید) با آخر ناامیدکننده‌ای به اتمام رسیده‌اند.

در بسیاری از قصـه‌های علمی‌تخیلی شاهد ابزارِ کاملا شسته‌و رُفته علمی هستیم که به نظر می‌رسد پیشرفته‌تر از آنچه در حال آماده، در دنیای واقعی داریم باشند. به نام مثال، برخی از قصـه‌ها دارای هوش مصنوعی یا روبات‌هایی هستند که به قهرمانان قصـه کمک می‌کنند یا برعکس، سد آنها می‌شوند.

بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

از دید سایت فیگار

فهرستِ مطالبی که در نوشتار بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی خواهید خواند:

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

این روبات‌ها معمولا به برای خودشان صحبت می‌کنند، فکر می‌کنند و حتی به نظر می‌رسد عواطف و آزادی تصمیم‌گیری خود را دارند اما در نهایت همه این قصـه‌ها امکان دارد تمامِ این بالا و نشیب و ریتم و تمپو با پایانی فاجعه‌بار دنبال شود تا فیلم رنگ و بوی به خود بگیرد. در ادامه به این دست فیلم‌ها می‌پردازیم.

Transformers: Revenge of the Fallen

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

تبدیل‌شوندگان: انتقام فالن فیلمی در ژانر اکشن و علمی تخیلی به کارگردانی مایکل بی و محصول سال ۲۰۰۹ ایالات متحده آمریکا است. در این فیلم شایا لباف، مگان فاکس، تایریس گیبسون، جان تورتورو، جاش دوهامل، پیتر کالن، رامون رودریگز، کوین دان، جولی وایت، جان بنجامین هیکی، گلن مورشور و رین ویلسون بازی کردند. این فیلم دنبالهٔ تغییر دهندگان (۲۰۰۷)، و همچنین دومین قطعه از مجموعه فیلم‌های لایو اکشن تبدیل‌شوندگان به‌شمار می‌رود. این فیلم بر خلاف فروش موفقیت‌آمیز ۸۳۶٬۳۰۳٬۶۹۳ دلار، برنده جایزه تمشک زرد برای بدترین فیلم سال شد.

تبدیل‌شوندگان: انتقام فالن

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

تبدیل شوندگان که با شکست مواجه شده‌اند حالا به دنبال انتقام هستند و کوشش‌های پنهان خود را شروع کرده‌اند و در این راه فقط یک نفر می‌تواند سد اون‌ها شود و او سمی ویت‌ویکی (شایا لباف) است. اما سمی به دانشگاه رفته و نمی‌خواهد وقت خود را به درگیری با تبدیل‌شوندگان بگذراند. او حتی از ماشین مورد علاقه‌اش جدا شده‌است ولی اتفاقاتی دلیل می‌شود که سمی در تصمیمش تجدید نظر کند پس او و دوستش میکائلا بینز (مگان فاکس) تصمیم می‌گیرند یکبار دیگر با تبدیل‌شوندگان بجنگند.

تحلیل فیلم تبدیل شوندگان: انتقام فالین

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

قبل از اینکه قطعه‌هایی از فیلم را که واقعا خوب نوبد را بررسی کنم، اجازه دهید نگاهی انتقادی به چیزی داشته باشیم که ظاهرا مایکل بی در اون خوب است، منظره‌‌های اکشن. این فیلم دارای هر نوع مبارزه و نابودی رباتی با کشتار دسته جمعی است. مشکل این است که شما هیچ وقت واقعا آنچه را که اتفاق می افتد با جزئیات نمی‌بینید.

منظره‌‌ها با شتاب فراوان با بسیاری از ادیت‌های سریع و تصاویر متعجب‌کننده حرکت می‌کنند. من برای دو منظره‌ به آنها اعتبار می‌دهم، دعوا با اپتیموس در جنگل و ویرانگر که یک هرم را در مصر عقل می‌کند. اما تمام کارها دیگر به گونه‌ای انجام می‌شود که شما نمی‌توانید به دقت توجه کنید و این فراوان آماتور است.

شما منظره‌‌های متعددی از شیا لبوف و مگان فاکس دیدید که در حرکت آرام دنبال با انفجار در همه جا اجرا می‌شوند. دنیا در دور و بر آنها قطعه قطعه می‌شود، اما آنها در حالی که با حرکت آرام در بین جنگ می‌دوند، صدمه ندیده باقی می‌همانند.

من از این که استیون اسپیلبرگ و گروه برنجی پارامونت اجازه دادند این فیلم همانطور که هست اکران شود متعجب شدم. مطابق با روح واقعی کارتون نیست، ارزش سینمایی ندارد و واقعا نامناسب است. بدبینِ درونم من فکر می‌کند که کل این فیلم فقط یک تبلیغ عظیم برای فروش اسباب بازی است.

آخر‌بندی

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

اگرچه برخی فیلم‌های این لیست برای کشتن برخی شخصیت‌ها فراوان شتاب‌زده بودند، تیم سازنده تبدیل‌شوندگان Transformers زیادی درگیر ایده ضربه‌فنی کردن شخصیت اصلی بود و زیادی اون را کش داد و در نهایت نتوانست این کار را به خوبی انجام دهد و موجب نارضایتی تماشاچی‌ها شد. اول از همه شخصیت سام کشته می‌شود و مجدد بازمی‌گردد و سپس به شکلی غیرمنتظره اپتیموس پرایم را در راه خروج می‌بینیم. چون اپتیموس یک ربات است پس قطعه‌ ها یدکی دارد و می‌تواند مجدد بازگردد. تنها واجب بود او را تعمیر و به روز رسانی کنند.

Lucy

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

لوسی یک فیلم علمی‌تخیلی و اکشن آمریکایی-فرانسوی محصول سال ۲۰۱۴، به نویسندگی و کارگردانی لوک بسون است. اسکارلت جوهانسون به نام شخصیت اصلی فیلم و مورگان فریمن نقش پروفسور نورمن را ایفا می‌کند. لوسی توسط یونیورسال استودیوز در ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۴، در ایالات متحده به نمایش حقوق.

لوسی یک زن ۲۴ ساله آمریکایی است که در تایپه تایوان زندگی و تحصیل می‌کند. دوست پسر او می‌خواهد تا یک محمولهٔ کیف را بدست مردی کره‌ای به نام آقای جانگ برساند، اما او مقاومت می‌کند ولی دوست پسرش با دستبند دست او را به کیف می‌بندد و او را مجبور می‌کند تا اون را به آقای جانگ تحویل دهد.

لوسی سپس از دیدن افراد جانگ می‌فهمد اون‌ها یک باند خلافکار هستند و او را مجبور می‌کنند تا کیف را که درونش ۴ بسته مواد آبی رنگ است دوباره کند. جانگ به لوسی منظور کار می‌دهد و لوسی قبول نمی‌کند، سپس افراد جانگ او را با ضربه‌ای بیهوش می‌کنند. زمانی مجدد به هوش می‌آید می‌فهمد اون‌ها، بدن او را به نام یک حامل ماده شیمیایی فوق‌العاده قدرتمند به اسم CPH4، به کار می‌گیرند تا بتوانند این موارد را به شکل غیرقانونی به اروپا منتقل کنند و لوسی به دنبال ۳ نفر دیگر حامل این مواد هستند.

تحلیل فیلم لوسی

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

لوسی فیلمی بود که وقتِ دیدنش هر ثانیه آرزو می‌کردم ای کاش کریستوفر نولان اون را می‌ساخت (البته که با فیلم‌نامه جاناتان نولان). در ادامه دلایلم را برای این آرزوی محالم اقامه خواهم کرد. لوسی قرار بوده درباره قضیه استفاده ده درصدی از مغز و در ادامه افزایش این قدرت استفاده و نتایجش باشد اما این داستان به درستی در جریان فیلم بسط و گسترش نمی‌یابد و به راحتی به حال خود رها می‌شود تا پیکره قصـه براساس همان قصـه مواد مخدر و شخصیت اصلی زن که قرار هست همه افراد را قلع و قمع کند بنا شده باشد.

متاسفانه بسون از جمله کارگردانانی به شمار می‌رود که در طول سالها فعالیتش ایده‌های ناب و جذابی را به دنیای سینما معرفی کرده اما کمتر دیده شده که بتواند آنها را به خوبی آموزش داده و اثری پایدار خلق کرده باشد که لوسی نیز از جمله این آثار به شمار می‌رود. فیلم با ایده‌ای جذاب کار خود را شروع می‌کند و شخصیت ساده و مظلومی به نام لوسی را به تماشاگر معرفی می‌کند که همه جوره می‌توان واژه قربانی را به وی اطلاق کرد.

لوسی

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

لوسی فیلمی بود که وقتِ دیدنش هر ثانیه آرزو می‌کردم ای کاش کریستوفر نولان اون را می‌ساخت (البته که با فیلم‌نامه جاناتان نولان). در ادامه دلایلم را برای این آرزوی محالم اقامه خواهم کرد. لوسی قرار بوده درباره قضیه استفاده ده درصدی از مغز و در ادامه افزایش این قدرت استفاده و نتایجش باشد اما این داستان به درستی در جریان فیلم بسط و گسترش نمی‌یابد و به راحتی به حال خود رها می‌شود تا پیکره قصـه براساس همان قصـه مواد مخدر و شخصیت اصلی زن که قرار هست همه افراد را قلع و قمع کند بنا شده باشد.

متاسفانه بسون از جمله کارگردانانی به شمار می‌رود که در طول سالها فعالیتش ایده‌های ناب و جذابی را به دنیای سینما معرفی کرده اما کمتر دیده شده که بتواند آنها را به خوبی آموزش داده و اثری پایدار خلق کرده باشد که لوسی نیز از جمله این آثار به شمار می‌رود. فیلم با ایده‌ای جذاب کار خود را شروع می‌کند و شخصیت ساده و مظلومی به نام لوسی را به تماشاگر معرفی می‌کند که همه جوره می‌توان واژه قربانی را به وی اطلاق کرد.

لوسی

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

لوسی با ایده های جذابی شروع می‌شود اما در ادامه این ایده ها به انحطاط می‌رود و در نهایت با کلی سوال بی پاسخ و حفره در فیلمنامه به آخر می‌رسد. شاید خوب تر می بود که بسون به آموزش ایده جذاب داستانش می‌پرداخت و یا حتی این ایده‌ها را بطور کامل در خدمت اکشن بکار می گرفت تا نتیجه‌اش اکشنی متفاوت از آثار بدنه هالیوود می‌بود.

با اینحال اگر اشارات فلسفی فیلم که آموزش نیافته و ناپخته هستند را نادیده بگیریم، باید گفت که لوسی کماکان یک دلیل‌ اکشن نسبتاً تماشایی هست که حداقل می تواند برای یکبار دیدن مخاطب فیلم مناسبی باشد. فیلم یک اسکارلت جوهانسون و چندتایی هم اکشن با مزه تخیل دارد که شاید بتواند 90 دقیقه مخاطبش را مشغول کند.

آخر‌بندی

نمی‌توان مشخص کرد که آیا لوسی Lucy یک قصـه هوشمند در یک فیلم احمقانه است یا داستانی احمقانه بوده که در یک فیلم هوشمند گیر افتاده است. تنها یک چیز قطعی است: آخر اون ۱۰۰٪ احمقانه است. همان‌طور که ظرفیت مغز لوسی (با بازی اسکارلت جوهانسون) به ۱۰۰ درصد می‌رسد، او از تمام گونه‌های انسانی برتر می‌شود، با زنجیره‌ای از تاریخ و فضا یکی می‌شود و همه اطلاعات را در یک فلش مموری در اختیار پزشک نورمن (با بازی مورگان فریمن) قرار می‌دهد. تقریبا به نظر می‌رسد که لوک بسون کارگردان در تلاش است تا به ۲۰۰۱: ادیسه فضایی ۲۰۰۱: A Space Odyssey برسد. اما لوسی Lucy به جای رسیدن به نقدهای عمیق، تماشاچی‌هایش را ناامید می‌کند.

Star Trek Into Darkness

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

پیشتازان فضا به‌سوی تاریکی دوازدهمین فیلم از مجموعه فیلم‌های پیشتازان فضا است که در سال ۲۰۱۳ م. به کارگردانی جی. جی. آبرامز به نام ادامه‌ای برای فیلم پیشتازان فضا (۲۰۰۹) ساخته‌شد. نویسندگان این فیلم روبرتو اورکی و الکس کورتزمان هستند. کاپیتان جیمز با بازی کریس پاین، اسپاک (زکری کینتو) و نیوتا آهوارا (زویی سالدانا) بازیگران اصلی این قطعه هستند. فیلم‌برداری پیشتازان فضا از ژانویهٔ ۲۰۱۲ شروع شد و تا مهٔ ۲۰۱۲ ادامه پیدا کرد. تمامی منظره‌‌ها نیز در شهر کالیفرنیا ضبط شد. جلوه‌های مخصوصٔ فیلم بر وظیفهٔ شرکت «Industrial Light & Magic» بوده‌است. همچنین سه‌بعدی‌سازی فیلم در مراحل پس از تولید انجام شد.

تحلیل فیلم پیشتازان فضا به‌سوی تاریکی

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

پس از اتفاقات قطعه قبل، کاپیتان جیمز تی کرک ( کریس پاین ) جسور تر و بی باک تر از قبل شده و تصمیم دارد تا دوستی و امنیت را به هر قیمتی به کهکشان بازگرداند. کاپیتان کرک در آخرین اقدام خود، به منظور نجات دنبال همیشگی‌اش اسپاک ( زاخاری کویینتو ) و البته اهالی بومی سیاره نیبیرو که در حال سوختن و انفجار هستند، خودش استارفلیت و حتی مجموعه یو اس اس اینترپرایز را با خطر امنیتی کم نظیری مواجه می کند که همین امر سبب می شود وی از سو کاپیتان کریستوفر پایک ( بروس گرینوود ) خلع مقام شده و همچنین برای همیشه از اسپاک جدا شود.

این تصمیم مقاوم‌گیرانه برای کرک فراوان مقاوم و غیرقابل صبر است اما دیری نمی‌پاید که استارفلیت هدف حمله یکی از اعضای خود به نام خان (بندیکت کامبرباچ) قرار میگیرد که افراد زیادی را به کام مرگ می‌فرستد. کرک که در جریان این حمله عزیزترین فرد خود یعنی کاپتیتان پایک را از دست داده، از سو فرمانده مارکوس ( پیتر والکر ) عنوان کاپیتانی را بازپس می گیرد و مامور می‌شود تا به دنبال خدمه‌اش به سوی محل اقامت خان مسافرت کرده تا انتقام خودشان را از او بگیرند اما…

بزرگترین چالشی که سازندگان آثار اکشن – تخیلی – فضایی همیشه با اون مواجه هستند، این است که بتوانند آثارشان را به نحوی ساخته و ارائه دهند که طیف وسیعی از مخاطبین نسبت به دلیل‌ ساخته شده رضایت کامل داشته باشند و تعداد کمتری از فیلم خوششان نیاید و همچنین تماشاگرانی که اولین بار است به تماشای فیلم می‌نشینند نیز به جمع طرفداران اضافه شوند! در واقع می توان اینگونه گفت که به جز مجموعه « جنگ ستارگان » که با استقبال شگفت آور و نا آشنا و کاملاً بی نظیری در بین سینما دوستان مواجه بوده ، هیچ وقت فیلمی فضایی – تخیلی – اکشن ساخته نشده که بتواند دو سوم طرفدارانش را راضی کرده باشد.

آخر‌بندی

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

به‌سوی تاریکی Into Darkness یک دنباله عالی پس از بازسازی پیشتازان فضا Star Trek به کارگردانی جی. جی. آبرامز بود که می‌توان آخر مزخرف اون را نادیده گرفت. به‌سوی تاریکی Into Darkness به‌جای بیعت با خشم خان Wrath of Khan، به معنای واقعی کلمه نماد جانشین معنوی خودش را بازآفرینی کرده است. تنها تفاوت اون این است که نقش‌های کرک و اسپاک برعکس شده که دلیل نابودی کرک شده و اسپاک را می‌بینیم که به شکلی احمقانه ادای دشنام دادن ویلیام شاتنر را در می‌آورد. البته دلواپس نباشید! بونز مرگ را هم معالجه می‌کند و کرک را به زندگی دوباره می‌گرداند.

The Matrix Revolutions

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

انقلاب‌های ماتریکس یک فیلم اکشن علمی-تخیلی آمریکایی که سومین و آخرین قطعه در سه‌گانهٔ ماتریکس به‌شمار می‌رود و مستقیماً ادامهٔ فیلم ماتریکس: بارگذاری مجدد است. در این فیلم نیز همانند نسخهٔ قبلی بازیگرانی همچون کیانو ریوز، لارنس فیشبرن، کری-ان ماس، هوگو ویوینگ، کالین چو، مری آلیس، جیدا پینکت اسمیت، هری لنیکس، لمبرت ویلسون و مونیکا بلوچی ایفای نقش می‌کنند.

انقلاب‌های ماتریکس که به همانند دو فیلم قبلی آمیزه‌ای از فلسفه و اکشن است، در جستجوی به آخر رساندن سؤالی بود که در فیلم قبل، بارگذاری مجدد ساختن شده بود. این فیلم به وسیلهٔ واچوفسکی‌ها نوشته و کارگردانی شده و در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۰۳ به‌طور هم‌تاریخ، در شصت سرزمین دنیا عرضه شد.

گرچه این فیلم، آخرین قطعه در مجموعهٔ ماتریکس بود، اما خط قصـه در ماتریکس آنلاین ادامه یافت. انقلاب‌های ماتریکس، دومین فیلم زنده-اکشنی بود که به‌طور هم‌تاریخ هم به راه معمول و هم برای سینماهای آی‌مکس عرضه می‌شد. خواهران واچوفسکی دنبال ستارگانی چون کیانو ریوز و جیدا پینکت اسمیت در گشایش و افتتاحیهٔ پخش فیلم در توکیو آماده بودند.

تحلیل انقلاب‌های ماتریکس

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

در فیلم انقلاب‌های ماتریکس، ماشین‌ها در حال نزدیک شدن به شهر زایان هستند. ترینیتی، مورفیوس و برنامه متحد اون‌ها به نام سراف با بازی کالین چو (Collin Chou) برنده می‎‌شوند تا نئو را از چنگال مرووینجین با بازی لمبرت ویلسون (Lambert Wilson) نجات دهند و حالا نئو در برزخی بین دنیای واقعی و ماتریکس وابسته شده است.

با بیدار شدن نئو، اوراکل با بازی مری آلیس (Mary Alice) به او می‌گوید که قبل از اینکه بتواند ماتریکس را فتح نماید، باید با مامور اسمیت که همچنان در حال گسترش و تکثیر شدن است، مبارزه کند و او را شکست دهد. در ادامه، نئو به دنبال ترینیتی با هاورکرفت به شهر ماشین‌ها مسافرت می‌کنند. مامور اسمیت که بن را به تسخیر خود در آورده، سوار این هاورکرفت شده و با یک کابل برقی، نئو را کور می‌کند اما نئو در نهایت برنده می‌شود تا او را شکست دهد.

نئو با وجود نداشتن چشم، قادر است تا منبع کدهای ماتریکس را در دنیای واقعی مشاهده نماید. در ادامه، سنتینال‌ها سرانجام به شهر زایان می‌رسند اما یک بمب ای‌ام‌پی از هاورکرفت نایوبی با بازی جادا پینکت اسمیت (Jada Pinkett-Smith)، بسیاری از این ماشین‌های حمله‌کننده را از بین می‌برد اما این بمب، دلیل از بین رفتن بخشی از سیستم دفاعی شهر زایان نیز شده است. سپس، سنتینال‌ها حملات جدید‌ای را به شهر زایان شروع می‌کنند.

ماتریکس

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

در همین حین، نئو برنده می‌شود تا به شهر ماشین‌ها برسد اما ترینیتی از سقوط هاورکرفت خودشان، صدمه دیده است. در ادامه، نئو بین ماشین‌ها و زایان یک دوستی برقرار می‌کند و تنها شرطش برای اون، این است که به درون ماتریکس برگردد و مامور اسمیت را از بین ببرد. مامور اسمیت زیادتر قسمت‌های ماتریکس را تحت کنترل خود در آورده و نئو باید با او مبارزه کند.

در نهایت، نئو خودش را مانند مامور اسمیت می‌کند و همین به ماشین‌ها اجازه داد تا بتوانند برنامه مامور اسمیت را برای همیشه از ماتریکس حذف نمایند. اوراکل و معمار نیز توافق می‌کنند که هر انسانی که می‌خواهد، می‌تواند از ماتریکس خارج شود.

آخر‌بندی

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

در آخر این سه‌گانه، خط روایت اون چنان پیچیده شد که به یک عامل ویژه اضافه‌ برای سر هم نگه داشتن همه چیز نیاز پیدا کرد. جای تأسف دارد که انقلاب‌های ماتریکس The Matrix Revolutions به کلی از اجرای این ایده سر دوباره زد. البته، فدا شدن نئو قهرمانانه است و مرگ اسمیت دلمان را سرد می‌کند…

اما بقیه کسانی که به ماتریکس وصل بودند چه می‌شوند؟ آیا بقیه اتفاق روی یک نیمکت در پارک و به شکلی کوتاه توضیح داده می‌شود؟ طلوع خورشیدی که می‌بنیم زیباست، اما این منظره‌ هیچ پاسخی برای سوال‌های ما به دنبال ندارد. دوستی تا کی ادامه خواهد داشت؟ آیا کسانی که می‌خواستند خارج بروند واقعا آزاد می‌شوند؟ منظور اورکل از اینکه نئو را مجدد می‌بنیم چیست؟

War of the Worlds

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

جنگ دنیاها فیلمی در ژانر علمی تخیلی به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و نویسندگی جاش فریدمن و دیوید کپ بر پایه رمان علمی-تخیلی جنگ دنیاها دلیل‌ هربرت جرج ولز است.[۱] تام کروز با داکوتا فانینگ، جاستین چاتوین، میراندا اتو و تیم رابینز در نقش‌های فرعی با گویندگی مورگان فریمن بازی می‌کنند.

قصـه این فیلم یک کارگر بارانداز آمریکایی را روایت می‌کند که مجبور می‌شود از فرزندانش که جدا از آنها زندگی می‌کند نگهداری کند، در حالی که تلاش می‌کند تا از آنها محافظت کند و آنها را با مادرشان متحد کند، زمانی فرازمینی‌ها به زمین حمله می‌کنند و شهرها را با ماشین‌های جنگی غول‌جسم تخریب می‌کنند که در مقابل بیگانگان هیچ مقاومتی کارساز نیست، جز باکتری‌های موجود در هوا. این فیلم در ۷۳ روز با استفاده از پنج منظره‌ مختلف صدا و همچنین لوکیشن‌هایی در کالیفرنیا، کانکتیکات، نیوجرسی، نیویورک و ویرجینیا فیلمبرداری شد. این فیلم توسط یک کمپین پنهان کاری احاطه شده بود، بنابراین جزئیات کمی قبل از انتشار اون درز کرد. تبلیغات کراواتی با چندین شرکت از جمله هیتاچی انجام شد.

تحلیل جنگ دنیاها

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

فیلم جنگ دنیاهای استیون اسپیلبرگ بر پایه کتاب جنگ دنیاها نوشتهٔ هربرت جرج ولز ساخته شده. ولز یکی از پیشگامان ژانر «افسانهٔ علمی» در عرصهٔ ادبیات به‌شمار می‌رود. اصطلاح نارسا اما شدیدا معمول «افسانهٔ علمی»‌ (یا «قصـه علمی») به سبکی از ادبیات انگلیسی- آمریکایی اطلاق می‌شود که انسان‌های ساده را در روبرویی با تازگی‌ها و عجایب معمولا خوف‌آور علامت می‌دهد؛ حمله از سیاره‌ای دیگر، نزول بلا و مصیبت، مسافرت فضایی، مسافرت زمانی، اجتماعی که ماشین‌ها بر اون فرماندار‌اند و ماننداین‌ها، این گونه قصـه‌ها را در سخن پند آموز‌های حیرت‌انگیز قرن هفدهم به سپس، به‌مخصوص در آثار ژول ورن میتوان‌یافت، اما نخستین و همچنان بزرگترین نمایندهٔ واقعی اون، هربرت جرج ولز است. ولز (۱۹۴۴- ۱۸۶۶) در سال ۱۸۹۵ کتاب ماشین تاریخ و سه سال سپس کتاب جنگ دنیاها را منتشر کرد.

جنگ دنیاها

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

اگر کتاب‌های ژانر «افسانهٔ علمی» را به دو دوره تقسیم کنیم ولز مهمترین نمایندهٔ دورهٔ نخست است. در نخست که تا سال ۱۹۴۰ را شامل می‌شود اکثر قصـه‌های علمی مشتمل بر ابزارها و دستگاه‌های مکانیکی، خطر صرف، با ماجرای تخیلی بودند. در دوره دوم، این زمینه پهناور‌تر شد و فکر سیاسی، اقتصادی، تکنولوژیکی و روانشناختی را نیز در بر گرفت. به این نظم برای ارتباط خوب تر با فیلم جنگ دنیاها، باید توجه داشته باشید که با داستان‌ای از دورهٔ اول قصـه‌های علمی مواجه‌ایم. طبیعتا اگر به این نکته توجه نکنیم، فیلم اسپیلبرگ به نظر غیرمنطقی و پرایراد به نظر می‌رسد.

منتقدانی که به خاستگاه و ریشهٔ نوول کم حجم هربرت جرج ولز توجه نکرده‌اند (منتقدانی همانند راجرایبرت)، فیلم اسپیلبرگ را برای ایرادات فیلمنامه‌ای‌اش زیر سئوال برده‌اند. برای مثال ایبرت بر روی طراحی معیوب ماشین‌های سه پا و اهداف غیرمنطقی مهاجمان فضایی در تلاششان برای نابودی انسان‌های کرهٔ خاکی، به‌عنوان نقاط ضعف اصلی فیلم تاکید کرده است، بااین حال به اعتقاد من اگر فیلم را با توجه به ویژگی‌های منبع اصلی‌اش و خاستگاه تاریخی اون دید کنیم، ایرادات نزد گفته قابل اغماض است. هر چند که باید پذیرفت که فیلمنامهٔ به روز شدهٔ جنگ دنیاها، هم‌تراز کارگردانی ارزنده و استادانهٔ اسپیلبرگ نیست؛ و مشکل اصلی در همین عدم توازن است.

آخر‌بندی

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

احتمالا استیون اسپیلبرگ با انتخاب وفادار ماندن به رمان جنگ دنیاها به نام منبع الهامش، از همان ابتدا به ناامید کردن تماشاچی محکوم شد. این به این معنی است که بیگانگان توسط میکروب‌ها شکست می‌خورند. آیا این مسافران بین کهکشانی که توسط آب در علامت‌ها Signs شکست خوردند، هیچ چیز از مکان خارج از زمین یاد نگرفته‌اند؟ با این حال به نظر می‌رسد که این فیلم تصمیم دارد با آخر مبهم و قدرتمندش ما را به چالش بکشد؛ زیرا احتمالا رابی پسر ری پس از ورود احمقانه‌اش به جنگ کشته می‌شود. اما نه! او زنده است و حتی خراشی روی پوستش نیفتاده و اتفاق به شکلی خوشگل و پاکیزه جمع می‌شود.

Planet of the Apes

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

سیاره میمون‌ها یک مجموعه رسانه‌ای علمی تخیلی آمریکایی است که شامل فیلم‌ها، کتاب‌ها، سریال‌های تلویزیونی، کامیک‌ها و رسانه‌های دیگر درباره جهانی است که در اون انسان‌ها و میمون‌های هوشمند برای کنترل با هم درگیر می‌شوند. این فرنچایز بر پایه رمان La Planète des singes نویسنده فرانسوی پیر بول در سال 1963 است.

اقتباس سینمایی اون در سال 1968 اتفاق افتاد. چهار دنباله از سال 1970 تا 1973 دنبال شد: زیر سیاره میمون‌ها، فرار از سیاره میمون‌ها، تسخیر سیاره میمون‌ها و جنگ برای سیاره میمون‌ها. سیاره میمون‌ها دوباره در سال 2001 اکران شد. مجموعه فیلم‌های دیگر در سال 2011 با ظهور مجدد سیاره میمون‌ها شروع شد که پس از اون طلوع سیاره میمون‌ها در سال 2014 و جنگ برای سیاره میمون‌ها در سال 2017 دنبال شد.

سیاره میمون‌ها

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

در سال 2019، دیزنی ثروت‌های سرگرمی فاکس قرن بیست و یکم از جمله فاکس قرن بیستم را خرید. در اون سال دیزنی اعلام کرد که دنباله‌های بیشتری از سری در دست تولید هستند. این فیلم‌ها در مجموع بیش از 2 میلیارد دلار در سراسر دنیا فروش داشته‌اند، در مقابل مجموع بودجه 567.5 میلیون دلاری. مجموعه‌های فرانچایز شامل کتاب، کامیک، بازی‌های ویدیویی و اسباب‌بازی است.

سیاره میمون‌ها به سبب پرداختن به مسائل نژادی مورد توجه مخصوص منتقدان فیلم قرار گرفته است. تحلیل‌گران سینما و فرهنگ نیز داستان جنگ سرد و حقوق حیوانات را مورد بررسی قرار داده‌اند. این مجموعه بر فیلم‌ها، رسانه‌ها و هنرهای بعدی و همچنین فرهنگ‌عامه و گفتمان سیاسی نشان گذاشته است. این از فیلم های راز الود به شمار می‌رود.

تحلیل سیاره میمون‌ها

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی

«جنگ برای سیاره‌ی میمون‌ها» فینال فوق‌العاده‌ای بر این سه‌گانه است و معنای واقعی دنباله‌سازی را به استودیوهای فیلمسازی علامت می‌دهد. فیلم نه تنها شامل ویژگی‌های مثبت قطعه‌های قبلی می‌شود، بلکه دستاوردهای منحصربه‌فرد خودش را هم دارد. روباه‌رو شدن با فیلم پرخرجی که ۹۰ درصد از داستانش را بدون دیالوگ روایت می‌کند و با کلوزآپ‌های پرتعدادش از شکلِ کاراکترهای دیجیتالی و غیردیجیتالی‌اش، احساساتشان را خارج می‌ریزد همانند شگفتی می‌ماند. این فیلم سزار را به نام یکی از مهم‌ترین کاراکترهای چند دهه‌ی اخیر سینما برای می‌سپارد.

مایکل گیاچینو سپس از درجا زدن‌های متوالی‌اش سرانجام ساندترکی برای این فیلم نوشته است که حس تلخ و شیرین و آخرالزمانی آماده در فیلم را نیرومند می‌کند. مت ریوز با این فیلم خودش را به نام یکی از شور‌انگیزترین فیلمسازان روز پابرجا می‌کند. کارگردانی سکانس‌های اکشن «جنگ» کلاس درسی برای دیگر بلاک‌باسترها است.

سیاره میمون‌ها

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی, فیلم های راز الود

اکشن پایانی این فیلم دست‌کمی از یک فیلم ترسناک ندارد. حمله‌ی هلی‌کوپترها و راکت‌های ضدهوایی در یک فضای سرد و برفی و داد جنگ آدم‌ها و انسان‌ها و میمون‌هایی که در موقعیت فشرده‌ای برای تغییر کردن یا پافشاری روی اشتباهاتشان قرار می‌گیرند، به تصاویری ختم می‌شوند که واژه‌هایی همانند دلشوره و اضطراب نمی‌توانند حس عجیبی را که در جریان این منظره‌ داشتم وصف کنند.

روبرویی پایانی سزار و سرهنگ در تضاد مطلق با روبرویی‌های نهایی دیگر بلاک‌باسترهای روز قرار می‌گیرد. «جنگ» از اون فیلم‌های نادری است که تمام انتظاراتتان را در هم می‌شکند. فیلم با قول یک جنگ حماسی بین میمون‌ها و انسان‌ها تبلیغات شده، اما درون راه کاملا متفاوتی می‌شود.

خبر از جنگی می‌دهد که میمون‌ها سرانجام پوز انسان‌ها را به‌طرز پیروزمندانه‌ای به خاک می‌مالند، اما قضیه اون‌قدر پیچیده‌تر از آدم‌خوب‌ها و آدم‌بدها است که احساساتتان در دنبال کردن سرنوشت هر دو سو اتفاق به چالش کشیده می‌شود. مشخص نیست این‌بار باید چقدر حوصله کنیم تا مجدد شاهد سه‌گانه‌ی خوبی همانند این باشیم.

آخر‌بندی

بدترین پایان بندی در فیلم های علمی تخیلی
بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی, فیلم های راز الود

بازی با آخر یک فیلم کلاسیک شاخص؟ این کار احمقانه است. در نسخه سرشناس ۱۹۶۸، چارلتون هستون بازیگر نقش جرج تیلور با مسافرت به آینده‌ای دور متوجه شد که زمین سیاره میمون‌هاست. تیم برتون در بازسازی سال ۲۰۰۱ تصمیم گرفت پیچش دیگری به قصـه اضافه کند؛ اون هم از نوعی که زیادتر شوکه کننده است تا منطقی. قهرمان قصـه به خانه بازمی‌گردد و متوجه می‌شود که میمون‌ها زمین را تسخیر کرده‌اند.

این آخر در واقع به منبع الهام اون نزدیک‌تر است، اما در کتاب اصلی میمون‌ها پس از گذشت چندین قرن به گونه برتر تبدیل می‌شوند. در فیلم هیچ توضیحی وجود ندارد. حتی اگر چنین پایانی منطقی باشد، هنوز در سنجیدن با نسخه اصلی ناپخته است.

زیادتر بخوانید:

از همراهی شما تا انتهای نوشتار بدترین آخر بندی در فیلم های علمی تخیلی سپاس‌گزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما می‌توانید به نام نویسنده مهمان در سایت فیگار عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقاله‌ها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی می‌توانید به اینستاگرام فیگار جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسی‌های فیلم‌های روز دنیا مراجعه کنید.



[ad_2]

غزلی از حافظ برای امام حسین علیه السلام 

[ad_1]

در این مطلب از صفحه اقتصاد به توضیحاتی درباره غزلی از حافظ برای امام حسین علیه السلام خواهیم پرداخت، با ما دنبال باشید.
به نام سخنران دعوت داشتم ، مراسمی ویژه با وجود تعداد زیادی تحصیل کرده و به اصطلاح روشنفکر و البته تعدادی از مردم عادی، نگاهی به بنر تبلیغاتی که اسم و عکسم را روی اون زده بودن انداختم و درون عبادتگاه شده و در گوشه ای نشستم.
دنبال موضوعی برای شروع سخنرانی ام می گشتم .. موضوعی که بتواند مردم عزادار را در این روز ویژه جاذبه کند ، برای همین نمی خواستم، فعلا کسی متوجه حضورم بشود، هرچه زیادتر فکر می کردم ، کمتر به نتیجه می رسیدم ، ذهنم واقعا مغشوش شده بود که پیرمردی که بغل دستم نشسته بود با پرسشی رشته افکارم را پاره کرد :

ببخشید شما استاد زرین کوب هستید ؟

گفتم: استاد که چه عرض کنم، ولی زرین کوب هستم
خوشحال شد، شروع کرد به شرح این که چقدر دوست داشته، بنده را از نزدیک ببیند، همین طور که صحبت میکرد، دقیق نگاهش می کردم، این بنده خدا برای چی باید آرزوی دیدن من را داشته باشد ؟ چه وجه اشتراکی بین من و او وجود دارد ؟

پیرمردی روستایی با چهره ای چین خورده و آفتاب سوخته، متین و سنگین، اما باوقار

می گفت مدرسه رفته و عم جزء خوانده و در زمان‌ بیکاری یا قرآن میخواند یا غزل حافظ و شروع به خواندن چند بیت جسته و گریخته از غزلیات خواجه و چه زیبا غزل حافظ را میخواند
پرسیدم: الآن برای چی با شادی دیدن بنده بودید ؟
گفت: سؤالی داشتم و سپس سوال کرد : شما به فال حافظ اعتقاد دارید ؟
گفتم: خب بله، صددرصد … گفت : ولی من اعتقاد ندارم !
پرسیدم: من چه کاری میتونم انجام بدم ؟ از من چه خدمتی بر میاد ؟
( عاشق مرامش شده بودم و از گفتگو با او خوشی می بردم )

گفت: فراوان دوست دارم معتقد شوم، یک زحمتی برای من می کشید ؟
گفتم: اگر از دستم بر بیاد، حتما ، برای چی که نه
گفت : یک فال برام بگیر
گفتم ولی من دیوان حافظ پیشم نیست
بلافاصله دیوانی کوچک از جیبش درآورد و به طرفم گرفت و گفت : بفرما
مات و مبهوت نگاهش کردم و گفتم، نیت کنید
فاتحه ای زیر لب خواند و گفت : برای خودم نمیخوام، میخوام ببینم حافظ در مورد امروز ( روز عاشورا ) چی می گه ؟؟
برای ثانیه ای کپ کردم و مردد در گرفتن فال
حافظ …عاشورا ، اگه پاسخ نداد چی ؟ عشق و علاقه این مرد به حافظ چی ؟
با وجود اینکه دفعات و دفعات غزلیات خواجه را کلمه به کلمه خوانده و در معنا و مفهوم آنها فکر بودم، غزلی به ذهنم نرسید که به طور مخصوص به این موضوعات پرداخته باشد

متوجه تردیدم شد، گفت : چی شد استاد ؟ گفتم : هیچی، الان

چشمان را بستم و فاتحه ای قرائت و به شاخه نباتش قسمش دادم و صفحه ای را دوباره کردم :

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی خوش بشنو این سخن پند آموز

بی پاداش بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای قلب مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه خواسته
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر سو که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت شکل کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
نوع از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به داد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

خدای من این غزل موضوعش امام حسین و وقایع روز و شب یازدهم نیست، پس چیست ؟ سالها خود را حافظ پژوه می فهمیدم و هیچ وقت حتی یک بار هم به این غزل، از این زاویه دید نکرده بودم، این غزل مخصوص برا همین مناسبت سروده شده !

بیت اولش را خواندم از بیت دوم این مرد شروع به صدای آهسته کردن با من کرد و از نگه داری با من همخوانی و گریه میکرد، طوری که تمام بدنش میلرزید انگار روضه می خواندم و او هم پای روضه ی من بود .

متوجه شدم عده ای دارند مارا دید میکنند که مجری برنامه به نام سخنران من را دعوت کرد و عذرخواه که متوجه حضورم نشده ، الآن دیگر میدانستم سخنان خود را چگونه شروع کنم .

بلند شدم، دستم را گرفت و می خواست ببوسد که سد شدم، خم شدم، دستش را به علامت ادب بوسیدم .

گفت معتقد شدم، معتقد بووودم، اعتقاد پیدا کردم استاد، گریه امانش نمی داد !

اون روز من روضه خوان امام شهید شدم و کسانی پای روضه من گریه کردند که پای هیچ روضه ای به قول خودشان گریه نکرده بودند .

منظور میکنم هر وقت حال خوشی داشتید، این غزل را بخوانید.

یاحق

براساس خاطره ای از پزشک زرین کوب

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]

[ad_2]

تمجید ویژه تارانتینو از Top Gun: Maverick ؛ عاشق این فیلم شدم!

[ad_1]

تمجید ویژه تارانتینو از Top Gun: Maverick یکی از اتفاقات جذاب هفته اخیر بود. به نظر می‌رسد Top Gun: Maverick کار بزرگی در جلب توجه تارانتینو کرده است.

این روزها که همه درباره فیلم‌های کنسل شده DC می‌گویند و اخبار حول آثار ابرقهرمانی می‌گذرد؛ فیلم Top Gun: Maverick موفقیت چشمگیرش در گیشه را ادامه می‌دهد.

آبان تتر

این فیلم با پشت سر گذاشتن رکورد فروش داخلی Avengers فراوان زود به سلطه فیلم‌های ابرقهرمانی خاتمه داد. در واقع، فروش فوق‌العاده Top Gun: Maverick فراوان‌ها را به رواج مجدد سینماها امیدوار کرد.

این فیلم با فروش بین‌المللی 1.3 میلیارد دلاری نگاه دقیق‌کننده‌ای که داشته است، توانسته تا به نام دنباله نسخه 1986، همچون دلیل‌ اصلی نظر مخاطبان و منتقدان را جلب کند. در این بین، ویژه‌ترین مخاطب این فیلم کوئنتین تارانتینوست که برخی تمجیدهای او از این عنوان را غافلگیرکننده می‌دانند.

زیادتر بخوانید: بهترین فیلم های اکشن 2022 

تمجید ویژه تارانتینو از Top Gun: Maverick

هفته قبل، کوئنتین تارانتینو با وجود در پادکست ReelBlend درباره فیلم جدید تام کروز گفت:

این روزها در سینما کمتر اثری که رنگ و بوی سینمای واقعی را داشته باشد، می‌بینیم؛ اما با دیدن Top Gun: Maverick و West Side Story استیون اسپیلبرگ، مجدد اثری سینمایی دیدم.

کارگردان روزی روزگاری هالیوود که در قبل چند همکاری با تونی اسکات،کارگردان قطعه اول، داشته و رابطه نزدیکی با این کارگردان فقید داشت، در ادامه گفت:

قبل اکران فیلم با تام کروز صحبت کردم و ازش پرسیدم، چطوری بدون اسکات فیلم رو می‌سازید؟ تام هم گفت؛ سرانجام یک راهی پیدا کردم.

تمجید خاص تارانتینو از Top Gun: Maverick ؛ عاشق این فیلم شدم!

جذاب اینکه، تا قبل از تولید فیلم، کمپانی پارامونت سال‌ها به دنبال ساخت قطعه دوم Top Gun بود؛ اما برای مرگ تونی اسکات، تام کروز آماده به بازی در این فیلم نبوده است. اما در نهایت آشکار نگرش جوزف کوشینسکی، کارگردان Top Gun: Maverick، توانسته نظر تام کروز را عوض کند. همچنین تارانتینو درباره ساختار فیلم جدید گفت:

کوشینسکی با احترام تمام و ظرافت توانسته فیلمی وفادارانه به فضای آثار اسکات بسازد. در تک تک نماها می‌توان آگاهی و احترام این کارگردان را به سبک تونی اسکات دید. به نظرم این فیلم نزدیک‌ترین دلیل‌ به آثار اسکات است.

همچنین، کوئنتین تارانتینو درباره روبرویی تام کروز و وال کیلمر در فیلم می‌گوید:

با خودم گفتم، قراره گند بخوره به همه فیلم؛ اما اینجور نبود. زمانی این روبرویی رو دیدم، ناخودآگاه یاد سکانس از فیلم روشنایی شهر (چاپلین) افتادم. واقعا باید برای دیدن این منظره‌ شور داشته باشید؛ برای چی که شما را کاملا راضی می‌کند.

البته، دلیل‌ فقط نظر تارانتینو درباره Top Gun را جلب نکرده؛ بلکه آمارهای مختلف علامت می‌دهد، این فیلم اساسا نظر منتقدان و تماشاگران بسیاری را جلب کرده است. بر طبق آخرین بروزرسانی سایت روتن تومیتوز این فیلم امتیاز 96 از 100 را دریافت کرده است. همچنین در سایت متاکریتیک در مقابل نام Top Gun: Maverick عدد 78 از 100 درج شده است. Letterbox هم بر طبق نظرسنجی‌هایی که از مخاطبین فیلم داشته، نمره 4.2 از 5 را برای تاپ گان ثبت کرده است.

زیادتر بخوانید:

دیدگاه شما در خصوص تمجید ویژه تارانتینو از Top Gun: Maverick چیست؟ نظرات خود را در قسمت کامنت‌ها با جونی در بین بگذارید.

[ad_2]