در طرح سنا بانک صادرات میتوانید با ساختن میانگین حساب حداقل ۲ ماهه تا سقف ۲۰۰ میلیون تومان تسهیلات با سود ۱۰ درصد دریافت کنید.
به شرح پایگاه خبری عکس زندگی این وام ۲۰۰ میلیونی به افرادی پرداخت میشود که در یکی از شعب بانک صادرات سپرده گرفتن الحسنه داشته باشند. وقت تاریخ مناسب خواب سپرده برای دریافت تسهیلات مذکور دو ماه اعلام شده است. سود این تسهیلات ۱۰ درصد بوده و حداکثر وقت تاریخ بازپرداخت اون به ۶۰ ماه میرسد. در این طرح میتوانید تا ۱۰۰٪ میانگین حساب خود تسهیلات دریافت کنید. این وام به ضمانت کننده رسمی نیاز دارد. متقاضیان تسهیلات مذکور نباید در سیستم بانکی بدهی معوق یا چک برگشتی داشته باشند.
با توجه به مبلغ وام، میزان سود و وقت تاریخ بازپرداخت، مقدار هر قسط ۴ میلیون و ۲۴۹ هزار و ۴۰۹ تومان است. کل سود تسهیلات ۵۴ میلیون و ۹۶۴ هزار و ۵۳۷ تومان و مجموع رقم تسهیلات و سود اون ۲۵۵ میلیون و ۱۷ هزار و ۵۳۷ تومان خواهد بود.
شرایط دریافت وام بانک صادرات
سقف وام
۲۰۰ میلیون تومان
شرکت
بانک صادرات
نام وام
سنا
سود
۱۰ %
نوع ضمانت
ضمانت کننده رسمی
نیاز به سپرده
دارد
میانگین حساب
حداقل ۲ ماهه
حساب سپرده واجب
گرفتن الحسنه
وقت تاریخ خواب سپرده
۲ ماه
مسدودی سپرده
–
نسبت مبلغ وام به میزان سپرده
۱۰۰
حداکثر تاریخ بازپرداخت
۶۰ ماه
قسط وام
۴,۲۴۹,۴۰۹ تومان
کل سود وام
۵۴,۹۶۴,۵۳۷ تومان
مجموع رقم وام و سود
۲۵۵,۰۱۷,۵۳۷ تومان
سپرده جداگانه
–
هزینههای جانبی
۱۰۰ هزار تومان شامل: تشکیل پرونده و اعتبارسنجی
شرایط و مقررات
وام گیرنده به بانک بدهکار یا دارای چک برگشتی نباشد
بخوانید:اطلاع از شرایط دریافت وام در سایر بانک ها
در این طرح شما میتوانید با افتتاح حساب و ساختن میانگین حساب سپس از حداقل ۲ ماه اقدام به دریافت تسهیلات کنید. سقف این تسهیلات ۲۰۰ میلیون تومان و بازپرداخت اون ۶۰ ماه است. در این طرح میتوانید تا ۱۰۰٪ میانگین حساب خود تسهیلات دریافت کنید.
رشته پلو با گوشت چرخ کرده از غذاهای ایرانی می باشد که می توان به شکل مجلسی و زیبایی تزیین کرد. این غذا را به شکل دمپخت و نیز بدون گوشت یا با گوشت مرغ و گوشت لقمه هم می توان تهیه نمود.
مواد واجب برای تهیه رشته پلو با گوشت چرخ کرده
برنج
۳ پیمانه
رشته پلویی
یک و نیم پیمانه
گوشت چرخ کرده
۲۰۰ تا ۳۰۰ گرم
پیاز متوسط
۲ عدد
نمک ، فلفل و زردچوبه
به میزان دلخواه
روغن
به میزان واجب
دارچین
به میزان دلخواه
زعفرون دم کرده
یکی دو قاشق غذاخوری
مهیا سازی:
تاریخ پخت:
مجموع تاریخ پخت:
طرز تهیه رشته پلو با گوشت چرخ کرده
برنج را شسته و حداقل ۲ ساعت قبل از پخت با دو قاشق نمک خیس کنید.
یکی از پیاز ها را خلالی کرده و قرمز کنید.
پیاز دیگر را رنده ریز کرده و آب اون را بگیرید.
پیاز ، گوشت چرخ کرده، زردچوبه، نمک و فلفل را با هم قاتی کرده و ورز دهید.
گوشت را به سایز دلخواه قلقلی کرده و در روغن قرمز کنید.
برنج را در آب جوش بریزید تا کمی آرام شود.
رشته ها را کمی عقل کنید.
چند دقیقه به آبکش کردن برنج، رشته ها را اضافه کنید.
پس از آبکش کردن ته دیگ دلخواه را کف قابلمه بگذارید.
یک پوسته برنج و رشته و سپس یک پوسته پیاز داغ و گوشت قلقلی بریزید.
کمی زعفرون دم کشیده و دارچین بپاشید.
به همین نظم یک پوسته برنج و گوشت و زعفرون و دارچین در قابلمه بریزید تا مواد تمام شود.
برنج را دم کنید.
فوت و فن تهیه رشته پلو
می توانید پیاز نگینی را کمی تفت داده و گوشت چرخی را به اون اضافه کنید. با هم تفت داده و ادویه و نمک بیفزایید.
در شکل تمایل رشته پلو با گوشت چرخ کرده را با کشمش پلویی یا خرما سرو نمایید.
برخی رشته ها را کمی در کره تفت داده و سپس به برنج اضافه می کنند.
در شکل تمایل کمی پودر سیر و یک قاشق آرد نخودچی به گوشت اضافه کنید.
وقت سرو روی رشته پلو را می توانید کره حیوانی بگذارید.
اگر غذا را تزش مزه دوست دارید می توانید روی قلقلی ها سماق بپاشید یا درون گوشت بریزید.
اضافه کردن ادویه پلویی، رشته پلو را خوشمزه تر می کند.
زندان طیف منحصربفردی از مسائل و تنشهای اجتماعی را علامت میدهد. در این مقاله میخواهیم به بهترین سریال ها درباره زندان از دید سایت جونی بپردازیم.
یکی از جذابترین موضوعاتی که در فیلمها و سریالها میتوان به اون پرداخت، چالشهایی است که زندانیان در پشت میلههای فلزی با اون روبرو هستند. زندان به نام مکانی که میتواند لبریز از خشونت باشد همیشه توسط فیلمسازان بسیاری مورد منقد قرار گرفته است. برای اینکه درک بهتری از این چالشها بیابیم میتوانیم بهترین سریال ها در مورد زندانی ها را دید کنیم تا با دنیای اونها زیادتر دوست شویم.
بهترین سریال ها درباره زندان از دید سایت جونی
خشونت در پشت میلههای فلزی!
در این قطعه فهرست عناوین بهترین سریال ها درباره زندان از دید سایت جونی را در یک دید میتوانید مشاهده کنید:
Girls Incarcerated (2018)
For Life (2020)
Escape At Dannemora (2018)
Orange Is The New Black (2013)
Oz (1997)
Wentworth (2013)
Prison Break (2005)
بهترین سریال ها درباره زندان
سریالهای که به زندان و اتفاقات درون اون پرداختهاند به قدری فراوان هستند که برای انتخاب بهترین اونها همیشه با مشکل روبرو هستیم. در اینجا کوشش کردهایم تا بهترین سریال ها درباره زندان از دید سایت جونی را به شما معرفی کنیم تا برای انتخاب اونها وقت کمتری بگذارید. بیایید با هم محبوب ترین سریال ها درباره زندان را بررسی کنیم و در یک تاریخ مناسب به تماشای این لیست جذاب بپردازیم.
Girls Incarcerated (2018)
بهترین سریال ها درباره زندان
سالهای نوجوانی از حساسترین سالهای زندگی است که هم میتواند شخصیت ما را شکل دهد و هم میتواند کاملاً ما را از بین ببرد. قصـه درباره زندگی چند دختر نوجوان است که در یک زندان در مدیسون محافظت میشوند.
سریال به نام یکی از بهترین سریالها درباره زندان نشان این شرایط بر زندگی اونها را علامت میدهد. گاهی زمان شرایط این فضا غیرقابل صبر میشوند. چون دخترها ناراحت خانه و خانواده میشوند و این داستان بر زندگیشان نشان جدی دارد.
با این وجود حتی در چنین شرایطی کوشش میکنند در درون فضای زندان راحتی و آسایش را برقرار کنند. در عین حال، هر کاری میکنند تا از دردسر و مشکلات پیشگیری شود.
اونها حتی راحت التحصیلی و تولدها را هم کنار هم مهمانی میگیرند. این سریال مستندگونه دلیل میشود برای چیزهای کوچک شکرگزار باشید. چون متوجه میشوید برخی از مردم چه زندگی سختی دارند. طوری که حتی نمیتوانند یک زندگی ساده داشته باشند.
For Life (2020)
بهترین سریال ها درباره زندان
سریال For Life (برای زندگی) سریال بیوگرافی و درام حقوقی محصول سال ۲۰۲۰ و ساخته هنک اشتاینبرگ است که تا کنون یک دوره از اون از شبکه ABC پخش شده است.
سریال بر پایه زندگی واقعی آیزاک رایت جونیور (Isaac Wright Jr) ساخته شده که به اشتباه برای جرمی که مرتکب نشده بود، به زندان محکوم شده بود. سریال فراوان زود با استقبال و نظر مثبت مخاطبان و منتقدان روبرو شد و توانست امتیازهای خوبی دریافت کند.
بسیاری از منتقدان بازی تقش اول سریال، یعنی نیکلاس پیناک (Nicholas Pinnock) را ستودند. پیناک زیادتر برای بازی در سریال مارسلا (Marcella) و تاپ بوی (Top Boy) معروف است.
دوره اول سریال برای زندگی از ۱۲ قطعه تشکیل شده و استینبرگ، رایت جونیور، جکسون و کمپانی تولید G-Unit Film & Television به دنبال رابینسون و گرینسپن از Doug Robinson Productions و راسل فاین (Russell Fine) تهیه کنندگان سریال هستند.
سریال For Life موضوعاتی همچون بیعدالتی و نژادپرستی و خطاهایی که در سیستم زندان چهره میدهند را به عکس میکشد؛ موضوعاتی که سپس از مرگ جورج فلویددر آمریکا پررنگتر شد.
قصـه سریال درباره یک زندانی به نام آرون والاس است که برای جرمی که مرتکب نشده، محکوم به بازداشت ابد میشود. او برای تبرئه شدن، تصمیم میگیرد که خودش دست به کار شده و تبدیل به یک وکیل استاد شود تا بتواند خود را تبرئه کند.
Escape At Dannemora (2018)
بهترین سریال ها درباره زندان
Escape at Dannemora عنوان مجموعه درامی می باشد که در قطعه مینی سریالی هشت قسمتی ساخته شد. Benicio Del Toro که با فیلم سینمایی Traffic برنده به دریافت عنوان اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل گشته و Patricia Arquette که با درام متفاوت Boyhood که کسب اسکار بهترین بازیگر نقش زن مکمل را در کارنامه دارد از بازیگران اصلی این مجموعه می باشند.
قصـه سریال که بر پایه حوادثی واقعی به رشته تحریر در آمده است به شرح اقدام به فرار پیچیده و خلاقانه دو زندانی متهم به کشتن و مواجه با محکومیت های سنگین به نام های Richard Matt و David Sweat در سال 2015 از زندان فراوان زیاد تحت نگهداری و فوق امنیتی Clinton Correctional Facility می پردازد که رویدادها اون زمان ها در تیتر خبری رسانه ها قرار داشت و منجر به بزرگترین فعالیت جستجوی تاریخ شمال ایالت نیویورک گشت.
Orange Is The New Black (2013)
بهترین سریال ها درباره زندان
به احتمال فراوان “نارنجی مد جدید است” شناختهشدهترین سریال این لیست است. قصـه درباره یک زن کم سن است که قبلاً با پارتنر دگرباش خود مواد مخدر قاچاق میکرده و به همین سبب به زندان افتاده.
از آنجایی که این اولین بار است او به زندان افتاده، بنابراین آرام با زندگی در زندان سازگار میشود و با کسانی دوست میشود که میتوانند در آینده او را به دردسر بیندازند.
اولین دورههای این سریال جذاب و نگاه دقیق کننده هستند و در دورههای اولیه اشکتان طناب نمیآید. با این وجود آرام جذابیت خود را از دست میدهد. پس این سریال را دید کنید و خوشی ببرید. جذابیت دورههای آغازین این سریال را به یکی از بهترین سریالها درباره زندان تبدیل میکند.
همچنین گاهی زمان فراوان خندهدار است و اپیزود آزمایشی حیرتانگیز لحن اتفاقات آینده را با ترکیبی خوب از لحظات جدی و لحظات سبک تعیین میکند.
متأسفانه، هیچ برنامهای برای ادامه این سریال وجود ندارد، اما با 7 دوره به یاد ماندنی، توانست طرفداران زیادی را در سالهای پس از انتشار پیدا کند، بنابراین جای تعجب نیست که این سریال یک انتخاب محبوب است.
Oz (1997)
بهترین سریال ها درباره زندان
OZ که در لغت نشانه به بخشی در زندان خیالی به نام Oswald State Correctional Facility در نیویورک دارد که قصـه سریال در اون روایت می شود. عنوان درام جنایی- تعلیقی می باشد.
تمام فصول این مجموعه هشت قطعه می باشد، به استثنای دوره چهارم مجموعه که به سبب وقفه ای که در کار ساخت سریال در حال پخش The Sopranos در اون تاریخ بوجود آمد از سوی مسئولان شبکه توصیه تعداد اپیزودهای اضافی را دریافت کرد.
Tom Fontana که علاوه بر ساخت سریال در تمام اپیزودهای اون به نام نویسنده کوشش کرده است، در حالی که کار تولید سریال را برای دوره چهارم شروع کرده بود مجبور به نویسندگی برای تعداد اپیزودهای بیشتری برای این دوره گشت.
از نکات جذاب توجه در قصـه پردازی مجموعه جسارت عوامل اون در به عکس کشیدن صریح خشونت، قصاوت و وقایع جنسی هولناکی است که در یک زندان فوق امنیتی قابل چهره دادن می باشد.
امری که در طول تاریخ پخش اون گاه و بیگاه با انتقاداتی نیز مواجه می گشت. اگرچه مجموعه در طول تاریخ پخش برخلاف مخاطبان با بی مهری منتقدان مواجه گشت و هیچ جایزه معتبری را کسب نکرد اما پس از اتمام به اون بهای بیشتری داده شد.
و علاوه بر پخش در کشورهای مختلف دنیا از سوی وبسایت EW به نام هفتادسومین مجموعه برتر پخش شده در بین سال های 1983 تا 2008 معرفی شد. و انجمن نویسندگان آمریکا اون را را در لیست صدویک سریال برتر تاریخ از نظر نویسندگی قرار داد.
OZ قسمت وحشتناکی در درون زندان Oswald State Correctional Facility است. که در اون احتمال وقوع هر بلایی بر سر زندانیان بویژه افراد ناتوان ممکن است. جایی که اگرچه به ظاهر در کنترل نگهبانان است.
اما در واقع توسط گروههای مختلف شکل گرفته توسط زندانیان همچون باند ایتالیایی ها، سیاه پوستان، مسلمانان و…. اداره می شود. در این بین روانپزشکی به نام Tim McManus در درون این قسمت رعب آور واحد آزمایشگاه گونه ای به نام Emerald City را ساختن کرده است که بنا دارد با رویکردی جدید به معالجه ناهنجاری های این زندانیان پرخطر بپردازد.
با این حال اگرچه این قسمت ظاهری مرتب تر از سایر قطعه های OZ دارد و انبوهی از قوانین دست و پا گیر در این قسمت فرماندار است. اما اینها مانعی از انجام کارها تبهکارانه ساکنان اون نمی باشد.
در این بین با ورود زندانی سیاه پوست مسلمانی به نام Kareem Said که در تلاش برای ساختن گروهی مخصوص به خود در Emerald City میباشد و عدهای زندانی جدید درون دیگر شرایط در قسمت با تغییراتی مواجه میگردد.
Wentworth (2013)
بهترین سریال ها درباره زندان
Wentworth یا Wentworth Prison عنوان مجموعه درام استرالیایی می باشد که با الهام از مجموعه برنده Prisoner: Cell Block H که بین سال های 1986-1979 از شبکه Network Ten این سرزمین پخش می شد توسط مجموعه شرکت های Foxtel ساخته شده است و پخش دوره نخست اون در ده قطعه بوسیله شبکه کابلی SoHo وابسته به Foxtel از اول ماه می 2012(سیزدهم اردیبهشت 91) شروع گشت و با استقبال خوب مخاطبان مواجه گشت.
خروج غم بار و هولناک از دنیای آزاد خارج و ورود به زندان مقدمه قصـه Bea Smith می باشد. زنی میانسال و وحشت زده که به اتهام تلاش برای کشتن همسر خشن خود دستگیر شده و در صبر دادگاهش به زندان Wentworth منتقل گشته است.
اما ورود به زندان و تلاش برای تطابق یافتن با مکان جدید جدید شروع ماجراست چراکه به زودی Franky یکی از روسا و قلدرهای زندان که فراوان زیاد تحت نظر Meg رییس زندان می باشد باخواسته ای پرخطر به جستجو او می آید. درهمین حال بازگشت Jacs رییس دار و دسته دیگری از زندانیان به قسمت عمومی و رقابت او با Jacs شرایط را پیچیده تر میکند.
سریال “ونتورث” کم و بیش به سریال استرالیایی “نارنجی مد جدید است” (Orange is the New Black) شباهت دارد و البته لحن اون کمی جدیتر است. قهرمان سریال بئا اسمیت است.
او برای کشتن همسر خودش چشم به راه حکم است. در حالی که درباره حکم خود اطلاعات جدید دریافت میکند، باید برای خو گرفتن با زندان خود را مهیا کند و برای زنده ماندن تمام تلاشش را به خرج دهد.
این سریال به زیبایی ساخته شد و متن و اجرای اون عالی است. اگر تماشای سریالهای درام مدرن را دوست دارید و از حال و هوای دهه 80 خوشتان میآید، پس حتماً باید این سریال را دید کنید.
Prison Break (2005)
بهترین سریال ها درباره زندان
سریال 4 فصلی درام-هیجانی گسست زندان (یا به قول معروفش “فرار از زندان”) از تلویزیون سراسری ایالات متحده و پس از اون سایر نقاط دنیا پخش شد و توانست به یکی از پر بیننده ترین سریال های همزمان تبدیل شود. اما برای چی چنین مجموعه یا مجموعه هایی برنده می شوند به عوامل چندی مربوط می شود که بایستی مورد بررسی قرار گیرد.
این سریال حول شخصیت دو برادر می چرخد که یکی تقریباً غیر گناهکار است اما به دلایلی عمداً برای کشتن برادر رئیس جمهور آمریکا مجرم جلوه داده شده و محکوم به مرگ است ( Lincoln Burrows) و دیگری (Michael Scofield) در پی نجات او میباشد. کل چهار دوره بر سر تلاش این دو برای آزادی از قانون بی قانونی و قدرت های پشت پرده این توطئه میگذرد.
سریال درباره گسستن زندان است، زندان میله های آهنی و زندان ظلم یک دولت، اما نه فقط زندان ظاهری و بیرونی، برای گسستن زندان های درونی، گرچه اظهاری نمی شود و همانند بسیاری از سریال های رایج سایر نقاط دنیا همه چیز به بیان نمی آید و روند کند خود را تا نتیجه طی میکند و در عین حال چنین نتیجه هایی ماندگارتر هستند.
بهترین سریال ها درباره زندان
مایکل انسانی باهوش است که هوش خود را در خدمت آزادی انسان ها به کار گرفته، و مهمترین اون ها: آزادی یک مجرم بی گناه که برادر او نیز هست. اینکه اسم فامیل لینکون با مایکل اختلاف دارد خود نتیجه گیری برادری همه انسان ها ست (و البته در سریال نیز دلیلی برای منطقی بودن اون بیان می شود).
در سریال انسان ها به کارهای ناشایست روی می آورند تا زنده بمانند، زندگی جنگلی اوج می گیرد، و عده ای برای کسب قدرت به کاری متوسل می شوند.
لحظات تصمیم گیری در جریان سریال بیشتر سریع است؛ به همانند زندگی، اما از روی فکر قبل (آینده نگری؛ همانند خالکوبی بدن مایکل) و در گسستن هر راهی، ایده ای برای راهی دیگر هست (امید را پایانی نیست) و مشکل تنها این جاست که این ها همه انسانند و گاه اشتباه می کنند، حتی مایکل! و محبوب او که دفعات زندانی مخدر شده تا دنیا را یاد بردن کند. اما آیا دنیا نیز او را یاد بردن خواهد کرد؟
سریال پر از حالاتی ست که باید بین اطمینان به اطرافیان و عدم اون تصمیم گرفت، بیشتر عدم اطمینان برنده است! دنیای امروز دنیای اطمینان نیست! شاید برای همین است که مایکل زیادتر با کودکان عهد می بندد تا کاری را برایش انجام دهند تا بزرگسالان!
برخی فراری ها تا زمان ها اصلاح نمی شوند اما آنچه اصلاح کننده می تواند باشد خود زندگی است با پیچ و خم هایش. سیر تحول انسانها به کندی چهره میدهد و البته برخی حالات نیز در طی راه مشخص میشود.
افرادی چون “ماهُن” نماد انسانهای خاکستری عصر ما هستند. ما یکی از بهترین بازی ها را از او میبینیم و به گفته منتقد آمریکایی بهترین بازیگر تلویزیونی حال آماده است که علاوه بر بازی در نقش یک مامور FBI، به طرزی حیرت انگیز نقش یک پدر شکست خورده در زندگی، و یک انسان باهوش و دو وجهی را بازی میکند.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین سریال ها درباره زندان از دید سایت جونیسپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
زندان طیف منحصربفردی از مسائل و تنشهای اجتماعی را علامت میدهد. در این مقاله میخواهیم به بهترین سریال ها درباره زندان از دید سایت جونی بپردازیم.
یکی از جذابترین موضوعاتی که در فیلمها و سریالها میتوان به اون پرداخت، چالشهایی است که زندانیان در پشت میلههای فلزی با اون روبرو هستند. زندان به نام مکانی که میتواند لبریز از خشونت باشد همیشه توسط فیلمسازان بسیاری مورد منقد قرار گرفته است. برای اینکه درک بهتری از این چالشها بیابیم میتوانیم بهترین سریال ها در مورد زندانی ها را دید کنیم تا با دنیای اونها زیادتر دوست شویم.
بهترین سریال ها درباره زندان از دید سایت جونی
خشونت در پشت میلههای فلزی!
در این قطعه فهرست عناوین بهترین سریال ها درباره زندان از دید سایت جونی را در یک دید میتوانید مشاهده کنید:
Girls Incarcerated (2018)
For Life (2020)
Escape At Dannemora (2018)
Orange Is The New Black (2013)
Oz (1997)
Wentworth (2013)
Prison Break (2005)
بهترین سریال ها درباره زندان
سریالهای که به زندان و اتفاقات درون اون پرداختهاند به قدری فراوان هستند که برای انتخاب بهترین اونها همیشه با مشکل روبرو هستیم. در اینجا کوشش کردهایم تا بهترین سریال ها درباره زندان از دید سایت جونی را به شما معرفی کنیم تا برای انتخاب اونها وقت کمتری بگذارید. بیایید با هم محبوب ترین سریال ها درباره زندان را بررسی کنیم و در یک تاریخ مناسب به تماشای این لیست جذاب بپردازیم.
Girls Incarcerated (2018)
بهترین سریال ها درباره زندان
سالهای نوجوانی از حساسترین سالهای زندگی است که هم میتواند شخصیت ما را شکل دهد و هم میتواند کاملاً ما را از بین ببرد. قصـه درباره زندگی چند دختر نوجوان است که در یک زندان در مدیسون محافظت میشوند.
سریال به نام یکی از بهترین سریالها درباره زندان نشان این شرایط بر زندگی اونها را علامت میدهد. گاهی زمان شرایط این فضا غیرقابل صبر میشوند. چون دخترها ناراحت خانه و خانواده میشوند و این داستان بر زندگیشان نشان جدی دارد.
با این وجود حتی در چنین شرایطی کوشش میکنند در درون فضای زندان راحتی و آسایش را برقرار کنند. در عین حال، هر کاری میکنند تا از دردسر و مشکلات پیشگیری شود.
اونها حتی راحت التحصیلی و تولدها را هم کنار هم مهمانی میگیرند. این سریال مستندگونه دلیل میشود برای چیزهای کوچک شکرگزار باشید. چون متوجه میشوید برخی از مردم چه زندگی سختی دارند. طوری که حتی نمیتوانند یک زندگی ساده داشته باشند.
For Life (2020)
بهترین سریال ها درباره زندان
سریال For Life (برای زندگی) سریال بیوگرافی و درام حقوقی محصول سال ۲۰۲۰ و ساخته هنک اشتاینبرگ است که تا کنون یک دوره از اون از شبکه ABC پخش شده است.
سریال بر پایه زندگی واقعی آیزاک رایت جونیور (Isaac Wright Jr) ساخته شده که به اشتباه برای جرمی که مرتکب نشده بود، به زندان محکوم شده بود. سریال فراوان زود با استقبال و نظر مثبت مخاطبان و منتقدان روبرو شد و توانست امتیازهای خوبی دریافت کند.
بسیاری از منتقدان بازی تقش اول سریال، یعنی نیکلاس پیناک (Nicholas Pinnock) را ستودند. پیناک زیادتر برای بازی در سریال مارسلا (Marcella) و تاپ بوی (Top Boy) معروف است.
دوره اول سریال برای زندگی از ۱۲ قطعه تشکیل شده و استینبرگ، رایت جونیور، جکسون و کمپانی تولید G-Unit Film & Television به دنبال رابینسون و گرینسپن از Doug Robinson Productions و راسل فاین (Russell Fine) تهیه کنندگان سریال هستند.
سریال For Life موضوعاتی همچون بیعدالتی و نژادپرستی و خطاهایی که در سیستم زندان چهره میدهند را به عکس میکشد؛ موضوعاتی که سپس از مرگ جورج فلویددر آمریکا پررنگتر شد.
قصـه سریال درباره یک زندانی به نام آرون والاس است که برای جرمی که مرتکب نشده، محکوم به بازداشت ابد میشود. او برای تبرئه شدن، تصمیم میگیرد که خودش دست به کار شده و تبدیل به یک وکیل استاد شود تا بتواند خود را تبرئه کند.
Escape At Dannemora (2018)
بهترین سریال ها درباره زندان
Escape at Dannemora عنوان مجموعه درامی می باشد که در قطعه مینی سریالی هشت قسمتی ساخته شد. Benicio Del Toro که با فیلم سینمایی Traffic برنده به دریافت عنوان اسکار بهترین بازیگر مرد نقش مکمل گشته و Patricia Arquette که با درام متفاوت Boyhood که کسب اسکار بهترین بازیگر نقش زن مکمل را در کارنامه دارد از بازیگران اصلی این مجموعه می باشند.
قصـه سریال که بر پایه حوادثی واقعی به رشته تحریر در آمده است به شرح اقدام به فرار پیچیده و خلاقانه دو زندانی متهم به کشتن و مواجه با محکومیت های سنگین به نام های Richard Matt و David Sweat در سال 2015 از زندان فراوان زیاد تحت نگهداری و فوق امنیتی Clinton Correctional Facility می پردازد که رویدادها اون وقت ها در تیتر خبری رسانه ها قرار داشت و منجر به بزرگترین فعالیت جستجوی تاریخ شمال ایالت نیویورک گشت.
Orange Is The New Black (2013)
بهترین سریال ها درباره زندان
به احتمال فراوان “نارنجی مد جدید است” شناختهشدهترین سریال این لیست است. قصـه درباره یک زن کم سن است که قبلاً با پارتنر دگرباش خود مواد مخدر قاچاق میکرده و به همین سبب به زندان افتاده.
از آنجایی که این اولین بار است او به زندان افتاده، بنابراین آرام با زندگی در زندان سازگار میشود و با کسانی دوست میشود که میتوانند در آینده او را به دردسر بیندازند.
اولین دورههای این سریال جذاب و نگاه دقیق کننده هستند و در دورههای اولیه اشکتان طناب نمیآید. با این وجود آرام جذابیت خود را از دست میدهد. پس این سریال را دید کنید و خوشی ببرید. جذابیت دورههای آغازین این سریال را به یکی از بهترین سریالها درباره زندان تبدیل میکند.
همچنین گاهی زمان فراوان خندهدار است و اپیزود آزمایشی حیرتانگیز لحن اتفاقات آینده را با ترکیبی خوب از لحظات جدی و لحظات سبک تعیین میکند.
متأسفانه، هیچ برنامهای برای ادامه این سریال وجود ندارد، اما با 7 دوره به یاد ماندنی، توانست طرفداران زیادی را در سالهای پس از انتشار پیدا کند، بنابراین جای تعجب نیست که این سریال یک انتخاب محبوب است.
Oz (1997)
بهترین سریال ها درباره زندان
OZ که در لغت نشانه به بخشی در زندان خیالی به نام Oswald State Correctional Facility در نیویورک دارد که قصـه سریال در اون روایت می شود. عنوان درام جنایی- تعلیقی می باشد.
تمام فصول این مجموعه هشت قطعه می باشد، به استثنای دوره چهارم مجموعه که به سبب وقفه ای که در کار ساخت سریال در حال پخش The Sopranos در اون تاریخ بوجود آمد از سوی مسئولان شبکه توصیه تعداد اپیزودهای اضافی را دریافت کرد.
Tom Fontana که علاوه بر ساخت سریال در تمام اپیزودهای اون به نام نویسنده کوشش کرده است، در حالی که کار تولید سریال را برای دوره چهارم شروع کرده بود مجبور به نویسندگی برای تعداد اپیزودهای بیشتری برای این دوره گشت.
از نکات جذاب توجه در قصـه پردازی مجموعه جسارت عوامل اون در به عکس کشیدن صریح خشونت، قصاوت و وقایع جنسی هولناکی است که در یک زندان فوق امنیتی قابل چهره دادن می باشد.
امری که در طول تاریخ پخش اون گاه و بیگاه با انتقاداتی نیز مواجه می گشت. اگرچه مجموعه در طول تاریخ پخش برخلاف مخاطبان با بی مهری منتقدان مواجه گشت و هیچ جایزه معتبری را کسب نکرد اما پس از اتمام به اون بهای بیشتری داده شد.
و علاوه بر پخش در کشورهای مختلف دنیا از سوی وبسایت EW به نام هفتادسومین مجموعه برتر پخش شده در بین سال های 1983 تا 2008 معرفی شد. و انجمن نویسندگان آمریکا اون را را در لیست صدویک سریال برتر تاریخ از نظر نویسندگی قرار داد.
OZ قسمت وحشتناکی در درون زندان Oswald State Correctional Facility است. که در اون احتمال وقوع هر بلایی بر سر زندانیان بویژه افراد ناتوان ممکن است. جایی که اگرچه به ظاهر در کنترل نگهبانان است.
اما در واقع توسط گروههای مختلف شکل گرفته توسط زندانیان همچون باند ایتالیایی ها، سیاه پوستان، مسلمانان و…. اداره می شود. در این میان روانپزشکی به نام Tim McManus در درون این قسمت رعب آور واحد آزمایشگاه گونه ای به نام Emerald City را ساختن کرده است که بنا دارد با رویکردی جدید به معالجه ناهنجاری های این زندانیان پرخطر بپردازد.
با این حال اگرچه این قسمت ظاهری مرتب تر از سایر قطعه های OZ دارد و انبوهی از قوانین دست و پا گیر در این قسمت فرماندار است. اما اینها مانعی از انجام کارها تبهکارانه ساکنان اون نمی باشد.
در این میان با ورود زندانی سیاه پوست مسلمانی به نام Kareem Said که در تلاش برای ساختن گروهی مخصوص به خود در Emerald City میباشد و عدهای زندانی جدید درون دیگر شرایط در قسمت با تغییراتی مواجه میگردد.
Wentworth (2013)
بهترین سریال ها درباره زندان
Wentworth یا Wentworth Prison عنوان مجموعه درام استرالیایی می باشد که با الهام از مجموعه برنده Prisoner: Cell Block H که بین سال های 1986-1979 از شبکه Network Ten این سرزمین پخش می شد توسط مجموعه شرکت های Foxtel ساخته شده است و پخش دوره نخست اون در ده قطعه بوسیله شبکه کابلی SoHo وابسته به Foxtel از اول ماه می 2012(سیزدهم اردیبهشت 91) شروع گشت و با استقبال خوب مخاطبان مواجه گشت.
خروج غم بار و هولناک از دنیای آزاد خارج و ورود به زندان مقدمه قصـه Bea Smith می باشد. زنی میانسال و وحشت زده که به اتهام تلاش برای کشتن همسر خشن خود دستگیر شده و در صبر دادگاهش به زندان Wentworth منتقل گشته است.
اما ورود به زندان و تلاش برای تطابق یافتن با مکان جدید جدید شروع ماجراست چراکه به زودی Franky یکی از روسا و قلدرهای زندان که فراوان زیاد تحت نظر Meg رییس زندان می باشد باخواسته ای پرخطر به جستجو او می آید. درهمین حال بازگشت Jacs رییس دار و دسته دیگری از زندانیان به قسمت عمومی و رقابت او با Jacs شرایط را پیچیده تر میکند.
سریال “ونتورث” کم و بیش به سریال استرالیایی “نارنجی مد جدید است” (Orange is the New Black) شباهت دارد و البته لحن اون کمی جدیتر است. قهرمان سریال بئا اسمیت است.
او برای کشتن همسر خودش چشم به راه حکم است. در حالی که درباره حکم خود اطلاعات جدید دریافت میکند، باید برای خو گرفتن با زندان خود را مهیا کند و برای زنده ماندن تمام تلاشش را به خرج دهد.
این سریال به زیبایی ساخته شد و متن و اجرای اون عالی است. اگر تماشای سریالهای درام مدرن را دوست دارید و از حال و هوای دهه 80 خوشتان میآید، پس حتماً باید این سریال را دید کنید.
Prison Break (2005)
بهترین سریال ها درباره زندان
سریال 4 فصلی درام-هیجانی گسست زندان (یا به قول معروفش “فرار از زندان”) از تلویزیون سراسری ایالات متحده و پس از اون سایر نقاط دنیا پخش شد و توانست به یکی از پر بیننده ترین سریال های همزمان تبدیل شود. اما برای چی چنین مجموعه یا مجموعه هایی برنده می شوند به عوامل چندی مربوط می شود که بایستی مورد بررسی قرار گیرد.
این سریال حول شخصیت دو برادر می چرخد که یکی تقریباً غیر گناهکار است اما به دلایلی عمداً برای کشتن برادر رئیس جمهور آمریکا مجرم جلوه داده شده و محکوم به مرگ است ( Lincoln Burrows) و دیگری (Michael Scofield) در پی نجات او میباشد. کل چهار دوره بر سر تلاش این دو برای آزادی از قانون بی قانونی و قدرت های پشت پرده این توطئه میگذرد.
سریال درباره گسستن زندان است، زندان میله های آهنی و زندان ظلم یک دولت، اما نه فقط زندان ظاهری و بیرونی، برای گسستن زندان های درونی، گرچه اظهاری نمی شود و همانند بسیاری از سریال های رایج سایر نقاط دنیا همه چیز به بیان نمی آید و روند کند خود را تا نتیجه طی میکند و در عین حال چنین نتیجه هایی ماندگارتر هستند.
بهترین سریال ها درباره زندان
مایکل انسانی باهوش است که هوش خود را در خدمت آزادی انسان ها به کار گرفته، و مهمترین اون ها: آزادی یک مجرم بی گناه که برادر او نیز هست. اینکه اسم فامیل لینکون با مایکل تفاوت دارد خود نتیجه گیری برادری همه انسان ها ست (و البته در سریال نیز دلیلی برای منطقی بودن اون بیان می شود).
در سریال انسان ها به کارهای ناشایست روی می آورند تا زنده بمانند، زندگی جنگلی اوج می گیرد، و عده ای برای کسب قدرت به کاری متوسل می شوند.
لحظات تصمیم گیری در جریان سریال بیشتر سریع است؛ به همانند زندگی، اما از روی فکر قبل (آینده نگری؛ همانند خالکوبی بدن مایکل) و در گسستن هر راهی، ایده ای برای راهی دیگر هست (امید را پایانی نیست) و مشکل تنها این جاست که این ها همه انسانند و گاه اشتباه می کنند، حتی مایکل! و محبوب او که دفعات زندانی مخدر شده تا دنیا را یاد بردن کند. اما آیا دنیا نیز او را یاد بردن خواهد کرد؟
سریال پر از حالاتی ست که باید بین اطمینان به اطرافیان و عدم اون تصمیم گرفت، بیشتر عدم اطمینان برنده است! دنیای امروز دنیای اطمینان نیست! شاید برای همین است که مایکل زیادتر با کودکان عهد می بندد تا کاری را برایش انجام دهند تا بزرگسالان!
برخی فراری ها تا وقت ها اصلاح نمی شوند اما آنچه اصلاح کننده می تواند باشد خود زندگی است با پیچ و خم هایش. سیر تحول انسانها به کندی چهره میدهد و البته برخی حالات نیز در طی راه مشخص میشود.
افرادی چون “ماهُن” نماد انسانهای خاکستری عصر ما هستند. ما یکی از بهترین بازی ها را از او میبینیم و به گفته منتقد آمریکایی بهترین بازیگر تلویزیونی حال آماده است که علاوه بر بازی در نقش یک مامور FBI، به طرزی حیرت انگیز نقش یک پدر شکست خورده در زندگی، و یک انسان باهوش و دو وجهی را بازی میکند.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین سریال ها درباره زندان از دید سایت جونیسپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
آمون کاهن اعظم مجوس با عصاره گیاهی جادویی کاریس را بیدار و به یک موجود فنا پذیر تبدیل میکند و دنبال با وی به آمریکا میرود تا آنانکا را مجدد به مصر بازگردانند.
اما مومیایی در آتش خشم آمریکاییها می سوزد. این فیلم زیادتر از آنکه مانند قطعه نخست مومیایی باشد مانند فیلم فرانکشتاین است و حتی بازیگر نقش مومیایی همان بازیگر فرانکشتاین است.
سه دنباله دیگر با عنوان مقبره مومیائی (هارولد یانگ، 1942)، روح مومیائی (رجینالد لیبرگ، 1944) و نفرین مومیائی (لسی گودوینز، 1944) ساخته شد که هیچکدام آثار برجستهای نبودند.
روایت Mummy درباره شاهزاده تاریکی «پرنسس ترا»ست که گروهی از باستانشناسان انگلیسی برنده میشوند او را در یکی از معابد مصری پیدا کنند و با خود به لندن ببرند.
زمانی فاچز باستان شناس شاهزاده تاریکی را پیدا میکند یکباره خون جدیدای در رگهایش جاری میشود و فرزند دختر او نیز مارگارت (والری لئون) همزمان با این اتفاق به دنیا میآید.
مارگارت دقیقا زمانی متولد میشود که پدرش به شاهزاده تاریکی مینگرد و «فاچز» باستانشناس معتقد است که روح پرنسس ترا در کالبد دخترش تجلی پیدا میکند.
جولیان کوربرک (جیمز ویلرز) یک شیطان پرست انگلیسی، کم کم به دختر «پرفسور جولیان فاچز» نزدیک میشود و با مارگارت ارتباطات برقرار میکند و حقایق را درباره پرنس تاریکی به مارگارت میگوید.
زمانیکه «کوربرک» کوشش میکند مجدد ترا را احیا کند پدر باستانشناس و دخترک با نیزهای قدیمی که گوهری گرانبها بدان متصل است، شاهزاده تاریکی را به کشتن میرساند، اما شاهزاده تاریکی خودش را در کالبد نیمه جان مارگارت مجدد احیا میکند.
در بیشتر روایتهای حول مومیایی بیشتر یک زن افسونگر وجود دارد که با دنیای تاریکیها و دنیا نفرینهای سیاه ارتباط دارد. تقریبا بیش از 7 فیلمی از 10 فیلمی که با محوریت یک مومیایی برخواسته از شرق ساخته شدهاند، الگوی داستانی خود را از رمان« گوهر هفت ستاره برام استوکر» گرتهبرداری کردهاند.
زنی که روح خود را به شیطان فروخته است و پرنس تاریکی شناخته میشود و در شرق میانه مدفون است و توسط ماجرایاجویان و دانایان غربی کشف میشود و این شیطان کوشش میکند با استفادهبری از قدرتهای اهریمنی، ارتش تاریکی را در شرق احیا کند.
روایت این زن اهریمنی در فیلم مومیایی ساخته «الکس کارتزمن» محصول 2017 مجدد تکرار میشود. زنی اهریمنی که در قبل روح خود را به شیطان فروخته است تا جانشین پدرش شود، اما توسط مصریان باستان به جایی دوردست برده میشود و در آنجا دفن میشود.
این مکان جایی جز نینوا نیست و خوب مورتون (تام کروز) آمریکایی تحت عنوان “آزادی خواه آثار قدیمی” این مکان را در نینوا را با نام مرقد کشف میکند.
Gods Of Egypt (2016)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
« خدایان مصر » نزد تولید پر سر و صدایی را پشت سر گذاشت و تا مدتها گفت و گو مربوط به اون در رسانه ها مطرح بود و تا همین اواخر زبانه اتفاقاتی که گریبانگیر این فیلم شد تا اسکار هشتاد و هشتم نیز کشیده شد.
زمانی که کمپانی لایونگیت در سال 2015 اطلاعات و تصاویر فیلم « خدایان مصر » را برای رسانه ها ارسال کرد، با واکنش شدید فعالان مبارزه با نژاد پرستی مواجه شد که در اون به تصمیم کمپانی سازنده به استفاده از بازیگران سفیدپوست به جای خدایان مصر انتقاد داشتند.
اعتراضاتی که سبب شد تا کمپانی لایونگیت و آلکس پرویاس کارگردان فیلم، برای پیشگیری از افزایش دامنه اعتراضات، بصورت رسمی بیانه ای منتشر نمایند و از عدم انتخاب بازیگران سیاه پوست عذرخواهی کنند.
قصـه فیلم در دوران مصر باستان چهره می دهد. جایی که خدایان و مردم عادی در کنار یکدیگر در حال زندگی هستند اما خدایان به جهت قد فراوان بلند و توانایی تبدیل شدن به یک حیوان، از مردم عادی تمایز دارند.
در این دوران اوسیریس ( برایان برون ) تصمیم گرفته تخت و تاج خود را به به پسرش حوروس (نیکولا کاستر والدو) واگذار نماید اما در تاریخ اجرای مراسم ، سر و کله برادر اوسیریس به نام ست ( جرارد باتلر ) پیدا می شود که با خشونت هرچه تمام ، اوسیریس را نابود می کند و چشمان حوروس را نیز کور میکند تا بتواند خود بر حکومت تکیه زده و سرزمین را به سیاهی بکشاند.
پس از این اتفاقات، یک پسر کم سن به نام بک ( برنتون توایتس ) تصمیم می گیرد تا یکی از چشمان حوروس که در مکانی امن محافظت می شود را دزدیده و به او بازگرداند تا بتواند بوسیله قدرتی که در اختیارش قرار می گیرد، ست را از حکومت خلع کرده و خوشبختی را به سرزمین بازگرداند.
10,000 BC (2008)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
قصـه شکارچی ماموت به نام دی له (استیون استریت) را روایت میکند که به دختری به نام اوولت (کامیلا بل) که در قبیله اش زندگی میکند علاقه مند است ولی پس از مدتی متوجه می شود که آینده قبیله شان از سوی افرادی مورد تهدید قرار می گیرد و همچنین قبیله اش هدفحیوانات و مخلوقات پرخطر قرار گرفته است. بنابراین دی له که یک شکارچی نترس است برای ضمانت آینده قبیله اش سفری مقاوم و دشوار را برای مواجهه با خطرات شروع می کند.
Exodus: Gods And Kings (2014)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
Exodus: Gods and Kings، روایتگر دوران کودکی، جوانی و چگونگی به رسالت رسیدن حضرت موسی (ع) است که در اون اسکات با نگاهی ویژه به این قصـه، کوشش کرده تا برداشت های جدیدی را از اون استخراج و اصطلاحاً اون را به روز رسانی کند!
Exodus ، با روایت ماجرای حمله پیشگیرانه ارتش مصر به هیتی ها (مردمانی قدیمی که به زبان هیتی که از شاخه آناتولی خانواده هندواروپایی است، صحبت میکردند و کشوری با حکومت پادشاهی در آناتولی و بینرودان شمالی و سوریه در سده ۱۸ پ.م. تا ۱۲ پ.م. ساخت کردند) شروع می شود.
فرعون نزد از حمله، از پیشگوی مخصوص خود درخواست می کند تا خوش یمن یا بد یمن بودن این اقدام را از راه امعا و احشا قربانی بررسی کند! اما پیشگو اعلام می دارد که امعا و احشا در این مورد سخنی نمی گویند و در عوض از داستان دیگری خبر می دهند: “در این جنگ رهبری نجات داده می شود و ناجی او روزی رهبر خواهد شد.”
در Exodus: Gods and Kings ، نقش حضرت موسی (ع) به کریستین بیل (Christian Bale) انگلیسی (بازیگر نقش بتمن) سپرده شد. فردی که به صراحت خود را بی اعتقاد خوانده و رسالت انبیاء را به سخره می گیرد.
وی در یکی از مصاحبه هایش در مورد نقش حضرت موسی (ع) اینجور اظهار نظر کرده بود که : “من برای ایفای این نقش تمام قصـه های تورات، انجیل و قرآن را مطالعه کردم. به نظر من شخصیت موسی یه فرد بی تمدن و اسکیزوفرنی است.
البته شما این داستان را در فیلم نخواهید دید، اما این برداشت امروز من از یه اتفاق قدیمی است. شاید در اون روزها به موسی به نام یک پیامبر و فرستاده از سو پروردگار دید می شد، اما باید این سوال را سوال کرد که آیا امروز هم به او همانطور دید می شود؟”
فیلمهای زیادی درباره اساطیر و فرهنگ مصر ساخته شده است. این مقاله درباره معرفی و تحلیل بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر از دید سایت جونی میباشد.
مخاطبان هنوز به فیلمهای تاریخی علاقه زیادی علامت میدهند. در بین این گونه فیلمها فیلم های تاریخی درباره مصر از با ارزش و مهم بودن مخصوصای نزد مخاطبان برخوردار هستند. مردم همیشه نسبت به فرهنگ مصر و این تمدن قدیمی فضولی بودهاند. همیشه افسانههای بسیاری درباره مصریان سینه به سینه منتقل شده و به نسلهای سپس رسیده است. برای شناخت این فرهنگ و تمدن قدیمی و گذری بر تاریخ مصریان و سرنوشت فراعنه میتوان برترین فیلم ها درباره فرعون ها را دید کرد.
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر از دید سایت جونی
در میان فراعنه!
در این قطعه فهرست عناوین بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر از دید سایت جونی را در یک دید میتوانید مشاهده کنید:
The Mummy (1932)
The Mummy (1999)
The Mummy Returns (2001)
The Mummy (2017)
Gods Of Egypt (2016)
10,000 BC (2008)
Exodus: Gods And Kings (2014)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
فیلمها و کتابها منابع فراوان خوبی برای اطلاع پیدا کردن از موضوعات مختلف هستند. امروز برای بررسی تاریخ مصر باستان میخواهیم بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر از دید سایت جونی را با هم بررسی کنیم.
فیلمهایی که شاید با فاصلههای بسیاری نسبت به هم ساخته شدهاند اما همیشه به موضوعی واحد پرداختهاند. افسانههای مصر باستان و فرعونیان از اعجاب انگیزترین افسانههای کنونی به شمار میروند. همیشه قصـههایی درباره اهرام مصر شنیده میشود که در اون رد پایی از مخلوقات فرازمینی و ماورایی وجود دارد و این قصـهها دستمایه ساخت فیلمهای علمی و تخیلی بسیاری شده است.
این افسانهها تا چه اندازه سلامت دارد و چه در قبل چهره داده است که چنین افسانههایی ساخته و تعریف شده و به هزاران سال سپس رسیده است و هنوز در رد اونها شک و شبهه وجود دارد؟ بیایید در قطعه فیلمها اندکی تاریخ را بررسی کنیم تا به شناختی نسبی از تاریخ مصر باستان برسیم و بتوانیم خوب تر در مورد سلامت و سقم این افسانهها نظر دهیم.
The Mummy (1932)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
از فیلمنامه ارجینال مومیایی (The Mummy) «جان ال بلیدستون» ، دو فیلم با عنوان مومیایی در سالهای 1932 و 1999 ساخته شد. هر دو ورسیون سینمایی به اهریمنی زمینی در ردای کاهن اعظم مصر و فرشته نگهبان مرگ میپردازد.
او که روح شیطانی دارد، دلباخته یکی از شاهزادگان مصری میشود، کاهنی بهنام «ایمهوتپ». هنگامی شاهزاده «آنوکسونامون» میمیرد، «ایمهوتپ» با خواندن قسمتهایی از کتاب سیاه تلاش میکند او را به زندگی بازگرداند.
فرعون از «ایمهوتپ» به استفاده از کتاب سیاه عصبانی میشود و دستور میدهد او را زنده زنده مومیائی و در شهر«هامون آپترا» به خاک بسپارند. 3000 سال در این منطقه جنگ و خونریزی بود و مردمان خبر نداشتند که چه شیطان بزرگی در زیر این مقبره مدفون است.
«مجوسان»، طی نسلهای متمادی، محافظان مقدس فرعون از مقبره و محل دفن ایمهوتپ و شهر « هامون آپترا» بودند. در ورسیونی که سال 1999 ساخته شده است، شروع رخدادها از زمانی شروع می شود که انگلیسیها مشغول جنگ با مسلمانان هستند و مجوسان با اون لباس سیاه سمبلی از طالبان به شمار میروند.
ابزاری انسانی و میلیتاریستی که که واسطه مهار شیطان درشرق میانه هستند و با غربیها رابطه خوبی دارند. حتی در فیلم بازگشت مومیایی محصول 2001 میبینیم که سردسته مجبوسان برای حمایت از باستانشناسان انگلیسی به لندن میرود.
در ورسیونی که در سال 1932 ساخته شد، گروهی از دانایان مقبره «آنوکسونامون» را قرنها سپس میگشایند، «ایمهوتپ» در کالبد یک دانشمند زشت روی مصری به نام «آردت بی» عمر مجدد مییابد و تلاش میکند «آنوکسونامون» را مجدد زنده کند، اما توفیقی نمییابد.
پس از اون با دختری بهنام «هلن« مواجه میشود و به تصور اینکه روح معشوق او در کالبد «هلن» قرار گرفته است، رازش را با او در میان میگذارد. «هلن» نیز یکی از الهههای مصری را به کمک میطلبد و الهه با نیروئی جادوئی «آردت بی» را نابود میکند.
The Mummy (1999)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
هنگامی که در سال 1999، کمپانی یونیورسال مومیایی را بازسازی کرد، کاملا زیرکانه لحنی متفاوت با دلیل اورجینال سال 1932 نزد گرفت و اتمسفر فیلم را از اون جو ترسناک دلیل کلاسیک به یک ماجراجویی مهاجمان صندوقچه گمشدهوار تبدیل کرد.
حال برای سومین بار، سازندگان این فیلم جهتی متفاوت را انتخاباند. خواسته یا ناخواسته، این نسخه از مومیایی تداعیگر دلیل پر سر و صدای سال 2004، یعنی ون هلسینگ است.
مومیایی جدید با روایت غیرمنطقی و آش شله قلمکاری که ردیف داده، پابرجا کرده که خوب تر است مومیایی برای همیشه در گور خود جای گیرد و دیگر روی پرده سینماها وجود نداشته باشد!
در روایتهای متعدد مومیایی از 1932 تا سال 2017 ، هیولای اصلی فیلم همیشه از شرق درون مکان کشورهای غربی میشود و چنین دستمایه روایی، یک موتیف محتوایی پابرجا است.
در واقع ریشه چنین نگره سینمایی را باید در روایتهای دراکولایی (دراکولای برام استوکر) و داستانهایی درباره مومیایی ها جستجو کرد. درونمایه اصلی مومیایی ظهور موجودی اهریمنی در شرق میانه و جدل دانایان و باستان شناسان غربی با موجود قدیمی است.
فیلم دست مومیایی ادامه فیلم اول نیست، اما تم و پیرنگ فیلم، قرینه فیلم نخست، محصول سال 1932 است. روایت فیلم، درباره کاریس شاهزاده مصری است که قلب در گرو مهربانی شاهزاده آنانکا دارد و پس از مرگ زودهنگام معشوق، کاریس میکوشد با استفاده از روشهای پزشکی مرسوم او را زنده کند.
روایت فیلم در قرنها سپس با دو دانشمند آمریکایی دنبال میشود که مقبره آنانکا و کاریس را کشف میکنند و پیکره آنانکا را به موزه ای در نیو انگلند آمریکا میبرند.
The Mummy Returns (2001)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
هنگامی جسد مومیایی شده و سه هزار ساله ی «ایمهوپت» (ووسلو) – که به موزهی ایتالیا انتقال یافته – زنده می شود تا تلاش های شرورانه ی خود را برای نامیرایی از سر گیرد، راحتی خانوادگی «ریک اوکانل» (فریزر) بر هم می خورد.
مومیایی دوباره میگردد در واقع یک نسخه ی بد از ایندیانا جونز (استیون اسپیلبرگ، 1984) است. منظره های اکشن اون، دیگر بدیع و جدید نیستند، شخصیت ها جذابیت خود را از دست داده اند، و نیروهای خبیث هم جایشان را به مخلوقات خلق شده به وسیله ی کامپیوتر داده اند. این فیلم موفقیت تجاری اش را صرفا مدیون درخشش قطعه اول (مومیایی، سامرز، 1999) است.
فیلم مومیایی محصول 1959 باسازی مجدد فیلم «دست مومیایی» است. روایت مومیایی محصول 1959 در مورد دو دانشمند انگلیسی که پیکره «آنانکا» را به موزه ای در لندن میبرند و «کاریس» به تصمیم بازگرداندن و زنده کردنش به لندن میرود.
در اونجا با دیدن همسر دانشمند، به جای کشتن بنینگ دانشمند، اربابش «محمد اَخیر» را به کشتن میرساند. این فیلم را نمیتوان بازسازی مومیائی (کارل فرویند، 1932) بهشمار آورد.
طرح داستانیاش زیادتر به دست مومیائی شباهت دارد البته برای این فیلم چند دنباله دیگر هم ساخته شد. نفرین مقبره مومیائی کفن مومیائی که بدترین نوع دنباله سازی برای این مجموعه است و بهترین فیلم انگلیسی از مجموعه «مومیائی»، خون معبد مومیائی برمبنای قصـه «گوهر هفت ستاره برام استوکر» است که روایت فیلم و گونه معمایی اون با سایر آثار انگلیسی درباره مومیایی ساخته شده فراوان متفاوت است.
The Mummy (2017)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
آمون کاهن اعظم مجوس با عصاره گیاهی جادویی کاریس را بیدار و به یک موجود فنا پذیر تبدیل میکند و دنبال با وی به آمریکا میرود تا آنانکا را مجدد به مصر بازگردانند.
اما مومیایی در آتش خشم آمریکاییها می سوزد. این فیلم زیادتر از آنکه مانند قطعه نخست مومیایی باشد مانند فیلم فرانکشتاین است و حتی بازیگر نقش مومیایی همان بازیگر فرانکشتاین است.
سه دنباله دیگر با عنوان مقبره مومیائی (هارولد یانگ، 1942)، روح مومیائی (رجینالد لیبرگ، 1944) و نفرین مومیائی (لسی گودوینز، 1944) ساخته شد که هیچکدام آثار برجستهای نبودند.
روایت Mummy درباره شاهزاده تاریکی «پرنسس ترا»ست که گروهی از باستانشناسان انگلیسی برنده میشوند او را در یکی از معابد مصری پیدا کنند و با خود به لندن ببرند.
هنگامی فاچز باستان شناس شاهزاده تاریکی را پیدا میکند یکباره خون جدیدای در رگهایش جاری میشود و فرزند دختر او نیز مارگارت (والری لئون) همزمان با این اتفاق به دنیا میآید.
مارگارت دقیقا زمانی متولد میشود که پدرش به شاهزاده تاریکی مینگرد و «فاچز» باستانشناس معتقد است که روح پرنسس ترا در کالبد دخترش تجلی پیدا میکند.
جولیان کوربرک (جیمز ویلرز) یک شیطان پرست انگلیسی، کم کم به دختر «پرفسور جولیان فاچز» نزدیک میشود و با مارگارت ارتباطات برقرار میکند و حقایق را درباره پرنس تاریکی به مارگارت میگوید.
زمانیکه «کوربرک» تلاش میکند مجدد ترا را احیا کند پدر باستانشناس و دخترک با نیزهای قدیمی که گوهری گرانبها بدان متصل است، شاهزاده تاریکی را به کشتن میرساند، اما شاهزاده تاریکی خودش را در کالبد نیمه جان مارگارت مجدد احیا میکند.
در بیشتر روایتهای حول مومیایی بیشتر یک زن افسونگر وجود دارد که با دنیای تاریکیها و دنیا نفرینهای سیاه ارتباط دارد. تقریبا بیش از 7 فیلمی از 10 فیلمی که با محوریت یک مومیایی برخواسته از شرق ساخته شدهاند، الگوی داستانی خود را از رمان« گوهر هفت ستاره برام استوکر» گرتهبرداری کردهاند.
زنی که روح خود را به شیطان فروخته است و پرنس تاریکی شناخته میشود و در شرق میانه مدفون است و توسط ماجرایاجویان و دانایان غربی کشف میشود و این شیطان تلاش میکند با استفادهبری از قدرتهای اهریمنی، ارتش تاریکی را در شرق احیا کند.
روایت این زن اهریمنی در فیلم مومیایی ساخته «الکس کارتزمن» محصول 2017 مجدد تکرار میشود. زنی اهریمنی که در قبل روح خود را به شیطان فروخته است تا جانشین پدرش شود، اما توسط مصریان باستان به جایی دوردست برده میشود و در آنجا دفن میشود.
این مکان جایی جز نینوا نیست و خوب مورتون (تام کروز) آمریکایی تحت عنوان “آزادی خواه آثار قدیمی” این مکان را در نینوا را با نام مرقد کشف میکند.
Gods Of Egypt (2016)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
« خدایان مصر » نزد تولید پر سر و صدایی را پشت سر گذاشت و تا مدتها گفت و گو مربوط به اون در رسانه ها مطرح بود و تا همین اواخر زبانه اتفاقاتی که گریبانگیر این فیلم شد تا اسکار هشتاد و هشتم نیز کشیده شد.
زمانی که کمپانی لایونگیت در سال 2015 اطلاعات و تصاویر فیلم « خدایان مصر » را برای رسانه ها ارسال کرد، با واکنش شدید فعالان مبارزه با نژاد پرستی مواجه شد که در اون به تصمیم کمپانی سازنده به استفاده از بازیگران سفیدپوست به جای خدایان مصر انتقاد داشتند.
اعتراضاتی که سبب شد تا کمپانی لایونگیت و آلکس پرویاس کارگردان فیلم، برای پیشگیری از افزایش دامنه اعتراضات، بصورت رسمی بیانه ای منتشر نمایند و از عدم انتخاب بازیگران سیاه پوست عذرخواهی کنند.
قصـه فیلم در دوران مصر باستان چهره می دهد. جایی که خدایان و مردم عادی در کنار یکدیگر در حال زندگی هستند اما خدایان به جهت قد فراوان بلند و توانایی تبدیل شدن به یک حیوان، از مردم عادی تمایز دارند.
در این دوران اوسیریس ( برایان برون ) تصمیم گرفته تخت و تاج خود را به به پسرش حوروس (نیکولا کاستر والدو) واگذار نماید اما در تاریخ اجرای مراسم ، سر و کله برادر اوسیریس به نام ست ( جرارد باتلر ) پیدا می شود که با خشونت هرچه تمام ، اوسیریس را نابود می کند و چشمان حوروس را نیز کور میکند تا بتواند خود بر حکومت تکیه زده و سرزمین را به سیاهی بکشاند.
پس از این اتفاقات، یک پسر کم سن به نام بک ( برنتون توایتس ) تصمیم می گیرد تا یکی از چشمان حوروس که در مکانی امن محافظت می شود را دزدیده و به او بازگرداند تا بتواند بوسیله قدرتی که در اختیارش قرار می گیرد، ست را از حکومت خلع کرده و خوشبختی را به سرزمین بازگرداند.
10,000 BC (2008)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
قصـه شکارچی ماموت به نام دی له (استیون استریت) را روایت میکند که به دختری به نام اوولت (کامیلا بل) که در قبیله اش زندگی میکند علاقه مند است ولی پس از مدتی متوجه می شود که آینده قبیله شان از سوی افرادی مورد تهدید قرار می گیرد و همچنین قبیله اش هدفحیوانات و مخلوقات پرخطر قرار گرفته است. بنابراین دی له که یک شکارچی نترس است برای ضمانت آینده قبیله اش سفری مقاوم و دشوار را برای مواجهه با خطرات شروع می کند.
Exodus: Gods And Kings (2014)
بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر
Exodus: Gods and Kings، روایتگر دوران کودکی، جوانی و چگونگی به رسالت رسیدن حضرت موسی (ع) است که در اون اسکات با نگاهی ویژه به این قصـه، تلاش کرده تا برداشت های جدیدی را از اون استخراج و اصطلاحاً اون را به روز رسانی کند!
Exodus ، با روایت ماجرای حمله پیشگیرانه ارتش مصر به هیتی ها (مردمانی قدیمی که به زبان هیتی که از شاخه آناتولی خانواده هندواروپایی است، صحبت میکردند و کشوری با حکومت پادشاهی در آناتولی و میانرودان شمالی و سوریه در سده ۱۸ پ.م. تا ۱۲ پ.م. ساخت کردند) شروع می شود.
فرعون نزد از حمله، از پیشگوی مخصوص خود درخواست می کند تا خوش یمن یا بد یمن بودن این اقدام را از راه امعا و احشا قربانی بررسی کند! اما پیشگو اعلام می دارد که امعا و احشا در این مورد سخنی نمی گویند و در عوض از داستان دیگری خبر می دهند: “در این جنگ رهبری نجات داده می شود و ناجی او روزی رهبر خواهد شد.”
در Exodus: Gods and Kings ، نقش حضرت موسی (ع) به کریستین بیل (Christian Bale) انگلیسی (بازیگر نقش بتمن) سپرده شد. فردی که به صراحت خود را بی اعتقاد خوانده و رسالت انبیاء را به سخره می گیرد.
وی در یکی از مصاحبه هایش در مورد نقش حضرت موسی (ع) اینجور اظهار نظر کرده بود که : “من برای ایفای این نقش تمام قصـه های تورات، انجیل و قرآن را مطالعه کردم. به نظر من شخصیت موسی یه فرد بی تمدن و اسکیزوفرنی است.
البته شما این داستان را در فیلم نخواهید دید، اما این برداشت امروز من از یه اتفاق قدیمی است. شاید در اون روزها به موسی به نام یک پیامبر و فرستاده از سو پروردگار دید می شد، اما باید این سوال را سوال کرد که آیا امروز هم به او همانطور دید می شود؟”
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار معرفی و تحلیل بهترین فیلم ها بر پایه فرهنگ مصر از دید سایت جونی سپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
همیشه جنگ بین انسانها و هیولاها برای مخاطبان جذاب بوده است. ما فهرستی از بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا از دید سایت جونی را برایتان آوردهایم.
در سالهای اخیر فیلمهای زیادی توسط فیلمسازان مختلفی ساخته شدهاند که داستان اون جنگ انسان با نیروهای شر بوده است. گاهی این نیروی شر و دشمن انسانها موجوداتی طبیعی همانند کوسه و خرس و . . . بوده است، گاهی هم موجوداتی ماورایی همچون گودزیلا و اژدها به جنگ با انسان پرداختهاند.
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا از دید سایت جونی
جدالی نابرابر!
در این قطعه فهرست عناوین بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا از دید سایت جونی را در یک دید میتوانید مشاهده کنید:
Godzilla (2014)
The Grey (2011)
In The Heart Of The Sea (2015)
The Revenant (2015)
Jaws (1975)
The Shallows (2016)
King Kong (2005)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
اگرچه ممکن است هر روز با این جانوران روبرو نشوید، اما این فیلمها علامت می دهند که دنیا چقدر می تواند بیمهربانی باشد. امروز به برخی از بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا از دید سایت جونی میپردازیم.
Godzilla (2014)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
گودزیلا نام هیولایی بزر الجثه است که اولین حضورش بر پرده سینماها به مجموعه فیلمهایی ژاپنی به نام « گودزیلا » در دهه 50 میلادی دوباره می گردد. اولین فیلم سینمایی ساخته شده براساس این شخصیت در ژاپن به فروش و محبوبیت بسیاری دست یافت.
پس از اون دنباله هایی برای این مجموعه ساخته شد که تحت عناوینی همچون « گودزیلا علیه گیدورا » و مواردی مشابه، روانه سینماها شد و تا چند دهه فیلم محبوب ژاپنی ها بود. فیلم گودزیلا از بهترین فیلم های هیولایی سالیان اخیر محسوب میشود.
اما سالها سپس و هزاران کیلومتر دورتر در هالیوود، سری فیلمهای « پارک ژوراسیک » استیون اسپیلبرگ که حول اساس دایناسورها می چرخید، به فروش فراوان بالایی دست یافته بودند.
تهیه کنندگان نیز که از این استقبال به وجد آمده بودند، تصمیم گرفتند راهی برای در منظره بودن این دایناسورهای بزر الجثه در سینما پیدا کنند که « گودزیلا » و سابقه درخشانش را به یاد آوردند.
البته آمریکایی ها در همان سالهایی که گودزیلا در ژاپن در اوج محبوبیت بود، تلاشهایی هم انجام دادند تا بلکه بتوانند این هیولای بزر را به نوعی درون داستانهای آمریکایی هم بکنند اما نتیجه کار چندان رضایت قسمت نبود.
به همین جهت در سال 1998 فیلمی تحت عنوان « گودزیلا » به کارگردانی رولند امریش و بازی متیو برودریک و ژان رنو به اکران عمومی در آمد که از هر نظر اثری فراوان سطحی و فاجعه بار محسوب می شد که نشانی از بزرگی گودزیلا بر پرده سینماها نداشت.
در واقع گودزیلایی که رولند امریش به سینماها آورده بود ابدا شباهتی به خودِ گودزیلا نداشت و زیادتر مانند به دایناسوری بود که تحت تاثیر رادیو اکتیو قرار گرفته و کمی چهره اش وابسته دگرگونی شده!
حال پس از گذشت 16 سال از فاجعه رولند امریش بر پرده سینماها، بار دیگر فیلمی براساس شخصیت تقریبا یاد بردن شده ” گودزیلا ” ساخته شده که تفاوت های آشکاری با نسخه سال 1998 دارد.
فیلم با مقدمه ای جذاب شروع می شود که نشانه به محل تولد گودزیلا یعنی ژاپن دارد. فیلم در شروع تماشاگر را به سال 1999 می برد و با زن و شوهری به نامهای جو و سندرا برادی ( به ردیف با بازی برایان کرنستون و ژولیت بینوش ) دوست می کند.
اونها در ژاپن در حال بررسی تحقیقات اتمی هستند اما دیری نمی گذرد که همسرِ جو از دنیا می رود و دنیا روی سر جو خراب می شود. سپس فیلم به تاریخ حال می آید و قصـهِ پسر این زوج به نام فورد ( آرون تیلور جانسون ) را روایت می کند که هم الآن به نام یک خنثی کننده بمب در خدمت ارتش نیروی دریایی آمریکا است و دارای همسر ( الیزات اولسن ) و یک فرزند 4 ساله است.
فورد پس از اینکه به وی خبر می رسد پدرش در ژاپن دستگیر شده، به ژاپن می رود تا پدرش که هنوز نتوانسته فقدان مرگ همسرش را یاد بردن کند و کماکان معتقد است که اتفاقات غیرطبیعی 15 سال قبل بر دلیل زلزله طبیعی نبود و منشا دیگری داشته را به سان فرانسیسکو بیاورد. در همین حال خبر می رسد که یک موجود بزر الجثه از دریا خارج شده و در حال آمدن به سو شهر است.
The Grey (2011)
K3F_9474.بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
خاکستری فیلم غافلگیرکنندهای است. آنهایی که فریب تبلیغات تلویزیونی فیلم را خوردند و به تماشای اون رفتند برخلاف انتظارشان با فیلم متفاوتی روبرو شدند.
اقلام تبلیغاتی خاکستری این ذهنیت عمومی را به وجود آورده بود که این فیلم یک کار اکشن هیجانی از نوع انسان علیه دنیا وحشی است؛ فیلمی که در اون لیام نیسن به جنگ گرگهای گرسنه میرود و سرانجام اونها را از پا در میآورد.
اما خاکستری چیزی فراتر از این است. فیلم تنها از حیث فنی در ردهٔ فیلمهای ماجرایی قرار میگیرد. ظاهراً در فیلم عدهای از آدمها در حال جنگ با سرما، گرسنگی، طوفان برف و گرگها هستند و تلاش دارند با پشت سر گذاشتن این موانع، خودشان را به دنیای شهرنشین برسانند.
بله این عناصر در فیلم وجود در راه توسعهٔ قصـه و کاراکترهایش یک کیفیت تقریبا شاعرانه یا هستی شناسانه به خودش میگیرد. کاراکترها تحت شرایط سختی که با اون روبرو میشوند، به درون خویش رجعت میکنند یا به تعبیری درون بینتر میشوند.
فیلم به ما علامت میدهد که آدمها زمانی که با یک خطر محتوم روبرو میشوند چگونه واکنش علامت میدهند. خاکستری از اکشن و سوسپانس خالی نیست اما دفعات منظرههای اکشن قطع میشود تا کاراکترهای به تنگنا افتادهی فیلم دیالوگهای طولانی با هم ردوبدل کنند؛ دیالوگهایی دربارهٔ خدا، انسان و هستی.
داستانٔ فیلم کم وبیش ساده است. هواپیمایی آلاسکاست سقوط میکند. تنها هفت نفر از که حامل کارگران یک پالایشگاه نفت در این سانحه جان تندرست به در میبرند، چلهٔ زمستان است و سرما بیداد میکند.
جان اوتوی (لیام نیسن) که شغلاش در پالایشگاه محافظت مسلحانه از جان کارگران در برابر میگوید که اونها باید بلافاصله محل سقوط هواپیما را ترک کنند و به جای امن تری بروند میشود. او توی برای در دست گرفتن رهبری گروه درگیر چالشی با دیاز (فرانک گریلو) میشود. دیاز یک محکوم گذشته است و عضو شرور گروه بازماندگان به شمار میرود.
In The Heart Of The Sea (2015)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
کارگردانی این دلیل را ران هاوارد (کارگردان اسکاری فیلم های ذهن زیبا و مرد سیندرلایی) برعهده داشته است. او یک بار دیگر پس از فیلم «شتاب» (Rush) که با بودجه ۳۸ میلیون دلاری برنده به فروش ۹۰ میلیون دلاری شد، از کریس همسورث در نقش اصلی استفاده کرده است تا موفقیتی دیگر را در گیشه برای فیلم خود به هدیه بیاورد.
فیلمنامه این عنوان توسط چارلز لوویت از کتاب «موبی دیک» یا وال سفید نوشته «هرمان ملویل» اقتباس شده که این کتاب در ایران نیز برای نخستین بار توسط علی اصغر محمد زاده و بار دیگر به قلم پرویز داریوش، به فارسی ترجمه و توسط انتشارات امیر کبیر به چاپ رسید.
قصـه فیلم In the Heart of the Sea در زمستان سال 1820 جریان دارد، و در مورد یک کشتی شکار نهنگ انگلستانی با نام «اسکس» می باشد که توسط چیزی که هیچکس نمی توانست تصورش را بکند مورد حمله قرار گرفت، یک نهنگ بزر با حس انتقام انسانی.
حال خدمه ی کشتی باید با عواقب دلخراش اون حادثه دست و پنجه آرام کنند و مجبورند کار های وحشتناکی را برای زنده ماندن انجام دهند. طوفان های شدید، گرسنگی، وحشت و نا امیدی دلیل می شود مردان کشتی به عمیق ترین باورها خود شک کنند.
کاپیتان کشتی در جستجوی راهی برای رسیدن به دریای دوباره می باشد، اما دوست او هنوز هم به کشتن نهنگ بزر الجثه فکر می کند.
The Revenant (2015)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
« بازگشت » جدیدترین دلیل ایناریتو برگرفته از قصـه زندگی واقعی فردی به نام هیو گلاس می باشد که در سالهای بین 1780 تا 1833 زندگی می کرده است.
این فرد یک دام گذار بود و در مناطق سرد کوهستانی کوشش خودش را انجام می داد تا اینکه روزی پس از درگیری با یک خرس، توسط دوستانش به حال خود رها شد تا از دنیا برود.
اما گلاس با تلاشی شگفت آور و غیرقابل اعتقاد، بدون تجهیزات و اسلحه، مسیری 320 کیلومتری را طی کرد تا بتواند زنده مانده و به محل بازگردد و البته جستجو کسانی را بگیرد که او را به حال خود رها کرده بودند!
« بازگشت » به کارگردانی آلخاندرو گنزالس ایناریتو، اقتباسی است از کتاب « بازگشت: یک رمان درباره انتقام » که در سال 2002 توسط مایکل پانک منتشر شد و الآن با اکران فیلم، بار دیگر این رمان بر سر زبانها افتاده است.
البته رمان اقای پانک بازخوردهای متفاوتی از خوانندگانش دریافت کرده بود. عده ای این رمان را زیادتر از آنکه به واقعیت نزدیک باشد، زاییده تخیل ذهن نویسنده اش می دانستند و عده زیادی هم در مجموع روی خوش به اون علامت ندادند.
با اینحال این روزها با اکران فیلم « بازگشت » این زمان مهیا شده که علاقه مندان به کتاب هم نگاهی به رمان آقای پانک بیندازند.
Jaws (1975)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
از بهترین تقابل انسان و هیولا در فیلم ها میتوان به فیلم آروارهها (Jaws) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ نشانه کرد که بر پایه رمانی به همین نام نوشتهی پیتر بنچلی ساخته شده است. این فیلم قصـه حملات کوسهی سفید به یک شهرک ساحلی و در ادامه، تلاش گروهی کوچک شامل یک افسر پلیس، یک اقیانوس شناس و یک شکارچی کوسه برای از بین بردن این موجود ترسناک است.
اسپیلبرگ برای معرفی شخصیت کوینت، تصمیم داشت این شخصیت را برای نخستین بار در حال تماشای فیلم موبی دیک در سینما به عکس بکشد. اون هم در شرایطی که در عقب سالن سینما نشسته و با صدای بلند به جلوههای مخصوصی فیلم و شکل نهنگ میخندد.
سبب اینکه اسپیلبرگ از این ایدهاش صرف نظر کرد شخص گریگوری پک بود که علاوه بر بازی در نقش اصلی موبی دیک، یکی از تهیه کنندگان فیلم هم به حساب میآمد.
زمانی که اسپیلبرگ برای گرفتن مجوز نمایش موبی دیک در فیلم به جستجو پک رفت، با پاسخ منفی وی روبرو شد برای چی که پک از نقشآفرینیاش در موبی دیک بیزار بود و دوست نداشت که یک بار دیگر اون را بر پردهی سینماها ببیند.
اسپیلبرگ در ابتدا به دنبال این بود که نقش برودی را چارلتون هستون بازی کند. اما از آنجا که هستون زمان کوتاهی نزد از تولید این فیلم، در فیلمهای هواپیمای 1975 (Airport 1975) و زمین لرزه (Earthquake) نقش قهرمانهایی را بازی کرده بود که دست به کارهایی عظیم میزند، بنابراین اسپیلبرگ حس کرد که با این وضعیت از دید تماشاگران، کوسهی آروارهها هیچ شانسی برای چیره شدن بر هستون نخواهد داشت و در ناخودآگاه تماشاگران، کوسه از نزد بازنده خواهد بود.
استیون اسپیلبرگ در واقعیت اولین کارگردان فیلم نبود. نزد از وی، کارگردانی دیگر برای ساخت این فیلم سر پروژه آمد و در دیدارش با تهیه کنندگان کار، توضیح داد که دوست دارد در منظرهی اول فیلم، دوربین از درون آب خارج آمده و شهر را علامت بدهد.
در این وقت به طور ناگهانی یک نهنگ (او به اشتباه نهنگ گفت) از درون آب خارج میپرد. تهیهکنندگان نیز به کارگردان گفتند که آنها تصمیم ساخت آروارهها را دارند نه موبی دیک و اینکه آماده نیستند وقتشان را با کار کردن با کسی که اختلاف کوسه و نهنگ را نمیداند هدر دهند.
The Shallows (2016)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
ماجرای آبهای کمعمق از اونجا شروع میشود که نانسی خودش را به سواحل مکزیک میرساند تا موجسواری کند. ورود ماشینی که نانسی را از قلب جنگلی زیبا و بکر به ساحلی ظاهراً امن و بهشتگونه میرساند اتفاقاً زنگ خطری نزدبینیشده است که دفعات به گوشمان خورده: «به این زیبایی دید نکن، به زودی جهنمی بهپا خواهد شد.»
با چند دیالوگ و صحبتهای تلفنی نانسی با خواهر و پدرش و همچنین دیدن عکسهای مادر درگذشتهاش در موبایل، کموبیش قبلی این دختر جسور را تصور میکنیم و متوجه میشویم که او فقط برای یک ماجراجویی صرف به این منطقه نیامده، بلکه گفتههای مادرش بوده که او را به اینجا کشانده است.
مادری که با همان چند عکس مشخص میشود خودش هم موجسواری زبر دست بوده و بر دلیل سرطان فوت کرده است. پس اصرار نانسی به رغم مخالفت پدر به این مسافرت، نهتنها ماجراجویی بلکه زنده کردن نام و یاد مادر هم هست و این ایدهایست که قصـه را در سطح عمیقتری به حرکت در میآورد.
نانسی خودش را به قلب آب میسپارد اما این شروع کابوسیست که او در اون وابسته میشود. سپس از اولین حملهی کوسه و پناه بردن نانسی به بدن زخمی و رویآبماندهی یک نهنگ بزرالجثه و کمی بعدتر رساندن خودش به یک صخرهی کوچک جزیرههمانند که از آب خارج مانده، در هم آمیختن دو ایدهی دوست را بیش از نزد متوجه میشویم.
روی همان تختهسنگ است که نانسی با وسایل اندکی که در دست دارد تلاش میکند کاری بکند؛ به نام مثال با گوشوارههایش زخم عمیق پایش را میدوزد، با تختهی نصفشدهی موجسواری خودش را از پناه آفتاب سوزان در امان نگه میدارد و یا از لباس موجسواری برای بستن پای زخمیاش استفاده میکند.
این صحیح عین همان کاریست که چاک نولاند (تام هنکس) کشتیشکسته یا مرد بینام (رابرت ردفورد) همهچیز از دست رفته است با آلات و ادوات دم دستشان انجام میدهند تا زنده بمانند.
حتی اون مرغ دریایی زخمی که نانسی با علم پزشکیاش او را مداوا میکند در واقع همان همدم همیشگی شخصیتهای گرفتارآمده در جزیره است؛ معادل شخصیت جمعه در رمان دانیل دفو، یا طوطی فیلیکس در جزیرهی ناشناختهی ژول ورن. در کشتیشکسته یک توپ والیبال که لب و دهانی برایش کشیده شده همدم چاک نولاند است.
King Kong (2005)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
کینگ کونگ، فیلمی هیولایی حماسی ماجراجویی است که پیتر جکسون اون را نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی کردهاست. این فیلم بازسازی فیلمی به همین نام در سال ۱۹۳۳ است.
ستارههای فیلم نائومی واتس، جک بلک و آدرین برودی هستند و بازیگری ضبط حرکتی در نقش کینگ کونگ را اندی سرکیس بر وظیفه دارد. فیلم در نیویورک و در سال ۱۹۳۳ همتاریخ با رکود عظیم شروع میشود.
ان دارو بازیگر جوانی است که به تازگی کارش را از دست دادهاست. کارگردانی به او منظور بازی در فیلمی را میدهد. اونها میخواهند فیلم را در جزیرهای بسازند. زمانی به اون جزیره مسافرت میکنند متوجه وجود موجوداتی شگفت آور و نا آشنا در اون جزیره میشوند. یکی از بهترین نبردهای هیولاها و انسان ها در فیلم ها در این فیلم اتفاق میافتد.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا از دید سایت جونیسپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
همیشه جنگ بین انسانها و هیولاها برای مخاطبان جذاب بوده است. ما فهرستی از بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا از دید سایت جونی را برایتان آوردهایم.
در سالهای اخیر فیلمهای زیادی توسط فیلمسازان مختلفی ساخته شدهاند که داستان اون جنگ انسان با نیروهای شر بوده است. گاهی این نیروی شر و دشمن انسانها موجوداتی طبیعی همانند کوسه و خرس و . . . بوده است، گاهی هم موجوداتی ماورایی همچون گودزیلا و اژدها به جنگ با انسان پرداختهاند.
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا از دید سایت جونی
جدالی نابرابر!
در این قطعه فهرست عناوین بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا از دید سایت جونی را در یک دید میتوانید مشاهده کنید:
Godzilla (2014)
The Grey (2011)
In The Heart Of The Sea (2015)
The Revenant (2015)
Jaws (1975)
The Shallows (2016)
King Kong (2005)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
اگرچه ممکن است هر روز با این جانوران روبرو نشوید، اما این فیلمها علامت می دهند که دنیا چقدر می تواند بیمهربانی باشد. امروز به برخی از بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا از دید سایت جونی میپردازیم.
Godzilla (2014)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
گودزیلا نام هیولایی بزر الجثه است که اولین حضورش بر پرده سینماها به مجموعه فیلمهایی ژاپنی به نام « گودزیلا » در دهه 50 میلادی دوباره می گردد. اولین فیلم سینمایی ساخته شده براساس این شخصیت در ژاپن به فروش و محبوبیت بسیاری دست یافت.
پس از اون دنباله هایی برای این مجموعه ساخته شد که تحت عناوینی همچون « گودزیلا علیه گیدورا » و مواردی مشابه، روانه سینماها شد و تا چند دهه فیلم محبوب ژاپنی ها بود. فیلم گودزیلا از بهترین فیلم های هیولایی سالیان اخیر محسوب میشود.
اما سالها سپس و هزاران کیلومتر دورتر در هالیوود، سری فیلمهای « پارک ژوراسیک » استیون اسپیلبرگ که حول اساس دایناسورها می چرخید، به فروش فراوان بالایی دست یافته بودند.
تهیه کنندگان نیز که از این استقبال به وجد آمده بودند، تصمیم گرفتند راهی برای در منظره بودن این دایناسورهای بزر الجثه در سینما پیدا کنند که « گودزیلا » و سابقه درخشانش را به یاد آوردند.
البته آمریکایی ها در همان سالهایی که گودزیلا در ژاپن در اوج محبوبیت بود، تلاشهایی هم انجام دادند تا بلکه بتوانند این هیولای بزر را به نوعی درون داستانهای آمریکایی هم بکنند اما نتیجه کار چندان رضایت قسمت نبود.
به همین جهت در سال 1998 فیلمی تحت عنوان « گودزیلا » به کارگردانی رولند امریش و بازی متیو برودریک و ژان رنو به اکران عمومی در آمد که از هر نظر اثری فراوان سطحی و فاجعه بار محسوب می شد که نشانی از بزرگی گودزیلا بر پرده سینماها نداشت.
در واقع گودزیلایی که رولند امریش به سینماها آورده بود ابدا شباهتی به خودِ گودزیلا نداشت و زیادتر مانند به دایناسوری بود که تحت تاثیر رادیو اکتیو قرار گرفته و کمی چهره اش وابسته دگرگونی شده!
حال پس از گذشت 16 سال از فاجعه رولند امریش بر پرده سینماها، بار دیگر فیلمی براساس شخصیت تقریبا یاد بردن شده ” گودزیلا ” ساخته شده که تفاوت های آشکاری با نسخه سال 1998 دارد.
فیلم با مقدمه ای جذاب شروع می شود که نشانه به محل تولد گودزیلا یعنی ژاپن دارد. فیلم در شروع تماشاگر را به سال 1999 می برد و با زن و شوهری به نامهای جو و سندرا برادی ( به ردیف با بازی برایان کرنستون و ژولیت بینوش ) دوست می کند.
اونها در ژاپن در حال بررسی تحقیقات اتمی هستند اما دیری نمی گذرد که همسرِ جو از دنیا می رود و دنیا روی سر جو خراب می شود. سپس فیلم به تاریخ حال می آید و قصـهِ پسر این زوج به نام فورد ( آرون تیلور جانسون ) را روایت می کند که هم الآن به نام یک خنثی کننده بمب در خدمت ارتش نیروی دریایی آمریکا است و دارای همسر ( الیزات اولسن ) و یک فرزند 4 ساله است.
فورد پس از اینکه به وی خبر می رسد پدرش در ژاپن دستگیر شده، به ژاپن می رود تا پدرش که هنوز نتوانسته فقدان مرگ همسرش را یاد بردن کند و کماکان معتقد است که اتفاقات غیرطبیعی 15 سال قبل بر دلیل زلزله طبیعی نبود و منشا دیگری داشته را به سان فرانسیسکو بیاورد. در همین حال خبر می رسد که یک موجود بزر الجثه از دریا خارج شده و در حال آمدن به سو شهر است.
The Grey (2011)
K3F_9474.بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
خاکستری فیلم غافلگیرکنندهای است. آنهایی که فریب تبلیغات تلویزیونی فیلم را خوردند و به تماشای اون رفتند برخلاف انتظارشان با فیلم متفاوتی روبرو شدند.
اقلام تبلیغاتی خاکستری این ذهنیت عمومی را به وجود آورده بود که این فیلم یک کار اکشن هیجانی از نوع انسان علیه دنیا وحشی است؛ فیلمی که در اون لیام نیسن به جنگ گرگهای گرسنه میرود و سرانجام اونها را از پا در میآورد.
اما خاکستری چیزی فراتر از این است. فیلم تنها از حیث فنی در ردهٔ فیلمهای ماجرایی قرار میگیرد. ظاهراً در فیلم عدهای از آدمها در حال جنگ با سرما، گرسنگی، طوفان برف و گرگها هستند و تلاش دارند با پشت سر گذاشتن این موانع، خودشان را به دنیای شهرنشین برسانند.
بله این عناصر در فیلم وجود در راه توسعهٔ قصـه و کاراکترهایش یک کیفیت تقریبا شاعرانه یا هستی شناسانه به خودش میگیرد. کاراکترها تحت شرایط سختی که با اون روبرو میشوند، به درون خویش رجعت میکنند یا به تعبیری درون بینتر میشوند.
فیلم به ما علامت میدهد که آدمها زمانی که با یک خطر محتوم روبرو میشوند چگونه واکنش علامت میدهند. خاکستری از اکشن و سوسپانس خالی نیست اما دفعات منظرههای اکشن قطع میشود تا کاراکترهای به تنگنا افتادهی فیلم دیالوگهای طولانی با هم ردوبدل کنند؛ دیالوگهایی دربارهٔ خدا، انسان و هستی.
داستانٔ فیلم کم وبیش ساده است. هواپیمایی آلاسکاست سقوط میکند. تنها هفت نفر از که حامل کارگران یک پالایشگاه نفت در این سانحه جان تندرست به در میبرند، چلهٔ زمستان است و سرما بیداد میکند.
جان اوتوی (لیام نیسن) که شغلاش در پالایشگاه محافظت مسلحانه از جان کارگران در برابر میگوید که اونها باید بلافاصله محل سقوط هواپیما را ترک کنند و به جای امن تری بروند میشود. او توی برای در دست گرفتن رهبری گروه درگیر چالشی با دیاز (فرانک گریلو) میشود. دیاز یک محکوم گذشته است و عضو شرور گروه بازماندگان به شمار میرود.
In The Heart Of The Sea (2015)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
کارگردانی این دلیل را ران هاوارد (کارگردان اسکاری فیلم های ذهن خوشگل و مرد سیندرلایی) برعهده داشته است. او یک بار دیگر پس از فیلم «شتاب» (Rush) که با بودجه ۳۸ میلیون دلاری برنده به فروش ۹۰ میلیون دلاری شد، از کریس همسورث در نقش اصلی استفاده کرده است تا موفقیتی دیگر را در گیشه برای فیلم خود به هدیه بیاورد.
فیلمنامه این عنوان توسط چارلز لوویت از کتاب «موبی دیک» یا وال سفید نوشته «هرمان ملویل» اقتباس شده که این کتاب در ایران نیز برای نخستین بار توسط علی اصغر محمد زاده و بار دیگر به قلم پرویز داریوش، به فارسی ترجمه و توسط انتشارات امیر کبیر به چاپ رسید.
قصـه فیلم In the Heart of the Sea در زمستان سال 1820 جریان دارد، و در مورد یک کشتی شکار نهنگ انگلستانی با نام «اسکس» می باشد که توسط چیزی که هیچکس نمی توانست تصورش را بکند مورد حمله قرار گرفت، یک نهنگ بزر با حس انتقام انسانی.
حال خدمه ی کشتی باید با عواقب دلخراش اون حادثه دست و پنجه آرام کنند و مجبورند کار های وحشتناکی را برای زنده ماندن انجام دهند. طوفان های شدید، گرسنگی، وحشت و نا امیدی دلیل می شود مردان کشتی به عمیق ترین باورها خود شک کنند.
کاپیتان کشتی در جستجوی راهی برای رسیدن به دریای دوباره می باشد، اما دوست او هنوز هم به کشتن نهنگ بزر الجثه فکر می کند.
The Revenant (2015)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
« بازگشت » جدیدترین دلیل ایناریتو برگرفته از قصـه زندگی واقعی فردی به نام هیو گلاس می باشد که در سالهای بین 1780 تا 1833 زندگی می کرده است.
این فرد یک دام گذار بود و در مناطق سرد کوهستانی کوشش خودش را انجام می داد تا اینکه روزی پس از درگیری با یک خرس، توسط دوستانش به حال خود رها شد تا از دنیا برود.
اما گلاس با تلاشی شگفت آور و غیرقابل اعتقاد، بدون تجهیزات و اسلحه، مسیری 320 کیلومتری را طی کرد تا بتواند زنده مانده و به محل بازگردد و البته جستجو کسانی را بگیرد که او را به حال خود رها کرده بودند!
« بازگشت » به کارگردانی آلخاندرو گنزالس ایناریتو، اقتباسی است از کتاب « بازگشت: یک رمان درباره انتقام » که در سال 2002 توسط مایکل پانک منتشر شد و الآن با اکران فیلم، بار دیگر این رمان بر سر زبانها افتاده است.
البته رمان اقای پانک بازخوردهای متفاوتی از خوانندگانش دریافت کرده بود. عده ای این رمان را زیادتر از آنکه به واقعیت نزدیک باشد، زاییده تخیل ذهن نویسنده اش می دانستند و عده زیادی هم در مجموع روی خوش به اون علامت ندادند.
با اینحال این روزها با اکران فیلم « بازگشت » این زمان مهیا شده که علاقه مندان به کتاب هم نگاهی به رمان آقای پانک بیندازند.
Jaws (1975)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
از بهترین تقابل انسان و هیولا در فیلم ها میتوان به فیلم آروارهها (Jaws) به کارگردانی استیون اسپیلبرگ نشانه کرد که بر پایه رمانی به همین نام نوشتهی پیتر بنچلی ساخته شده است. این فیلم قصـه حملات کوسهی سفید به یک شهرک ساحلی و در ادامه، تلاش گروهی کوچک شامل یک افسر پلیس، یک اقیانوس شناس و یک شکارچی کوسه برای از بین بردن این موجود ترسناک است.
اسپیلبرگ برای معرفی شخصیت کوینت، تصمیم داشت این شخصیت را برای نخستین بار در حال تماشای فیلم موبی دیک در سینما به عکس بکشد. اون هم در شرایطی که در عقب سالن سینما نشسته و با صدای بلند به جلوههای مخصوصی فیلم و شکل نهنگ میخندد.
سبب اینکه اسپیلبرگ از این ایدهاش صرف نظر کرد شخص گریگوری پک بود که علاوه بر بازی در نقش اصلی موبی دیک، یکی از تهیه کنندگان فیلم هم به حساب میآمد.
زمانی که اسپیلبرگ برای گرفتن مجوز نمایش موبی دیک در فیلم به جستجو پک رفت، با پاسخ منفی وی روبرو شد برای چی که پک از نقشآفرینیاش در موبی دیک بیزار بود و دوست نداشت که یک بار دیگر اون را بر پردهی سینماها ببیند.
اسپیلبرگ در ابتدا به دنبال این بود که نقش برودی را چارلتون هستون بازی کند. اما از آنجا که هستون وقت کوتاهی نزد از تولید این فیلم، در فیلمهای هواپیمای 1975 (Airport 1975) و زمین لرزه (Earthquake) نقش قهرمانهایی را بازی کرده بود که دست به کارهایی عظیم میزند، بنابراین اسپیلبرگ حس کرد که با این وضعیت از دید تماشاگران، کوسهی آروارهها هیچ شانسی برای چیره شدن بر هستون نخواهد داشت و در ناخودآگاه تماشاگران، کوسه از نزد بازنده خواهد بود.
استیون اسپیلبرگ در واقعیت اولین کارگردان فیلم نبود. نزد از وی، کارگردانی دیگر برای ساخت این فیلم سر پروژه آمد و در دیدارش با تهیه کنندگان کار، توضیح داد که دوست دارد در منظرهی اول فیلم، دوربین از درون آب خارج آمده و شهر را علامت بدهد.
در این وقت به طور ناگهانی یک نهنگ (او به اشتباه نهنگ گفت) از درون آب خارج میپرد. تهیهکنندگان نیز به کارگردان گفتند که آنها تصمیم ساخت آروارهها را دارند نه موبی دیک و اینکه آماده نیستند وقتشان را با کار کردن با کسی که اختلاف کوسه و نهنگ را نمیداند هدر دهند.
The Shallows (2016)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
ماجرای آبهای کمعمق از اونجا شروع میشود که نانسی خودش را به سواحل مکزیک میرساند تا موجسواری کند. ورود ماشینی که نانسی را از قلب جنگلی خوشگل و بکر به ساحلی ظاهراً امن و بهشتگونه میرساند اتفاقاً زنگ خطری نزدبینیشده است که دفعات به گوشمان خورده: «به این زیبایی دید نکن، به زودی جهنمی بهپا خواهد شد.»
با چند دیالوگ و صحبتهای تلفنی نانسی با خواهر و پدرش و همچنین دیدن عکسهای مادر درگذشتهاش در موبایل، کموبیش قبلی این دختر جسور را تصور میکنیم و متوجه میشویم که او فقط برای یک ماجراجویی صرف به این منطقه نیامده، بلکه گفتههای مادرش بوده که او را به اینجا کشانده است.
مادری که با همان چند عکس مشخص میشود خودش هم موجسواری زبر دست بوده و بر دلیل سرطان فوت کرده است. پس اصرار نانسی به رغم مخالفت پدر به این مسافرت، نهتنها ماجراجویی بلکه زنده کردن نام و یاد مادر هم هست و این ایدهایست که قصـه را در سطح عمیقتری به حرکت در میآورد.
نانسی خودش را به قلب آب میسپارد اما این شروع کابوسیست که او در اون وابسته میشود. سپس از اولین حملهی کوسه و پناه بردن نانسی به بدن زخمی و رویآبماندهی یک نهنگ بزرالجثه و کمی بعدتر رساندن خودش به یک صخرهی کوچک جزیرههمانند که از آب خارج مانده، در هم آمیختن دو ایدهی دوست را بیش از نزد متوجه میشویم.
روی همان تختهسنگ است که نانسی با وسایل اندکی که در دست دارد تلاش میکند کاری بکند؛ به نام مثال با گوشوارههایش زخم عمیق پایش را میدوزد، با تختهی نصفشدهی موجسواری خودش را از پناه آفتاب سوزان در امان نگه میدارد و یا از لباس موجسواری برای بستن پای زخمیاش استفاده میکند.
این صحیح عین همان کاریست که چاک نولاند (تام هنکس) کشتیشکسته یا مرد بینام (رابرت ردفورد) همهچیز از دست رفته است با آلات و ادوات دم دستشان انجام میدهند تا زنده بمانند.
حتی اون مرغ دریایی زخمی که نانسی با علم پزشکیاش او را مداوا میکند در واقع همان همدم همیشگی شخصیتهای گرفتارآمده در جزیره است؛ معادل شخصیت جمعه در رمان دانیل دفو، یا طوطی فیلیکس در جزیرهی ناشناختهی ژول ورن. در کشتیشکسته یک توپ والیبال که لب و دهانی برایش کشیده شده همدم چاک نولاند است.
King Kong (2005)
بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا
کینگ کونگ، فیلمی هیولایی حماسی ماجراجویی است که پیتر جکسون اون را نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی کردهاست. این فیلم بازسازی فیلمی به همین نام در سال ۱۹۳۳ است.
ستارههای فیلم نائومی واتس، جک بلک و آدرین برودی هستند و بازیگری ضبط حرکتی در نقش کینگ کونگ را اندی سرکیس بر وظیفه دارد. فیلم در نیویورک و در سال ۱۹۳۳ همتاریخ با رکود عظیم شروع میشود.
ان دارو بازیگر جوانی است که به تازگی کارش را از دست دادهاست. کارگردانی به او منظور بازی در فیلمی را میدهد. اونها میخواهند فیلم را در جزیرهای بسازند. هنگامی به اون جزیره مسافرت میکنند متوجه وجود موجوداتی شگفت آور و نا آشنا در اون جزیره میشوند. یکی از بهترین نبردهای هیولاها و انسان ها در فیلم ها در این فیلم اتفاق میافتد.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار بهترین فیلم های انسان در مقابل هیولا از دید سایت جونیسپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
دنیای سینمایی مارول در طول کوشش خود لحظات شور انگیزی را به عکس کشید. دنبال ما باشید تا به شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول بپردازیم.
دنیای سینمایی مارول از تاریخ شروع خود در سال 2008، توانست فیلمها و سریالهای (بهترین سریال های مارول و دی سی) عالیای را به طرفداران دنیای کمیک ارائه دهد. شروع این دنیای سینمایی با فیلم مرد آهنی دنبال بود و با بازی بینظیر رابرت داونی جونیور در نقش تونی استارک، شروع عالیای را برای مارول رقم زد.
در دید اول طرفداران صبر شروع یک دنیای سینمایی عظیم را نداشتند، اما مارول برنامه ریزی فراوان عالیای برای فیلمهای بعدی خود داشت. در بین این فیلم لحظای وجود دارد که طرفداران در سینما را به وجد آورد و به طوری بود که صدای جیغها از صدای فیلم زیادتر شد. مارول در ساخت لحظات شور انگیز تجربه فراوان خوبی دارد و دفعات توانسته سینما را از جیغ هواداران پر کند.
مارول در حال آماده در حال اتمام فاز چهارم خود میباشد و فیلمهای فاز بعدی خود را معرفی کرده است. سکانسهایی که مارول بر روی پرده سینما به نمایش گذاشت، چیزی فراتر از صبر طرفداران بود. در این نوشتار تصمیم داریم تا شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول را به شما معرفی کنیم.
شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول
شور انگیزترین سکانس های MCU
شما میتوانید فهرست شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول را در یک دید در لیست زیر مشاهده کنید:
شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول
در این نوشتار هیجانیترین سکانسهایی که دنیای سینمایی مارول تا به حال به عکس کشیده را به شما معرفی خواهیم کرد. سکانسهایی که با دیدن اونها، بینندگان در جای خود میخکوب شدند. تا انتهای این نوشتار دنبال ما باشید تا به شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول بپردازیم.
همبستگی انتقام جویان – انتقام جویان 1
سکانسهای شور انگیز دنیای سینمایی مارول
مارول سپس از چند سال از شروع دنیای سینمایی خود با فیلم مرد آهنی (چه میشد اگر مرد آهنی در فیلم آخر بازی زنده میماند)، خبر اکران اولین فیلم انتقام جویان را به بینندگان خود داد. این فیلم به بهترین راه ممکن همبستگی گروه انتقام جویان را علامت میدهد. فیلم انتقام جویان یکی از بهترین پروژههای دنیای سینمایی مارول است که فراوان زیاد مورد استقبال هواداران قرار گرفت.
این فیلم لحظات شور انگیز فراوان زیادی دارد، از مبارزه هالک (بهترین دیالوگ های هالک در دنیای سینمایی مارول) با ثور گرفته تا نجات فضاپیمای شیلد توسط مرد آهنی که فراوان چشمگیر بودند، اما یکی از شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی Marvel در فیلم انتقام جویان زمانی است که انتقام جویان با یکدیگر متحد میشود و کاپبتان آمریکا به رهبری اعضای تیم میپردازد.
تعقیب و گریز – پلنگ سیاه
شور انگیزترین سکانس های MCU
پلنگ سیاه (بهترین شخصیت های کمیک پلنگ سیاه که در MCU نیستند) یکی از محبوبترین شخصیتهای دنیای سینمایی مارول میباشد. ایفای نقش این شخصیت از ابتدا به وظیفه چادویک بوزمن بود، اما متاسفانه به دلیل سرطان فوت کرد. قطعه دمو فیلم پلنگ سیاه در سال 2023 اکران خواهد شد و به احتمال فراوان فراوان، خواهرش، شوری جای او را به نام پلنگ سیاه میگیرد.
اولین فیلم پلنگ سیاه (بهترین کمیک های پلنگ سیاه) در سال 2018 اکران شد و به یکی از خوش ساختترین فیلمهای دنیای سینمایی مارول تبدیل شد. این فیلم لحظات شور انگیز فراوان زیادی دارد، اما یکی از شور انگیزترین سکانس های دنیای مارول در این فیلم زمانی اتفاق میافتد که تیچالا به دنبال یارانش به تعقیب و گریز اولیس کلاو میپردازند تا او را برای جنایاتی که انجام داده است، محکوم کنند. این سکانس با داشتن جلوههای ویزه عالی و اکشن (بهترین فیلم های اکشن 2022) فراوان عالی، هر بینندهای را میخکوب خواهد کرد.
جنگ در فرودگاه – کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی
شور انگیزترین سکانس های دنیای مارول
یکی از مباحثی که در بین طرفداران دنیای سینمایی مارول (بالاترین دستمزدها برای بازیگران دنیای سینمایی مارول) مطرح میشود این است که کدام یک از قهرمانان تواناتر هستند، یا جنگ بین قهرمانان چگونه خواهد بود. این سوال به خوبی در فیلم کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی پاسخ داده میشود. فیلم کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی میتواند جزو جدیترین و بهترین فیلمهای دنیای سینمایی مارول قرار بگیرد.
در این فیلم، تیم انتقام جویان (بهترین کارگردان ها برای فیلم انتقام جویان جنگ های پنهان) بر سر پیمان نامه بین المللی که انتقام جویان را محدود میکند، وابسته اختلاف نظر میشود و در این میان نبردی بین اونها شکل میگیرد. این جنگ در یکی از فرودگاههای آلمان چهره میدهد و تیم کاپیتان آمریکا علیه تیم مرد آهنی شروع به مبارزه میکنند. این سکانس تماماً جزو شور انگیزترین سکانس های MCU قرار میگیرد و وجود مرد عنکبوتی و مرد مورچهای برای اولین بار در بین اعضای انتقام جویان دیده میشود.
جنگ سرباز زمستان و کاپیتان آمریکا – کایپتان آمریکا: سرباز زمستان
شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی Marvel
دومین فیلم مجموعه کاپیتان آمریکا (بهترین کمیک های کاپیتان آمریکا از دید سایت جونی) به نام سرباز زمستان در سال 2014 اکران شد. این یکی از بهترین فیلمهای دنیای سینمایی مارول میباشد زیرا از لحاظ قصـه پردازی و سکانسهای مبارزه طراحی عالیای دارد. این فیلم بازگشت دوست نزدیک استیو راجرز یعنی باکی بارنز را در قد سرباز زمستان علامت میدهد.
استیو قبل از اینکه بداند سرباز زمستان همان دوست نزدیکاش است با او مبارزه میکند. این یک مبارزه (بهترین بازی های مبارزه ای بر پایه متاکریتیک) خیابانی تمام عیار است که بین دو ابرسرباز شکل میگیرد. یکی از نکات جذاب این سکانس عدم وجود بدلکاران میباشد و نتیجه این مبارزه عالی، هنرنمایی کریس ایوانز و سباستین استن بود. این سکانس جزو سکانسهای شور انگیز دنیای سینمایی مارول قرار میگیرد.
همبستگی نگهبانان – نگهبانان کهکشان 1
شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول
اولین فیلم نگهبانان کهکشان (شجاع ترین اعضای نگهبانان کهکشان در دنیای سینمایی مارول از دید سایت جونی) در سال 2014 به کارگردانی جیمز گان اکران شد و به سرعت مورد توجه هواداران قرار گرفت. این فیلم گروه نگهبانان کهکشان را برای اولین بار به عکس میکشد و میتوان گفت که در معرفی اونها فراوان عالی عمل کرد.
یکی از شور انگیزترین قطعههای این فیلم زمانی است که پیتر برای نجات کهکشان مجبور میشود تا سنگ قدرت را به دست بگیرد، اما اینکار چیزی جز خود کشی نبود. در همین ثانیه بقیه اعضای نگهبانان (بهترین کمیک های نگهبانان کهکشان) متحد میشود و کوشش میکنند تا قدرت سنگ را بین خود تقسیم نمایند. این سکانس همدلی و فداکاری این تیم را به عکس میکشد و زمانی رونان متوجه میشود که اونها قدرت کنترل سنگ را دارند از اونها میپرسد: چطور ممکنه؟ و پیتر در پاسخ او میگوید: خودت گفتی، ما نگهبانان کهکشانیم.
جنگ ثور و هالک – ثور: رگناروک
شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول
سومین فیلم ثور (بهترین دیالوگ های ثور در دنیای سینمایی مارول ) به کارگردانی تایکا وایتیتی ظدر سال 2017 اکران شد. این فیلم ثور را به یکی از محبوبترین ابرقهرمانان دنیای مارول تبدیل کرد، زیرا دو فیلم قبلی ثور آنطور که باید چشمگیر نبودند.
یکی از سکانسهای میخکوب کننده این فیلم جنگ هالک (شخصیت هایی که شی هالک می تواند وکیلشان شود) و ثور میباشد. ثور به سیاره ساکار منتقل شد و در آنجا مجبور تا برای آزادی خود با هالک مبارزه کند. جنگ بین تواناترین ابرقهرمانان مارول فراوان دیدنی است، زیرا قدرت عصبانیت هالک و خدای رعد را به عکس میکشد.
همبستگی مردان عنکبوتی – مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست
شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول
قطعه سوم فیلم مرد عنکبوتی (15 تا از توانا ترین نسخه های مرد عنکبوتی) سپس از انتقام جویان: آخر بازی جزو پرانتظارترین فیلمهای مارول قرار میگیرد، زیرا مدتی قبل از اکران این فیلم، شایعاتی مربوط به وجود توبی مگوایر و اندرو گارفیلد در این فیلم در فضای غیر واقعی منتشر شده بود.
شایعات به حدی سلامت داشتند که اگر واقعی نبودند این فیمل یک شکست فراوان عظیم را در نزد داشت. فیلم مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست، ادای احترام بزرگی به همه طرفداران مرد عنکبوتی میباشد و شور انگیزترین سکانسهای تاریخ فیلمهای مرد عنکبوتی (رتبه بندی بهترین فیلم ها و سریال های مرد عنکبوتی) را به عکس میکشد. یکی از سکانسهایی که سینما را تا با جیغ طرفداران پر کرد، همبستگی بین مردان عنکبوتی بود. در ابتدا اونها همانگی واجب برای مواجهه با شروران را نداشتند و پس از یک مکالمه فراوان دیدنی، اونها با یکدیگر به سو دشمنانشان تاب میخورند.
ورود ثور به واکاندا – انتقام جویان: جنگ ابدیت
شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول
انتقام جویان: جنگ ابدیت بدون شک عظیمترین فیلم مارول میباشد و دارای منظرههای فراوان شور انگیزی است. این فیلم با بهترین قصـه پردازی و تقسیم وظایف بین شخصیتها، خود را بالاتر از هر فیلم دیگری قرار میدهد.
یکی از سکانسهایی که تماماً در سینما جیغ طرفداران را در اون خواهید شنید، ورود ثور به واکاندا است. هنگامی که انتقام جویان با لشکر تانوس در واکاندا درگیر میشود تا جایی توانایی مواجهه با اونها را داشتند، اما سپس از دقایقی تعداد اونها به قدری فراوان شد که جنگ با اونها فراوان مقاومتر از قبل بود. در همین وقت ثور از راه میرسد و با سلاح جدید خود، استورم بریکر، قدرت جدیدای به حملات انتقام جویان میبخشد که فراوان شور انگیز بود.
زیادتر بخوانید:
به دست گرفتن میولنیر – انتقام جویان: آخر بازی
شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول
فیلم انتقام جویان: آخر بازی یکی از پرفروشترین و مورد انتظارترین فیلمهای تاریخ سینما است. این فیلم قصـه سپس از فیلم انتقام جویان: جنگ ابدیت را علامت میدهد که چگونه قهرمانان باقی مانده میخواهند افراد کشته شده در سطح کهکشان را بازگردانند.
نبردی که در انتهای این فیلم بین سه عضو اصلی انتقام جویان و تانوس (بهترین دیالوگ های تانوس در دنیای سینمایی مارول) شکل میگیرد جزو میخکوب کنندهترین لحظاتی است که در این فیلم چهره میدهد. در لحظاتی که ثور نزدیک بود توسط تانوس کشته شود، میولنیر به تانوس برخورد میکند و متوجه میشویم که کاپیتان توانسته اون را بلند کند. این سکانس شور این فیلم را چند مقام زیادتر میکند و مبارزهی که بین کاپیتان و تانوس شکل میگیرد به اون شور بیشتری میبخشد.
ورود ارتش انتقام جویان – انتقام جویان: آخر بازی
شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول
فیلم انتقام جویان: آخر بازی نیاز به یک جنگ فراوان عظیم داشت تا طرفداران را راضی کند و این کار را به بهترین نحوه ممکن انجام داد. زمانی که کاپیتان و بقیه اعضای باقی مانده تیم توانایی ادامه مبارزه را ندارند و ارتش تانوس نزدیک میشود، سمی کاپیتان را از راه بیسیم صدا میزند و میگویدک کاپیتان صدای منو میشنوی؟
ورود ارتش انتقام جویان از پورتالهایی که پزشک استرنج (10 شخصیت که میتوانند در MCU شاگرد پزشک استرنج شوند از دید سایت جونی) برای ورود اونها استفاده کرد یک سکانس تماشایی و شور انگیز را به طرفداران ارائه میکند. سکانس روبرویی تمام انتقام جویان با ارتش تانوس یکی از حماسیترین و ماندگارترین لحظات دنیای مارول میباشد.
زیادتر بخوانید:
از همراهی شما تا انتهای نوشتار شور انگیزترین سکانس های دنیای سینمایی مارول سپاسگزار هستیم. حتما ما را با نظرات خود در رابطه با این نوشتار، آگاه کنید. شما میتوانید به نام نویسنده مهمان در سایت جونیعضو شوید و علاوه بر اشتراک نظرات خود در رابطه با مقالهها، نقد فیلم ، نقد سریال ، اخبار سینما و مطالب خودتان را نیز انتشار دهید. برای مطالعه فراخوان مرتبط با اون بر روی لینک نویسنده مهمانکلیک نمایید. در ضمن شما همراهان گرامی میتوانید به اینستاگرام جونی جهتِ شناختِ مهمترین فیلم های ژانرهای مختلف و کوتاه نقد و بررسیهای فیلمهای روز دنیا مراجعه کنید.
به شرح پایگاه خبری عکس زندگی به تعریف از منبع: فرهیختگان: عدهای اعتقاد دارند که طرح رتبه بندی معلمان شکست خورده و سبب اصلی شکست این طرح را نحوه اجرای اون میدانند اما متن این طرح هنوز حائز ایراداتی اساسی است و یکی از مهمترین ایرادات تعیین معیارها و ملاکهای اشتباه برای سنجش شایستگیهای عمومی، تخصصی و زبر دست، تجربیات معلمان است. طرح رتبه بندی معلمان که قرار بود معلمان را به ردیف حائز درجات پنجگانه آموزشیارمعلم، استادمعلم، استادیارمعلم، دانشیارمعلم و استادمعلم تعیین کرده و تحولی اساسی در زندگی زبر دست معلمان ساختن کند، نهایتا با افزایش ۲۰۰ هزار تا یک میلیون تومانی برخی معلمان، به طرحی شکستخورده تبدیل شد.
معیارهای شگفت آور برای رتبه بندی معلمان
به این قطعه از طرح توجه کنید: «برای رتبه استادیارمعلم ارائه حداقل دو مقاله علمی که هیاتهای مربوطه ارزشیابی کرده باشند، مشروط است، برای رتبه دانشیارمعلم، ارائه حداقل دو مقاله علمی ارزشیابیشده در زمینه دروس مورد تدریس، ارائه حداقل یک تحقیق علمی در زمینه تخصصی یا مسائل آموزش و آموزش و همچنین تالیف و ترجمه حداقل دو کتاب، در زمینه دروس مورد تدریس که گروه تخصصی اون را پذیرفته باشد، مشروط است. برای رتبه استادمعلم نیز دارا بودن حداقل سه مقاله علمی ارزشیابیشده پس از کسب رتبه دانشیارمعلم در زمینه مربوط، دارا بودن حداقل دو تحقیق علمی ـ تربیتی در زمینه تخصصی یا مسائل آموزشوپرورش و همچنین تالیف و ترجمه حداقل چهار جلد کتاب علمی در زمینه مربوط که گروه تخصصی اون را پذیرفته باشد، مشروط است.»
آیا عقلانی است که از یک معلم صبر داشته باشیم چهار جلد کتاب علمی و سه مقاله ارزشیابیشده و دو مقاله پژوهشی – تربیتی داشته باشد؟ اون چیزی را که از استادتمام در دانشگاه صبر نمیرود، چگونه از یک معلم میتوان صبر داشت؟ این خواسته نامعقول از معلمان چه نتایج و پیامدهای خسارتباری در نظام آموزشی سرزمین در پی خواهد داشت؟
باخبر شوید: آخرین اخبار رتبه بندی معلمان
شرط نامعقول تولید مقاله برای معلمان
اگر مشمولان طرح رتبه بندی معلمان را ۸۰۰ هزار نفر در نظر بگیریم و اگر قرار باشد تا این تعداد معلم هر پنج سال تنها یک مقاله بدهند نتیجه چیزی حدود ۱۶۰ هزار مقاله در سال میشود. از آنجا که در طرح رتبهبندی شرط انتشار در نشریات با اعتبار علمی مرتبط با آموزش و آموزش قید شده است، بهفرض اگر این نشریات در سال حدودا ۱۰۰ مقاله هم چاپ کنند و ۱۶۰۰ نشریه با اعتبار علمی مرتبط با آموزش و آموزش در سرزمین داشته باشیم! ابدا آیا این تعداد نشریه با اعتبار علمی که بتوانند مقالات معلمان را چاپ کنند در سرزمین داریم؟ واقعا ضرورتی دارد این میزان مقاله منتشر شود؟ ابدا این مقالات با چه هدفی تولید میشوند؟ چه چهارچوب و محتوایی باید داشته باشند؟ چه نظارت علمی بر آنها وجود دارد؟
این محاسبه سادهای است که حجتخدا بنیادی، استاد دانشگاه فرهنگیان، کارشناس و پژوهشگر حوزه آموزش و آموزش در گفتوگو با «فرهیختگان» مطرح میکند. او فرآیندی که در دلیل اون معلمان به ماشین چاپ مقاله بدل شوند و در نتیجه اون، مافیای تولید و فروش مقاله در سرزمین جدیتر از قبل شکلگرفته و روزبهروز چاقتر شود را سیاستی بلاجهت میداند. به گفته او «فرض کنیم این نشریات یک نظارت علمی نسبی هم داشته باشند، آیا با یک نظارت نسبی امکان بروز فساد نخواهد بود؟ همانند اتفاقی که برای آخرنامهها افتاد، یعنی این فرآیند، کسبوکار فسادآمیز و پردرآمدی را برای کسانی که در حوزه نشریات و گفت و گو تحصیلات عالی کار میکنند آماده خواهد کرد و مافیایی دیگر در این حوزه ساختن خواهد شد. اینجا یک بازار پرسودتر برای آنها میشود؛ چراکه ۸۰۰ هزار معلم برای رتبهبندی نیاز به مقاله و کتاب دارند.
نکته دیگر اینکه مگر یک مقاله چقدر میتواند در شایستگی یک معلم اثرگذار باشد؟ اگر معلمی هرسال پنج مقاله نوشت به این معناست که معلم برندهتری است؟ علمآموزان بهتری برای سرزمین تربیت میکند؟ قطعا نمیتوان ارتباط مستقیم و معناداری بین این دو در نظر گرفت؛ هر چند سرزمین نیاز به تحقیق دارد. تجربه شخصی من علامت میدهد نمیتوان گفت اگر معلمی مقالات خوبی تدوین کرد حتما معلم خوب و اثرگذاری است. هدف رتبهبندی این است که معلمان بهتری داشته باشیم و کاری کنیم معلمان در تربیت علمآموزان اثرگذارتر و برندهتر باشند. ممکن است تولید مقاله به این هدف کمک کند ولی اینگونه نیست که اگر کسی مقاله داشت حتما معلم شایستهتری است.»
خواستههای غیرمنطقی از معلمان
شاید این سوال مطرح شود که مگر امر تحقیق در آموزش عالی و دانشگاهها رایج نیست؟ چه ایرادی دارد اگر در آموزش و آموزش نیز چنین باشد؟ بنیادی در پاسخ به سوال فوق میگوید: «در دانشگاهها که گفت و گو مقاله و کتاب مطرح است، حق پژوهانه به اعضای هیات علمی تخصیص داده میشود، امتیازاتی داده میشود، زمان مطالعاتی داده میشود، مکانیسمهای تشویقی خاصی برای کسانی که تالیفات اثربخش و مرتبط دارند، وجود دارد. آیا آموزشوپرورش این امکان را دارد؟ آیا امکان تحقیق را برای معلم آماده کرده است؟ از یک عضو هیات علمی دانشگاه که صبر میرود مقاله و کتاب تالیف کند برای این است که از نظر علمی بهروز و در حال حرکت باشد ولی ماموریت معلم ما تولید مقاله علمی نیست. معلم باید کاری کند که اثرگذاری و تواناییهای تربیتیاش خوب تر شود. اگر بنا باشد مقاله و کتاب را به این شکل در سنجش معلمان لحاظ کنیم، مرتکب اقدامی کاملا اشتباه شدهایم. نه حق پژوهانه و نه مکانیسمی در نظر گرفتهشده و نه چهارچوبی مشخص کردهایم.
مقاله چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟ اگر من معلم ریاضی باشم و درباره ادبیات مقاله بنویسم و اسم اون را درسپژوهی ادبیات بگذارم صحیح است؟ اگر درباره آسیبشناسی مقالهای بنویسم قابل پذیرش است؟ یا شایستگی زبر دست من اقتضا میکند درباره روش تدریس ریاضی کار کنم؟ هیچیک از اینها در طرح رتبهبندی مشخص نیست و این اقدام تنها یک سمبلکاری است که بازار پرسودی برای کسانی که در کنارها کار میکنند، آماده میآورد.