[ad_1]
اگرچه مخاطب دوست ندارد کشته شدن بچهها را ببیند اما هیچ شخصیتی درفیلمها ایمن نیست. با بهترین فیلم های ترسناکی که جرات کشتن بچهها را داشتند دنبال ما باشید.
شاید بشود به صراحت بیان کرد که چیزی تکان دهنده تر از بچه های کشته شده در فیلم های ترسناک وجود ندارد. این یک تابو در ادبیات داستانی است که به ندرت از اون استفاده می شود، اما زمانی که چنین اتفاقی میافتد میتواند یک چرخش تکان دهنده در قصـه ساختن کند و مخاطبش را جاذبه کند.
بهترین فیلم های ترسناکی که جرات کشتن بچهها را داشتند
دردناک و بی رحمانه!
در این قطعه فهرست عناوین بهترین فیلم های ترسناکی که جرات کشتن بچهها را داشتند را در یک دید میتوانید مشاهده کنید:
- The Good Son
- IT
- Body Snatchers
- Frankenstein
- Pan’s Labyrinth
- Hereditary
- The Witch

برخی از فیلمها این ادعا را اثبات میکنند که جان هیچ کس در ژانر وحشت از نیروهای شر در امان نیست. ما در اینجا به تشریح تعدادی از بهترین فیلم های ترسناکی که جرات کشتن بچهها را داشتند میپردازیم.
The Good Son

اثری در ژانر درام است که در سال 1993 تولید گردیده است. از بازیگران اون می توان به مک کالی کالکین (بازیگر فیلم تنها در خانه) و الیجا وود نشانه نمود. این فیلم حالتی کلاسیک دارد و کاملا تخصصی اختلال رفتاری و پرخاشگری شدید یک کودک 12 ساله را عکس می کشد.
کارگردانی اون توسط جوسف روبن می باشد و 87% از کاربران گوگل و منتقدین نیز اون را به نام یک فیلم خوش ساخت تایید نموده اند. در ادامه توضیحات بیشتری رادر ارتباط با قصـه و دانلود فیلم the good son ارائه می دهیم.
قصـه فیلم the good son حول پسری به اسم مارک می گردد که مادرش بر دلیل بیماری جان خود را از دست می دهد. برای بهبود حال مارک، پدرش او را به نزد پسر عمویش هنری می فرستد که بچه ای عالی پرخاشگر و مبتلا به سادیسم می باشد.
در ابتدا ارتباط بین این دو فراوان نزدیک به نظر می رسد و خوب نزد می رود، با گذر تاریخ، مارک علامت هایی از رفتارهای شگفت آور و غریبی را در هنری مشاهده می کند که کمی موجب خوف و وحشت او می شود. رفتارهایی همانند مردم آزاری و تشویق به کشتن حیوانات.
این فیلم، در ژانری ترسناک و شور اگیز قرار گرفته است. فیلمنامه اون، انتخاب شخصیت ها و مکان هایی که سکانس های مختلف فیلم در اون فیلمبرداری شده است، زیبایی این دلیل را دو چندان نموده است.
پسر بچه این فیلم (مارک) با بازی در این دلیل و فیلم به یاد ماندنی تنها در خانه، توانست محبوبیت فراوان بالایی را کسب کند. پرخاشگری، حسادت، خیالپردازی و مشکلات سادیسمی که در بین کودکان مختلفی در دنیا رایج است، در این فیلم در شخصیت “هنری” به خوبی به عکس کشیده شده است.
این فیلم از جهت آشنایی با این نوع مشکلات می تواند برای علاقه مندان و افرادی که در زمینه روانشناسی کودک کوشش می کنند سودمند باشد.
IT

« اون چیز » یکی از قصـه های معروف استفن کینگ است که در دهه هشتاد میلادی منتشر شد و فراوان زود توانست محبوب قلب خوانندگان کتاب شود و طرفداران خود را پیدا کند.
محبوبیت این قصـه سبب شد تا شبکه ABC در سال 1990 یک سریال کوتاه دو اپیزودی از این قصـه تهیه کند که فراوان زیاد مورد توجه قرار گرفت و شخصیت ” پنی وایز ” از اون پس تبدیل به یکی از محبوب ترین شخصیت های ترسناک در ایالات متحده شد.
در سال 1988 در شهری کوچک در ایالات متحده، جورج در خارج از خانه و زمانی که باران شدیدی می بارد تلاش دارد با قایق کوچکی که برادرش بیل برای او ساخته، بازی کند که بر دلیل اتفاقی قایق او به درون مجرای فاضلاب می رود و در حین تلاش برای بدست آوردن قایقش، موجود ترسناکی به نام پنی وایز را ملاقات می کند.
هشت ماه سپس و زمانی که گروهی از بچه های مدرسه که وجه اشتراکشان مشکلاتی است که در منزل و مدرسه تجربه کرده اند، گردهم می آیند متوجه می شوند که مورد تهدید دلقک شیطانی قرار گرفته اند که با استفاده از خوف آنها تلاش در غلبه بر خودشان دارد.
” پنی وایز ” برخلاف بسیاری از فیلمهای ترسناک مدرن، تاکید بر دو سو اتفاق دارد یعنی مهاجم و قربانی. در وضعیت سینمای وحشت امروز سینما، بیشتر الگوربرداری ها از سبک و سیاق فیلمسازی جیمز وان تبعیت می کند که اتفاقاً فراوان برنده است و طرفداران بی شماری در سراسر دنیا دارد.
« اون چیز » نیز از این الگو که در اون شوک ناگهانی به دنبال افکت های کَر کننده سهم بسزایی دارد بی استفاده نیست، اما ویژگی مهم دلیل اینجاست که شخصیت منفی قصـه به خوبی توسط مخاطب لمس می شود و اوهام نیست.
Body Snatchers

فیلیپ کافمن در سال ۱۹۷۸ میلادی، فیلم تمجیدشدهای با نام Invasion of the Body Snatchers را ساخت که هنوز پس از سالها، افراد زیادی اون را تمجید میکنند.
در سالهای ۱۹۹۳ و ۲۰۰۷ میلادی هم به ردیف Body Snatchers و The Invasion با نقشآفرینیهای نیکول کیدمن و دنیل کریگ را روی پردههای نقرهای داشتیم که هر دویشان همان قصـه را به سبکی متفاوت بازسازی کردند و البته هیچ وقت به اعتبار و قدرت منبع اقتباسشان نرسیدند.
اما حقیقی که توسط بسیاری از تماشاگران یاد بردن شده است، چیزی نیست جز اون که هر سه فیلمِ نامبرده، در واقعیت منبع اقتباس سیاهوسفیدی از سال ۱۹۵۶ را میشناسند که از زمانزمانی هشتاد دقیقهای استفاده میبرد و با میانگینِ امتیازات ۹۸ در راتن تومیتوز، همچنان یکی از بهترین فیلمهایی است که زیرِ پوستِ داستانگویی عالیشان، نظرات متفاوت سیاسی افراد و توهمات و حقایق مرتبط با این مسائل در ذهنشان را به بازی میگیرد.
دان سیگل و والتر ونگر هر دو بهعنوان کارگردان و تهیهکنندهی Invasion of the Body Snatchers، با تیزبینی در سال ۱۹۵۶، این فیلم را با اقتباس از رمانی به همین نام که یک سال قبل منتشر شده بود، خلق کردند.
Frankenstein

عنوان فرعی رمان مری شلی پرومتئوس جدید بود. ویکتور فرانکشتاین در این قصـه در جستجوی آتش الهی است. ولی همان طور که برای پرمتئوس و شخصیت قرون وسطائی فاوست، اتفاق میافتد، دانشمند قصـه علمی تخیلی نیز برای سرافرازی و جاه طلبیاش تنبیه میشود. جستجوی غرورآمیز علم و قدرت، به انزوای اجتماعی ویکتور فرانکشتاین منتهی میشود.
قصـه فیلم Frankenstein ساخته ۱۹۳۱ دلیل James Whale نیز دربارهی زیاده خواهی و چهرهی فاوست گونهی هنری فرانکشتاین است که روحش را در مقابل علم معامله میکند؛ این علم درابزار و تکنولوژی تجسم مییابد که به طور بالقوه هم به سود بشریت است و هم در جهت وحشت او کار کرد دارد.
فرانکشتاین و دنبالههای متعددی که در دهههای بعدی ساخته شد، به چهره هائی میپردازند که در خط فرضی بین دو کشور بین دنیا معمول و دنیا ناشناخته ایستاده اند در حالیکه علم و تکنولوژی واجب برای گذشتن از این خط فرضی بین دو کشور را در اختیار دارند.
مخلوقات هیولاگونی که بیشتر بر دلیل این زیاده رویها به وجود میآیند و نیز تغییر شکل دهشتناک و مرگ دنبال با درد و رنجی که بیشتر دانایان و مخترعان این نوع فیلمها به اون وابسته میشوند، به مثابهی هشدار برای کسانی است که تصمیم زیر پا گذاشتن مرزهای علم را دارند.
مرزهائی که به جای آنکه به پیشرفت و کشف ناشناختهها در جهت مثبت و پیشرفت کاربرد داشته و تلقی شوند، همچون دستاوردهای نوین دنیا همزمان در جهت ویرانی و کشتار نوع بشر به کار میروند و به نوعی خلاء و پوچی در هستی منجر میشوند.
اچ بروس فرانکین، ظهور راهی ادبی قصـههای علمی- تخیلی در قرن ۱۹ را نتیجهی مستقیم تغییری بنیادین در فرهنگ غرب میداند و اون را بخشی از جامعهی صنعتی و راهی خیال پردازانه برای پرداختن به اتکای فزایندهی فرهنگ مدرن و علم و تکنولوژی میداند.
Pan’s Labyrinth

از همان ثانیهای که مخاطب با قصـهگویی Pan’s Labyrinth «هزارتوی پن» مواجه میشود، شباهت فیلم به بهترین فیلمهای این ژانر به نام عنصری انکارناپذیر و تاثیرگذار در خلقت دقایق اون، آشکار و آشکار است.
فیلم، به معنی واقعی کلمه به جای شکستن قدیمیالگوها و رسیدن به چیزی دیدهنشده، به وسیلهی نمایش دادن ترکیب صحیحی که اجزایش از بین عناصر آشنای اینجنس داستانگوییها انتخاب شده و ویژگی مخصوصا و جذاب اون چینش زیبایی است که فیلمساز برای اون تدارک دیده، پتانسیل رسیدن به عمقی را پیدا میکند که کمتر فیلم ساختارشکنی به اون دست یافته است.
دلیل قلبتورو، نه برای خلق الگویی پایدار یا فیلمی که کارگردانان به وسیلهی اون چگونگی نوآوری را بیاموزند خلق شده و نه اصرار بر افزودن ویژگیهایی ناشناس و جدید، به یک ژانر عظیم و پراهمیت و صد البته شناختهشده را دارد و به جای اینها، کلاس درسی است که با تماشای اون هر مخاطب عام و خاصی چگونگی بردن بهترین استفادهی ممکن را از اونچه که تا به امروز در یک جنس از سینما وجود پیدا کرده، درک میکند.
قلبتورو در فیلم معرکهاش با روایت یک درام و فانتزی بینقص در کنار یکدیگر که به سبب تلاش لایق احترام او هیچ وقت برخورد مستقیمی با یکدیگر پیدا نمیکنند، به اتمسفری دست یافته که مخصوص خودش است و احتمالا در فیلم دیگری یافت نمیشود.
اتمسفری که با استفاده از کمترین هزینهی ممکن و استفادهبرداری صحیح از بودجهای نوزده میلیون دلاری به دست آمده و به قدری عالی است که دیگر سینماهای ملل را نیز به ساخت فانتزیهایی با این کیفیت، ترغیب میکند.
Hereditary

سال 2017 برای آثار ترسناک سال فراوان موفقی بود. در این سال فیلم « Get Out » توانست فروش عالی ای را در سینما تجربه نماید و در دوره جوایز نیز یکی از آثار برنده باشد.
البته داستان دسته بندی این دلیل در ژانر ترسناک ، تریلر یا درام یکی از گفت و گو های کارشناسان سینما بود که هیچ نتیجه مشخصی هم نداشت و در نهایت گفته شد این فیلم می تواند در هر سه ژانر دسته بندی شود!
الآن فیلم ترسناک « موروثی » به اکران درآمده که به نظر می رسد دوباره هم بتواند گفت و گو قرار گرفتن در دسته بندی متفاوت ژانر را درباره یک دلیل سینمایی مطرح نماید و مخصوصاً در دوره جوایز گلدن گلوب دردسرساز شود!
« موروثی » را اری استر کارگردانی کرده که این دلیل نخستین تجربه بلند سینمایی او محسوب می شود. اثری که نزد از این در جشنواره فیلم ساندنس به نمایش درآمده بود تمجید فراوانی را نیز به دنبال داشت.
قصـه فیلم درباره خانواده ای است که به تازگی مادربزرگ خودشان را از دست داده اند. آنی ( تونی کولت ) که یک مینیاتور ساز است و مادر دو فرزند، مراسم فوت کرد مادرش را به دنبال خانواده اش برگزار می نماید و به نظر می رسد که آنها باید برای زندگی جدیدشان مهیا شوند.
اما به نظر می رسد که آنی رازی را در ارتباط با مادرش از خانواده خود پنهان کرده که با ارزش و مهم بودن فراوانی دارد در عین حال که ظاهراً فرزند کوچک خانواده توانایی دیدن ارواح را دارد که خندیدن به لب دارند. این فیلم یکی از برترین فیلم های بچه کش ترسناک است.
The Witch

در وصف «جادوگر» همین بس که این فیلم در ذهنِ ژانر وحشت حک خواهد شد. هر سال فیلمهای ترسناک متعددی ساخته میشوند، اما در بدترین حالت فقط یک فیلم است که نه تنها طرفداران سرسخت گوشهی تاریک و نمورِ سینما را راضی میکند، بلکه اونقدر میخکوبکننده و ساختارشکن از آب در میآید که به گفت و گو روز سینمادوستان درون میشود و نهایتا در تاریخ این ژانر همیشگی میشود.
اگر «بابادوک» بهترین فیلم ترسناک سال ۲۰۱۴ شد و در سال ۲۰۱۵ «او تعقیب میکند» عطش طرفداران این ژانر را بی نیاز کرد، تا این ثانیه جایزهی بهترین دلیل ترسناک ۲۰۱۶ به «جادوگر» میرسد.
اولین چیزی که باید در رابطه با «جادوگر» بفهمید، این است که انتظارهایتان را کنترل کنید. اگر از کسانی هستید که فکر میکنید «بابادوک» خوابآور بود، «او تعقیب میکند» ترسناک نیست و مثلا «درخشش» استنلی کوبریک سر و ته ندارد، پس مطمئنا «جادوگر» فیلم شما نیست.
چون خوشبختانه این فیلم کاملا خلاف جهتِ جریان اصلی هالیوود شنا میکند و حتی برای یک بار هم که شده تلاش نمیکند تماشاگرش را با تکنیکهای نخنماشده و حرکتهای کلیشهای فیلمهای درپیتی این ژانر که تازگیها مُد شده بترساند. این یعنی «جادوگر» به جامپ اسکرهای پرتعداد تکیه نمیکند و خبری از تصاویر تهوعآور زیرژانر شکنجه نیز در اون نیست.
«جادوگر» همانند فیلمهایی که بالاتر نشانه کردم یک وحشت جاریشناختی مطلق است که با کندو کاو در جاری و روابط کاراکترها و کوباندن باورهایشان به دیوار ترسناک میشود. ابزار و تمرکز اصلی فیلم برای نگرانیآوری هیولاهای زشت و اکشنهای شدید و سریع نیست.
فیلم با اتمسفرسازی خفهکننده و قرار دادن باطمانینهی تماشاگرانش در شرایط کاراکترهاست که استرس را در زیر پوستتان به حرکت میاندازد. «جادوگر» ما را با وحشت واقعگرایانهای روباهرو میکند که قابللمس و باورکردنی است.
چون هر ثانیه امکان سقوط در چنین کابوسی برای همهی ما وجود دارد. این رئالبودن برای این است که فیلم با ارزش و مهم بودن فوقالعادهای به شخصیتها، عواطف و شیاطین درونشان میدهد که در این ژانر اتفاق کمیابی است.
«جادوگر» از این میگوید که چه میشود خانوادهای که اینقدر به خدا و پیغمبر اعتقاد دارد، زیر فشارها و اتفاقات دردآورِ غیرقابلتوضیح زندگی میشکند و کاملا از اینرو به اونرو میشود.
اگرچه زیرعنوان فیلم «یک داستانی محلی نیوانگلند» است، اما فیلم اقتباسی از یک داستانی محلی بد با مخلوقات ماوراطبیعه نیست، بلکه نگاهی به درونِ این داستان است که آدمها چگونه میتوانند با قرار گرفتن در شرایط مقاوم انسانیتشان را از دست بدهند، به فساد کشیده شوند و به تاریکترین افکارشان اجازه ابراز وجود بدهند.
یا یک سوال تکاندهندهتر: ما برای چی به جای دید کردن به رفتار و اخلاق و باورهای خودمان تلاش میکنیم دیگری را متهم جلوه دهیم؟ عنصر جذاب «جادوگر» که فقط در یک فیلم ترسناک مستقل و هنرمندانه میتوانید ببینید، این است که اینجا یکجورهایی حق با شیاطین است!
گاهی کشتن بچه ها در فیلم های ترسناک به عنصری برای ساختن وحشت و غم تبدیل میشود و ترکیب این دو حس با هم هر کسی را متاثر خواهد کرد.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین فیلم های ترسناکی که جرات کشتن بچهها را داشتند سپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونی عضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمان کلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
[ad_2]