همکاری مشترک ایران و روسیه با جدیت تمام ادامه دارد و الآن ادغام سامانه پرداخت روسیه با ایران توسط بانکهای مرکزی این دو سرزمین دنبال میشود.
وزیر امور خارجه روسیه، سرگئی لاوروف در روز چهارشنبه گفت: «سیستم پرداخت اعتباری و بدهی داخلی روسیه میر به زودی با سامانه ایرانی شتاب به منظور تسهیل مبادلات متقابل یکپارچه خواهد شد.» معاون دیپلماسی اقتصادی وزیر امور خارجه ایران نیز ادعا دارد، زیرساختهای پیوستن ایران به سامانه میر تا چندین ماه آینده مهیا خواهد شد.
زیادتر بخوانید: تقلید روسیه از ایران در زمینه واردات با رمزارزها
ادغام سامانه پرداخت روسیه با ایران
ایران و روسیه تصمیم یکپارچه کردن سامانههای پرداخت شتاب و میر را دارند. بانکهای مرکزی این دو سرزمین، برای اجرای این داستان در حال کار هستند.
سرگئی لاوروف در راستای ادغام سامانه پرداخت روسیه با ایران بیان کرد:
در مورد ادغام و استفاده متقابل از سامانههای میر روسیه و شتاب ایران، مذاکرات اساسی در سطح بانکهای مرکزی در حال انجام است. اونها در ماه ژوئیه ارتباط برقرار کردند و روی یک نوع نقشه راهی توافق کردند که ما را به این نتیجه برساند.
وی در یک کنفرانس مطبوعاتی با حسین امیرعبداللهیان گفتگو کرد و گفت: «من ایمن هستم که این امر به زودی انجام خواهد شد.» امیرعبداللهیان هم در مورد حل شدن مشکل ادعام این دو سیستم، امیدواری خود را اعلام کرد.
بنابر شرح راشاتودی، معاون دیپلماسی اقتصادی وزیر امور خارجه ایران، مهدی صفری، چندی نزد گفته بود که تا چند ماه آینده زیرساختهای فنی، اجازه اتصال به سامانه میر را خواهد داد. قربان اسکندری، مدیر کل امور بانکی و بیمهای وزارت اقتصاد نیز گفته:
ایران میتواند در مراحل اولیه همکاری از میر برای مبادلات مالی با روسیه استفاده کند و سپس استفاده از اون را به تسویه حساب با سایر شرکای بین المللی گسترش دهد.
آغاز شهریور ماه، خبری مبنی بر پذیرش کارتهای میر روسی توسط هند منتشر شد. این در حالی است که روسیه هم احتمالا راه را برای پذیرش کارتهای RuPay در هند، هموار کند.
زیادتر بخوانید:
نظر شما در مورد ادغام سامانه پرداخت روسیه با ایران چیست؟ لطفا نظرات خود را در قطعه کامنت با جونی در بین بگذارید.
زمانی که از تلویزیون ایران ،سریال ژاپنی،اوشین پخش می شد، یک توریست ژاپنی که کشورهای آسیایی را به سو اروپا با اتوبوس و قطار طی میکرد به ایران رسیده بود و در تهران وابسته یک بیماری شده بود و یکی از دوستان پزشک وی را معالجه و یکروز در وجود اون دوست وی را دیدم . در میان سخنانش، یک سئوال جالبی سوال کرد !؟ برای چی خانه اکثر ایرانی ها به نسبت تعداد افراد خانوار انقدر عظیم ست !؟ و برای چی زیر پایشان این فرش های گرانقیمت وارزشند افتاده و … ! او مهندس کارخانه ای در ژاپن بود و در سئوالاتش ، مشخص بود که بدنبال حل پازل ها ومبهمات ذهنی ناشی از مشاهده نوع رفتار اقتصادی ایرانی ها می گردد !!! او ناخودآگاه در معادلات فکری خودش ارزیابی استفاده وری از منابع و اندوخته در عامل تاریخ – مکان را محاسبه می کرد. جنگ تحمیلی جدید تمام شده بود و او بعنوان یک آسیایی تحصیل کرده ، با درایت سئوال می کرد و گاهی ما ، واقعا پاسخی منطقی برایش نداشتیم . می گفت ایرانی ها ، مهربانند ، حال اوشین را از من می پرسند و می گویم ؛ اوشین ، نماد نسل فرزندان مقاوم کوش و احیاگر تاریخ پس از جنگ جهانی بود که آنزمان هزاران اوشین ایثارگر در ژاپن وجود داشتند !
بدون تعارف، همه می دانیم، ایران از نظر اقتصادی، یک سرزمین در حال توسعه است. کشوری که به سبب هشت سال جنگ تحمیلی و قریب یک قرن، تحریم های ناجوانمردانه تکنولوژیک، اقتصادی حالا درگیر رکود تورمی و افت شدید میزان تولید GDP و مواجه با موج پهناور بیکاری و عدم استفاده وری بهینه منابع قرار دارد .کمی ها به اندازه ای بوده اند که اهداف تعیین شده در برنامه های توسعه پنج ساله و چشم انداز بیست ساله تحقق نیابند و برنامه های دولت های پس از جنگ برای اشتغال آفرینی توسعه زیرساخت ها تولید مسکن به اندازه نیاز واقعی حفاظت از مکان زیست و منابع آب و خاک و … همچنان به حد مطلوب نرسیده و اقوال مدیران ارشد دولت ، همچنان بر افعال مضارع و نقد ماضی دوباره می گردند !؟
از منظر کارشناسان مطالعات ریسک های نامشهود، سوال های اون مهندس ژاپنی و نرسیدن به مطلوبیت مورد صبر برنامه های توسعه ، ریشه در فرهنگ و طرز فکر اکثر افراد این جامعه و معضلات ناشی از برنامه ریزیها و اجرا نشدن برنامه ها بر پایه ردیف و ردیف و رعایت دقیق مقررات دارد. در یک سرزمین در حال توسعه در کنار یک سیستم نظارتی و پایش مراحل تدوین و اجرای برنامه ها توسط نهادهای رسمی، نیاز مبرم به فرهنگ سازی و جهت دهی اذهان بسوی توسعه پایدار و متوازن مردمی با درک وظیفه تک تک افراد جامعه دارد و …
در کشوری که در برنامه ششم توسعه اون که به آخر رسید ! قرار بود، پنج میلیون شغل سودمند و تولیدی ساختن شود، اولویت با ساخت کارخانه های صنعتی و بنگاهای تولیدی و خدماتی SMEs و مزارع حاصلخیز که به روش علمی مدیریت شوند و چنان منابع به مناسب ترین وجه استفاده برداری گردند که هیچ برنامه مدون مصوب از اهداف منحرف نشود !!! در یک سرزمین در حال توسعه به تعاون و همگرایی بر پایه اصول قانونی و اجتماعی و نگه داری مکان زیست نیاز است !!! لیکن متاسفانه، بر عکس عملکردهای اقتصادی دارندگان اندوخته بر عکس منطق علمی در ایران رفتار می شود. متاسفانه شاهد رواج ساختن ویلاهایی هستیم که در بهترین اراضی حاصلخیز سرزمین برای استفاده چند روزه در سال و بازداشت میلیاردها میلیارد دلار اندوخته و از مدار تولید مردمی خارج شدن بهترین زمین ها و منابع آب هستیم !!! آنگاه صبر رشد متوازن GDP و حل مشکل بیکاری و مهار تورم و به راه توسعه پایدار رفتن سرزمین را داشتن ، واقعا بیهوده نیست؟!
نمی توان، همه کمی ها را به گردن دولت و تصمیم گیران رها کرد !!! متاسفانه شاهد نوعی از فرهنگ و رفتار، شبه اندوخته داری ناقص با فرهنگ ضد تولید و منحط دنیا سومی در نزد اقشاری از مردم هستیم که بجای کارخانه سازی !!! ویلاسازی بر روی حاصلخیز ترین و پربازده ترین زمین های تولید غذا مردمی می کنند !!! و عجب اینکه ، نقاد همیشگی شرایط اقتصادی سرزمین هم بیشتر همینها هستند !!! باید بدانیم، برای تحول از کشوری در حال توسعه به توسعه یافته ، به اذهان و افکار توسعه یافته بدوا نیاز است و …
بدون شک، نوه های، ویلاسازانی که بجای اندوخته گذاری در زمینه تولید مردمی و اشتغال آفرینی و اراده در جهت توسعه همه جانبه به ثروت اندوزی و رفاه فردی هستند، همچون نسل امروز که عصر قاجاریه را به نقد می کشند، آنها را نیز به نقد خواهند کشید …
منطقی نیست که نگاهی راهبردی و ایثارگرانه به توسعه پایدار برای خودخواهی های فردی و عدم وظیفه پذیری و فقدان آینده نگری وجود نداشته باشد. ما هم اگر همچون پیر تیر و کمان پشت که به انوشیروان پادشاه در پاسخ سئوال: برای چی درخت گردو می کاری !؟ میدانی که محصولش را خودت نخواهی خورد، گفت: دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما می کاریم تا دیگران بخورند !!
چند درصد افراد جامعه ما امروزه اینگونه به منافع استراتژیک مردمی می اندیشند و عملکردی مبتنی بر اصالت فرهنگ مولد ایرانی دارند !؟
حضرت مولانا، نصیحتی دوستانه به انسانهای تاکتیک اساس و دارای فکر حال اندیشی و بدون فردا نگری، می کند:
در این عمری که میدانی – فقط چندی تو مهمانی – به جان و قلب تو عاشق باش – رفیقان را مواظب باش – مواظب باش تو به آنی – قلب موری نرنجانی – که در آخر تو میمانی و مشتی خاک که از آنی …